بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

کوهِ کَرْمِل: کوهِ اِلهی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۹ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

از دورانی بسیار دور و قدیم کوهِ کَرمِل همچنان در شرق دریای مدیترانه قرار گرفته و بسیاری از مردمان برای سالیانِ سال در دامنۀ این کوه مَقرّ داشته زندگی می نمودند.

کوهِ کَرمِل مُشرِف به دریا کوهِ بسیار بزرگی است که قسمتی از آن به داخل دریا وارد شده و در محدودۀ شرقی آن جلگۀ بسیار عظیمی قرار دارد. در شمال کوهِ کَرمِل آب های نیلگون و شَفّافِ دریا خلیجی را تشکیل می دهد. سمتِ شرقِ این کوه دریاچۀ جلیلیه و شهرهای (دهکده های) متعدّدی مانند قانا، ناصره، کَفَرناحوم و بیت صیدا که حضرت مسیح از آن گذر نمودند و به تبلیغِ اَمرِ مبارکشان پرداختند قرار دارد. در جنوبِ کوهِ کَرمِل جلگۀ شارون و در غرب آن دریای عظیم مدیترانه قرار دارد که برای هزاران سال مَحَلِّ سکونت بسیاری بوده و تاریخی قدیمی دارد. این منطقۀ وسیع به نام «کَرم یا تاکستانِ اِلهی» نامیده شده. حضرت بَهاءُالله کوهِ کَرمِل را کومُ الله یا کوهِ اِلهی مخاطَب می فرمایند و هنگامی که حضرت بَهاءُالله در نزدیکیِ کوهِ کَرمِل اقامت داشتند آلمانی ها در پایِ کوهِ کَرمِل از تاکستان های خویش مواظبت و نگهداری می نمودند. http://noghtenazar.org/node/1792

شباهت عجیب نُبُوّاتِ کتابِ مقدّس در مورد کوهِ کَرمِل و شارون عامل تأمّل و تفکّرِ فراوان خواهد بود.

«بیابان و زمینِ خشک شادمان خواهد شد و صحرا به وَجد آمده، مِثلِ گُلِ سرخ خواهد شکفت. شکوفه بسیار نموده، با شادمانی و ترنّم شادی خواهد کرد. شوکتِ لبنان و زیبائیِ کَرمِل و شارون به آن عطا خواهد شد. جلالِ یَهُوَه و زیباییِ خدایِ ما را مشاهده خواهند نمود.» (کتابِ اَشعیایِ نبی، فصل ۳۵، آیات اوّل و دوّم)

در میان مردم مصرِ قدیم کوهِ کَرمِل به مکانی مقدّس مشهور بود و در قرون گذشته اَنبیایِ بَنی اِسرائیل با اَنبیایِ بَعل در دامنه های آن به نبرد پرداختند. در یاداشت های آیَمبلیکِس (Iamblicus//aɪˈæmblɪkəs/ ) فیلسوفِ دورانِ گذشتۀ نوافلاطونی، نوشته که فیثاغورث، ریاضی دان مشهور یونانِ قدیم در مَعبَدی در کوهِ کَرمِل که به نام «مقدّس ترین کوه ها» شناخته می شد به عبادت و اِعتکاف پرداخته. ۳

نقاط و مکان های بسیار مقدّسی در این کوه قرار دارد که از میان آنها می توان از غارِ ایلیا نام برد که در بالای صومعۀ مسیحیان قرار دارد. دربارۀ این صومعه جناب دیوید روح (David Ruhe) می نویسد:

«در دامنۀ قسمت غربی کوه (کَرمِل) غاری قرار دارد که مَملو از اَسرار است... می گویند که ایلیا در آن غار زندگی می کرده. همان طوری که بیش از ۱۵۰ نوشتۀ بجا مانده از دوران قدیمِ یونان که پرستش آدونیس یا از تاموز (Adonis or of Tammuz) به عنوان خدا (خدایِ آنچه که سبز است) پرستش می شد. این غارِ مشهور یقیناً به عنوان مرکزی برای فرقه ای بود که به عنوانِ زایائی استفاده می شد... این تاریخ شاید به دوران هلنیک (Hellenic) که قریب به دوّمین قرن قبل از حضرت مسیح است برمی گردد. در دوران رومیان، وسپاسیان (Vespasian) که در آن ایّام یکی از اُمرای لشگرِ شرق بود... برای به قدرت رسیدن در این مَحَلّ تمنّایِ پیشگوئی های موفّقیّتِ خویش را نموده که علائم بسیار مثبتی به دنبال داشت... و بالاخره... امپراطور شد.» ۴

لوحِ دنیا- پنج آموزۀ مُثبَت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۹ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که قبلاً اشاره شد حضرت بَهاءُالله در «لوحِ دنیا» چهار صفتِ پلید را مَردود شمرده اند:

«مُعرِضین و مُنکِرین به چهار کلمه مُتَمسِّک: اوّل کلمۀ فَضَرْبُ الرِّقابِ [زدنِ گردن ها] و ثانی حَرقِ کُتُب [سوزاندنِ کُتُب] و ثالث اِجتناب از مِلَلِ اُخْریٰ [حُکمِ نجس دانستن مِلَلِ دیگر] و رابع فَنایِ اَحزاب [نابودی احزاب و دیگر گروه ها]. حالْ از فضل و اِقتدارِ کَلِمۀ اِلهی [کلامِ حضرت بَهاءُالله در دیانتِ جدیدِ بَهائی] این چهار سَدِّ عظیم از میان برداشته شد و این چهار اَمرِ مُبین [آشکار] از لوحْ [نوشتۀ آسمانی و آثار بهائی] مَحوْ گشت و صفاتِ سَبُعی [حیوانی و درندگی] را به صفاتِ روحانی تبدیل نمود.» ۳

چنین صفاتی دیگر در رفتار و کردار انسانی نمی تواند مَحَلّ و مکانی داشته باشد و در عین حال حضرت بَهاءُالله به همان میزان پنچ صفت دیگر را در همان لوح از خَصائصِ لازمه به عنوان راهنمایِ حیاتِ حقیقی محسوب می فرمایند.

اوّل سعی در گسترش صلح است.

«باید وُزرایِ بیتِ عَدلْ صُلحِ اَکبَر را اِجرا نمایند... این فِقره لازم و واجب، چه که مُحاربه و مُجادله اُسِّ زحمت و مَشَقّت است.» ۴

دوّم که مُکرّراً حضرت بَهاءُالله بدان اشاره فرمودند انتخاب زبانی بینُ المللی است. ۵
http://www.noghtenazar.org/node/1519

سوّم اهمّیّت در تصمیم و رفتار در آنچه که «سببِ اُلفَت و مَحَبَّت و اِتّحاد است» می باشد. ۶

چهارم به کار گرفتن منابع و امکاناتی است که بتوان بوسیلۀ آن تعلیم و تربیتِ اطفال را عملی نمود. ۷

پنجم توجّه به اهمیّت و گسترش اَمرِ زراعت و کشاورزی می باشد ۸ زیرا حرفه ای است که بدون آن حیاتِ بشری امکان پذیر نیست و همچنین می تواند قوا و مهارت های نهفتۀ انسانی را ظاهر نماید.