بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

شِفا (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۳ ژوئیه ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

شِفا و شِفا بخشیدن رابطۀ بسیار عمیقی با رسالتِ مَظاهرِ ظهور [پیامبران] دارد. به عنوان مثال می توان بسیاری از شواهد، داستان ها و قصّه های اخلاقی در مورد شِفا و شِفا بخشیدن در کتاب مقدّس انجیل پیدا نمود. گوئی این که شِفا بخشیدن اَعَمّ از جسمانی و روحانی در این سخن ذکر شده ولی شِفا حقیقتاً ماورایِ این نکات می باشد. از این بابت باید گفت که هر نفسِ انسانی می تواند از هر جهت از صحّت کامل و سالم برخوردار باشد که جامعه ای که وی در آن زندگی می کند از شرایط سالم و کامل هم برخوردار باشد.

صحّت و شِفای حقیقی از اجزاء جدا نشدنی رسالت حضرت بهاءُالله می باشد زیرا تشبیه «پزشکِ دانا» بکار گرفته اند تا این که به آنچه را که برای صحّت و سلامتی نوع بشر لازم می دانند تحقّق بخشند و به همین دلیل است که می فرمایند:

«دیده می شود گیتی را دردهای بیکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته. مردمانی که از بادۀ خودبینی سَرمَست شده اند، پزشک دانا را از او باز داشته اند. اینست که خود و همۀ مردمان گرفتار نموده اند. نه درد می دانند نه درمان می شناسند. راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند.» (3)

«وَ الّذیٖ جَعَلَهُ اللهُ الدِّریاقَ الأعظَمَ وَ السَّبَبَ الأتَمَّ لِصِحَّتِهٖ هُوَ اتِّحادُ مَنْ عَلَی الأرضِ عَلیٰ اَمرٍ واحِدٍ وَ شَریعَةٍ واحِدَةٍ هٰذا لا یُمکِنُ اَبَداً اِلّا بِطبیبٍ حاذِقٍ کامِلٍ مُؤیَّدٍ لَعَمْریٖ هٰذا لَهُوَ الحَقُّ وَ ما بَعدَهُ اِلَّا الضَّلالُ المُبینُ» ‌(4) [مضمون به فارسی: و چیزی را که خداوند داروی اعظم و سبب اَکمل برای صحّتِ آن قرار داد آن اتّحادِ جهانیان بر اَمر و شریعتی واحد است. این امر اَبَداً ممکن نیست مگر به پزشکی ماهرِ کاملِ مُلهَم و مؤیَّد. قسم به جان و دینم این همانا حقّ است و بعد از آن نیست مگر گمراهی آشکار.]

«رگِ جهان در دستِ پزشکِ داناست، درد را می بیند و بدانائی درمان می کند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. دردِ امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.» (5)

در هر کدام از نصوص ذکر شده در بالا می توان شاهد بود که معانی هر کدام بنحوی مختصر و جزئی با یکدیگر متفاوت است. در نصِّ اوّل نقطۀ تمرکز علّتِ عدمِ تشخیصِ صحیحِ کسالت است و در نصِّ دوّم آنچه را که لازم می باشد تجویز می فرمایند در حالی که در نصِّ سوّم توضیح می فرمایند که «پزشک دانا» درمان را به مناسبت دوران های متفاوت تجویز می نماید.

اَشجارِ مَعانی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۲ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

https://beyondforeignness.org/wp-content/uploads/2017/07/trees2.jpg

تشبیه شَجَر (درخت) در آثار حضرت بهاءُالله بطور اختصاص و دیگر آثار دیانت بهائی مرتباً دیده می شود. در زیر به چند نمونه اشاره می شود.

به کار گرفتن کلمۀ درخت یا شَجَر برای بیان دگرگونی قلب انسان که تغییر و تبدیل می یابد.

«یا حزبُ الله وصایایِ دوست یکتا را به گوش جان بشنوید کلمۀ اِلهی بِمَثابِهِ نهالست، مَقرّ و مستقرّش اَفئِدۀ عباد. باید آن را به کوثرِ حکمت و بیان تربیت نمائید تا اصلش ثابت گردد و فرعش از اَفلاک بگذرد.» (3)

در مقامی اشاره به نَفسِ مَظهَرِ ظهورِ اِلهی، حضرت بهاءُالله می باشد. با تعبیر «سِدرَةُ المُنتهیٰ» یعنی درختی که بعد از آن راهی نیست؛ درختی که نهایت سفر را نشان می دهد.

«قَدِ انْشَعَبَ مِنْ سِدرَةِ المُنتَهیٰ هٰذَا الهَیکَلِ المُقدَّسِ الأبْهیٰ غُصْنُ القُدسِ فَهَنیئاً لِمَنِ اسْتَظَلَّ فیٖ ظِلِّهٖ وَ کانَ مِنَ الرّاقِدینَ. قُلْ نَبَتَ غُصْنُ الأمرِ مِنْ هٰذَا الأصلِ الَّذِی اسْتَحْکَمَهُ اللهُ فیٖ أرضِ المَشِیَّةِ وَ ارْتَفَعَ فَرعُهُ اِلیٰ مَقامٍ أحاطَ الوُجودَ» (4) [مضمون به فارسی: از سدرۀ منتهی این هیکل مقدّسِ اَبهیٰ، شاخۀ قُدس منشعب شده است. پس خوشا به حال کسی که در سایه اش قرار گرفت و از ساکنین در سایۀ آن بود. بگو به تحقیق که شاخۀ امر از این ریشه ای رویید که خداوند آن را در زمین مشیّت خود مستحکم کرد و شاخه اش تا مقامی بالا رفت و زیاد شد که وجود را احاطه نمود.]

از جنبه ای دیگر نوع انسان به درخت ها تشبیه شده اند.

«انسان بِمَثابِهِ شَجَر است، اگر به اَثمار مُزیّن گشت لایق مدح و ثنا بوده و هست وَ اِلّا شَجَرِ بی ثمرْ قابلِ نار است. اَثمارِ سِدرۀ انسانی بسیار لطیف و پسندیده و محبوب، اخلاقِ مَرضیّه و اعمالِ حَسَنه و کلمۀ طیّبه از اَثمار این شجره محسوب.» (5)

یک درخت همچنین نشانه ای برای استنباط واضح ترِ سرشتِ حقیقیِ روابط انسانی است.

«ای اهل عالم همه بارِ یک دارید [میوۀ یک درخت] و برگِ یک شاخسار. بکمال مَحَبَّت و اتّحاد و مَودّت و اتّفاق سلوک نمائید. قسم به آفتابِ حقیقتْ نورِ اتّفاقْ آفاق را روشن و منوّر سازد.» (6)

در یکی از مقالات قبلی شاهد بودیم که حضرت عبدُالبهاء چگونه توضیحاتی در مورد روابط اشیاء دادند. http://noghtenazar.org/node/1654

«عالَمِ وجود را به یک شَجَر و جمیعِ نفوس بِمَنزلۀ اَوراق و اَزهار و اَثمار تشبیه فرمودند لهذا باید جمیعِ شاخه و برگ و شکوفه و ثمر در نهایتِ طراوت باشند و حصول این لطافت و حلاوت مَنوط به ارتباط و اُلفت است.» (7)

همچنین درخت را حضرت بهاءُالله به عنوان نمادی از دانش محسوب می فرمایند.