بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

همگی ما واحدیم ـ بر تعصّب نژادی فائق آئیم ـ قسمت دوّم (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۲۳ آپریل۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در مقالۀ قبلی تحت همین عنوان اشاره شد که تعصّب نژادی اساساً با آنچه که حضرت بهاءالله به عنوان تعالیم خویش نازل فرمودند مغایرتی اساسی دارد.

«از اختلافات جنسیّه چشم بردارید و کلّ را در پرتو وحدتِ اصلیّه ملاحظه نمائید.» (ترجمه) (3)

از هنگامی که غربی ها از ابتدای سال ۱۹۰۰ به امر مبارک [دینِ] حضرت بهاءالله اقبال می آوردند کاملاً واضح و آشکار بود که مسألۀ تعصّب نژادی امری است که باید مورد خطاب قرار گیرد و حضرت عبدالبهاء فرزند اَرشدِ حضرت بهاءالله اراده فرمودند که این امر را مَدِّ نظر خویش قرار دهند.

در حقیقت حضرت عبدالبهاء رأساً فعالیّت های خویش را در این زمینه با اوّلین گروه زائرین که در اوائل سال های ۱۹۰۰ برای زیارت به اَرضِ اَقدَس [عکّا و حیفا] می آمدند شروع نموده و ایشان را با تعالیم حضرت بهاءالله آشنا نمودند. در سال ۱۹۱۱ حضرت عبدالبهاء از لوئی گریگوری، فردِ آفریقائی تبار آمریکا دعوت نمودند که به ارض اقدس عازم گردد.

«زیارت ارض اقدس اثرات عمیقی بر گریگوری گذاشت ولی امکاناتی را به وجود آورد که حضرت عبدالبهاء به اهمیّت حیاتی متّحد نمودن سیاه پوستان و سفید پوستان آمریکا توجّه خویش را معطوف نمایند. گریگوری بعد از مدّتی ذکر نمود که "حضرت عبدالبهاء در مدّت کوتاهی در مصر که کمتر از دو هفته بود مطالب بسیار ارزنده ای فرمودند ولی مهم تر و بیش تر از همه بیاناتشان غالباً در موضوع مسائل نژادی امریکا بود." هنگامی که گریگوری از حضرت عبدالبهاء تقاضای هدایت نمودند، حضرت عبدالبهاء وی را به اوّلین مکتوبی که ایشان به حضور مبارک ارسال نمودند ارجاع فرمودند که در جواب فرموده بودند "سعی در اتّحادِ نژادهای مختلف نماید."» (4)

زمانی که حضرت عبدالبهاء در سال ۱۹۱۲ به آمریکا سفر نمودند قولاً و عملاً مسألۀ نژاد پرستی را در جامعه ای که وارد شده بودند به چالش کشیده و عواقب اثرات آن را متذکّر گردیدند.

یاداشت های میرزا محمود زرقانی که به همراه حضرت عبدالبهاء به آمریکا رفته بود به حقیقت نژاد پرستی که بسیار غریب به نظر می رسد اشاره می نماید.

«اجتناب و عداوت بین سیاهان و سفیدان در آمریکا بشدّتی بود که در مجالس و محافل حتّی در اکثر عمارات و هوتل ها آمیزش با سیاه ها را جائز نمی دانستند. در همان اوقات جناب دکتر ضیا بغدادی مستر گریگوری را که از احبّای [بهائیان] سیاه است به منزل خود دعوت نمود. صاحب عمارت چون مطّلع شد گفت حتماً شما باید خانه مرا خالی کنید چه که مهمان سیاه را دعوت به خانه نموده اید. با این شدّت تعصّب، نفوذِ اَمرُالله [دین بهائی] و قدرتِ عهدُ الله [عهد خدا در دین بهائی] به درجه ای بود که در اکثر شهرهای آمریکا صدها بهائیان سفید و سیاه مانند خواهران و برادران با هم محشور و مألوف بودند» (5)

