بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

کتابُ عَهدی- لوحِ وصیّتِ حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءُالله وصیّت نامه ای مکتوب از خویش بجا گذاشتند که بِنَفسِه در تاریخ ثبت شده و مکتوبِ ادیان امری منحصر بفرد محسوب است. از هر جنبه ای که بدان نظر انداخته شود وصیّت نامۀ حضرت بهاءُالله سندی تاریخی است. این سند تاریخی اساس و بنیانِ دیانتِ بهائی است و در عین حال لوحی است که به شرایط جامعۀ بشری توجّه مخصوص نموده. حضرت بهاءُالله مخاطبین این لوحِ مبارک را به آگاهی وجدان، به قُوایِ لانِهایۀ نهفته که قابل وصول است و در خلقت بشر به ودیعه گذاشته شده دعوت می فرمایند. در عین حال نوع بشر را از خطراتِ بی خردی اِنذار می فرمایند و ساز و کاری برای محفوظ بودن در برابر آنها تأسیس می نمایند.

این وصیّت نامۀ مبارک که به عنوان "کتابُ عَهدی" [کتاب عهدِ من] مشهور است و نازله از قلم حضرتشان می باشد نُه روز بعد از صعودِ [وفاتِ] حضرتشان در جلسه ای با حضور نُه نفر از بهائیان به عنوانِ شُهود مفتوح و قِرائت گردید. چندی بعد در همان روز با حضور گروهی از یاران که در جِوارِ مقامِ مبارک گِرد آمده بودند مجدداً محتویات آن قرائت گردید.
اصول اصلیه ای که در کتابُ عَهدی مرقوم گردیده قبلاً هم در کتاب مستطابِ اَقدَس در سال ۱۸۷۳ میلادی نازل گردیده بود.

«اِذا غیٖضَ بَحرُ الوِصالِ وَ قُضِیَ کِتابُ المَبدَءِ فِی المَآلِ تَوَجَّهُوا اِلیٰ مَنْ اَرادَهُ اللهُ الَّذِی انْشَعَبَ مِنْ هذَا الاَصلِ القَدیمِ.» ۳ [مضمون و توضیح به فارسی: زمانی که دریای وصال فرونشست و کتابِ مَبدء در آخِر خاتمه یافت [در ترجمۀ انگلیسیِ آن: کتابِ ظهورِ من به پایان رسید./ هر دو کنایه از صعود و وفات حضرتشان است.] توجّه کنید به کسی که خداوند او را اراده فرموده است [از القاب حضرت عبدُالبهاء جانشین منصوص حضرت بهاءالله] کسی که از این اصلِ قدیم [اصل قدیم از القاب حضرت بهاءُالله است] مُنشعب شده است./ طبق نصِّ "کتابُ عهدی" که بعد از کتاب مستطاب اقدس نازل شده، کلِّ این بیان دربارۀ جانشینی منصوص حضرت عبدُالبهاء است.]

«یا اَهلَ الاِنشاءِ اِذا طارَتِ الوَرقاءُ عَنْ اَیْکِ الثَّناءِ وَ قَصَدَتِ المَقصَدَ الاَقصَی الاَخْفَی ارْجِعُوا ما لاعَرَفْتُمُوهُ مِنَ الکِتابِ اِلَی الفَرعِ المُنشَعِبِ مِنْ هذَا الاَصْلِ القَویمِ.»۴ [مضمون و توضیح به فارسی: ای مردم دنیا وقتی که کبوتر [کبوترِ اِلهی/ از تشبیهاتی که برای حضرت بهاءالله و مربّیان آسمانی و مَظاهر ظهور به کار رفته] از بیشه و جنگلِ ثناء و ستایش پرواز کرد و قصدِ مقصدِ پنهانِ خود را نمود [اشاره به صعود و وفات حضرتشان]، آنچه را که از کتاب نمی فهمید به شاخه ای که از این ریشه و اصل قویم [اصل قویم از القاب حضرت بهاءُالله است] منشعب شده ["فرع منشعب از اصل قویم" اشاره به حضرت عبدُالبهاء جانشین منصوص حضرت بهاءُالله است] رجوع کنید.]

در کتابُ عَهدی حضرت بهاءُالله بوضوح می فرمایند که بعد از صعود مبارک جامعۀ بهائی باید توجّه خویش را معطوف به حضرت عبدُالبهاء نمایند. ۵

جهت درکِ اهمّیّت موجودیّتِ چنین سندی و انتخاب حضرت عبدُالبهاء به عنوان مرکزِ عهد و میثاقِ [حضرت بهاءالله و دین بهائی] بسیار مناسب است که توجّه خویش را به تاریخ ادیان معطوف کنیم.

