بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

انبیاء و پیامبران (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (2)

۴ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

آیا می توان آینده را پیشگوئی کرد؟ هر فردی قادر است بر اساس تجربیات گذشته تا حدّ محدودی آینده را پیش بینی کند. ولی این که کسی بتواند آیندۀ بسیار دور را پیش بینی نماید کمی مورد شکّ و تردید است. این امر در حیطۀ قوای بشری نیست.

بعضی از افراد در بعضی از اوقات احساس می نمایند که بعضی از اتفاقات را قبلاً تجربه نموده و یا رویائی دربارۀ آینده دیده اند ولی ممکن است نتوان آن را پیشگوئی نامید.

در این باره حضرت بهاءالله می فرمایند:

«در این لیلْ [شب] امری مشاهده می نمائی و بعد از بیست سنه اَوْ اَزیَد اَوْ اَقلّ [یا بیش تر یا کم تر] بعینه آن را مشاهده می نمائی حال ملاحظه کن این چه عالمی است. تَفَکّرْ فی حِکمَةِ اللهِ وَ ظُهوراتِه[در حکمت خدا و ظهورات ان تفکّر کن.]» (3)

یکی ازنُبوّات حضرت بهاءالله برای آینده را می توان در پیشگوئی سقوط سلطان عبدُالعزیز و وزیرش عالی پاشا که هر دو در تبعید و زندانی کردن حضرت بهاءالله به مدینۀ مُحَصَّنۀ عَکّا دست داشتند. نُبُوّات عاقبت خسران آمیز این دو در دو لوحِ رئیس و لوحِ فُؤاد مذکور است.

در رابطه با این نُبُوّت می توان از داستان ایمان جناب ابوالفضائل، یکی از دانشمندان بنام دیانت بهائی که قبل از ایمان مدیر مدرسۀ مشهوری در مطالعات دینی بودند ذکر نمود. در اواسط سال ۱۸۷۰ جناب ابوالفضائل با تعالیم دیانت بهائی آشنا گردیده و بدان اظهار علاقه نمودند. ایشان دو لوح خطاب به رؤسای عثمانی را ملاحظه فرموده بخصوص نُبُوّاتِ حضرت بهاءالله دربارۀ آنها مورد توجّه ایشان قرار گرفت که تصمیم بر این گرفتند اگر این نُبُوّات تحقّق یافت، به مَظهَریّتِ حضرت بهاءالله ایمان خواهند آورد. هنگامی که در سال ۱۸۷۶ نُبُوّات حضرت بهاءالله به وقوع پیوست جناب ابوالفضائل هم به امرِ الهی [دین بهائی] مؤمن گردیدند.(4)

در میان نُبُوّات حضرت بهاءالله می توان از پیشگوئی حضرتشان دربارۀ کشور آلمان یاد نمود که مسلماً در قرن بیستم مرکز اتفاقات و حوادث بسیاری بود. نُبُوّت حضرت بهاءالله در کتاب مبارک اقدس که در سال ۱۸۷۳ نازل گردیده و در سال ۱۸۹۱ به زبان عربی منتشر گردید، بود. (5)

در سال ۱۸۷۱ کشور آلمان از کشوری که مناطق مختلفه اش تحت سلطۀ شاهزاده های متفاوت بود خارج و به صورت کشوری متّحد در میان اروپا درآمد. چنین اتّحادی عاقبتش جنگ فرانسه و پروس گردید. تحت حکومت ناپلئون سوّم فرانسه سعی نمود از قدرتمند شدن آلمان بکاهد. هنگامی که آلمان به صورت کشوری متّحد درآمد ناپلئون سوّم برای جلوگیری از قدرتمند شدن آن کشور آلمان را مورد حمله قرار داد.

در جنگ سدان فرانسه شکست خورد و عقب نشست و مجبور به امضای عهدنامۀ صلح و خاتمۀ جنگ در ورسای گردید و ناپلئون مخلوع شد.

وحدت ادیان (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی (Michael Curtotti) (2)

۱۸ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

وحدت ادیان یکی از تعالیم اساسی حضرت بهاءالله. آنچه در زیر آمده سعی ناتمامی است برای توضیحی هر چند ناقص دربارۀ این مطلب.

شاید بتوان گفت که این اصل اساسی یکی از تعالیمی است که تا حدّی بنحوی نادرست درک و استنباط گردیده. یکی از این عوامل شاید عدم درک صحیح این نکته است که به نظر می رسد دیانت بهائی قسمت هائی مختلف از ادیان گذشته را به عاریت گرفته و دیانتی بدیع به وجود آورده.

در واقع این نکته آن چیزی نیست که حقیقت وحدت ادیان گفته شود.

شاید آسان تر باشد که بدانیم معنای «دین» در زمینۀ «وحدت ادیان» چیست؟ هنگامی که دربارۀ این مطلب گفتگو می گردد اشاره به یک یک ادیان معلومه نیست (ادیانی مانند یهودیت، مسیحیت، هندو، بودائی، اسلام و یا دیانت بهائی) بلکه به «دین» به عنوان یک کلّیّت نگریسته می شود. تمامی ادیان با تمام فرهنگ های گستردۀ مختلفه، نحوۀ اجرای احکام و درک این که هر کدام جزئی از کل به عنوان «دین» محسوب می گردند. کلّیتی که جامعیّت داشته و یک هویّت و ماهیّتی به عنوان «دین» دارد. علاوه بر درک دقیق این کلیّت، جنبۀ علمی آن اثرات مستقیم در روابط انسانی است که مهم است. در این زمینه حضرت بهاءالله می فرمایند:

« الیوم دینُ الله و مذهبُ الله آن که مذاهب مختلفه و سُبُلِ متعدّده را سبب و علّت بَغضا ننمایند این اصول و قوانین و راه های محکمِ متین از مَطلَعِ واحد ظاهر و از مَشرِقِ واحد مُشرق و این اختلافات نظر به مصالحِ وقت و زمان و قرون و اَعصار بوده» (3)

و یا بیانی دیگر:

«شکّی نیست جمیع احزاب به اُفقِ اَعلیٰ متوجّهند و به اَمرِ حَقّ عامل» (4)

و مُضافاً می فرمایند:

«هذا دینُ اللهِ مِنْ قَبلُ وَ مِنْ بَعدُ»(5) [مضمون به فارسی: این دین خداست از قبل و از بعد]

همچنین حضرت عبدالبهاء هم مکرراً در این مورد بیانات فرمودند:

«حقیقت یکی است تعدّد ندارد.» (6)