بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

طبیعت انسان: اَحجارِ کریمه و سَیفِ پُرجوهر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۳ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در بسیاری از آثار و کتب خویش حضرت بهاءُالله از ما خواسته اند قوای مثبتِ نهفته در طبیعتِ انسانی را پی برده و تشخیص دهیم. بیاناتی که بکار گرفته اند تصوّرات بسیار والا و پُرباری را به ذهن متبادر می نماید.

«انسان را بِمَثابه [مانند] مَعدن که دارای اَحجار کریمه [سنگ های نفیس و مرغوب] است مشاهده نما. به تربیت جواهرِ آن به عَرصۀ شهود آید و عالم انسانی از آن منتفع گردد.» (۳)

یا بیانی دیگر:

«مَثَلِ تو مِثلِ سَیفِ پُرجوهریست [شمشیر اصیل و نفیسی است] که در غِلافِ تیره پنهان باشد و به این سبب قدرِ آن بَر جوهریان مَستور ماند. پس از غِلافِ نَفْس و هَویٰ بیرون آی تا جوهرِ تو بر عالَمیان هویدا و روشن آید. (۴)

خلقتی بدیع: بلوغ عالم بشریّت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۲ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

ممکن است باور نکردنی باشد که بشر در عصری تازه و بدیع زندگی می کند؟ این دوران حیات با ایّام گذشته بسیار متفاوت است، تفاوتی که تا حال هیچ سابقه ای نداشته. ما حقیقتاً در دورانی زندگی می کنیم که عالم انسانی بسوی مرحلۀ بلوغ خود پیش می رود.

لغات و کلمات قادر به تشریح این «تجدید حیات» نیستند، حتی لغاتی مانند عصر صنعت، عصر اطلاعات، عصر ظهور بشر بر سطح زمین (دورۀ انترپوسین) و تمدّن جدید. جوامعی که در قرون و هزاره های گذشته تحت تغییرات بسیار کمی بوده اند حال کاملاً تغییر شکل داده اند. همچنین روابط مابین زنان و مردان هم از تغییرات محسوسی برخوردار شده که سلسله مراتب امروزی مرتبط به دوران اوّلیۀ جوامع زراعتی گردیده. به همین منوال روابط بین دول مختلفه و شهروندان هم بطور کلّی در مقابل با گذشته کاملاً عوض شده. تساوی مقام و شرافت انسانی مورد قبول و احترام قرار گرفته- هرچند این ارزش ها هنوز بتمامی به مَنصۀ عمل در نیامده. تجربیات شخصی هم در دنیای امروزه با آنچه که پدر بزرگ و مادر بزرگ ما در دوران خویش تجربه می نمودند متفاوت است.

علیرغم چنان تغییرات عظیمی هنوز بعضی رفتارهای غیر مطلوب را بعضی از نفوس انسانی سرسختانه ادامه می دهند. شاید بتوان گفت آنان به دوران دیگری متعلّقند. سلطه و غلبۀ فردی انسانی بر انسانی دیگر در مقایسه با دیگر رفتارهای انسانی امروزه قابل قبول نیست. حدوث جنگ زشت هنوز از رفتار جنایتکارانه ای است که در میان بشر مرسوم است. بسیاری از این رفتارهای قدیمی ریشه ای در ساختارهای قدیمی جامعه دارد. رهایی بشر از این قیود را باید در طرز تفکّر انسان دانست. بینشی که می توان از آثار و کتب حضرت بهاءُالله که دربارۀ «حکومتِ عادل» فرموده اند گرفت نقطۀ عطفی برای پیشرفت عالم انسانی می باشد.

حضرت بهاءُالله می فرمایند:

«لَیسَ الفَخرُ لِمَن یُحِبُّ الوَطَنَ بَلْ لِمَن یُحِبُّ العالَمَ. [مضمون به فارسی: فخر از آنِ کسی نیست که وطن را دوست دارد بلکه از آنِ کسی است که عالَم را دوست دارد.] به این کلماتِ عالیاتْ طیورِ اَفئده [پرندگان قلوب] را پرواز جدید آموخت و تحدید و تقلید را از کتابْ مَحو نمود.» (۳)

این بیان مبارک اشاره ای است در مورد تغییر طرز تفکّر انسان. تغییر از اعماق قلب و روح است که قوای نهفتۀ انسانی را در رفتار انسانی دیر یا زود بطور کلّی ظاهر خواهد نمود.

چنین «تجدّدی» را می توان در بیان زیر پیدا نمود.