احکام

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/31

برگرفته از: http://news.gooya.com/politics/archives/2015/12/206175.php

حق با "هالو" است، حامد صبوری

کشور عزیزمان ایران دچار بحران های گوناگونی است. ریشۀ تمام بحران های آن بحران اخلاقی است. صرف نظر از نیاز به "اصولی اخلاقی برای جامعه ای جهانی" (١) که گویای ایجاد بینشی جدید برای رسیدن جهان به سعادت حقیقی و صلح و وحدت است، ایران عزیزمان نیز برای نجات از وضع موجود و حرکت به سمت اصلاح و سعادت حقیقی خود نیازمند عمل به اصول اخلاقی ای است که شدیداً به آن بی توجهی شده است.

حدود یک قرن قبل، عبدالبهاء، درمان دردهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و علمی و اقتصادی ایران عزیزمان را این چنین بیان فرموند:

«ای تشنۀ حقیقت، ایران ویرانست و جمیع احزاب فی الحقیقه تیشه به دست گرفته به ریشه این بنیان قدیم می زنند و ابداً ملتفت نیستند که این کلنگ، بنیان کن است و این تیشه، ریشه کن. هر حزبی گمان می کند که به تعمیر مشغولست. ولی در قرآن می فرماید: یُخربون بُیُوتهم بِاَیْدیهِم. باری، این آوارگان به هیچ حزبی مشترک و متمایل نبوده. در آن می کوشیم که بنیۀ ایران قوّت گیرد و معلوم است قوّت بنیه ایران، جز به تأسیس اخلاق الهی ممکن نه. چون تأسیس اخلاق گردد ترقی در جمیع مراتب محتوم است. هیچ ملتی بدون تعدیل اخلاق فلاح و نجاح نیابد؛ و به تحسین اخلاق علوم و فنون رواج یابد و افکار بینهایت روشن گردد، صداقت و امانت و حماست [=شجاعت] و غیرت و حمیّت بجوشد، سیاست به درجۀ نهایت رسد، صنایع بدیعه رواج یابد، تجارت اتّساع جوید، شجاعت عَلَم افرازد، ملت از برزخی به برزخ دیگرانتقال نماید، خلق جدید شود، فتبارک الله احسَنُ الخالقین تحقّق یابد...» (۲)

خوشبختانه متفکرین ایران عزیزمان روز به روز بر این حقیقت توجّه بیشتری می نمایند. اخیراً آقای محمّد رضا عالی‌پیام، معروف به «هالو» دربارۀ یکی از عوامل بسیار مهم ضدّ اخلاقی موجود در ایران، یعنی دروغگویی، شعری را در زندان رجائی شهر سروده اند که گویای وجهی مهم از بحران اخلاقی موجود می باشد. ایشان چنین سروده اند:

روز و شب می‌بارد از هر سوی سیل‌آسا دروغ
بر تو و بر من دروغ و بر شما و ما دروغ
این دروغ و آن دروغ و آن دروغ و این دروغ
این طرف یا آن طرف، اینجا دروغ، آنجا دروغ
زیر یا بالا چه فرقی می‌کند، بالا و زیر
هم از این پایین دروغ و هم از آن بالا دروغ
نه یکی دو تّا، نه ده تا بیست تا پنجاه تا
صبح و شب سهمیه دارد هر کسی صد‌ها دروغ

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال مقالۀ زیر:

رحم و مهربانی به حیوانات- جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست و زندگی انسان

"تا توانید خاطر موری میازارید" (عبدالبهاء)

فرح دوستدار

حیوانات درتمام ادوار تاریخ بشر نقش مهمی در زندگی انسانها داشته اند. از بهره برداری از فرآورده های حیوانی گرفته تا حمل ونقل و یا مقاصد تفریحی و در سده های اخیر در آزمایشگاه ها و در تجربه های علمی حیوان پیوسته در خدمت بشر بوده است. توجّه و رعایت حیوانات نه تنها از جنبۀ سود رسانی آنها به انسان بلکه جهت حفظ محیط زیست نیز حائز اهمیّت است. آثار بهائی دراین زمینه تنها بر بعد اخلاقی و رعایت حقوق سایر جانداران تکیه نکرده بلکه از آن فراتر رفته و رفتار توأم با عطوفت و مهربانی را نسبت به سایر حیوانات درخور شأن و کرامت انسان می داند.