به عنوان مثال در دیانت مسیحی هیچ وسیله و سندی در مورد جانشینی حضرت مسیح بجای نمانده که عاقبت جامعۀ مسیحی با پرداخت بهای گزافی در طول قرون متوالی به اتّحاد بسیار محدودی رسیدند. انشعاب و تفرقه مکرراً در جامعۀ مسیحی اتّفاق افتاد که حتّی تا امروز این انشعابات را می توان شاهد بود. مهم ترین این تفرقه در اروپای غربی باعث ایجاد دو فرقۀ پروتستان و کاتولیک گردیده- تفرقه ای که نسل های متوالی را به کشمکش و نزاع واداشت. فقط در عرض چند سال اخیر بوده است که اختلافات مابین کاتولیک ها و پروتستان ها بخصوص در ایرلند شمالی خوشبختانه رفع شد. ولی همان طوری که از کتاب انجیل مقدّس هم بر می آید از همان اوایلِ دیانت حضرت عیسی اختلاف و تفرقه در مسیحیّت بوجود آمده بود.

موسیقی در دیانت بهائی- نردبانِ روح (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۳۱ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءُالله تحریم مذهبی شنیدن موسیقی را مُلغیٰ می فرمایند. موسیقی نردبانی است برای روح انسانی. حضرت عبدُالبها در این مورد می فرمایند:

«در میان بعضی از ملل شرق نغمه و آهنگ مَذموم بود ولی در این دور بدیع نورِ مُبین در الواحِ مقدّس تصریح فرمود که آهنگ و آواز رِزقِ روحانیِ قلوب و ارواح است. فنِّ موسیقی از فنونِ مَمدوحه است، سبب رقّتِ قلوبِ مَغمومه...» ۳

تعدادی محدود و مختصر از آثار حضرت بهاءُالله در مورد موسیقی در زیر آورده شده.

«اِنّا جَعَلناهُ مِرقاةً لِعُرُوجِ الاَرواحِ اِلَی الاُفُقِ الاَعلیٰ لاتَجْعَلُوهُ جَناحَ النَّفسِ وَ الهَویٰ اِنّیٖ اَعُوذُ اَنْ تَکُونوا مِنَ الجاهِلینَ.»۴ [مضمون به فارسی: بدرستی که ما موسیقی را نردبانی برای بالا رفتنِ ارواح به سوی اُفقِ اَعلیٰ قرار دادیم. آن را بال نَفْسْ و هَویٰ قرار ندهید. بدرستی که من پناه می برم از این که شما از نادانان باشید.]

«فَيا إِلهِی تَرَیٰ بِأَنَّ کُلَّ عَظْمٍ مِنْ عِظامِی جُعِلَ مِزْمارَ وَحْيِکَ وَ مِنْهُ ظَهَرَتْ آياتُ وَحْدانِيَّتِکَ وَ بَيِّناتُ فَرْدانِيَّتِکَ،» ۵[مضمون به فارسی: ای خدای من می بینی که هر استخوان از استخوان های من نِیِ وحیِ تو شده و از آن آیات وحدانیّت و حجّت های فردانیّتِ تو ظاهر می شود.]

«یا اَهْلَ الفِردَوسِ غَنّوا وَ تَغَنّوا بِأحْسَنِ صَوتٍ مَلیحٍ بِمَا ارْتَفَعَتْ نَغمَةُ اللهِ خَلفَ سُرادِقِ قُدسٍ رَفیعٍ» ۶ [مضمون به فارسی: ای اهلِ بهشت با نیکوترین لحن دلنشین آواز بخوانید و بسرایید زیرا نغمۀ خدا پشتِ سراپرده های قدسِ رفیع بلند گردید.]

«وَ كَفُّها بِدَمِ العُشّاقِ مُحَمَّرٌ وَ خِضابٌ (وَ اِنَّ هٰذا لَأمْرٌ عُجابٌ) وَ اَدارَتْ خَمْرَ الحَيَوانِ بِاَبٰاريقَ وَ اَكوابٍ (وَ اِنَّ هٰذا لَكَوثَرٌ عُجابٌ) وَ غَنَّتْ عَلَی اسْمِ الحَبيبِ بِعُودٍ وَ رَبابٍ» ۷ [مضمون به فارسی: و دستش به خون عاشقان سرخ است و رنگین (و بدرستی که این هرآینه امری است عجیب.) و شراب زندگانی را با صُراحی و جام ها به دور آورد (و بدرستی که این چشمۀ کوثری است عجیب.) و با عود و رَباب [دو نوع ساز موسیقی شبیه تار و کمانچه] در ستایشِ اسمِ حبیب و معشوقش آواز خواند.]

«بلبلِ قلب را در این مقاماتْ نواهای دیگر است و اَسرارِ دیگر که دل از او به جوش و روح در خروش ولکن این معمّایِ معانی را دل به دل باید گفت و سینه به سینه باید سپرد.» ۸

در سال های ۱۸۹۸¬ـ۱۸۹۹ جمعی از زائرین به اَرضِ اَقدَس [عکّا و حیفا] وارد شدند- اوّلین گروه پیروان غربی که آرزوی ملاقات با حضرت عبدُالبهاء را داشتند. مهم ترین لحظات روحانی زیارت این گروه زائرین زمانی بود که توانستند به زیارت مقام حضرت بهاءُالله نائل گردند. در این لحظات روحانی حضرت عبدُالبهاء مایل به شنیدن موسیقی بودند و امر فرمودند نفسی از زائرین یکی از سرودهای مسیحی را خواند.