بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

الواح حضرت بهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

الواح حضرت بهاءُالله مانند «منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله» به همراه دیگر آثار مجموعه ای از الواح نازلۀ حضرت بهاءُالله است که در سال ۱۹۷۸ به زبان انگلیسی ترجمه گردیده. این ترجمۀ بهتری از ترجمه های اوّلیه است که در ابتدا در اوایل قرن بیستم ترجمه گردیده و برای اوّلین بار در دسترس یاران غربی قرار گرفته.

الواح حضرت بهاءُالله (نازله بعد از کتاب اَقدس) اکثراً در نیمۀ دوّم حیات حضرتشان نازل گردیده که حضرت ولیِّ اَمرُالله با بیانات زیر تشریح فرمودند:

«... پس از نزول کتاب اَقدس و تشریع حدود و احکام اِلهیّه الواح متعالیۀ دیگری نیز در اواخر ایّام از یراعۀ مالِکِ اَنام عِزِّ نزول یافت [از قلم حضرت بهاءُالله نازل و نوشته شد] که در آن صَحائِفِ مقدّسه اصول و مَبادیِ سامیۀ [اصولِ عالیۀ] این اَمرِ اَعظم [دین بهائی] تشریح و بعضی از تعالیم و احکامی که از قبل از قلمِ اَعلی [حضرت بهاءُالله؛ قلمِ حضرتشان] نازل شده بود تبیین و تکمیل گردید و در این الواح بدیعۀ منیعه بشارات و اِنذاراتِ جدیدی از سَماءِ اِرادۀ رحمٰنْ ظاهر و پاره ای اَوامِر و نَواهی که فِی الحَقیقه مُکمّلِ حدود و احکامِ کتابِ اَقدَس محسوب است وضع و مقرّر گردید. از آن جمله است الواحِ اِشراقات و بشارات و تجلّیات و کلماتِ فردوسیّه و لوحِ اَقدَس و لوحِ دنیا و لوحِ مقصود. این اَسفارِ جلیله [کُتُبِ عظیم و عالی قدر] که از آثار عظیمه و اَخیرۀ قلمِ خستگی ناپذیر جَمالِ اَقدَسِ اَبهیٰ [حضرت بهاءُالله] محسوب در عِدادِ [شمارِ] اَعلیٰ و اَبهیٰ ثمراتِ جَنیّۀ [میوه های تازه و رسیدۀ] آن خزانۀ علمِ اِلهی و هدفِ غا‌ئی و کمالِ نهائیِ رسالتِ چهل سالۀ آن جَمالِ مُبین [حضرت بهاءُالله] است.» ۳

حضرت ولیِّ اَمرُالله در دنبالۀ این بیانات فهرستی از تعالیمِ اصلیّه و اساسیّۀ حضرت بهاءُالله را تهیه فرمودند، مانند: اصلِ «حیاتیِ» وحدتِ نوعِ بشر، امنیّت و صلحِ عمومی، عدالت، اهمّیّتِ اعتدال، نحوۀ مشورت، معاشرت با پیروان تمامی ادیان، انتخاب و تشکیلِ بیتُ العَدلِ اَعظم و اهمّیّتِ نقشِ جَرائد.

در میان آثارِ نازلۀ این دوران باید از لوحِ مبارکِ وصیّت نامۀ حضرت بهاءُالله با عنوان «کتابُ عَهدی» که قبلا درباره اش مطالبی نگاشته شده می باشد.
http://noghtenazar.org/node/1628
در این لوحِ مبارک است که وحدتِ عالمِ بشر را هم متذکّر گردیده اند. قبلاً هم مطالبی دربارۀ لوحِ «طِرازات» نگاشته شده http://noghtenazar.org/node/1554 که در قسمتی از آن حضرت بهاءُالله طرزِ انتخاب لباس را در میان پیروان خویش در اختیار نفوس گذاشته اند ولی با نصایحِ مُشفقانه ایشان را به پیروی از صفات و رفتارِ رحمانی تشویق می فرمایند. هم چنین در لوحِ «بِشارات» http://noghtenazar.org/node/1596 حکمِ جِهاد را مَحو فرموده و لزومِ انتخابِ زبانی واحد برای استحکام روابط مُشفقانۀ بشری را متذکّر گردیده اند. سعی در این است که در مقالات آینده مطالب بیشتری در مورد این الواح نگاشته شود.

شخصاً جستجوی حقیقت کنید (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۰ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

یکی از تعالیم اساسی حضرت بهاءُالله تَحرّیِ [جستجوی] حقیقت است. این امر بدان معنی است که هر نفسی بنوبۀ خود بشخصه و نه از طریق دیگران حقیقت را تحقیق کرده و بدان آگاه باشد. چنین پدیده ای را که مرتبط به انصاف و عدالت است می توان در کلماتِ مکنونۀ حضرت بهاءُالله مورد مطالعه قرار داد که در اوّلین فقرۀ آن چنین می فرمایند:

«اَحَبُّ الأشیآءِ عِندیَ الاِنصافُ لا تَرْغَبْ عَنهُ اِنْ تَکُنْ اِلَیَّ راغِباً وَ لا تَغْفُلْ مِنهُ لِتَکونَ لیٖ اَمیناً وَ اَنتَ تَوَّفَقُ بِذلِکَ اَنْ تُشاهِدَ الأشیاءَ بِعَیْنِکَ لا بِعَیْنِ العِبادِ وَ تَعرِفَها بِمَعرِفَتِکَ لا بِمَعرِفَةِ اَحَدٍ فِی البِلادِ فَکِّرْ فیٖ ذلِکَ کَیْفَ یَنْبَغیٖ اَنْ یَکونَ...» ۳ [مضمون به فارسی: دوست داشتنی چیزها نزد من انصاف است از آن روی برمگردان اگر خواهان من هستی و از آن غافل مشو تا برای من امینی باشی. و تو به آن موفّق می شوی که چیزها را به چشم خودت ببینی نه به چشم بندگان و آنها را به شناسایی خودت بشناسی نه به شناسایی احدی در شهرها. در این تفکّر کن که چگونه شایسته است باشد...]

قبلاً هم صفاتی که هر نفسی برای تَحَرّیِ حقیقت لازم است دارا باشد در مقاله ای تحت عنوان «طالب» ذکر گردید. https://beyondforeignness.org/3718 چنین صفاتی را حضرت بهاءُالله در مورد طالب حقیقی لازم می دانند

در طول اسفار در غرب حضرت عبدُالبهاء غالباً بیانات خویش را با مطلبِ تَحَرّیِ حقیقت از تعالیم حضرت بهاءُالله آغاز می فرمودند و اهمیّت آن را را متذکر می گردیدند.

«اوّل تَحَرّیِ حقیقت... چون تَحَرّیِ حقیقت گردد عالمِ انسانی از ظلماتِ تقالید رهائی یابد.» ۴

و مضافاً در بیان زیر در مورد رابطۀ تَحَرّیِ حقیقت با وحدت نوع بشر بیش تر توضیح می دهند.