در سالهای اخیر عوامل متعددی موجب نقد و بررسی نحوه رفتار انسان نسبت به حیوانات گشته. این مقاله به بررسی سه دسته از این عوامل پرداخته و آنها را با دیدگاه بهائی مواجه میسازد: ١- مسئله زیست محیطی و جایگاه حیوانات ٢- عوامل بهداشتی و عواقب بهره برداری نامتعادلانه از فرآورده های حیوانی (خصوصا گوشتخواری) ٣- مسئولیت اخلاقی انسان در برابر سایر جانداران.

جایگاه حیوانات در حفظ محیط زیست

مدافعین حفظ محیط زیست و انجمن های حمایت حیوانات نه تنها بر رفتار متعادلانه انسان نسبت به حیوانات اهلی و مفید تکیه می کنند بلکه حفاظت از حیات وحش را نیز برای بقای شهروندان مهم می دانند در حالی که بسیاری این سؤال را مطرح می سازند که کشته شدن یوزپلنگ، خرس، کفتار، گوزن یا سایر جانوران وحشی در کیلومترها دورتر از شهر ها چه تأثیری بر زندگی شهر نشینان دارد؟

در علم زیست شناسی دو نظریه متضاد در زمینه رفتار انسان نسبت به حیوان موجود است:

١- فرضیه معروف به "میخ پرچ" (Rivet Hypothesis ) بر این استدلال استوار است که انواع مختلف جانوران و گیاهان چه اهلی و چه وحشی مانند میخ های پرچی هستند که تکه های بدنه هواپیما را به یکدیگر متصل می کنند و اگر چند عدد از آنها مفقود شود هواپیما استحکام خود را ازدست داده و در معرض سقوط قرار می گیرد. بهمین ترتیب از بین رفتن انواع مختلف جانداران و گیاهان تعادل اکوسیستم یا محیط زیست را مختل می سازد.

٢- دومین نظریه "فرضیۀ رانندگان و مسافران" (Driver and passenger hypothesis ) است. طرفداران آن بر این باورند که انواع مختلف جانوران و گیاهان را می توان به سرنشینان هواپیما تشبیه کرد. کم شدن و نبود چند مسا فر تأثیری بر پرواز آن ندارد و نقش اصلی را خلبانان و کارکنان هواپیما بعهده دارند ازاینرو تا زمانی که این گروه موجود و صحیح و سالم است پرواز به مقصد خواهد رسید.

با استناد به چنین فرضیه ای گروهی بخود اجازه می دهند بدون رویه به دامدارای نامتعادلانه پرداخته و شکار بی رویه حیوانات وحشی، حیوان آزاری و کشتن عمدی حیوانات اهلی، بی توجهی به مصرف آب ، آلودگی هوا و نگهداری جنگل ها را اهمیتی ندهند غافل از اینکه این رویه نسل های آینده و فرزندان و نوادگان آنها را با فاجعه های زیست محیطی مانند آلودگی هوای تنفسی، کمبود آب و خشکسالی، بیماری های بی علاج و فجایع پیش بینی نشده ای روبرو خواهد ساخت که هم اکنون شواهد آن در بسیاری از نقاط جهان و بنحو شدیدی در ایران آشکار است.

زیست شناسانی که طرفدار فرضیۀ اوّل یعنی وابسته بودن تمامی عناصر حیات و جانوران و گیاهان به یکدیگرهستند با قاطعیّت نظریه خود را به اثبات می رسانند. بنا بر این فرضیه تمام جانوران و عناصر موجود در طبیعت مانند حلقه‌های زنجیره حیاتند که بهم متصل بوده و برای چرخه حیات مفید ند. اگر حلقه‌ای از این زنجیره از بین برود دیگر آن زنجیره توانایی‌های نخستین‌ را نخواهد داشت.