شعر و ادب

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/38

منبع: سیروس نیوز

بر سر مزارش می روم. سکوت است و گاه تک صدای کلاغی و حرکت شتابزده موری. سالهاست که دفنش کرده اند و بر سنگش گلاب پاشیده اند. بارها زجه های عاشقانش را شنیده ام که چگونه در سوگش جامه دریدند و اشک ریختند و پای دارش افسوس و واویلا گفتند.

سر بر می گردانم باز هم مزار اوست.آن گوشه، این کنار، در میان مدرسه و بازار ، در اتاقهای دانشگاه و دالانهای کوچه، در پستوی خانه و در کورسوی زندان ، بر بالای منابر و در دولت و دیوان ، اما اما انگار آن سو خاکش کرده اند ؛ در زادگاهش ؛ در گاهش بی گاه کرده اند.

ذره های خاک می لرزند، تکان می خورند. انگار هنوز خرده جانی و تنگ نفسی مانده. مردی می آید و خاک را با بیل صاف می کند یکی هم بر سرش می کوبد و می خندد قاه قاه در دادگاه در بیدادگاه.

هر روز کفه های ترازوی دادگاه بالا و پایین می رود و هیچگاه در میان نمی ایستد. هر ساعت دادگاهها برپا می شود و عدالت محاکمه و بر دار.

منبع: فرهنگ گفتگو

من زنم ، بانوي ايراني پر هوش و توان
گر چه حوّا بدنم ، آدمم ، انسان، انسان

مادرم ، مادر "زرتشت" ، پيام آور پارس
"ماندانا"، مادر "كورش"، جاودان رهبر پارس

آفريننده ي مردان شكوهنده منم
افتخارم اما نيست به مردان كه زتم

بجز آن عهد اهورايي تاريخ وطن
ديگر اي مرد نديدم ز تو آن حرمت زن

بردي از ياد كه فرهنگ تو زن سوز نبود
كيش اجداد تو بر زن ستم آموز نبود

خواب پرواز مرا فرصت تعبير نبود
ور نه پرهاي مرا عيبي و تقصير نبود

روزها رفت و زمان دگري آمد پيش
بار سنگين ستم گشت ز طاقتها بيش

"طاهره" فخر زنان پرده به يكسو افكند
بند از دست و دل زن به كلامش بركند