اخلاقیات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/3

برگرفته از: http://aasoo.org/articles/64/

استقامتِ سازنده: پاسخ بهائیان به ظلم و ستم

نویسنده: مایکل کارلبرگ

قسمت اوّل مقاله:

در میانه‌ی مبارزات مهمِ قرن بیستم برای ایجاد تغییرات اجتماعی از طریق مخالفت خشونت‌پرهیز و نافرمانی مدنی، جامعه‌ی بهائیِ ستمدیده‌ی ایران، رهیافتی کاملاً غیرخصمانه‌ به‌ تغییرات اجتماعی را دنبال کرده است. در آثار مربوط به تغییرات اجتماعی، به این الگوی غیرخصمانه چندان توجه نکرده‌اند. بنابراین، این مقاله در پی جلب توجه به این الگو است و به این منظور، با بیان خلاصه‌ای از تجربه‌ی ستمدیدگی جامعه‌ی بهائی، به بررسی اصول اساسی پاسخِ جمعیِ بهائیان به ظلم و ستم می‌پردازد. سپس، از نتایج این پاسخ سخن می‌گوییم و به مجموعه‌‌ای از دریافت‌های ابتکاری (heuristic insights) می‌پردازیم که می‌تواند راهنمای کاوش‌های بعدی در بابِ پویایی صلح و تغییر باشد.

تا پایان قرن بیستم، کتب و مقالات فراوانی به بررسی نظری و عملیِ مقاومت خشونت‌پرهیز در برابر ظلم و ستم پرداختند. این آثار، مبتنی بر نوشته‌ها و کارهای اشخاص بانفوذی همچون ماهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ، جنبش‌های مُلهم از ایشان، و سنت‌های اخلاقی و روحانی ژرف‌تری بودند که الهام‌بخش آنها به شمار می‌رفتند. از میان این مبارزه‌های مهم در قرن بیستم می‌توان به پاسخ کاملاً غیرخصمانه‌ی جامعه‌ی بهائی ایران به ظلم و ستمِ خشونت‌آمیز اشاره کرد. هر چند این پاسخ "یکی از معدود موارد مستندی" است " که اقلیتی موفق به مقاومت صلح‌آمیز" در برابر کارزاری مستمر و منظم با هدفِ نسل‌کشی شده، اما عمدتاً نادیده مانده است .[1]

بیش از 160 سال است که جامعه‌ی بهائی ایران در معرض امواج پیاپیِ تبلیغات خصمانه و سانسور، طرد و انزوای اجتماعی، محرومیت از تحصیل، محرومیت از اشتغال، محرومیت از فرایند دادرسی عادلانه، غارت و تخریب اموال، مصادره‌ی دولتی دارایی‌های فردی و جمعی، آتش‌‌سوزی، خشونت اوباش، بازداشت و حبس خودسرانه ، شکنجه‌ی جسمی و روانی، تهدید به مرگ، اعدام، ربایش و ناپدید‌شدن قرار داشته است. هدف از همه‌ی این کارها نابودی این جامعه بوده است.[2] اکثر ایرانیان خصومتی با بهائیان ندارند، و تعالیم اسلام هم به‌ صراحت رواداری دینی را ترویج می‌کند. با وجود این، بخش‌های قدرت‌مندی از نهاد روحانیت شیعه در ایران همواره با بهائیان دشمنی ورزیده و پیروان تندرو خود را به مبارزه با بهائیان برانگیخته، از فراز منابر و در رسانه‌‌ها به انتشار تهمت و افترا پرداخته، و در نتیجه باعث بی‌اعتنایی وسیع ایرانیان به اوضاع اسف‌بار بهائیان شده، و مخالفانِ نقضِ حقوق شهروندی بهائیان را مرعوب کرده است.[3]

از سال 1979، موج جدید آزار و خشونت [علیه بهائیان] توجه جهانیان را به خود جلب کرده و محکومیت این اقدامات توسط مجمعِ عمومیِ سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای سازمان ملل، سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر، دولت‌های گوناگون، دانشگاهیان و روزنامه‌نگارانِ شمار فراوانی از کشورها، ایرانیان پیشرو در داخل و خارج از ایران، و فعالان مسلمان حقوق بشر را در پی داشته است. همه‌ی این مجامع به بی‌گناهی و رنج دیرینه‌ی بهائیان اشاره کرده و از مقام‌های ایران خواسته‌اند به کارزار سرکوب منظمِ جامعه‌ی بهائی پایان دهند.[4] در نتیجه، توجه فزاینده‌ی ناظران خارجی به وجوه دیگری از این دین جهانیِ نوظهور جلب شده؛ دینی که از میان آشوب و بحران خاورمیانه‌ی معاصر برخاسته است. گسترش جهانیِ مستمرِ این آیین، گرایش‌های دموکراتیک آن، و پایبندی‌اش به صلح و عدالت به‌دقت بررسی و به‌طور گسترده‌ای ثبت شده است.[5] اما پاسخ جامعه‌ی بهائی به ظلم و ستم، عمدتاً نادیده مانده است. هدف این مقاله، جلب توجه به پاسخ بهائیان به عنوان الگویِ کاملاً غیرخصمانه‌ی تغییرِ اجتماعی، در مواجهه با آزارِ خشونت‌آمیز است.

