بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

قسطنطنیه یا استانبول (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۹ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

قسطنطنیه برای پانصد سال پایتخت خلفای اسلامی بود و قبل از این که عثمانیان این شهر را تصرّف نمایند برای بیش از هزار سال به عنوان پایتخت دیانت مسیحیان، رُم شرقی مشهور بود.

حضرت بهاءُالله در ماه آوریل سال ۱۸۶۳ به عنوان تبعیدی به پایتخت (قسطنطنیه) احضار شدند و همان طوری که در قبل مشاهده شد در هنگام خروج از بغداد علاقه و مَحَبَّتِ حقیقی ساکنین شهر نسبت به حضرتشان کاملاً واضح و معلوم گردید و همچنین در آن شهر (بغداد) بود که اظهارِ اَمرِ حضرتشان اعلام گردید و بجای آن ایّام صدمه و ستم حال به عنوان ایّام سرور در تقویم بهائی به جشن و شادی برگزار می گردد.

در هنگام ورود به استانبول مقامات عالی رتبه بنا به رسوم آن ایّام منتظر بودند که حضرت بهاءُالله با ایشان معاشرت و رفت و آمد نمایند و به دیدار ایشان بروند و یا از آنان تقاضا نمایند که از طرف ایشان از سلطان دلجوئی نمایند. امّا حضرت بهاءُالله به این امر مبادرت ننمودند.

«این عبد را به استانبول احضار نمودند با جمعی از فقرا وارد آن مدینه شدیم و بعد از ورود ابداً با اَحَدی ملاقات نشد چه که مطلبی نداشتیم و مقصودی نبود جز آن که به برهان بر کلّ مُبرهَن گردد که این عبد خیالِ فساد نداشته و ابداً با اهلِ فساد معاشر نه.» ۳

دربارۀ انتظارات مقامات چنین فرمودند:

«ثُمَّ ذَکِّرْ حینَ الّذیٖ وَرَدْتَ فِی المَدینَةِ وَ ظَنُّوا وُکَلاءُ السُّلطانِ بِأنَّکَ لَنْ تَعْرِفَ اُصُولَهُمْ وَ تَکُونَ مِنَ الجاهِلینَ. قُلْ ایٖ وَ رَبّیٖ لٰا اَعلَمُ حَرفاً اِلّا مٰا عَلَّمَنِیَ اللهُ بِجُودِه.» ۴ [مضمون به فارسی: سپس یادآور زمانی را که وارد مدینۀ [استانبول] شدی و وکلای سلطانِ [عثمانی] گمان کردند که تو اصول و آداب ایشان را نمی دانی و از نادانان هستی. بگو بله قسم به پروردگارم حرفی نمی دانم مگر آنچه را که خداوند به جودش به من آموخت.]

خانه ای که شاهزاده مایل به بنا نمودنش بود (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۷ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

بعد از عزلت دو ساله در کوه های کردستان http://noghtenazar.org/node/1580
هنگامی که حضرت بهاءُالله به بغداد مراجعت فرمودند در بیتی مقیم گردیدند که در جوارِ قسمتِ غربیِ رودخانۀ دجله قرار داشت و این در دورانی بود که جامعۀ بابی مرتباً نظر خویش را به حضرتشان معطوف می نمودند.

گرچه در آن ایّام هنوز اظهارِ اَمر نفرموده بودند ولی آثارِ نازله و وجود هیکل مبارک نفوسِ بابی را به خود جلب می نمود. در همین دوران بود که بسیاری از آثار ایشان نازل گردید که از جمله «کلِماتِ مَکنونه» http://noghtenazar.org/node/1550 و کتاب مُستطابِ «ایقان» http://noghtenazar.org/node/1529 را می توان یاد نمود و محل اقامت حضرت بهاءالله خانه ای بسیار ساده بود ولی:

«اکنون مَحَلِّ توجّهِ طالبینِ حقیقت و مرکزِ تجمّع سیّاحین و زائرینِ عرب و کُرد و ترک و یهود و نَصاریٰ قرار گرفت.» ۳

عدّۀ کثیری از زائرین که از ایران به حضور مبارک مشرّف می شدند در هنگام مراجعت پیام و نکاتِ مودوعه در آثارِ مبارک را به همراه خویش می بردند که بسیاری تحت تأثیر عمیق آن قرار می گرفتند. مقامات محلّی و نمایندگان دُوَلِ خارجی مرتباً نظرشان را متوجّه حضرت بهاءُالله می نمودند و تقاضای هدایت نموده و حتّی پیشنهاد حفاظت ایشان را می نمودند که این امر موردِ قبول و تصویبِ حضرتشان قرار نمی گرفت. نَفسِ حضرتشان اثرات عمیقی در جامعۀ در هم گسیخته و پراکندۀ جامعۀ بابی گذاشته بود.

«بعد از ورودْ به اِعانتِ اِلهی و فضل و رحمتِ رَبّانی، آیاتْ به مِثلِ غَیثِ هاطِل [باران سیل آسا] نازل و به اطرافِ اَرض ارسال شد و جمیعِ عِباد، مخصوصْ این حزب را به مواعظ حکمیانه و نصایحِ مُشفقانه نصیحت نمودیم و از فساد و نِزاع و جدال و مُحاربه منع کردیم.» ۴

در مورد آن ایّام نبیلِ زَرندی چنین یادداشت نموده:

«"... بیرونیِ بیتِ اَعظم که خرابه ای بود از دست افتاده به یُمنِ مَقدَمِ مَحبوبِ اَبهیٰ [حضرت بهاءُالله] غیرتِ فردوسِ اَعلیٰ گردید با آن که دیوارش کوتاه با مِهر و ماه همسری می نمود با آن که جز یک سَریرِ شاخۀ نخلِ خرما که مَحلِّ جلوسِ سُلطانِ اَسماء [حضرت بهاءُالله] بود چیزی از اسباب و زُخرُفِ دنیا در آنجا پیدا نبود دل هایِ اَبناءِ ملوک را می ربود." همین اطاق پذیرائی مبارک بود که با وجود نهایت بساطت و سادگی قلب شاهزاده شجاع الدّوله را تسخیر نمود.» ۵

شاهزادۀ نامبرده نوۀ شاه سابق ایران بود که بقدری مورد تأثیر چنین خانه ای قرار گرفته بود که به دیگران اظهار داشت زمانی که به محلّ اقامت خویش مراجعت نماید دقیقاً بنائی به همان شکل می سازد. ولی این که شاهزاده اقدام به چنین عملی نمود و یا خیر معلوم نیست ولی حضرت بهاءُالله ملاحظه نموده اند روحی را که در چنین بنائی احساس نموده قادر نیست بوجود آورد.

مجدّداً نبیل توضیحاتی به این نحو یادداشت نموده: