اخلاقیات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/3

چشم باز وگوش باز واین ذکاء
خیره ام از چشم بندی خدا
مولانا
چندی پیش برای شرکت در کنفرانس ادب و هنر ایران به آمریکا میرفتم طبق معمول در مرز توقف کردم مأمور مربوطه شروع به سؤالات نمود. مرز خلوت بود و درجائی کم رفت و آمد قرار داشت. وقتی فهمید ایرانی هستم اولین سؤالش این بود که برای چه آمریکا میروم من جواب دادم برای شرکت دریک کنفرانس ادب وهنر ایران وبعد برای آنکه به مسافرت من جنبه سیاسی ندهد توضیح دادم که جلسه از طرف بهائیان منعقد می گردد. بلافاصله گفت من در باره آئین بهائی شنیده ام ولی هیچوقت فرصت پیدا نکردم که بپرسم اساس اعتقادات شما چیست؟ من که در موقعیّتی نبودم تا بتوانم در باره اعتقادات و تعالیم بهائی اطلاعات کافی به سؤال کننده بدهم خواستم در چند کلمه اساس تعالیم بهائی را بیان کنم لذا به سادگی ودر نهایت اختصار به او گفتم اساس تعالیم ما عشق و وحدت است. Love and Unity))

دوستان عزيز غير بهائي من، وقتي براي اوّلين بار برايشان راجع به دينم صحبت مي كنم، چند دسته اند: بعضي از آنها با اشتياق گوش مي دهند وبا هم صحبت مي كنيم و طالب مطالعه و تحقيقند. بعضي ها مي ترسند كه نكند اين صحبت ها خطر ناك باشد وخداي ناكرده موقعيت تحصيلي يا كاري يا اجتماعيشان را خراب كند وبه اين خاطر سعي مي كنند در اين مورد صحبت نكنند يا حتي كمتر رفت و آمد كنند. بعضي ها فورأ جبهه مي گيرند كه دين اسلام آخرين دين است و بهائيت استعماري و وابستهء صهيونيسم است و ساير سوء تفاهمات و شبهات رايج در بارهء آن را بيان مي كنند. بعضي از آنها هم كه از هر چه دين است زده شده اند، شروع مي كنند به بد گوئي از اسلام و ساير اديان و مي گو يند شما هم مثل ايشان! بعضي از دستهء اخير نيز فقط به بهانهء ردّ اسلام مي گو يند اسلام دين عربها است و ما ايراني هستيم، و بدون اينكه از ديانت مقدّس زردشتي اطّلاعاتي داشته باشند، از آن طرفداري كرده و مي گويند دين يعني «گفتار نيك، كردار نيك، پندار نيك»، باقي سنن و مراسم اضافي است و اصولأ هر كس خود عقل دارد و احتياج به امر و نهي و دستورات ديني نيست.