در یکی از ایّام اتّفاق مهمّی که پیش آمد و حضرت عبدالبهاء با آن روبرو شدند در موقع ضیافت ناهاری بود که به افتخار حضرتشان به وسیلۀ کنسول ایران ترتیب داده شده بود و فقط از سفید پوستان دعوت شده بود. حضرت عبدالبهاء مدتی کوتاه قبل از ناهار در دانشگاه هاوارد، یک دانشگاهی که مخصوص آمریکائی های آفریقایی تبار بود، خطابه ای در مورد وحدت بشر ایراد نموده بودند. یک ساعت قبل از ناهار حضرت عبدالبهاء از لوئی گریگوری دعوت کرده بودند که در ناهار به ایشان ملحق شود و گروه مَدعُوّین که در جای خود مستقر می شدند، لوئی گریگوری که دعوت نشده بود به سمت درب خروجی روانه شد که داستان را رابرت استاکمن (Robert Stockman) این چینن تعریف نموده:

«حضرت عبدالبهاء مَدعُوّین را به سمت میز ناهار هدایت نمودند. با توجّه به رعایت تشریفات سفارتخانه هر مَدعُوّی محل نشستن خود را پیدا نمود و همگی جالس شدند ولی حضرت عبدالبهاء قیام فرمودند و به علی قلیخان (نمایندۀ مختار سفارتخانه) فرمودند "گریگوری کجاست؟ وی را بیاوردید! جناب (علی قلی) خان با عجله به دنبال گریگوری دوید تا قبل از خروج ایشان از ساختمان وی را به سالن ناهار بیاورد. در همین حال حضرت عبدالبهاء با جا به جا نمودن صندلی ها جائی در سمت راست خویش که رسماً محلِّ نفوس مهمّ است محلّی برای جلوس به این قاضی آمریکائی آفریقائی تبار دادند. بعد از این که گریگوری نشست، حضرت عبدالبهاء فرمودند: "بسیار خوشحالند که جناب گریگوری به جمع ملحقّ شدند و کاملاً طبیعی مانند این که هیچ اتفاقی غیرعادی نیافتاده شروع به ایراد خطابه در مورد وحدت نوع بشر نمودند.» (6)

وحدت ما ـ حکم عدم خشونت (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۲۹ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

نفسِ بشری طبیعتاً خشن نیست ولی مسألۀ خشونت امری نیست که بتوان انکار نمود.

چه بسیار که پیامبران، شاعران، فیلسوفان و بشر دوستان از هر طبقه ای از جامعۀ بشری خواستند که همواره با صلح و مَحَبَّت با یکدیگر رفتار و زندگی نمایند. و چه بسیار همین بشریّت تا حال (که امروزه هم ادامه دارد) دلائلی موجّه برای خشونت آورده اند؟ در این مقاله از پنج جنبه حکم اجرای عدم خشونت حضرت بهاءالله بررسی شده: خشونت فردی، خشونت مذهبی، خشونت سیاسی، خشونت در خانواده و خشونت بین ملت ها.

یکی از نکات وحدت عالم بشری ـ یعنی نوع بشر باید «یک روح و یک جسم» باشد و خشونت امری است که باید فقط در گذشته اتقاق افتاده باشد، نه دیگر امروز است، که حضرت بهاءالله در این مورد می فرمایند:

«... چه که اراده آن که از عنایتِ حقّ جَلَّ جَلالُهُ و رحمتِ مَسبوقه، حکمِ نِزاع و جِدال و سَفکِ دِماء [خون ریزی] را از عالم به قوّۀ بیان محو نمائیم.» (۳)

یکی از جنبه های اساسی تعالیم حضرت بهاءالله در ریشه کن کردن خشونت، مقصود از بین بردن عواملی است که ایجاد خشونت می نماید:

«مقصودْ اصلاحِ عالم و راحتِ اُمَم بوده، این اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتّحاد و اتّفاق و آن حاصل نشود مگر به نصایح قلمِ اَعلی [قلم اعلی= حضرت بهاءالله؛ قلمِ حضرت بهاءالله].» (۴)

دقیقاًعدمِ وحدتْ عامل عمدۀ خشونت است.

