بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

سپاسگزاری از حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۲ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«اِلٰها مَعبودا مَلِکا مَقصودا، به چه لِسان تو را شکر نمایم، غافل بودم آگاهم فرمودی، مُعرض بودم، بر اِقبال تأئید نمودی، مرده بودم از آب حیات زندگی بخشیدی، پژمرده بودم از کوثرِ بیان که از قلمِ رَحمٰن جاری شده تازگی عطا کردی.» ۳

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«عالَم یک وطن محسوب و مَنْ عَلَی الاَرضْ [ساکنان زمین] اهلِ آن» ۴

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«همه بارِ یک دارید و برگِ یک شاخسار.» ۵

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«جمیعِ اَحزاب به اُفُقِ اَعْلیٰ متوجّهند و به اَمرِ حَقّْ عامِل.» ۶

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«اِناث و ذُكور عِندَالله [زنان و مردان نزدِ خدا] واحد بوده و هست.» ۷

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«أحْبِبْنیٖ لِاُحِبَّکَ. اِنْ لًمْ تُحِبَّنی لَنْ اُحِبَّکَ أبَداً » ۸ [مضمون به فارسی: مرا دوست بدار تا تو را دوست بدارم. اگر دوستم نداری، هرگز ابداً تو را دوست نخواهم داشت.]

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«خَلَقتُکَ عَالِیاً، جَعَلتَ نَفسَکَ دانِیَةً، فَاصعَدْ اِلیٰ ما خُلِقتَ لَهُ» ۹ [مضمون به فارسی: تو را بلندمرتبه و عالی خلق کردم، نفسِ خود را پست و حقیر قرار دادی، پس صعود کن به سوی آنچه برای آن خلق شدی.]

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«حالْ اَرضْ حامله مشهود، زود است که اَثمارِ مَنیعه و اَشجارِ باسِقه و اَورادِ مَحبوبه و نَعْماءِ جَنیّه مشاهده شود.» ۱۰

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«اِصلاح و راحتْ ظاهر نشود مگر به اِتّحاد و اِتّفاق.» ۱۱

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«وَ کَذلِکَ رَفَعَ اللهُ حُکمَ دُونِ الطّهارَةِ عَنْ کُلِّ الاَشیاءِ وَ عَنْ مِلَلٍ اُخریٰ» ۱۲ [مضمون به فارسی: و این چنین خداوند حکم عدم پاکی و نجس بودن را از همۀ چیزها و از ملت ها و انسان های دیگر برداشت]

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«عاشِرُوا مَعَ الأدیانِ کُلِّها بِالرَّوحِ وَ الرَّیحانِ. از این بیان آنچه سببِ اِجتناب و علّتِ اختلاف و تفریق بود از میان بَرخاست» ۱۳ [مضمون به فارسی: با همۀ پیروان ادیان با شادی و صفا و رحمت دوستی و اُلفت و معاشرت کنید.]

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«یا قومُ دَعُوا الرّذائِلَ وَ خُذُوا الفَضائِلَ کُونُوا قُدوةً حَسَنَةً بَینَ النّاسِ وَ صَحیفةً یَتَذَکَّرُ بِهَا الاُناسِ... أنِ اتَّحِدُوا فی کَلِمَتِکُم وَ اتَّفِقُوا فی رَأیِکُم وَ اجْعَلوا اَشراقَکُم اَفضَلَ مِنْ عَشِیِّکُم وَ غَدَکُم اَحسَنَ مِن اَمسِکُم. فَضلُ الاِنسانِ فِی الخِدمَةِ وَ الکَمالِ لا فِی الزّینَةِ وَ الثَّروَةِ و المالِ.»۱۴ [مضمون به فارسی: بگو ای قوم دست از پستی ها بردارید و فضیلت ها را بگیرید. نمونه و اُسوۀ نیکی بین مردم و کتابی که به آن مردم متذکّر شوند، باشید... در کلمۀ خودتان متّحد و در رأیتان متّفق باشید و صبحتان را از شامتان و فردایتان را از دیروزتان برتر قرار دهید. فضل انسان در خدمت و کمال است نه در زینت و ثروت و مال.]

سپاس به درگاه حضرت بَهاءُالله
«هَلْ عَرَفتُمْ لِمَ خَلَقناکُم مِن تُرابٍ واحِدٍ لِئلّا یَفتَخِرَ اَحَدُ عَلیٰ اَحَدٍ... یَنبَغیٖ کَما خَلَقناکُم مِنْ شَیْءٍ واحِدٍ اَنْ تَکُونُوا کَنَفسٍ واحِدَةٍ...» ۱۵ [مضمون به فارسی: آیا دانستید چرا شما را از خاکی واحد آفریدیم؟ برای این که احدی بر احدی افتخار نکند... شایسته است همان طور که شما را از شیء واحدی خلق کردیم، شما مانند نَفْسِ واحدی باشید.]

