بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

حکم حضرت بهاءالله در لغو بَردگی (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۸ می ۲۰۱۷

ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءالله اظهارِ امر فرمودند که بشر را از بَردگی آزاد نمایند. این جمله را می توان به چند گونه تعبیر کرد.

حضرت بهاءالله صریحاً در تعالیم خویش بَردگی را لغو فرمودند.

« قَدْ حُرِّمَ عَلَیکُم بَیعُ الاِماءِ وَ الغِلمانِ. لَیسَ لِعَبدٍ اَنْ یَشتَریَ عَبداً نَهیاً فی لوحِ الله... وَ لَیسَ لِاَحَدٍ اَنْ یَفتَخِرَ عَلیٰ اَحَدٍ. کُلٌّ اَرِقّاءُ لَهُ وَ اَدِلّاءُ عَلٰی اَنَّهُ لا اِلهَ الّا هُو. اِنَّهُ کانَ عَلیٰ کُلِّ شَیءٍ حَکیماً» (۳)

حضرت بهاءالله عملاً هم برده ها را آزاد فرمودند. حضرت بهاءالله فرزند یکی از نجبای ایران بودند. در دوران اولیّۀ زندگی خانواده ایشان تعدادی برده در منزل داشتند. سالیانی قبل از نزول حکم لغو بَردگی حضرت بهاءالله برده هائی را که از پدر ایشان به ارث برده بودند آزاد نمودند.(۴)

آنچه را که به عنوان وسیلۀ آزادی به این امر می توان ذکر نمود و حضرت بهاءالله به کار گرفته اند، مناجاتی است برای نفوس آزاد شده که تا به امروز آزاد هستند. در این مناجات مانند بیان مبارک که در بالا آمده حضرت بهاءالله تأکید به تساوی مقام تمام افراد انسانی می فرمایند. قسمتی از آن در زیر آمده:

«بَعدَ الَّذی کانَ مالِکُهُ مَملوکاً لِنَفسِکَ وَ خادِماً لِحَضرَتِکَ وَ فانِیاً لَدیٰ ظهوراتِ رُبوبیَّتِکَ... کَیفَ یَقدِرُ هذَا المَملوکُ اَن یَدَّعیَ فیٖ نَفسِه مالِکیَّةَ اَحَدٍ... یا اِلهیٖ لَمّا طَلَبَ مِن هذَا العَبدِ حُرِّیَّةَ نَفسِه لِذا اُشهِدُکَ حینَئِذٍ بِأنّی اَطلَقْتُهُ فی سَبیلِکَ وَ حَرَّرْتُهُ لِاسْمِکَ وَ فَکَّیْتُ [فَکَّکتُ] عُنُقَهُ عَنْ حَبلِ العُبُودیَّةِ لِیَعبُدَکَ فی آناءِ اللَّیلِ وَ اَطرافِ النَّهارِ وَ لِئلّا تَفُکَّ عُنُقی عَنْ حَبلِ عُبُودِیَّتِکَ وَ اِنَّ هذا اَمَلی وَ رَجائی وَ اِنَّکَ اَنتَ عَلیٰ ذلِکَ لَشَهیدٌ قَدیرٌ»(۵)

در موضع دیگری از آثار بهائی، نظر مبارک حضرت بهاءالله را می توان در لوحی خطاب به ملکۀ ویکتوریا یافت. حضرت بهاءالله تصمیم ملکه را در لغو بَردگی در قلمروی وی اقدامی پسندیده محسوب فرمودند.

«قَدْ بَلَغَنا اَنَّکِ مَنَعْتِ بَیعَ الغِلمانِ وَ الاِماءِ. هذا ما حَکَمَ بِهِ اللهُ فی هذَا الظُّهورِ البَدیعِ. قَدْ کَتَبَ اللهُ لَکِ جَزاءَ ذلِکَ اِنَّهُ مُوَفِّیٖ اُجُورَ المُحسِنینَ.»(۶)

حضرت عبدالبها و محور حقیقی وحدت عالم انسانی(۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۹ می ۲۰۱۷

ترجمه مهرداد جعفری

در این سری مقالات، حضرت عبدالبهاء فرزند ارشد حضرت بهاءالله، مورد نظر بوده و می باشد.

