اخلاقیات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/3

برگرفته از: http://news.gooya.com/politics/archives/2015/06/198060.php

خارجیان در دانشگاه های ایران؛ ایرانیان بهائی محروم از آن!

در اخبار جمهوری اسلامی ایران خبر شادی بخشی منتشر شد. دربارۀ این خبر شادی بخش، از جمله آقای محمّد حاج جباری «مدیر کل امور دانشجویان غیر ایرانی وزارت علوم» اظهار کرد بیش از ۲١ هزار و ٥٠٠ دانشجوی غیر ایرانی از ٧٠ کشور از جمله از کشورهای مختلف آسیایی، اروپایی، آمریکای شمالی مانند لبنان،‌ هند، انگلیس، ترکیه، مجارستان، چین، آلمان، لهستان، آمریکا، کره و انگلستان، افغانستان، عراق، و... در دانشگاه‌های کشور مشغول تحصیل اند و این روند در یک سال اخیر دوبرابر شده و رو به رشد است. (١) مسؤول دیگری گفته است: «حضور دانشجویان غیر ایرانی در تمامی رشته‌ها چشم گیر بوده است و شامل بسیاری از رشته‌ها اعم از علوم انسانی، ‌فنی، مهندسی،‌ علوم پایه، پزشکی و. . . است. (١)

این جای خوشحالی است همان طور که ایرانیان- از جمله فرزندان مسؤولین شیعۀ وابسته به جمهوری اسلامی ایران- برای تحصیلات عالیه به دانشگاه های خارج رفته و می روند، خارجیان نیز از کشورها و ملیّت ها و مذاهب و فرهنگ های مختلف به میهن عزیزمان ایران برای تحصیلات عالیه می آیند. زیرا هرچه این ارتباط های علمی و فرهنگی در دنیا بیشتر شکل گیرد، جامعۀ بشری به تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز و نهایتاً به اتحاد و وحدت نوع انسان نزدیک تر می شود.

امّا! امّا حقیقت تلخی که این روند زیبا و مسرّت بخش را زیر سؤال می برد و چهرۀ آن را زشت می سازد، این است که در حالی خارجیان از تحصیل در دانشگاه های ایران بهره مند می شوند که ایرانیان بهائی- و بعضی دیگر از ایرانیان دگراندیش- از تحصیل در همین دانشگاه های میهن¬شان محروم می گردند!

٣٧ سال است بهائیان از ورود به دانشگاه های میهنشان ممنوع شده اند؛ و نه تنها محروم شده اند که از سایر حقوق شهروندی¬شان نیز محروم گردیده اند. (۲) حقیقتاً مسؤولین جمهوری اسلامی ایران دربارۀ این تبعیض عجیب و حیرت انگیز چه پاسخی در برابر عدل الهی و ایرانیان شریف و جهانیان دارند؟!

جمهوری اسلامی ایران به این دلیل واهی و غیر بشری که تنها اقلیّت های رسمی در قانون اساسی حق ورود به دانشگاه ها را دارند، و چون دیانت بهائی در زمرۀ اقلیت های مزبور نیست و به زعم ایشان «فرقه ای ضالّه» است، بهائیان را از حق تحصیلات عالیه محروم می کند! و از حقایق تأسف بار آن که، برخلاف ادعای قانون اساسی مبنی بر آزادی عقیده و ممنوعیّتِ تفتیش عقاید، تنها راهی را که پیش پای ایرانیان بهائی برای ورود به دانشگاه های میهن¬شان می گذارند این است که «مسلمان شوند»!

برگرفته از: http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=67267

بالاخره برادر خلقتی یا ویروس اخلاقی؟!