مُنتخباتِ آیات از آثارِ حضرتِ نُقطۀ اولیٰ (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت نقطۀ اولیٰ [از القاب حضرت باب] مَظهَرِ ظهوری [پیامبر و شارع] مُستقل و در عینِ حالْ مُبَشِّرِ حضرت بَهاءُالله می باشند. امروز سال روز ۱۹۸ سال تولّد حضرتِ باب [بر حسب تاریخ مقاله] می باشد و ایشان دو سال از حضرت بَهاءُالله کوچک تر بودند. در حالی که حضرت بَهاءُالله در شهر طهران متولّد شدند مَحَلِّ تولّد حضرت باب شهر شیراز است که صدها کیلومتر جنوب طهران قرار دارد. گرچه به طورِ ظاهرْ حضرت بَهاءُالله و حضرت باب در این عالم با هم ملاقات ننمودند ولی حضرت باب اوّلین نفسِ مؤمن به خویش یعنی جناب ملّاحسین بشروئی را برای تقدیم پیامی به حضورِ حضرت باب فرستادند. حضرت بَهاءُالله هم بعد از تأئیدِ صداقت و صحّتِ پیامِ حضرت باب، ملّا حسین را با دریافت هدیه ای از حضور مبارک حضرتشان مرخص فرمودند. گرچه هدیۀ حضرت بَهاءُالله عنایتی نُمادین بود ولی عاملِ شَعَف و شادی قلب جناب ملّا حسین گردید. نَبیلِ اَعظم مورّخ بهائی عکسُ العمل جناب ملّا حسین را در تاریخ ثبت نموده. بیانات ملّاحسین در هنگامی که طلبه ای از طرف ایشان پیام حضرت باب را به حضور حضرت بَهاءُالله تقدیم نموده در زیر آمده.

«ديگر چيزى نفرمودند و مرا از حضور خود مُرَخَّص کردند. يک کلّه قندِ روسى و يک
بستۀ چاى به من مرحمت فرمودند که با اِبلاغِ مَحَبَّت و مهربانی هاى ايشان به مُلّا حسين بدهم. من در حالی که سَراپا مَشعوف و مَسرور بودم برخاسته نزد مُلّا حسين برگشتم و پيغام و هديۀ بَهاءُالله را به او دادم. مُلّا حسين با سرور بى مُنتهائى ايستاده با خُضوعِ تمام هديه را از من گرفت و بوسيد بعد مرا در آغوش گرفت چشم هاى مرا بوسه زد و گفت رفيق عزيز و محبوب من همان طور که قلب مرا مَسرور کردى خداوند قلب تو را با سُرورِ اَبَدى مَسرور نمايد. من از رفتار مُلّا حسين خيلى متعجّب و با خود گفتم چه چيز سبب ارتباط اين دو قلب شده است.» ۳

این سِرِّ ارتباطِ قلوب تا سالیانی بعد هم فاش نشد گرچه تمامیِ تعالیمِ حضرتِ باب از حضرت بَهاءُالله نَشأة گرفته بود، نَفْسِ نَفیسی که حضرت باب ایشان را «مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ » موسوم فرمودند.

کتاب «مُنتخباتِ آیات از آثارِ حضرتِ نُقطۀ اولیٰ» مجموعه ای از تمامی آثارِ حضرتِ باب گرفته شده و بِنَفْسِه شاهد و گویندۀ عشقِ عمیق و حقیقی نسبت به قادرِ مُتَعال و مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ می باشد.

« یٰا اِلٰهیٖ وَ مَحْبُوبَ قَلبیٖ» ۴ [مضمون به فارسی: ای خدای من و محبوبِ قلبِ من]

مُنتخباتِ آثارِ حضرتِ نقطۀ اولیٰ [باب] با دو توقیعْ خطاب به مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ آغاز می گردد.

در این دو توقیع حضرتِ باب به مَنْ یُظْهِرُهُ اللهُ و نَفْسِ مبارکِ خودشان با عنوان خدا خطاب می نمایند. حضرت بَهاءُالله هم در اَلواحِ خویش خطاب به رُؤسایِ عالَم و سَلاطین همین لغات و کلام را به کار گرفته اند که در رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ توضیحاتی مُفصّل در مورد استفادۀ این کلمات نازل فرمودند. می فرمایند که اشاره ای است به آیاتِ اِلهیّه در قرآن کریم و دیگر کتبِ مقدّسه که زمانی خواهد رسید که جامعۀ بشری در مَحضَرِ اِلهی حضور خواهند یافت.

«در جمیعِ کُتُبِ اِلهی وعدۀ لِقاء [لِقاءُالله یا دیدار خدا] صریح بوده و هست و مقصود از این لِقاء، لِقاءِ مَشرِقِ آیات و مَطلَعِ بَیِّنات و مَظهَرِ اَسماءِ حُسْنیٰ و مَصدَرِ صفاتِ عُلیایِ حَقّ جَلَّ جَلاله [همۀ این تعابیر اشاره به مَظهَرِ ظهور یا فرستادۀ خداوند است.] است. حَقّْ بِذاتِهٖ وَ بِنَفْسِهٖ غَیبِ مَنیعِ لایُدْرَکْ [ذاتِ خداوند که غَیب و بلندمرتبه و غیر قابل درک است.] بوده. پس مقصود از لِقاء، لِقاءِ نَفْسیٖ است که قائمْ مَقامِ اوست مابینِ عِباد.» ۵