بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

جنسیّت و عالَمِ اِلهی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

اوّل سپتامبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

آن طور که از آثار حضرت بهاءُالله استنباط می شود خالق متعال جنسیّتی ندارد. در واقع به خدا به نظر انسان و یا موجود مافوق انسان نگاه کردن غیر از خیال پردازی چیزی دیگر نیست.

«و بَر اولِی العِلم و اَفئدۀ مُنیره واضح است که غیبِ هُویّه و ذاتِ اَحَدیّه مقدّس از بُروز و ظهور و صعود و نزول و دخول و خروج بوده...» ۳

بحث دربارۀ این مطلب امری بسیار پیچیده است. در مرحلۀ اوّل باید تعریف «جنسیّت» را روشن نمائیم که منظور چیست. جنسیّت در حقیقت شامل نکاتی مربوط به فرهنگ و زیست شناسی می باشد که به سادگی می توان این دو را با یکدیگر مخلوط نمود. جنسیّتی که اخیراً به عنوان «صورتی» و یا «آبی» به کار برده می شود (اشاره به رنگ صورتی برای دختران و آبی برای پسران است) منحصراً یکی از اختراعات فرهنگی است که بشر امروزه مردان و زنان را به این نوع می شناسند. جملاتی مانند «زنان...» و «مردان...» که نظراتی بخصوص در مورد خصوصیّات جنسیِ هر کدام است عمیقاً تحت تأثیر بافت فرهنگی قرار گرفته. آن چیزی است که دانشمندان امور فرهنگی «حقیقت اجتماعی» نام نهادند- عالمی خیالی است که به وسیله نوع بشر اختراع گردیده و در واقع بنیان تفاوت های میان دو جنس زن و مرد را نشان می دهد. با بیانی دیگر آنچیزی که ما «صفات مردانه» و «صفات زنانه» می نامیم از تجربیات حقیقی نوع بشر است- و تقریباً تمامی نوع بشر بسته به فرهنگ و شخصیت نفوس چنین صفاتی را به درجات مختلفه به اَنحاءِ مختلفه به کار می گیرند. با کمی تأمّل براحتی می توان فهمید جنس بستگی به وجود مادّی ما دارد در حالی که نوع بشر مافوق جسمانیّت خویش می باشد که باعث می شود با جملاتی مانند « روح جنسیّت ندارد» روبرو گردیم. به علاوه حال سؤالِ «بشر بودن چه معنائی می تواند داشته باشد و یا زن و یا مرد بودن چه معنائی دارد؟» http://noghtenazar.org/node/1574 می تواند معنای جدیدی به خود گیرد و اگر توأمان مورد بحث قرار نگیرد ممکن است باعث گمراهی گردد.

مسألۀ پیچیدۀ دوّم رابطۀ مابین فرهنگ و زبان است. فرهنگ نکته ای است که در بطن زبان قرار دارد. به عنوان مثال کلمۀ «او ـ He« در زبان انگلیسی که در مورد خدا هم به کار گرفته می شود معنائی کاملاً متفاوت با کلمۀ «او یا هُوَ» دارد. زبان انگلیسی به طور عمومی جنسیّت ندارد گرچه «او» در انگلیسی رابطۀ بسیار محکمی با جنسیّت مرد دارد. در زبان عربی و تا حدّی در زبان فرانسه و دیگر زبان های لطیف تر مؤنث و مذکر بودن بدون هیچ قانونی به تمام اشیاء غیر زنده مانند درخت، میز، آسمان و زمین هم اطلاق می شود. به عنوان مثال خورشید مؤنث در حالی که ماه مذکّر است. بیان «He is God ـ او خداست» در زبان انگلیسی که ترجمۀ مستقیم آن در زبان عربی «هُوالله» است طنین متفاوتی در این دو زبان متفاوت دارد. به نوعی دیگر می توان بجای آن بیان «It is God» به کار گرفت، گرچه کلمۀ «It» معنای کاملی را نشان نمی دهد زیرا این کلمه در مورد اشیاء هم استفاده می شود در حالی که آن چه که خداوند در مورد مطلبی مدّ نظر می گیرد با آنچه که بشر در نظر می گیرد بسیار متفاوت است.

نکتۀ پیچیدۀ سوّم نارسائی زبان در بیانِ عوالِمِ روحانی است که در حدّی در مرز و حدود ادراک انسانی قرار دارد. به عنوان مثال صفاتی مانند جَمال، اقتدار، عالِم، بَقا، رحیم، مَحَبَّت را که به عنوان بشر ما به خداوند نسبت می دهیم تنها تا حدِّ قوای انسانی مفاهیمی جسمانی خواهند داشت. مسلّماً این مثال امری است نسبی و تنها طریقی است که می توان صفاتِ اِلهی را بیان نمود اگر چه حقیقت این صفات مافوق تمامی این توضیحات بشری است و به همین دلیل است که حضرت بهاءُالله در نماز بزرگ (صَلاةِ کبیر) می فرمایند:

« سُبْحانَکَ مِنْ اَنْ تَصْعَدَ اِلیٰ سَماءِ قُربِکَ اَذکارُ المُقَرَّبینَ اَوْ اَنْ تَصِلَ اِلیٰ فِناءِ بابِکَ طُیُورُ اَفِئِدَةِ المُخلِصینَ. اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ مُقَدَّساً عَنِ الصِّفاتِ وَ مُنَزَّهاً عَنِ الاَسْماءِ.» ۴ [مضمون به فارسی: پاک و مقدّسی تو از این که اَذکار مقرّبین به آسمان نزدیکی تو بالا رود یا این که پرنده های قلوب مُخلصین به آستانۀ بابِ تو برسد. شهادت می دهم که تو از صفات مقدّسی و از اسم ها منزّهی.]

