احکام

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/31

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال مقالۀ زیر:

رحم و مهربانی به حیوانات- جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست و زندگی انسان

"تا توانید خاطر موری میازارید" (عبدالبهاء)

فرح دوستدار

حیوانات درتمام ادوار تاریخ بشر نقش مهمی در زندگی انسانها داشته اند. از بهره برداری از فرآورده های حیوانی گرفته تا حمل ونقل و یا مقاصد تفریحی و در سده های اخیر در آزمایشگاه ها و در تجربه های علمی حیوان پیوسته در خدمت بشر بوده است. توجّه و رعایت حیوانات نه تنها از جنبۀ سود رسانی آنها به انسان بلکه جهت حفظ محیط زیست نیز حائز اهمیّت است. آثار بهائی دراین زمینه تنها بر بعد اخلاقی و رعایت حقوق سایر جانداران تکیه نکرده بلکه از آن فراتر رفته و رفتار توأم با عطوفت و مهربانی را نسبت به سایر حیوانات درخور شأن و کرامت انسان می داند.

در سالهای اخیر عوامل متعددی موجب نقد و بررسی نحوه رفتار انسان نسبت به حیوانات گشته. این مقاله به بررسی سه دسته از این عوامل پرداخته و آنها را با دیدگاه بهائی مواجه میسازد: ١- مسئله زیست محیطی و جایگاه حیوانات ٢- عوامل بهداشتی و عواقب بهره برداری نامتعادلانه از فرآورده های حیوانی (خصوصا گوشتخواری) ٣- مسئولیت اخلاقی انسان در برابر سایر جانداران.

جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست

مدافعین حفظ محیط زیست و انجمن های حمایت حیوانات نه تنها بر رفتار متعادلانه انسان نسبت به حیوانات اهلی و مفید تکیه می کنند بلکه حفاظت از حیات وحش را نیز برای بقای شهروندان مهم می دانند در حالی که بسیاری این سؤال را مطرح می سازند که کشته شدن یوزپلنگ، خرس، کفتار، گوزن یا سایر جانوران وحشی در کیلومترها دورتر از شهر ها چه تأثیری بر زندگی شهر نشینان دارد؟

در علم زیست شناسی دو نظریه متضاد در زمینه رفتار انسان نسبت به حیوان موجود است:

١- فرضیه معروف به "میخ پرچ" (Rivet Hypothesis ) بر این استدلال استوار است که انواع مختلف جانوران و گیاهان چه اهلی و چه وحشی مانند میخ های پرچی هستند که تکه های بدنه هواپیما را به یکدیگر متصل می کنند و اگر چند عدد از آنها مفقود شود هواپیما استحکام خود را ازدست داده و در معرض سقوط قرار می گیرد. بهمین ترتیب از بین رفتن انواع مختلف جانداران و گیاهان تعادل اکوسیستم یا محیط زیست را مختل می سازد.

٢- دومین نظریه "فرضیۀ رانندگان و مسافران" (Driver and passenger hypothesis ) است. طرفداران آن بر این باورند که انواع مختلف جانوران و گیاهان را می توان به سرنشینان هواپیما تشبیه کرد. کم شدن و نبود چند مسا فر تأثیری بر پرواز آن ندارد و نقش اصلی را خلبانان و کارکنان هواپیما بعهده دارند ازاینرو تا زمانی که این گروه موجود و صحیح و سالم است پرواز به مقصد خواهد رسید.

با استناد به چنین فرضیه ای گروهی بخود اجازه می دهند بدون رویه به دامدارای نامتعادلانه پرداخته و شکار بی رویه حیوانات وحشی، حیوان آزاری و کشتن عمدی حیوانات اهلی، بی توجهی به مصرف آب ، آلودگی هوا و نگهداری جنگل ها را اهمیتی ندهند غافل از اینکه این رویه نسل های آینده و فرزندان و نوادگان آنها را با فاجعه های زیست محیطی مانند آلودگی هوای تنفسی، کمبود آب و خشکسالی، بیماری های بی علاج و فجایع پیش بینی نشده ای روبرو خواهد ساخت که هم اکنون شواهد آن در بسیاری از نقاط جهان و بنحو شدیدی در ایران آشکار است.

زیست شناسانی که طرفدار فرضیۀ اوّل یعنی وابسته بودن تمامی عناصر حیات و جانوران و گیاهان به یکدیگرهستند با قاطعیّت نظریه خود را به اثبات می رسانند. بنا بر این فرضیه تمام جانوران و عناصر موجود در طبیعت مانند حلقه‌های زنجیره حیاتند که بهم متصل بوده و برای چرخه حیات مفید ند. اگر حلقه‌ای از این زنجیره از بین برود دیگر آن زنجیره توانایی‌های نخستین‌ را نخواهد داشت.

