بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

هیچ انسانی نجس نیست (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۳ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بهاءُالله مسألۀ ناپاک بودن «نجاست» را مردود دانسته اند. در فرهنگ های مختلف در زمان های متفاوت، بعضی از انسان ها و اشیاء دیگر «نجس» محسوب گردیده اند- بخصوص در مورد ادیان دیگر- که ذاتاً نجس می باشند. در سال ۱۸۷۳ میلادی حضرت بهاءُالله فرمودند:

«وَ کَذلِکَ رَفَعَ اللهُ حُکمَ دُونِ الطّهارَةِ عَنْ کُلِّ الاَشیاءِ وَ عَنْ مِللٍ اُخرىٰ موهِبَةً مِنَ اللهِ اِنَّهُ لَهُوَ الغَفورُ الکَريمُ. قَدِ انْغَمَسَتِ الاَشیاءُ فى بَحرِ الّطّهارَةِ فى اَوَّلِ الرِّضوانِ اِذْ تَجَلَّيْنا عَلىٰ مَنْ فِى الاِمکانِ بِاَسمائِنَا الحُسْنىٰ وَ صِفاتِنَا العُليا»۳ [مضمون به فارسی: و این چنین خداوند حکم نجس بودن را از کلّ اشیاء و از مِللِ دیگر برداشت موهبت و بخششی است از خدا. بدرستی که همانا او غفور و کریم است. به تحقیق که در اوّل رضوان [منظور اوّل عید رضوان در 22 آپریل 1863 میلادی در باغ نجیب پاشا در بغداد است که حضرت بهاءالله رسالتشان را علنی فرمودند.] زمانی که بر اهل امکان به نیک ترین اسماء و برترین صفات خود تجلّی فرمودیم، همه چیز در دریای پاکی و طهارت فرو رفت.]

هدف از اظهار چنین امری را حضرت بهاءُالله بِنَفسه در دنبالۀ همان بیان تشریح فرموده اند:

«لِتُعاشِرُوا مَعَ الاَديانِ وَ تُبَلِّغُوا اَمرَ رَبِّکُمُ الرَّحمانِ. هذا لَاِکلیلُ الاَعمالِ لَوْ اَنتُمْ مِنَ العارِفينَ»۴
[مضمون به فارسی: تا این که با پیروان ادیان دوستی و اُلفت و معاشرت کنید و امرِ پروردگارِ رحمانتان [منظور دین بهائی] را برسانید و تبلیغ کنید. این همانا تاجِ اَعمال است اگر از دانایان باشید.]

این تعلیم در تمامی آثار و کتب نازلۀ حضرت بهاءُالله مرتباً تکرار و مورد توجّه قرار گرفته. به همین منوال حضرت بهاءُالله پیروان خویش را به معاشرت و دوستی با تمامی پیروان ادیان دیگر تشویق می فرمایند:

«عاشِرُوا مَعَ الأدیانِ کُلِّها بِالرَّوحِ وَ الرَّیحانِ. از این بیان آنچه سببِ اجتناب و علّت اختلاف و تفریق بود از میان برخاست» ۵ [مضمون به فارسی: با همۀ پیروان ادیان با شادی و صفا و رحمت دوستی و اُلفت و معاشرت کنید.]

و یا بطور عمومی تر:

«اصحابِ صفا و وفا بايد با جميع اهلِ عالَم برَوح و رَيحان معاشرت نمايند چه که معاشرت سببِ اتّحاد و اتّفاق بوده و هست و اتّحاد و اتّفاق سببِ نظامِ عالَم و حياتِ اُمَم است. طوبىٰ [خوشا] از براى نفوسى که به حبل [ریسمان] شفقت و رأفت متمسّکند و از ضَغينه و بَغضا [کینه و دشمنی] فارغ و آزاد» ۶

حضرت آدم و مار خوش رنگین کمان (۱)

نوشته مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در کتاب «مقدس» از قدیم روایت آدم و حوا به عنوان اوّلین مخلوقات الهی ثبت شده و داستان مشهوری است.

