بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

قبل از طلوعِ فجر ـ مُبَشِّرِ اعظم (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۳ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

تا حال بارها در این مجموعه مطالبی دربارۀ حضرت اَعلیٰ [حضرت باب؛ سیّد علیمحمّد باب] ذکر شده- پیامبر الهی و مُبشّرِ حضرت بهاءُالله. حال باید از داستانی صحبت کرد که قبل از ظهورِ حضرت بهاءُالله اتّفاق افتاده آن طوری که نبیل در تاریخ خویش نوشته.

مُلّا حسین، جوان طلبۀ محققّی بود که به دنبال مطلوب خویش به تحقیق پرداخت.

ملّا حسین مایل بود آرزوی معلّم خویش را که به تازگی این جهان را وداع گفته بود و در اعماق قلب خویش داشت تحقّق بخشد. قبل از وفاتش معلّمش به ملّا حسین و دیگر شاگردانش گفته بود که برای یافتن پیامبر جدیدِ خداوند در نقاط مختلفه پراکنده شوند. زیرا این زمانی بود که از قبل پیشگویی شده بود- زمانِ رجعت. دورانِ ایّامِ تحقّقی که در کلّیّۀ آثار مقدّسۀ گذشته پیش بینی شده بود حال نزدیک شده. این نفوس با طهارت قلب و طلب خالصانه قادر خواهند بود مطلوب خویش را پیدا نمایند.

ملّا حسین سفر طلب خویش را از عراق شروع نمود و با اَدعیه برای یافتن مطلوب قلبی خویش به مدّت ۴۰ روز مُعتکف شد. سپس با اوّلین قدم به سفری به طول صدها کیلومتر بسوی ایران روانه گشت. در ماه می ۱۸۴۴ طلبش وی را بسوی شهر شیراز کشید.

در حالی که در خارج از دروازۀ شهر در گردش بود متوجّه سیّدی از دودمان حضرت محمّد گردید. جوانی نورانی به وی نزدیک شده و با کلام خوش آمد وی را به منزل خویش دعوت نمود.

بدون گذشتن وقت زیادی این نَفسِ نورانی در عالم و عالمیان به عنوان حضرت «باب» مشهور گشتند. در اوّلین جلسه تا دیر وقتی از شب مباحثی مورد مکالمه قرار گرفت و قبل از سحر ملّا حسین به ایمان به حضرت باب به عنوان مَظهَرِ اَمرِ جدید [دین جدید] موفّق گشت. این روز تاریخی ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ بود که امروز ۱۷۳سال از آن روز گذشته.

حضرت باب از ملّا خواستند که دربارۀ ملاقاتشان به هیچ نفسی سخنی نگوید. هفده نفر دیگر باید با توجّه به خداوند و اِلهاماتِ اِلهی بِنَفسِه مانند ملّا حسین به مقام حضرتِ اَعلیٰ پی برند.
تدریجاً پیروان حضرتِ اَعلیٰ فرد فرد اضافه گردیدند تا این که به تعدادی رسید که حضرتشان تعیین فرموده بودند. حضرت باب این پیروان اوّلیه را برای تبلیغ امرِ جدید به نقاط مختلفه اعزام داشتند. آنچه که در زیر آمده قسمتی از بیاناتی است که حضرت باب خطاب به ایشان فرمودند:

«ای یاران عزیز من، شما در این ایّام حامل پیام الهی هستید، خداوند شما را برای مَخزَنِ اَسرار خویش انتخاب فرموده تا اَمرِ اِلهی [دین الهی] را ابلاغ نمائید. بواسطۀ صدق گفتار و رفتار خود نمایندۀ قوّت و نورانیّتِ ربّانی گردید. تمام اعضای جسد شما باید بر ارتفاع مقامات شما شهادت دهند و به طهارت حیات و عظمت مقصود شما ناطق گردد...

بیانات مبارکۀ حضرت مسیح را که به شاگردان خود فرمودند بیاد آورید وقتی که می خواستند آنان را برای تبلیغ به اطراف بفرستند به آنها فرمودند: ... باید طهارت ذات و حُسن گفتار شما طوری باشد که مردم دنیا بواسطۀ مشاهدۀ حُسن گفتار و رفتار بسوی پدر آسمانی که منبع فیض جاودانی و سرچشمۀ فضل ابدی است متوجّه گردند. شما که فرزندان آن پدر روحانی هستید بواسطۀ اعمال خود باید مَظهَرِ صفاتِ اِلهیّه گردید تا مردم نورِ اِلهی را در شما مشاهده کنند. شما نمکِ زمین هستید اگر نمک فاسد باشد با چه چیز اصلاح خواهد شد. انقطاع شما باید به درجه ای باشد که در هر شهری برای تبلیغ امرُالله [دین خدا] داخل شوید از مردم آن شهر به هیچ وجه اجر و مزدی توّقع نداشته باشید غذاء و طعام طلب نکنید و هنگامی که از آن شهر می خواهید خارج شوید گَردِ کفش های خود را هم بتکانید...

اشتغال به کسب و کار بمنزلۀ عبادت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۲ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

یکی از اَوامِرِ حضرت بهاءُالله در لوحِ مبارک "بشارات" تعلیم اشتغال به کسب و کار در ساعاتی که به خواب نمی گذرد می باشد. در گذشته مفهوم «تقدّس» امری بنظر می رسید که جدا از تمامی امور زندگی است و باید در محلّی «جداگانه» از امور روزانه باشد. بطور کلّی طبقۀ خاصّی از جامعه مسؤولیّت امور مربوط به «روحانیّت» را به عهده داشتند. امور روزانه و زندگی یومیه ربطی به تقدّس نداشت. حضرت بهاءُالله این جدائی را تغییر دادند. اشتغال به کار را بمنزلۀ عبادت محسوب فرمودند.