بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

انصاف و عدالت برای کلّیۀ مخلوقات (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۰ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

اکثریّت این مقالات تا حال یا صریحاً و یا ضمنی در مباحثی در مورد روابط انسانی و یا نگرانی های بشر صحبت نموده. علاوه بر آن، آثار و کتب حضرت بهاءُالله هم چنین نظر را به روابط انسانی با طبیعت که ما بخشی از آن هستیم جلب می نماید.

به عنوان مثال حضرت بهاءُالله دربارۀ وظیفۀ بشر در رعایت حیوانات چنین می فرمایند:

«... رعایت حیوان را منظور نماید...» (۳)

«لا تَحمِلوا عَلَی الحَیَوانِ ما یَعجِزُ عَنْ حَملِه اِنّا نَهَیناکُم عَنْ ذلِکَ نَهیاً عَظیماً فِی الکِتابِ» (۴) [مضمون به فارسی: حمل نکنید بر حیوان چیزی را که از حملش ناتوان است بدرستی که ما شما را از این کار نهی کردیم؛ نهیِ عظیمی در کتاب.]

ممکن است تصوّر شود «حمل بار» نکتۀ بسیار ضعیفی در مورد رعایت حال حیوانات است ـ ولی در حقیقت به نظر می رسد حضرت بهاءُالله دیدگاهی بسیار والاتر در این مورد دارند زیرا که در ادامۀ نصِّ مبارک اشاره می فرمایند:

«کُونوا مَظاهِرَ العَدلِ وَ الاِنصافِ بَینَ السَّمواتِ وَ الاَرَضینَ» (۵) [مضمون به فارسی: مَظاهرِ عدل و انصاف بین آسمان ها و زمین ها باشید.]

به نظر می رسد تا آنجائی که مربوط به «طبیعت» است حکمِ انصاف حکمی است نامتجانس، بجز چند اِستثنا: به عنوان مثال شناختن حقِّ قانونی رودخانه ای در کشور نیوزیلند.(۶)

به طور کلّی و عمومی قانون «حقّی» برای طبیعت قائل نیست ـ یا وظیفۀ انسان در مورد عدالت نسبت به آفرینش چیست. مجدداً به طور کلّی در هیچ دادگاهی «طبیعت» نمی تواند بشر را به محاکمه بکشد و طلب عدالت از صدماتی که کشیده نماید.

ارائۀ این حقیقتِ رابطۀ عدالت و انصاف مابین عالم بشر و عالم طبیعت، این سؤال را مطرح می کند که ما از «عالم مادّی» چه درکی داریم.

در این رابطه تناقضی فاحش در اخلاقیاتِ مادّی دنیای امروز مشاهده می شود. از یک جنبه بشر به ستایش مادّیات پرداخته و آن را یکی از هدف های اوّلیۀ فعالیّت های انسانی می داند ـ بنحوی که «موفّقیّت» و حتّی «رفاه» را در جمع آوری و مصرف «موادّ تولیدی» اندازه می گیریم.

از جنبه ای دیگر عالم مادّی را «غریبه» (۷) محسوب داشته و تصوّر می کنیم طبیعت زنده نیست ـ حیات ندارد ـ بی ارزش است ـ یک چیز است ـ چیزی که باید مورد مصرف قرار گیرد. چیزی که در مرتبۀ اولیٰ ارزشش فقط برای استفادۀ انسان است.

در بیان زیر حضرت بهاءُالله از ما می خواهند که جهان را بصورتِ نَفْسی «ناطق» «موجود» مشاهده کنیم؛ «کتابِ خلقت» که با عالم بشر در گفتگوست.

طبیعت انسان: اَحجارِ کریمه و سَیفِ پُرجوهر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۳ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در بسیاری از آثار و کتب خویش حضرت بهاءُالله از ما خواسته اند قوای مثبتِ نهفته در طبیعتِ انسانی را پی برده و تشخیص دهیم. بیاناتی که بکار گرفته اند تصوّرات بسیار والا و پُرباری را به ذهن متبادر می نماید.

«انسان را بِمَثابه [مانند] مَعدن که دارای اَحجار کریمه [سنگ های نفیس و مرغوب] است مشاهده نما. به تربیت جواهرِ آن به عَرصۀ شهود آید و عالم انسانی از آن منتفع گردد.» (۳)

یا بیانی دیگر:

«مَثَلِ تو مِثلِ سَیفِ پُرجوهریست [شمشیر اصیل و نفیسی است] که در غِلافِ تیره پنهان باشد و به این سبب قدرِ آن بَر جوهریان مَستور ماند. پس از غِلافِ نَفْس و هَویٰ بیرون آی تا جوهرِ تو بر عالَمیان هویدا و روشن آید. (۴)