این داستان طوری گفته شده که آدم و حوا بعلت عدم اطاعت در مورد خوردن میوۀ ممنوعه از درخت خیر و شر مسؤول گناهان بشر می باشند. در آثار بهائی این داستان جنبۀ استعاره داشته و نه معنای ظاهری آن. (۳)

داستان آدم و حوا در قرآن مجید به نوع متفاوتی بیان شده. در دیانت اسلام آدم به عنوان اوّلین پیامبر الهی و نه منحصراً به عنوان اوّلین انسان محسوب است. عدمِ اطاعت آدم از فرمان الهی آن طوری که در قران نوشته شده بشریت را به آن نحوی که قبلاً گفته شده گناهکار نمی داند. اعتقادی به عنوان گناه اولیّۀ بشر در اسلام وجود ندارد و قران حوا را هم محرّک آدم در انجام چنین گناهی مقصّر نمی داند و پروردگار گناه آدم را هم بخشوده. در قرآن سورۀ شگفت انگیزی است که پروردگار اوامری به فرشتگان در بارۀ آدم بیان فرمودند.

«إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ.» (۴)

حضرت بهاءُالله دربارۀ آدم در آثار خویش چنین می فرمایند:

«و اینکه سؤال شده بود که چگونه ذکر انبیایِ قبل از آدم اَبُوالبَشَر و سلاطین آن اَزمِنه [زمان ها] در کتب تواریخ نیست، عدمِ ذکرْ دلیل بر عدمِ وجود نبوده و نیست. نظر به طول مدّت و انقلابات اَرض باقی نمانده، و از این گذشته قبل از آدم اَبُوالبَشَر قواعدِ تحریر و رسومی که حال مابین ناس [مردم] است نبوده و وقتی بود که اصلاً رسمِ تحریر نبود قسمِ دیگر معمول بوده اگر تفصیل شود بیان به طول انجامد.» (۵)

اشارۀ حضرت بهاءالله به این نکته که پیامبرانی هم قبل از آدم بوده نشان دهندۀ آن تعلیم حضرتشان است که نوع بشر همواره از عنایات و اِلهاماتِ اِلهی از طریق مَظاهرِ مقدّسه بهره مند بودند.

«ای احزاب مختلفه به اتّحاد توجّه نمائید و به نور اتّفاق منوّر گردید. لِوَجهِ الله [به خاطر خدا] در مَقرّی حاضر شوید و آنچه سبب اختلاف است از میان بردارید تا جمیع عالم به انوارِ نَیّرِ اَعظم فائز گردند و در یک مدینه وارد شوند و بر یک سَریر جالس. این مظلوم [حضرت بهاءُالله] از اوّلِ اَیّام اِلی حین [تا حالا] مقصودی جز آنچه ذکر شد نداشته و ندارد. شکّی نیست جمیعِ احزاب به اُفقِ اَعلی متوجهنّد و به اَمرِ حَقّ عامل، نظر به مقتضیاتِ عصر اَوامِر و احکام مختلف شده ولکن کلّ مِن عِندِالله [از جانب خدا] بوده و از نزد او نازل شده و بعضی از امور هم از عِناد ظاهر گشته. باری به عَضُدِ [بازویِ] ایقانْ اَصنامِ [بت های] اوهام و اختلاف را بشکنید و به اتّحاد و اتّفاق تمسّک نمائید. این است کلمۀ عُلیا که از اُمُّ الکتاب نازل شده. یَشهَدُ بِذلِکَ لِسانُ العَظمَةِ فی مَقامِهِ الرّفیع.» (۶). [مضمون به فارسی: شهادت می دهد به آن لسان عظمت در مقام رفیعش.]

چنین اصل ذکر شده در بیان بالا شامل تمامی اعتقاداتی است که جامعۀ بشری را در برمی گیرد، لذا از دو بیان بالا می توان دقیقاً استنباط نمود که اعتقادات بسیاری از بومیان هم از اِلهاماتِ غیبیّه مانند دیگر جوامع بشری مستفیض بوده اند.