بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

خدمتی به جامعه- آب به عکّا آورده شد (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۱ سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

با گذشت زمان ساکنین عَکّا تدریجاً به حقیقتِ مقام و شخصیّت حضرت بهاءُالله و پیروانشان پی بردند. احساس خشم و نفرتِ اوّلیه ای که http://noghtenazar.org/node/1602 در زمان ورود حضرتشان به شهر عَکّا نشان داده شد نه تنها جایش را به احترام داد بلکه مبدّل به اعتماد و اطمینان گردید. برعکس ایّامی که حضرت بهاءُالله در اَدرنه بودند از حضور ظاهری و آشکار در میان نفوس جامعۀ عَکّا خودداری نمودند و بجای ایشان حضرت عبدُالبهاء مسؤولیّت انجام امور و تقاضای های متعدّدِ مُراجعین را عهده دار شدند.

در متنِ زیر خاطراتِ طوبیٰ خانم، یکی از دختران حضرت عبدُالبهاء، آنچه را که در آن دوران اتّفاق افتاده بود نشان می دهد:

«سرکار آقا [حضرت عبدُالبهاء] بعد به بیرونی تشریف می بردند و این اطاق انتظار بزرگی در طرف دیگر خیابان روبروی خانۀ ما بود که برای ملاقات مردم با سرکار آقا اجاره شده بود. ما معمولاً از پنجرۀ اطاقمان مردم را که برای تقاضایِ کمک هجوم کرده بودند می دیدیم.
مردی که قصد داشت دکانی باز کند نظر سرکار آقا را جویا می شد. شخص دیگری معرّفی نامه یا سفارش نامه برای استخدام در ادارۀ دولتی از ایشان تقاضا می نمود. دیگری ممکن بود زنی باشد که شوهرش به اتّهام ناروا دستگیر و یا برای خدت سربازی اعزام شده و او با کودکانش بی سرپرست و گرسنه مانده بود. یکی می گوید که بچّه هایش مورد بدرفتاری قرار گرفته اند و زنی شکایت می کند که از دست شوهر یا برادرش کتک خورده است.

سرکار آقا شخص شایسته و مناسبی را با افراد همراه می کردند که برای بیان حال آنان به قاضی به دادگاه برود به این امید که این بیچاره ها مورد عدالت قرار گیرند.

افراد بیمار چه بهائی و چه غیر بهائی تحت مراقبت همیشگی آن حضرت بودند و هر زمان که آن ها می خواستند به سویشان می شتافتند... سرکار آقا هیچ چیز را به جز استراحت و خوراک خودشان از نظر دور نمی داشتند و فقرا و بیچارگان همیشه نخستین کسانی بودند که تحت مراقبت و مَرحمت ایشان قرار می گرفتند.

چون در آن زمان بیمارستان در عَکّا نبود، سرکار آقا به یکی از دکترها به نام نیکولای بیک حقوق مستمرّی می پرداختند تا از بیماران خیلی فقیر مراقبت نماید و از این پزشک خواهش شده بود که نام مسؤول این امرِ خیر را با کسی در میان نگذارد در حقیقت «دست راست ایشان از دست چپ خبر نداشت.»

فُقرا برای رفع نیازمندی های گوناگون و بی شمار دیگر خود در دوران بیماری، چشمشان همواره به سوی سرکار آقا متوجّه بود...» ۳

در امور یومیّه همگان شاهد به اجرا گذاشتن اَوامر و احکام حضرت بهاءُالله در مورد فُقرا، امنیّت جامعه و خدمات به افراد جامعه از جانب حضرت عبدُالبهاء بودند. به عنوان مثال در این مورد می توان در «کلمات مکنونه» http://noghtenazar.org/node/1550 خواند:

«فُقرا امانتِ مَنَند در میان شما، پس امانتِ مرا درست حفظ نمائید و به راحتِ نَفْسِ خود تمامْ نپردازید.» ۴

بیتُ العَدلِ اَعظَم و جهانی مرتّباً در حال تغییر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

