اخلاقیات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/3

برگرفته از: https://khodnevis.org/article/66378

بنی آدم اعضای یک پیکرند...

۲۷/اسفند/۱۳۹۴ شیلا موسایی

فقط روحیه صفاجو نیست... چند دخترک جوان دیگر نیز که اینها هم رتبه‌های بالا در کنکور سراسری بدست آورده بودند از تحصیل آنها هم در دانشگاه‌های ایران جلوگیری به عمل آمده است... تارا هوشمند و شادان شیرازی را.

مستقیم می‌روم سر اصل مطلب. چند روز پیش در خبرها خواندم دختر جوان بهایی به نام روحیه – چه روح قوی و شکست ناپذیر داشته‌اند پدر و مادر که چنین نامی هم به دخترکشان داده‌اند – با وجود شرکتش در کنکور سراسری سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به خاطر هویت و ایمان بهایی‌اش ازرسیدگی به امکان پذیرفته شدنش در دانشگاه محروم شده است. او به‌دلیل پیگیری در ادارات رسمی کشور و دل نوشته‌اش در فیس بوک در شرح محرومیتش از تحصیل، چند روز پیش دستگیر شده و بر اساس گزارش‌ها در انفرادی اوین به سر می‌برد.

امروز من می‌غرم.

فورا در گوگل می‌زنم و لینک پشت لینک در مورد ستیز با بهاییان را یک به یک می‌بینم. یکی‌اش توهین نماینده اصلاح‌طلب به بهاییان داوطلب در کنکور امسال اما محروم از تحصیل است که در پاسخ رجوع آنها به دفتر علی رضا محجوب عضو اصلاح‌طلب، وی بهاییان را گروهی تروریست و تفنگ بدست توصیف نموده و این شهروندان – بچه‌ها – را از دفترش بیرون می‌کند. خود بخوانید مفصل در مورد این برخورد.

برگرفته از: http://news.gooya.com/politics/archives/2015/12/206175.php

حق با "هالو" است، حامد صبوری

کشور عزیزمان ایران دچار بحران های گوناگونی است. ریشۀ تمام بحران های آن بحران اخلاقی است. صرف نظر از نیاز به "اصولی اخلاقی برای جامعه ای جهانی" (١) که گویای ایجاد بینشی جدید برای رسیدن جهان به سعادت حقیقی و صلح و وحدت است، ایران عزیزمان نیز برای نجات از وضع موجود و حرکت به سمت اصلاح و سعادت حقیقی خود نیازمند عمل به اصول اخلاقی ای است که شدیداً به آن بی توجهی شده است.

حدود یک قرن قبل، عبدالبهاء، درمان دردهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و علمی و اقتصادی ایران عزیزمان را این چنین بیان فرموند:

«ای تشنۀ حقیقت، ایران ویرانست و جمیع احزاب فی الحقیقه تیشه به دست گرفته به ریشه این بنیان قدیم می زنند و ابداً ملتفت نیستند که این کلنگ، بنیان کن است و این تیشه، ریشه کن. هر حزبی گمان می کند که به تعمیر مشغولست. ولی در قرآن می فرماید: یُخربون بُیُوتهم بِاَیْدیهِم. باری، این آوارگان به هیچ حزبی مشترک و متمایل نبوده. در آن می کوشیم که بنیۀ ایران قوّت گیرد و معلوم است قوّت بنیه ایران، جز به تأسیس اخلاق الهی ممکن نه. چون تأسیس اخلاق گردد ترقی در جمیع مراتب محتوم است. هیچ ملتی بدون تعدیل اخلاق فلاح و نجاح نیابد؛ و به تحسین اخلاق علوم و فنون رواج یابد و افکار بینهایت روشن گردد، صداقت و امانت و حماست [=شجاعت] و غیرت و حمیّت بجوشد، سیاست به درجۀ نهایت رسد، صنایع بدیعه رواج یابد، تجارت اتّساع جوید، شجاعت عَلَم افرازد، ملت از برزخی به برزخ دیگرانتقال نماید، خلق جدید شود، فتبارک الله احسَنُ الخالقین تحقّق یابد...» (۲)

خوشبختانه متفکرین ایران عزیزمان روز به روز بر این حقیقت توجّه بیشتری می نمایند. اخیراً آقای محمّد رضا عالی‌پیام، معروف به «هالو» دربارۀ یکی از عوامل بسیار مهم ضدّ اخلاقی موجود در ایران، یعنی دروغگویی، شعری را در زندان رجائی شهر سروده اند که گویای وجهی مهم از بحران اخلاقی موجود می باشد. ایشان چنین سروده اند:

روز و شب می‌بارد از هر سوی سیل‌آسا دروغ
بر تو و بر من دروغ و بر شما و ما دروغ
این دروغ و آن دروغ و آن دروغ و این دروغ
این طرف یا آن طرف، اینجا دروغ، آنجا دروغ
زیر یا بالا چه فرقی می‌کند، بالا و زیر
هم از این پایین دروغ و هم از آن بالا دروغ
نه یکی دو تّا، نه ده تا بیست تا پنجاه تا
صبح و شب سهمیه دارد هر کسی صد‌ها دروغ