نهایتاً این مطلب را می توان به تساوی حقوق مردان و زنان مربوط نمود و همان طوری که قبلاً مشاهده نمودیم http://noghtenazar.org/node/1582 یکی از اصول اساسی دیانت بهائی است. باید کاملاً واضح باشد که استنباط از امور روحانی که ارزشی کم تر برای زنان قائل شود و یا این که زنان را در مقامی کم تر قرار دهد با این اصل اساسی مخالف است. این دقیقاً نظریه ای است که جنسیّت فرایندی تاریخی است به این خاطر که تساوی حقوق زنان و مردان در عالم متزایداً اظهار می شود.

در رابطه با این مطلب جنبۀ مؤنّث بودن در عالم روحانی را می توان در آثار حضرت بهاءُالله مشاهده نمود. در داستان لیلی و مجنون http://noghtenazar.org/node/1717 که لیلی به صورت زن بیان شده ولی جنبه ای اِلهی هم دارد.

ارتباط شرق و غرب- بیانات حضرت بهاءُالله خطاب به رهبر زردشتیان (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۳۱ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

دیانت حضرت زردشت یکی از قدیم ترین ادیان موجود جهان می باشد. یکی از رهبران زردشتی در ایران عریضه ای به حضور حضرت بهاءُالله تقدیم نمود که در جواب وی بیاناتی در رابطه با وحدت ادیان و نیازمندی های امروزۀ بشرنازل فرمودند. گرچه دیانت حضرت زردشت بجز محدودۀ خود در جوامع انگلیسی زبان شناخته نبود ولی مؤمنین زردشتی از آسیای مرکزی تا یونان دیده می شدند. دیانت زردشت از همان کشور موطن حضرت بهاءُالله می باشد که از دوران ایّام حیات مبارک تا امروز زردشتیان هنوز به اجرای احکام دیانت خویش ادامه داده و در ایران زندگی می کنند.

در زمانی که حضرت عبدُالبهاء در آمریکا در سفر بودند در بعضی از اوقات در خطابات خویش به اثرات تعالیم حضرت بهاءُالله اشاره می فرمودند. جوامعی که در ایران برای صدها سال از یکدیگر جدا نگه داشته و راه خویش را می پیمودند تحت تأثیر تعالیم حضرت بهاءُالله متّحد شده بودند که از میان آنها قبل از این که به دیانت بهائی اقبال نمایند مسیحیان، کلیمیان، مسلمانان و زردشتیان را می توان دید.

«(حضرت بهاءُالله) تعالیمی را آوردند که باعث وحدت جوامع مختلفه گردید. اصولی را ترویج نمودند که علّت اختلاف را از بین می برد و تا امروز در ایران نفوسی که تا حال در نزاع و جدال بودند تحت دیانت بهائی متّحد شده اند. مسیحیان، مسلمانان، زردشتیان، کلیمیان- نفوسی که با عقاید مختلفه تعالیم بهائی را قبول نمودند- حال در نهایت اُلفت و اتّحادِ روحانی با یکدیگر زندگی می کنند. اختلافات گذشته بتمامی از بین رفته.» ۳

آنچه را که حضرت عبدُالبهاء ترسیم نمودند جهان کوچکی بود که قرار بود در آینده در سطحی وسیع تر متّحقق گردد.

بعد از مدّتی نه چندان طولانی که حضرت بهاءُالله در زندان عَکّا مَسجون گردیدند نفوس بی شماری از زردشتیان به دیانت بهائی اِقبال کردند. این گسترش و پیشرفت باعث تعجّب بسیاری که بدان ناظر بودند گردید. برای صدها سال زردشتیان شدیداً مورد صدمه و آزار و ظلم واقع شده بودند که شباهت بسیاری به صدمات و آزاری بود که جامعۀ کلیمیان در قرون وسطی در اروپا متحمّل شده بودند- جامعه ای نجس و مورد تنفر- که همواره در خطر صدمات بیش تری بودند. لازم است به یاد آوریم که حضرت بهاءُالله حُکم تنجیس و ناپاکی را لغو فرمودند.
http://noghtenazar.org/node/1608

اقبال زردشتیان به دیانت بهائی که ریشه ای اسلامی داشت یکی از معجزات بزرگ بوده و می باشد.

توجّه یکی از رهبران زردشتیان که نظرش به حضرت بهاءُالله جلب شده بود ولی به دین بهائی اقبال ننمود «مانکجی صاحب» بود. وی در بغداد به حضور حضرت بهاءُالله مشرّف شد و بعداً عریضه ای به حضورشان مَملو از سؤالات متعدّدی در مواضیع مذاهب و ادیان ارسال داشت. نکتۀ جالب توجّه این که جناب اَبوالفضائل که در یکی از مقالات قبلی مطالبی دربارۀ ایشان منتشر شد برای مدّتی به عنوان کاتب و منشی مانکجی صاحب به کار مشغول بود.