بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

لوحِ اِحتراق (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

دهم ژوئیه ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

لوح مبارک احتراق یکی از الواح مبارک حضرت بهاءُالله است که دارای کلماتی است که حکایت از رنج شدید دارد. عنوان این لوح از اوّلین آیۀ آن اقتباس گردیده.

«قَدِ احتَرَقَ المُخلِصُونَ مِن نارِ الفِراقِ اَینَ تَشَعشُعُ اَنوارِ لِقائِکَ یا مَحبُوبَ العاَلَمینَ؟» * [مضمون به فارسی: مخلصین از آتش دوری سوخته اند کجاست درخشش انوارِ دیدارت ای محبوب عالمیان؟]

لوح احتراق تقریباً در اواخر سال ۱۸۷۱ م. هنگامی که هنوز بسیاری از همراهان حضرت بهاءُالله در عکّا محبوس بودند نازل گردیده. این لوح مبارک به طرز و لحنِ اَشعاری دو بیتی در سه قسمت نازل گردیده. بیانات قسمت اوّل در مورد رنج و آزار انسان آمده که هر سطر در مورد یکی از رنج های انسان صحبت شده و تمنّای کمک از قادر متعال را دارد. به عنوان مثال:

«قَد بَلَغَتِ البَلیّةُ اِلَی الغایَةِ اَینَ ظُهوراتُ فَرَجِکَ یا فَرَجَ العالَمینَ؟... قَد اَخَذَ الهَمُّ کُلُّ الاُمَمِ اَینَ اَعلامُ ابتِهاجِکَ یا بَهجَةَ العالَمینَ؟... تَرانی مَمنوعاً عَنِ البَیانِ مِن اَینَ تَظهَرُ نَغماتِکَ یا ورَقاءَ العالَمینَ؟» [مضمون به فارسی: رنج و مصیبت به نهایت رسیده کجاست ظهوراتِ گشایشِ تو ای فَرَجِ عالمیان؟... غم همۀ مردم را گرفته کجاست پرچم های شادمانی ات ای شادیِ عالمیان؟... مرا ممنوع از بیان و سخن گفتن می بینی از کجا نغمه های تو آشکار گردد ای کبوتر عالمیان؟]

بعضی از آیات هم شرحی از رنج و تحمّل بلایای وارده بر نَفْسِ مبارکِ حضرت بهاءُالله و پیروان حضرتشان و یا دیگر انسان ها می باشد. مانند بسیاری از آثار حضرت بهاءُالله بیاناتی است در سطوح مختلفه نازل شده. از جهتی شاهد وقایع مشخّصی از حیاتِ مبارک حضرتشان است که به شرحی متفاوت بیان شده. بعضی از آیات شرحی از شرایط امروز حیات است. در مورد شرایط جامعۀ انسانی حضرت بهاءُالله با بکار گرفتن کلماتی مانند «البُرُودَةُ» «النِّفاق» «البَلیّةُ» «الهَّم» «الحِرصُ» «الظُّلمةُ» «رَعَدةُ الظَّمَاءِ» [لرزۀ عطش و تشنگی] «الظُّنُونُ وَ الاَوهامُ» آن را تشریح می فرمایند. این بیانات از رنج و آزار بشری گفتگو می کند که هنوز بنحوی گسترده در عالم دیده می شود و حتّی عوامل اصلی آن را هم متذکّر می گردد.

شهادت حضرت باب (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

نُهم ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت باب از طرف امیر کبیر که عالی ترین منصب دولتی ایران را داشت محکوم به شهادت شده بودند و در یکی از حجره های سربازخانۀ تبریز محبوس بودند. حُکمِ محکومیّت به شهادت حضرتشان را علماء صادر نموده بودند و تنها عملی که مانده بود این که آن را اجرا نمایند.

در حالی که حضرت باب منتظر اجرای حکم بودند در همان حال بیاناتی می فرمودند که یکی از پیروان ایشان به نام سیّد حسین آن را کتابت می نمودند. و در همین حالت بود که محافظینِ ایشان وارد حجره گردیدند تا ایشان را به میدان تیرباران منتقل کنند. حضرت باب به محافظین فرمودند تا هنگامی که ایشان بیانات خویش را به اتمام نرسانند هیچ قدرتی نمی تواند ایشان را از آنچه که در نظر دارند انجام دهند منع نماید. به هر تقدیر محافظین تصمیم گرفتند ایشان را به همراه خویش ببرند، لذا حضرت باب را به همراه جناب اَنیس که یکی دیگر از پیروان ایشان و عاشق حقیقی محبوب خود بودند و حاضر به جدائی از حضرت باب نبودند به میدان شهادت بردند.

در میدان تیرباران سامخان مسیحیِ اَرمَنی که فرمانده گروهان سربازان بود آنان را در سه ردیف ۲۵۰ نفری در مقابل محلّ شهادت به صف نمود. حدود ده هزار نفر در بالای بام سربازخانه و منازل اطراف برای مشاهدۀ شهادتِ پیامبرِ اِلهی حاضر شده بودند. تمامی این نفوس متعجّب بودند که با شهادت این محبوسِ دولت که نام و تعالیمش در تمامی ایران سَرِ زبان ها بود چه اتفاقی خواهد افتاد.

سامخان دستور داشت حضرت باب را تیرباران نماید و این حکمی بود که وی اَبَداً مایل به انجام دادن آن نبود. هنگامی که حضرت باب و اَنیس را به میدان آوردند سامخان به حضرت باب گفت: «من مسیحی هستم و عداوتی با شما ندارم. اگر حقّی در نزد شما هست کاری بکنید که من داخل در خون شما نشوم». و حضرت باب جواب دادند: «تو به آنچه مأموری مشغول باش اگر نیّتِ تو خالص است حقّ تو را از این ورطه نجات خواهد داد».