شعر و ادب

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/38

منبع: رادیو کوچه

تقدیم :به همه آزادگان در بند

می شود دست مرا بست و مرا در بند و زندان کرد
می شود با نام دین هر روز

حکم بر اعدام و حبس بی گناهان کرد
خانه باشد یا محل کسب روزی ..!

می شود آتش زد و سوزاند
می شود آباد را یک لحظه ویران کرد !

می شود ساعات طولانی
مادری در انتظار دیدن فرزند را

با وعده ی فردای پوشالی پریشان کرد
با طلوع صبح فردا

وعده ی دیروز را با خدعه کتمان کرد..!
با نشان مَهر پیشانی

با دغل کاری پنهانی
می شود هر کافری را از مسلمانی پشیمان کرد!!

ای شما که نیم شب در خانه ی این مردم آزاده می ریزید
بر هراس کودک هر خانه می خندید ..

دستهای بیگناه مردمان را ساده می بندید
می ریزید ... می هراسانید و می خندید

با شمایم .. با شما
آیا
می شود خورشید را پشت هزاران ابر پنهان کرد؟!

منبع: فرهنگ گفتگو

تقدیم به ایول عزیزمان که خراب آباد شد:

ای خانه های خوب

ای سنگ ها و چوب

ای خشت های خام

ای پرکشیده بام

ویرانه ای ولی

آباد من سلام!

ای خانه چون شدی؟

کی سرنگون شدی؟

دورت بگردم، آه !

غرقاب خون شدی.

ای سرپناه مهر!

ای رفته تا سپهر!

ای سرزمین مام!

ای روح بی کلام!

رفتی ولی بدان،

دیوار تو هنوز

در خشت جان ماست

ویرانه های تو
گویای بی صداست.

ای خانه گفته اند

باید چو ما شوید

یا ترک سر کنید

یا زین سرا روید

ای خانه شرمم است

در عصر اتحاد

در قرن ارتباط

با ما چنین کنند

این فکر بسته را

در پای دین کنند

ای خانه ها چه سود؟!

حتی اگر جویی

حرف عقیده بود

در تو چرا چنین

آتش کشیده اند!

الوار بسته را

از هم دریده اند؟!

این بازوان جهل

گاهی که می شود

در خویش پر غرور

پا می زند به عقل

رو می کند به زور

ای خانه ها چه سود؟!