بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

کلام به خاصیّت شیر ـ قدرت کلام (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۶ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

امروزه ما در دنیائی زندگی می کنیم که مستمراً و متزایداً هر یک از اعضاء جامعه سعی دارد اگر نفسی بیانی مخالف نظرات ایشان ابراز دارد حتی الامکان مانع از اظهار بیان و یا نظرات آنان گردد و این امر حتی طبیعی به نظر می رسد. لغات و کلام به عنوان چوب دستی به کار برده می شود که با آن نظر مخالف را محکوم و یا بطور کلّی متوقّف کرد. در واقع حقیقت تحریف شده و یا مورد بی توجهی قرار می گیرد. گوش کردن صمیمانه نقشی دراین نبرد تکلم یک طرفه در گفتگوها ندارد و اگر هم داشته باشد بسیار محدود است. در اغلب موارد گفتگو با صدای بلند و شاید حالت مشاجره پیدا کرده که ممکن است عامل اختلاف میان انسان ها گردد.

ولی قدرت تکلم با تمام پیچیدگی و به کار بردن دستور زبان تا آنجائی که می دانیم قوّۀ ما به الامتیاز نوع بشر نسبت به دیگر مخلوقات است.

حضرت بهاءالله اِنذار می فرمایند که زبان «ناری است افسرده»، «ارواح و اَفئده را بگدازد»، «اثرِ این نار به قرنی باقی ماند» (3) و در بسیاری از آثار خویش حضرت بهاءالله در دقّت در سخن و بیان، مطالب بسیار ارزنده ای نازل فرمودند.

حضرت بهاءالله می فرمایند: «از برای هر کلمه روحی است.» (4) به عبارت دیگر می توان گفت که معنای هر کلمه فراتر است از آنچه نوشته و یا شنیده می شود. کلام می تواند معنائی بمراتب روحانی و صمیمی داشته باشد که به خودی خود عامل انتقال سرور، تنفّر، مَحَبَّت، یا عصبانیّت هر سخنگو باشد. لذا در موقع سخن گفتن نهایت احتیاط را باید به کار برد. بعضی از کلمات مانند «نار» [آتش] است و کلمات دیگر «نور» (5) است.

«لذا باید حکیم دانا در اوّل به کلمه که خاصیّت شیر در او باشد تکلّم نماید تا اطفالِ روزگار تربیت شوند و به غایتِ قُصوایِ وجودِ انسانی که مقام ادراک و بزرگیست فائز گردند.» (6)

حضرت بهاءالله می فرمایند که باید نفوذ، اعتدال و لطافت را در سخن رعایت نمود (7) و در نصّی دیگر می فرمایند:

«لِسانِ شفقت جَذّاب قلوب است و مائدۀ روح و بِمَثابه معانی است از برای الفاظ.» (8)

مَحَبَّت در لَحنِ سخن گفتن عامل صمیمیّت روابط است و بدون آن معاشرت به هدف مورد نظر دست نخواهد یافت. علاوه بر آن احترام و حقیقت گوئی دیگر صفات در گفتگو می باشد که باید در نظر گرفته شود.

سه بازیگری که آینده را می سازند ـ شهروندان، جامعه و مؤسّسات (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۳ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

عنوان این نوشتار بر اساس مفاهیمی است که بیتُ العَدلِ اَعظَم در یکی از پیام های خویش برای جامعۀ بهائی تشریح نموده اند ـ سه بازیگر(هنرمند) افراد، جامعه و مؤسّسات، که با همکاری و شراکت یکدیگر آینده را می سازند. در سه مقالۀ قبلی در مورد اصلاحات و تحوّلاتی که حضرت بهاءالله از طریق آثارشان که مؤسّسات مذهبی، جامعه و نقش افراد جامعۀ بهائی که برای بشر نازل فرمودند و باید مجری گردد مطالبی درج گردید.

هدف برقراری همکاری نزدیک ما بین این سه بازیگر که با بینش و درایت خاص از نفس مقدّس حضرت بهاءالله سرچشمه گرفته اند، در زمان و مکان فعلی که دوران بلوغ بشر است، جز وحدت بشر نیست.