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقۀ خراسان، معاون فرهنگی قوّۀ قضائیه، حجت الاسلام هادی صادقی در سلسله برنامه‌های بزم‌اندیشه که با حضور نخبگان و فعالان فرهنگی با موضوع حقوق بشر در اسلام و غرب در مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی برگزار شد، با اشاره به اینکه منطق اسلام بر مبنای عدل، حکمت و رحمت است گفت: در منطق اسلام گفته می‌شود که هیچ یک از انسان‌ها بر دیگری برتری ندارد و اگر کسی حتی در دین هم با شما همراه نبود چون برادر خلقتی شماست باید حقوق او را رعایت کنید و اسم آن حقوق را خداوند حق الناس گذاشته است. (1)

اشارۀ ایشان البته به بیان حضرت علی ع است که فرموده اند: «الناس صنفان، إمّا أخٌ لك فی الدین أو نظیر لك فی الخلق»، امّا عجیب است که علیرغم «برادر خلقتی» گفتن راجع به غیر مسلمانان، در ادامه اضافه کرده اند:

«در ایران کسی به صرف بهایی بودن مجازات نمی‌شود، اما یک عده مریض هستند و می‌خواهند آشوب به پا و دعوای حقوق بشری ایجاد کنند... در دوره آقای خاتمی به بهایی‌ها دستورالعمل رسید که به مدرسه، ادارات و دانشگاه‌ها بروند و دعوای حقوق بشری ایجاد کنند، اما اینها باید بدانند که در کشور ما فقط چند دین به رسمیت شناخته شده است... بهایی‌ها حق ندارند تبلیغات کنند و مسلمانی را با تبلیغ به بهائیت برگردانند، ما همچنان که حق داریم که جلوی ویروس‌های جسمانی را بگیریم باید جلوی ویروس‌های اخلاقی را هم بگیریم... گفته می‌شود که در ایران اجازه داده نمی‌شود که تغییر دین صورت گیرد اما باید در جواب گفت که همه آزادند تغییر دین دهند ولی آزاد نیستند آن را اعلام رسمی کنند چون اعلام رسمی آن دارای تبعاتی است، ما تا به حال تفتیش اعتقاید نداشتیم و اصلا ممنوع است.» (1)

حقیقتاً انسان حیران می ماند! امروزه آنچنان پایمال شدن حقوق بشر و حقوق شهروندی بهائیان و نیز دیگر دگراندیشان در جمهوری اسلامی ایران بر جهانیان و ایرانیان آشکار شده است که این قبیل اظهارات از سوی مسؤولین قوّۀ قضائیه و سایر مسؤولین جمهوری اسلامی ایران نه تنها دردی از جمهوری اسلامی ایران دوا نمی کند بلکه بر بی آبرویی آن و سرگردانی و دروغ و افترا و متناقض گویی مسؤولین آن می افزاید.

اگر امثال ایشان بنابر بیان حضرت امیر معتقدند غیر مسلمانان «برادر خلقتی» ایشان هستند، دیگر چرا دادخواهی و تظلم بهائیان ستمدیدۀ ایران را «آشوب به پا کردن و دعوای حقوق بشری ایجاد کردن» می نامند؟! چرا مخالف بیان حضرت امیر «برادر خلقتی» خود را «ویروس اخلاقی» می گویند؟! در این 36 سال بقدری بر بهائیان و دیگر دگراندیشان ظلم های آشکار و پنهان کرده اند که دیگر بر اکثریت ایرانیان عزیز و جهانیان پوشیده نیست؛ و حتی خود مسؤولین جمهوری اسلامی ایران هم به این ظلم ها خواسته یا نخواسته اعتراف کرده اند. در اینجا ضروری نمی بینم فهرست مظالم وارده و نیز اعترافات مزبور و نیز شهادت منصفین ایران و جهان را در این خصوص ذکر کنم و کافی است از جمله به کل مطلب زیر مراجعه فرمایید تا شواهد مزبور و مدارک آن را در متن و یادداشت های آن ببینید: مطلب: «صُورِ اِسرافیلِ مالِکِ اَنام؛ نتیجۀ بهائی ستیزی سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش.» مندرج در: http://velvelehdarshahr.org/node/338