پیشینه: ظلم و ستم به بهائیان ایران

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال مقالۀ زیر:

بحران پناه‌جویی در جهان

فرح دوستدار

در سال‏ها و خصوصاً درماه‏های اخیر جهان شاهد سیل آوارگانیست که از مناطق جنگ‏‏زده و آسیب‏دیده با دستی تهی و در شرایط سخت فرار و در جستجوی مکان امنی به مناطق مجاور و بیش از همه به کشورهای اروپای غربی پناه می‏آورند. بنا به گزارش خبری اتّحادیه اروپا «جهان از زمان جنگ جهانی دوّم با بدترین بحران آوارگی مواجه است و دولت‏های اروپائی خود را موظّف می‏دانند که این بحران را به‌گونه‌ای "متمدّنانه" حل کنند».

دفتر کمیساریای مسئول آوارگان در سازمان ملل متحد در گزارش خود در پائیز سال ٢٠١۵ اعلام کرد که شمار پناه‏جویانی که در هفت ماه آغازین این سال از طریق دریای مدیترانه به اروپا وارد شده‏اند بیش از ۲۵۰ هزار نفر است. این تعداد بیش از کل پناهجویانی است که در سال ۲۰۱۴ از طریق دریای مدیترانه به اروپا آمده‌اند. شمار این پناهجویان در سال ۲۰۱۴ حدود ۲۱۹ هزار نفر بود. این آمار روزانه رو به افزایش است.

سرنوشت‌‌های انسانی در پس آمار پناهندگان

رؤیای رسیدن به غرب برای بسیاری از این مهاجران به قیمت از دست دادن جان شیرین خود در آب‏های سرد دریا تمام می‏شود. بر طبق گزارش دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، در نیمه اول سال ٢٠١۵ بیش از دو هزار و ۵٠٠ نفر در تلاش برای عبور از دریای مدیترانه جان باخته‌اند.

تصاویر دلخراش بدن بی جان کودک سه ساله سوری در دوّم سپتامبر ٢٠١۵ همراه با شعار "انسانیت به ساحل آورده شده" به سرعت در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد و به خبر اول بسیاری از رسانه‏های جهان تبدیل گشت. این کودک سه ساله که آیلن کوردی نام داشت، یکی از 12 پناهنده سوری اهل کوبانی بود که در تلاش برای رسیدن به سواحل یونان غرق شد و پیکر بی جان وی همراه با جسد برادر پنج ساله‌اش در سواحل منطقه توریستی بدروم ترکیه پیدا شد. تارنمای روزنامه انگلیسی ایندیپندنت Indipendent در مقاله‏ای نوشت: «اگر این تصاویر به شدت تکان دهنده از پیکر بی‏جان کودک سوری که به ساحل آورده شده است، رویه اروپا را تغییر ندهد، چه چیزی این رویه را تغییر خواهد داد؟»

"مادری فرزندش را به دریا نمی‌سپارد، مگر آنکه دریا امن‌تر از خشکی باشد" این جمله پس از انتشار تصویر تکان دهنده کودک سوری در شبکه‌های اجتماعی میان کاربرانی دست به دست می‌شد که خشم‌ و نگرانی خود را از جنگ و وقایع ناشی از آن ابراز می‏داشتند.

در میان پناهجویانی که به اروپا می‌آیند، شمار زیادی کودک و نوجوان وجود دارد که والدین‌ آنها به امید آینده‌ای بهتر فرزندانشان را تنها راهی سفری پرخطر ‏کرده‏اند. تنها در کشور آلمان تخمین زده می‌شود که در سال جاری ۲۰ تا ۳۰ هزار پناهجوی جوان، به تنهایی و بدون همراهی والدین‌شان پا به خاک این کشور بگذارند. مسئولیت رسیدگی به اوضاع این پناهجویان بر عهده اداره نوجوانان هر شهری که این دختران و پسران نوجوان به آنجا منتقل شده‌اند است. حل بحران پناهجوئی در صدر اخبار اروپا و خصوصاً کشور آلمان قرار گرفته و پارلمان و شورای فدرال آلمان مسئله رسیدگی و حمایت بهتر از این نوجوانان را در دستور کار خود قرار داده است.

در این میان باید این پرسش را مطرح کرد که پدران و مادران این نوجوانان تا چه اندازه باید مستأصل شده باشند، که حاضر شوند فرزند دلبند‌شان را تنها راهی مکانی ناشناخته کنند، تنها به این امید که او را از وضعیتی که در آن گرفتارند برهانند.