مشکلات همکاری و هماهنگی این سه بازیگر را می توان در حوادث دنیای امروز مستقیماً مشاهده نمود. نوع بشر شاهد تعصّب، انزجار و تفرقه در میان جامعه می باشد که محرّک مستقیم خشونت و جنگ بوده و چگونه سوء استفاده قدرت عامل از بین بردن اعتماد جامعه و علّت ستم و اختلافات سیاسی شده، چگونه افراد با کمبود آگاهی و احساسات شریف انسانی عامل صدمه و آزار همنوعان خویش گردیده اند. مشکلات آن چنان عمیق گردیده که بسیاری از نفوس امیدی به آینده ندارند.

مسائل امروزه جهان که لازمه اش تحوّلات اساسی است بدون همکاری این سه بازیگر امکان پذیر نیست و علاوه بر آن در آینده هم باید شاهد برنامه و طرح های بدیع در زمینۀ همکاری این سه بازیگر هم باشیم.

از جهتی می توان گفت که تا حال جامعۀ بهائی جمعاً سعی در اجرای آنچه که حضرت بهاءالله در نظر داشته و دارند می نمایند. در درجۀ اولی و فعلی جامعه سعی در یادگیری فنون و رموز لازمه جهت پرورش روابط کامل مفید این سه بازیگر دارد.

بسیار باعث شادی و شعف است که حضرت بهاءالله اهداف مشترکی برای مؤسّسات و افراد مشخصّ فرمودند که هدف غائی آن رفاه نوع بشر است. به نظر می رسد که چنین هدفی مشترک یکی از اصول واجب مورد لزوم جامعۀ بشری امروز می باشد.

در سال ۲۰۱۲ بیتُ العَدلِ اَعظم ظهورِ طرحِ عملکردِ جامعۀ بهائی را بنحو زیر بیان نموده اند:

«ولی روابط بین سه همتای این بازیگران در جهان ـ یعنی شهروندان، هیئت اجتماع، و نهادهای اجتماع ـ بالعکس نمایان گر نزاع و نفاقی است که از خصوصیات مرحلۀ متلاطم انتقال و تحوّل می باشد. این سه بازیگر که مایل نیستند به مثابه اجزای وابسته یک کلیّت ارگانیک عمل نمایند، در چنگ تلاشی بیهوده و بی ثمر برای کسب قدرت اسیرند. چقدر متفاوت است اجتماعی که حضرت عبدُالبهاء در الواح و خطابات بی شمار خود ترسیم فرموده اند، اجتماعی که در آن جمیع روابط، از تعاملات روزانه گرفته تا مناسبات میان کشورها، بر اساس آگاهی از وحدت نوع انسان استوار است. هم اکنون بهائیان و دوستانشان در دهکده ها و محلّه ها در سراسر جهان به ایجاد و ترویج روابطی قائمند که مشحون از این آگاهی است و رَوایحِ جان بخش همکاری و اُلفت و مَحَبَّت به مشام می رسد. در چنین فضای بی تکلّف و بی ادّعایی، به جای کشمکش ها و درگیری های رایج در اجتماع، گزینه ای مشهود در حال ظهور و بروز است. بدین ترتیب آشکار می گردد که فردی که مایل است به نحوی مسئولانه به ابراز عقاید شخصی خود بپردازد در مشورت هایی که هدف آن ترویج خیر عمومی است متفکّرانه شرکت می کند و از وسوسۀ اصرار بر عقاید شخصی دوری می جوید، مؤسّسات بهائی با آگاهی از ضرورت اقدام هماهنگ برای حصول نتایج سودمند، هَمِّ‌ خود را صرف تربیت و تشویق می کنند، نه کنترل و سلطه جویی. جامعه ای که مایل است مسئولیّت ترقّی و پیشرفت خود را در دست گیرد اتّحاد حاصله از مشارکت صمیمانه در اجرای نقشه های مؤسّسات را سرمایه ای ارزشمند به شمار می آورد. تحت تأثیر ظهور حضرت بهاءالله، روابط بین این سه عامل، حیاتی تازه و صمیمیّتی بی اندازه می یابد. این روابط در مجموع محیطی را به وجود می آورند که در آن به تدریج یک مَدَنیَّتِ روحانی جهانی که جلوه گاهِ اِلهاماتِ اِلهی است شکوفا می گردد.