بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

خلقتی بدیع: بلوغ عالم بشریّت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۲ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

ممکن است باور نکردنی باشد که بشر در عصری تازه و بدیع زندگی می کند؟ این دوران حیات با ایّام گذشته بسیار متفاوت است، تفاوتی که تا حال هیچ سابقه ای نداشته. ما حقیقتاً در دورانی زندگی می کنیم که عالم انسانی بسوی مرحلۀ بلوغ خود پیش می رود.

لغات و کلمات قادر به تشریح این «تجدید حیات» نیستند، حتی لغاتی مانند عصر صنعت، عصر اطلاعات، عصر ظهور بشر بر سطح زمین (دورۀ انترپوسین) و تمدّن جدید. جوامعی که در قرون و هزاره های گذشته تحت تغییرات بسیار کمی بوده اند حال کاملاً تغییر شکل داده اند. همچنین روابط مابین زنان و مردان هم از تغییرات محسوسی برخوردار شده که سلسله مراتب امروزی مرتبط به دوران اوّلیۀ جوامع زراعتی گردیده. به همین منوال روابط بین دول مختلفه و شهروندان هم بطور کلّی در مقابل با گذشته کاملاً عوض شده. تساوی مقام و شرافت انسانی مورد قبول و احترام قرار گرفته- هرچند این ارزش ها هنوز بتمامی به مَنصۀ عمل در نیامده. تجربیات شخصی هم در دنیای امروزه با آنچه که پدر بزرگ و مادر بزرگ ما در دوران خویش تجربه می نمودند متفاوت است.

علیرغم چنان تغییرات عظیمی هنوز بعضی رفتارهای غیر مطلوب را بعضی از نفوس انسانی سرسختانه ادامه می دهند. شاید بتوان گفت آنان به دوران دیگری متعلّقند. سلطه و غلبۀ فردی انسانی بر انسانی دیگر در مقایسه با دیگر رفتارهای انسانی امروزه قابل قبول نیست. حدوث جنگ زشت هنوز از رفتار جنایتکارانه ای است که در میان بشر مرسوم است. بسیاری از این رفتارهای قدیمی ریشه ای در ساختارهای قدیمی جامعه دارد. رهایی بشر از این قیود را باید در طرز تفکّر انسان دانست. بینشی که می توان از آثار و کتب حضرت بهاءُالله که دربارۀ «حکومتِ عادل» فرموده اند گرفت نقطۀ عطفی برای پیشرفت عالم انسانی می باشد.

حضرت بهاءُالله می فرمایند:

«لَیسَ الفَخرُ لِمَن یُحِبُّ الوَطَنَ بَلْ لِمَن یُحِبُّ العالَمَ. [مضمون به فارسی: فخر از آنِ کسی نیست که وطن را دوست دارد بلکه از آنِ کسی است که عالَم را دوست دارد.] به این کلماتِ عالیاتْ طیورِ اَفئده [پرندگان قلوب] را پرواز جدید آموخت و تحدید و تقلید را از کتابْ مَحو نمود.» (۳)

این بیان مبارک اشاره ای است در مورد تغییر طرز تفکّر انسان. تغییر از اعماق قلب و روح است که قوای نهفتۀ انسانی را در رفتار انسانی دیر یا زود بطور کلّی ظاهر خواهد نمود.

چنین «تجدّدی» را می توان در بیان زیر پیدا نمود.

منشأ و طبیعتِ شرّ (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۷ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در آثار و کتب حضرت بهاءُالله تأکید به «روح فرشتگی» طبیعت انسان شده است: قابلیّت انسان به فرشته بودن. این اشاره که بشر قادر است به صفات بسیار مثبتی که در نهاد بشر خلق گردیده دست یابد، همراه با پرهیز از قضاوت کردن دربارۀ دیگران، فرهنگی از تشویق و حمایت متقابل را شکل داده که چارچوب حیات جامعۀ بهائی را تشکیل داده.

علیرغم این نکته حضرت بهاءُالله مباحثی در مورد طبیعت شرّ مرقوم فرمودند. حضرتشان نظر نفوس را به استنباط جدیدی در مورد شرّ و چگونگی آن که در دنیای مادّی ظاهر می شود جلب می کنند.

نظریۀ قدیمی «‌شّر» و «شیطان» را نشانه ای از طبیعت تمایل به گناه بشر می داند. این توضیح فهم این نکتۀ قدیمی را که شیطان پدیده ای است غیرقابل کنترلِ انسان مردود می شمارد. در همان حال به مسؤولیّت فردی و جمعی اشاره می فرمایند که سعی در از بین بردن اعمال شیطانی در عالم انسانی نمایند.

حضرت عبدُالبهاء پسر و جانشین منصوصِ حضرت بهاءُالله توضیح می دهند که شرّ در واقع موجودی «حقیقی» نیست.

«باری حقائقِ معقوله مثل صفات و کمالاتِ مَمدوحۀ انسان جمیع خیرِ مَحض است و وجود است و شرّ عدمِ آنهاست، مثل جهلْ عدمِ علمست، ضلالتْ عدمِ هدایت است، نِسیانْ عدمِ ذکر است، بَلاهت [نادانی] عدمِ درایت است، اینها اَعدام است، نه اینست که وجود دارند. و امّا حقائقِ مَحسوسه، آن نیز خیرِ محض است و شرّ اَعدام است. یعنی کوری عدمِ بصر است، کری عدمِ سَمع است، فقر عدمِ غناست است.» (۳)

شرّ موجودیّتی مانند سایه دارد زیرا عدمِ نیکی است و مشاهده می کنیم که بشر دست به اعمال شیطانی دهشتناکی می زند. حضرت بهاءُالله می فرمایند که اعمال انسانی می تواند نقطۀ «تمرکزی» در « شرّ» باشد.

«صد هزار عَزازِیل [شیطان؛ مَظاهرِ شیطانی] از اَعمال خود انسان ظاهر می شود، چه اگر ناس [مردم] به تعلیماتِ اِلهی تمسّک نمایند و رفتار کنند اثری از عَزازِیل در اَرض نمانَد. اختلافاتِ اَرض و نفاق و جدال و مُحاربه و امثال آن سبب و علّتِ ظهورِ عَزازِیل است. جِبرَئیل در امثال این امور داخل نشده و نخواهد شد. عالَمی که جز نزاع و جدال و فساد در او امری ظاهر نه، او مَقرِّ عَرشِ عَزازِیل است.» (۴)

در بعضی از اوقات به خاطر رفتار اشتباه انسان خداوند را مقصّر محسوب کرده اند. در این مورد حضرت بهاءُالله چنین می فرمایند:

«ما مِنْ حَسَنَةٍ اِلّا مِنْ عِندِاللهِ وَ ما مِنْ سَیِّئَةٍ اِلّا مِنْ اَنفُسِکُم أفَلا تَعرِفونَ وَ هذا ما نُزِّلَ فی کُلِّ الألواحِ اِنْ اَنتُم تَعلَمونَ» (۵) [مضمون به فارسی: هیچ عمل نیکی نیست مگر از نزد خدا و هیچ عمل بدی نیست مگر از نفس های شما، آیا آگاه نمی شوید؟ و این آن چیزی است که در همۀ اَلواح نازل شده است.]