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال مقالۀ زیر:

مفهوم جدید کار و خدمت در آثار بهائی

فرح دوستدار

کار و خدمت از مفاهیم کلیدی تاریخ تمدن بشر است که در طول زمان دچار تحولات بنیادینی گشته. یکی از علائم مشخصه نظم بدیع حضرت بهاءالله ارائه تصویر جدیدی ازاین دو مفهوم و ایجاد تحولی اخلاقی در زندگی فردی و اجتماعی در این زمینه است تا بشر قادر شود مشکلات پیچیده اقتصادی کنونی را بنحو عادلانه تری حل نماید. این مقاله ابتدا سیرمختصری در تاریخ تحول کار و خدمت نموده و سپس به تفحص درآثار بهائی میپرداز و به اصولی اشاره میکند که قادر به ایجاد تحولی بنیادین در برداشت کنونی جهان در زمینه کار و خدمت است.

سیر تحول کار و اشتغال در طول تاریخ

کار در مسیر تحولات تاریخی خود تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گرفته : تقسیم کار ، پیدایش ابزارجدید ، اختراع وسائل مکانیکی و استفاده ازماشین ها ، تحول شرایط زندگی ، نیازهای طبقات مختلف اجتماعی ، مسئله قدرت و حاکمیت.

در فرهنگ های شناخته شده باستانی جهان کارتنها به فعالیت های بدنی گفته میشد که بوسیله بردگان و طبقات پائین اجتماع صورت میگرفت از اینرو دارای بار منفی بود. بسیاری از تصاویرقدیمی سلاطین چین باستان شاهان و یا ملکه هائی را با ناخن های بسیار بلند نشان میدهد که نمودار اشرافیت بوده و نشان میدهد که دستهای نازپرورده صاحبان آن هرگز بکاری بدنی اشتغال نداشته است.

در عهد عتیق در فرهنگ یونان و رم باستان کار کردن مختص بردگان و زنان و مزدبگیران روزانه یعنی افراد تهیدست بود. ارسطو فیلسوف معروف یونان کار را مختص طبقات پائین اجتماع دانسته و مفهوم مخالف کار را آزادی مینامد از اینرو تنها اشراف و مردان توانمند را شهروند یا مردان آزاد میداند. حقوق شهروندی نیز تنها به مردان آزاد تعلق میگیرد. کار بدنی در این دوران از اعمال شاق ودر نتیجه در خور نجبا و اعیان نیست. او در کتاب خود تحت عنوان سیاست بر این فرض است که ثابت گشته انسانها بطور طبیعی یا برده و یا مرد آزاد متولد میشوند.

یکی از ریشه های فرومایه انگاشتن کاربرمیگردد به روایت دینی در داستان آفرینش که ابتدا در تورات آورده شده و سپس در انجیل و قرآن نیز آمده است. بر طبق این روایت آدم و حوا در ابتدای خلقتشان در بهشت براحتی و آسایش روزگار میگذراندند ولی با خوردن میوه ممنوعه و سرپیچی از فرمان الهی از بهشت رانده میشوند و خداوند آنها را مجازات میکند از آن پس حوا میبایست با درد و سختی بسیار فرزندان بزاید و آنها را بپروراند و آدم به کاردر مزرعه بپردازد. از اینرو تا اواخر قرون وسطی کار کردن نوعی فرمان و مجازات الهی بود و انسان میبایست به اینوسیله گناهان خود را پاک کند. ریشه لغت کار و کارگر در زبانهای غربی labour نیز که بمعنی سختی و و درد و رنج است نیز از این تفکر منشاء میگیرد. بعد ها لغت کار بعنوان work مصطلح شد که بمعنی فعالیت خلاقانه است.

واژه خدمت نیز مانند مفهوم کار در طول تاریخ بار منفی داشته و همراه است با مفاهیمی مانند فرودستی ، فرومایگی ، نوکری ، کلفتی ، بیچارگی ، بردگی و نظائر آن. فردی که خدمت میکند نیزمستقیم و یا غیر مستقیم در زمره خدمتکار بحساب آورده میشد. در زبانهای زنده جهان واژه های ارباب و رعیت ، آقا و نوکر، حاکم و فرمانبردار سرمایه دار و کارگر کلماتی متضادند که با تعصب و پیش داوری توأم است. جامعه بشری در طول تاریخ به دو گروه تقسیم میگشت ، گروه حاکم و فرمانده و گروه فرمانبردار و مطیع. گروه بندی طبقاتی بین حکومت ها ، نژادها ، مذاهب ، طبقات اجتماعی یا جنسیت ها همگی از یک اصل فکری منشق میشود و آن برداشتی اشتباه از مفهوم کارو خدمت به نوع انسان است.