دهم سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

آثار نازله از قلمِ حضرت بهاءُالله که مُجَلَّداتِ متعدّدِ قطوری مَملو از عنایات و مطالبِ اِلهی است توجّه مخصوصی نسبت به حیات نوع بشر داشته. همین آثار راهنمایی مشخّصی است در مورد رشد و شکوفاییِ جوامعِ بهائی که بعد از صعودِ [درگذشتِ] حضرت بهاءُالله تدریجاً به وجود آمده و رشد خواهند کرد. در رابطه با همین موضوع در کتابِ مستطابِ اَقدَس حضرت بهاءُالله چنین می فرمایند:

«قُلْ یا قَومُ لا یَأخُذُکُمُ الاِضطِرابُ اِذا غابَ مَلَکوتُ ظُهُوری وَ سَکَنَتْ اَمواجُ بَحرِ بَیانیٖ اِنَّ فیٖ ظُهُوریٖ لَحِکمَةً وَ فیٖ غَیبَتیٖ حِکمَةً اُخْریٰ مَا اطَّلَعَ بِها اِلَّا اللهُ الفَردُ الخَبیرُ وَ نَراکُمْ مِنْ اُفُقِیَ الاَبْهیٰ وَ نَنْصُرُ مَنْ قامَ عَلیٰ نُصرَةِ اَمریٖ بِجُنودٍ مِنَ المَلَأِ الاَعلیٰ وَ قَبیلٍ مِنَ المَلائِکَةِ المُقَرَّبینَ.۳ [مضمون به فارسی: بگو ای قوم زمانی که ملکوتِ ظهورم نهان شد و امواج دریای بیانم ساکن گردید[اشاره به وفاتشان] شما را اضطراب نگیرد. بدرستی که در ظهورم حکمتی است و در نبودنم حکمتی دیگر که اَحَدی به آن جز خداوند فردِ آگاه اطلاع نیافت. و ما شما را از افقِ ابهایمان می بینیم و کسی را که بر یاری امرم قیام کند با لشکرهایی از ملأ اعلی و گروهی از ملائکۀ مقرّب نصرت می کنیم.]

در این مقام این بیانات هم مانند آنچه در چندین مقالۀ قبلی ذکر گردیده به ادامۀ مستمرِّ حقیقتی روحانی اشاره می کند. http://noghtenazar.org/node/1765 و
http://noghtenazar.org/node/1766 هم چنین شاهد نصایح حضرتشان در امورِ دنیایِ مادّی هستیم. باز همان طوری که در یکی از مقالات اشاره شد اوّلین امری که لازم بود انجام گیرد و گرفت انتصاب حضرت عبدُالبهاء http://noghtenazar.org/node/1523 به عنوانِ مُبَیِّنِ آیاتِ اِلهی و تعالیم حضرت بهاءُالله بود و «مرکزی» که بعد از صعودِ حضرتشان تمامی نفوس جامعه باید به ایشان متوجّه گردند. حال می دانیم که وجود حضرت عبدُالبهاء تا چه اندازه ای در متّحد نمودن آحادِ جامعه و هم چنین استقرارِ اساسِ وحدتِ عالَمِ انسانی بعد از صعودِ حضرت بهاءُالله حیاتی و حسّاس بوده و هست.

در مورد این موضوع وحدت و در مقام دیگر که نظر حضرت بهاءُالله را نشان می دهد و در کتابِ اَقدَس و دیگر مُتمِّماتِ نازله بیان فرمودند استقرارِ «بیتُ العَدلِ اَعظمِ اِلهی» است. علاوه بر این که بیتُ العَدلِ اَعظم هیئتِ حاکمۀ بینُ المِللیِ دیانتِ بهائی است مرکز و بنیانِ اِتّحادِ نوعِ بشر هم می باشد. در میان وظائف بیتُ العَدل تصمیم گیری در اموری است که صریحاً در آثارِ نازلۀ اَمرِ اِلهی نیامده. بیتُ العَدل مأمور به «قانون گذاری» می باشد و نه تنها قانون گذاری بلکه مختارند قوانینِ (غیرِ مَنصوصه) را هم تغییر دهند.

«باید اُمَنایِ بیتِ عدل مشورت نمایند، آنچه را پسندیده مُجریٰ دارند. اِنَّهُ یُلْهِمُهُمْ ما یَشاءُ وَ هُوَ المُدَبِّرُ العَلیمُ.» ۴ [مضمون به فارسی: بدرستی که او [خداوند] اِلهام می کند به ایشان آنچه را که می خواهد و او تدبیرکنندۀ بسیار دانا است.]