رفتار و کردار حضرت عبدالبهاء را در اسفار غرب که در آخرین دهۀ حیات مبارکشان انجام گرفت از ایشان مشاهده نمودیم. در طول این اسفار حضرت عبدالبهاء به ترویج اصول و تعالیم پدر بزرگوار خود مانند وحدت عالم انسانی، ترک تعصّبات، تساوی حقوق مردان و زنان و تعدیل معیشت پرداختند. نوشتۀ زیر توضیحی دربارۀ حضرت عبدالبهاء در طول آن اسفار را نشان می دهد که ایشان چه نفسی بودند:

«آن طلعتِ نورا به نحوی خستگی‌ناپذیر در هر فضای اجتماعی در منازل و نوان‌خانه‌ها، در کلیساها و کنائس، در پارک‌ها و میادین عمومی، در قطارها و کشتی‌ها، در باشگاه‌ها و انجمن‌ها و در مدارس و دانشگاه‌ها، به ابلاغ و انتشار تعالیم مبارک اقدام نمود و با قاطعیّت کامل ولی با شیوه‌ای بی‌نهایت آرام و متین به دفاع از حقایق پرداخته، اصول و مبادی الهیّه را بر طبق مقتضیات این عصر تشریح فرمود. آن حضرت بدون اَدنیٰ فرق و تمایزی و به مقتضای نیاز افراد، برای همگان، اولیای امور، دانشمندان، کارگران، کودکان، والدین، تبعید‌شدگان، فعّالان اجتماعی، روحانیون و شکّاکیون - پیک محبّت، سرچشمۀ حکمت و مایۀ تسلّی و راحت بود. هم‌چنان که قلوب‌شان را به اهتزاز می‌آورد، فرضیّات‌شان را زیر سؤال برده، به دیدگاه‌شان جهت جدیدی می‌بخشید و آگاهی‌ آنان را وسعت داده قوایشان را در مصالح عالم انسانی متمرکز می‌ساخت. هیکل اَطهَر قولاً و عملاً، چنان همگان را مورد مَحَبَّت و شفقت و جود و کرم خود قرار می‌داد که قلوب به کلّی تقلیب می‌شد و هیچ‌کس از حضور مبارک محروم بازنمی‌گشت.»(۳)

تقریباً بدون آگاهی صحیح به مقام حضرت عبدالبهاء بسیار مشکل است استنباط صحیحی از دیانت بهائی بدست آورد. ولی هنوز تا حال به مقام و موقعیّت حضرت عبدالبهاء در آثار حضرت بهاءالله نپرداخته ایم.

همانطوری که در مقالات قبلی اشاره گردید توسعۀ وحدت عالم انسانی یکی از تعالیم اساسی حیاتی و رسالت حضرت بهاءالله است.

تا حال عالم انسانی شاهد تفرقه و جدائی هریک از ادیان گذشته بوده که بعضی صدها و یا هزاران سال به طول انجامیده.
انشعاب در یکپارچگی عالم انسانی کلاً باقی مانده همین تفرقه های ادیان می باشد. شاید بتوان اختلاف ما بین سنّی و شیعه و یا کاتولیک و ارتدکس را به عنوان مثال در نظر آورد که امروزه از نظر تفرقه به ذهن متبادر می شود. اختلافات قدیمی مابین بشر امروزه هم هنوز در میان عالم انسان مشاهده می شود.

صلح حقیقی جهانی و رفاه جامعه تا جائی که تقرقه مابین ادیان مختلف در جهان ادامه یابد امری است غیرقابل تصوّر. حضرت بهاءالله در این مورد می فرمایند: