احکام

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/31

برگرفته از:

https://hra-news.org/fa/articles/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9...

دلنوشته یک جوان بهایی ساکن تبریز

در رابطه با تبعیض های تحصیلی، اقتصادی و حتی دفن اموات خود.

تاریخ: شنبه ,۲۴ خرداد ۱۳۹۳

من یک شهروند بهایی، عاشق خدمت به وطن و ساکن تبریز هستم. مثل همه ی شهروندان دیگر به خدمت سربازی رفته ام و برای عمران و آبادانی کشورم مالیات میدهم. اما متاسفانه از هیچ حقوق شهروندی بهره مند نیستم.

علت بی نام نگاشتن این نامه نیز، مشکلات و عواقبی هست که در آینده امکان دارد گریبان گیر خود و خانواده ام شود. بعد از اتمام دوره ی دبیرستان در کنکور شرکت کردم ولی به دلیل بهایی بودن، وضعیت قبولی من را “نقص پرونده” اعلام و از حضور در دانشگاه محروم کردند.

این امر نه تنها برای من در دهه ی ۸۰، بلکه برای پدر من و پدران جوانانی امثال من اتفاق افتاده و همچنان هم ادامه دارد و از ادامه‌ی تحصیلات محروم شده ایم و میشویم.

مشکلات ما بهائیان آشکار و پنهان در همه جای ایران و از‌جمله تبریز جریان داشته و دارد. اما از حدود ۳ سال پیش شرایط عوض شد و نقض حقوق شهروندی ما به علنی ترین حات خود رسید و آن زمانی بود که بر خلاف روال سابق آرامستان تبریز به ریاست آقای “فرخ جلالی” در حرکتی غیر منتظره اجازه کفن و دفن را از بهاییان تبریز گرفت و ایشان بعد از چندی با حفظ سمت به عنوان مشاور عالی شهردار و نیز مدیرکل حوزه شهردار تبریز منصوب شد.

ازدواج با محارم؟ یکی دیگر از اکاذیب ساختگی برعلیه جامعه ی بهائی

یکی دیگر از اکاذیبی که بعضی سعی می کنند از طریق آن، افکار عمومی را برعلیه جامعه ی بهایی تحریک کنند آن است که بهاییان با محارم خود ازدواج می کنند! دلیلی که برای این مدعای ساختگی ارائه می شود آن است که در کتاب اقدس این عمل نهی نشده است به جز در مورد زن پدر. واضح است که ادعای ازدواج بهاییان با محارم خود دروغی زشت و نفرت انگیز است و هر کسی که کوچک ترین شناختی از بهاییان داشته باشد به بطلان این مطالب دور از واقع آگاه است.

اما برای پاسخ به این که چرا حکم ازدواج با محارم در کتاب اقدس- به جز در مورد زن پدر- ذکر نشده اجازه بدهید ابتدا قرآن کریم و روش آن را ملاک قرار دهیم:

در سایت "اندیشه قم" که پایگاه پاسخ گویی به شبهات اسلام است در مورد احکامی که در قرآن نیامده است می خوانیم: "قرآن، كليات و اصول احكام را بيان نموده است، و آنچه مشهور است تعداد آيات قرآن كه مربوط به احكام مي‌شوند حدود پانصد آيه مي‌باشد و حال آن كه تنها مسائلي كه مربوط به فروعات نماز مي باشند حدود ٢٠٠٠ مسئله مي‌باشد، از اينجا نتيجه مي‌گيريم كه تمام جزئيات احكام و فروعات آن در قرآن وارد نشده است (سایت مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات"اندیشه قم") و در پاسخ به این سؤال که چرا نام ائمه در قرآن نیامده پاسخ گویی چنین آغاز می شود: "خيلي از مسائل ريز احكام و اخلاق و بعضي مسائل اصول در قرآن بيان نشده است مثل ركعات نماز، جزئيات زکات". در پاسخ به این که چرا نام امام علی در قرآن نیامده نیز دلایلی ذکر می شود. دلیل دوّم بدین قرار است: باید توجه داشت كه مسأله ولادت و خلافت علی ـ علیه السّلام ـ معیار شناخته شده مؤمنان واقعی از دیگران بوده است. منظور این است که بخاطر امتحان مسلمانان این قضیه دقیقا ذکر نشده تا به این وسیله مومن حقیقی از غیر حقیقی مشخص شود.

باید دید که چگونه مسلمانان عدم ذکر نام جانشین حضرت محمد را (که چنین اهمیت والایی دارد) به دلیل امتحان بندگان می دانند- که نتیجه اش تفرقه ای بزرگ در عالم اسلام است و هنوز هم پس از ١۴٠٠ سال گریبان گیر این امت است- امّا نوبت به دیانت بهایی که می شود این گونه موارد را نمی توان حمل بر امتحان کرد. تعداد رکعات نماز که ستون دین است در قرآن نمی آید، همچنین آیات آن و تعداد دفعاتی که باید در روز خوانده شود و... (با این که نماز اسلامی مسبوق به سابقه نبوده و به دلیل بدیع بودن قاعدتاً باید کامل ذکر می شد) این مسئله از نظر مسلمین بلا مانع است امّا حکم حرمت ازدواج با محارم که مسبوق به سابقه بوده، قبلا در قرآن نهی شده و در دین بهایی به علت نهی شدن آن در کتب آسمانی پیشین، بدیهی بودن حکم و معمول نبودن آن در جامعه، مجدداً وضع نگردد- برای بعضی این نتیجه را می دهد که پس بهاییان چنین می کنند.

شاید عده ای بگویند مطالبی مانند ولایت، جزو احکام و به اهمیت آن نیستند و در مورد احکام هم فقط جزییات است که ذکر نشده. در پاسخ باید گفت احکامی نیز وجود دارد که اصولاً در قرآن نیامده مثل حجاب و فقها برای استنتاج آن ها از منابع دیگر استفاده کرده اند. همچنین احکام زنای محصنه، زنای با محارم،ارتداد، حکم حرام بودن استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر، لواط، مساحقه (که در این مورد حتی آیه ای دال بر ذم آن هم وجود ندارد چه برسد به حد آن)، قیادت، سِحر، سن تکلیف، موسیقی و... نمونه هایی هستند از احکامی که در قرآن وجود ندارند. اساسا نفس وجود داشتن قوه ی مقننه در کشورهای اسلامی به این معنی است که قوانین و احکام زیادی هستند که در قرآن وجود ندارند ولی می توان آن ها را نتیجه گرفت. حکم اختلاس یا کلاه برداری در قرآن وجود ندارد پس باید نتیجه بگیریم که همه ی مسلمانان اختلاس می کنند یا کلاه بردارند؟ آیا نباید عواملی مانند معمول نبودن این اعمال را در زمان نزول قرآن مد نظر داشت؟ اگر استفاده از مواد مخدر در قرآن منع نشده یعنی همه ی مسلمانان معتادند یا حد اقل مجاز به استفاده از مواد مخدر؟ چنین احکامی را سیستم حقوقی هر مملکت تعیین و منع می کند. همچنین است جزئیات مربوط به ازدواج. در مورد ازدواج با محارم واضح است که به علت وجود حکم در اسلام و بدیهی بودن آن و از طرف دیگر معمول نبودن آن در زمان ظهورحضرت بهاءالله دلیلی برای ذکر آن وجود نداشته.