اخلاقیات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/3

برگرفته از: http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=67267

بالاخره برادر خلقتی یا ویروس اخلاقی؟!

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقۀ خراسان، معاون فرهنگی قوّۀ قضائیه، حجت الاسلام هادی صادقی در سلسله برنامه‌های بزم‌اندیشه که با حضور نخبگان و فعالان فرهنگی با موضوع حقوق بشر در اسلام و غرب در مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی برگزار شد، با اشاره به اینکه منطق اسلام بر مبنای عدل، حکمت و رحمت است گفت: در منطق اسلام گفته می‌شود که هیچ یک از انسان‌ها بر دیگری برتری ندارد و اگر کسی حتی در دین هم با شما همراه نبود چون برادر خلقتی شماست باید حقوق او را رعایت کنید و اسم آن حقوق را خداوند حق الناس گذاشته است. (1)

اشارۀ ایشان البته به بیان حضرت علی ع است که فرموده اند: «الناس صنفان، إمّا أخٌ لك فی الدین أو نظیر لك فی الخلق»، امّا عجیب است که علیرغم «برادر خلقتی» گفتن راجع به غیر مسلمانان، در ادامه اضافه کرده اند:

«در ایران کسی به صرف بهایی بودن مجازات نمی‌شود، اما یک عده مریض هستند و می‌خواهند آشوب به پا و دعوای حقوق بشری ایجاد کنند... در دوره آقای خاتمی به بهایی‌ها دستورالعمل رسید که به مدرسه، ادارات و دانشگاه‌ها بروند و دعوای حقوق بشری ایجاد کنند، اما اینها باید بدانند که در کشور ما فقط چند دین به رسمیت شناخته شده است... بهایی‌ها حق ندارند تبلیغات کنند و مسلمانی را با تبلیغ به بهائیت برگردانند، ما همچنان که حق داریم که جلوی ویروس‌های جسمانی را بگیریم باید جلوی ویروس‌های اخلاقی را هم بگیریم... گفته می‌شود که در ایران اجازه داده نمی‌شود که تغییر دین صورت گیرد اما باید در جواب گفت که همه آزادند تغییر دین دهند ولی آزاد نیستند آن را اعلام رسمی کنند چون اعلام رسمی آن دارای تبعاتی است، ما تا به حال تفتیش اعتقاید نداشتیم و اصلا ممنوع است.» (1)

حقیقتاً انسان حیران می ماند! امروزه آنچنان پایمال شدن حقوق بشر و حقوق شهروندی بهائیان و نیز دیگر دگراندیشان در جمهوری اسلامی ایران بر جهانیان و ایرانیان آشکار شده است که این قبیل اظهارات از سوی مسؤولین قوّۀ قضائیه و سایر مسؤولین جمهوری اسلامی ایران نه تنها دردی از جمهوری اسلامی ایران دوا نمی کند بلکه بر بی آبرویی آن و سرگردانی و دروغ و افترا و متناقض گویی مسؤولین آن می افزاید.

اگر امثال ایشان بنابر بیان حضرت امیر معتقدند غیر مسلمانان «برادر خلقتی» ایشان هستند، دیگر چرا دادخواهی و تظلم بهائیان ستمدیدۀ ایران را «آشوب به پا کردن و دعوای حقوق بشری ایجاد کردن» می نامند؟! چرا مخالف بیان حضرت امیر «برادر خلقتی» خود را «ویروس اخلاقی» می گویند؟! در این 36 سال بقدری بر بهائیان و دیگر دگراندیشان ظلم های آشکار و پنهان کرده اند که دیگر بر اکثریت ایرانیان عزیز و جهانیان پوشیده نیست؛ و حتی خود مسؤولین جمهوری اسلامی ایران هم به این ظلم ها خواسته یا نخواسته اعتراف کرده اند. در اینجا ضروری نمی بینم فهرست مظالم وارده و نیز اعترافات مزبور و نیز شهادت منصفین ایران و جهان را در این خصوص ذکر کنم و کافی است از جمله به کل مطلب زیر مراجعه فرمایید تا شواهد مزبور و مدارک آن را در متن و یادداشت های آن ببینید: مطلب: «صُورِ اِسرافیلِ مالِکِ اَنام؛ نتیجۀ بهائی ستیزی سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش.» مندرج در: http://velvelehdarshahr.org/node/338

در جهانی که در سال های آغازین هزارۀ سوّمش، هنوز سایۀ شوم نفرت و جنگ، جهانیان را احاطه کرده، یک بار دیگر، عید اعظم رضوان، سلطان اعیاد بهائیان جهان، فرا رسیده است. حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی یک قرن و نیم پیش در چنین ایّامی، حکم جنگ و جهاد و تنجیس این و آن را نسخ فرمود و حکم محکم صلح و وحدت عالم انسان را تشریع فرمود و در آثار وحیانی اش که به مدت چهل سال در تبعید و زندان ارائه نمود، راه و روش رسیدن به چنین هدف مقدسی را تشریح فرمود. جانشین حضرتش، حضرت عبدالبهاء، روح و جان و جنبۀ معنوی این راه و روش را، چنین بیان فرموده است:

«ای یارانِ این مظلوم [=حضرت عبدُالبهاء] نظر را از مشاهدۀ غیر پاک نمایید بیگانه نبینید بلکه جمیع را آشنا دانید زیرا با وجود ملاحظۀ بیگانگی محبّت و یگانگی مشکل است و در این دور بدیع به نصوص الهی باید با جمیع طوائف و ملل یگانگی نمود و نظر به عُنف و شدّت و سوء نیّت و ظلم و عداوت ننمود بلکه به افق عزّت قدیمه باید نظر کرد که این کائنات هر یک آیتی از رَبُّ الآیاتند و به فیض الهی و قدرت ربّانی به عرصۀ وجود قدم نهادند. لِهذا آشنا هستند نه بیگانه یار هستند نه اغیار و به این نظر باید معامله نمود. پس یاران باید در نهایت مهربانی و محبّت با دوست و بیگانه هر دو اُلفت و مَحبّت نمایند و ابداً نظر به استحقاق و استعداد نکنند در هر صورت نهایت مهربانی فرمایند از شدّتِ عِناد و جدال و بَغضا و عُدوانِ خلق شکست نخورند. اگر آنان تیر زنند اینان شهد و شیر بخشند اگر زهر دهند قند بخشند اگر درد دهند درمان بیاموزند اگر زخم زنند مَرهَم بنهند اگر نیش زنند نوش روا دارند.» (منتخباتی ازمکاتیب، ج ۱، شمارۀ ۸.)