همان طوری که قبلاً اشاره شده هنگامی که حضرت بهاءالله اظهار امر فرمودند تقریباً بلافاصله حکمِ «رَفعِ سَیف» [برداشتن و منع کشیدن شمشیر] را هم اعلام فرمودند. لغو چنین حکمی کنایه از این بود که تعالیم دقیق تری بطور جامع تری در آینده راجع به انواع مختلفۀ خشنونت نازل فرمایند.

«لا یَعْتَرِضْ اَحَدٌ عَلیٰ اَحَدٍ وَ لا یَقْتُلْ نَفسٌ نَفساً. هذا ما نُهیتُم عَنهُ فیٖ کِتابٍ کانَ فیٖ سُرادِقِ العِزِّ مَستوراً. اَ تَقتُلُونَ مَنْ اَحْیاهُ اللهُ بِرُوحٍ مِنْ عِندِه. اِنَّ هذا خَطَأٌ قَدْ کانَ لَدَی العَرشِ کَبیراً. اِتَّقُواللهَ وَ لا تُخَرِّبُوا ما بَناهُ اللهُ بِاَیادِی الظُّلمِ وَ الطُّغیانِ ثُمَّ اتَّخِذُوا اِلَی الحَقِّ سَبیلاً.» (۵)

مُضافاً می فرمایند:

«قَدْ مُنِعْتُمْ فِی الکِتابِ عَنِ الجِدالِ وَ النِّزاعِ وَ الضَّربِ وَ اَمثالِها عَمّا تَحْزَنُ بِهِ الاَفئِدَةُ وَ القُلوبُ.» (۶)

حضرت بهاءالله این احکامِ ممنوعیت از قتل و خشونت را با تعالیم دیگر در مورد «بهانه هائی» که بشر جهت ایجاد خشونت می آورد، تکمیل فرمودند.

قبلاً ممنوعیتِ تعصّبات و تنفّرِ مذهبی را (در آثار و کتاب الهی) ملاحظه کردیم و تا حدّی که آگاهیم حضرت بهاءالله حکمِ لَغوِ «جِهاد» را هم نازل فرمودند.

«اِیّاکُم اَنْ تَسْفِکُوا الدِّماءَ. اَخرِجُوا سَیفَ اللِّسانِ عَنْ غِمْدِ البَیانِ لِاَنَّ بِهٖ تُفْتَحُ مَدائِنُ القُلوبِ. اِنّا رَفَعْناکُمُ القَتلَ عَنْ بَینِکُمْ اِنَّ الرَّحمَةَ سَبَقَتِ المُمکِناتِ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.» (۷)

حضرت بهاءالله در کتابُ عَهدی [وصیّت نامۀ حضرت بهاءالله] می فرمایند:

«ای اهل عالم مذهبِ اِلهی از برای مَحَبَّت و اتّحاد است او را سبب عداوت و اختلاف منمائید.» (۸)

متأسّفانه ادیان تنها وسیلۀ ایجاد خشونت و ستیزگی نبوده و نیستند. یکی دیگر از خشونت ها بهانۀ رهائی از بی عدالتی است که عامل به وجود آوردن انقلاب است. رنج و اَلَمِ بسیاری هم از قیام های سیاسی بخصوص در این دوران نصیب جامعۀ بشری گشته است. در این زمینه حضرت بهاءالله می فرمایند:

«بر احدی جایز نه که ارتکاب نماید امری را که مخالفِ رأیِ رُؤسای مملکت باشد.» (۹)

به علاوه:

«یا قَومُ لا تُفسِدُوا فِی الاَرضِ وَ لاتَسْفِکُوا الدِّماءَ وَ لا تَأکُلوا اَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَ لا تَتَّبِعُوا کُلَّ ناعِقٍ رَجیمٍ.» (۱۰)

و مضافاً می فرمایند:

«آنچه امروز لازمست اطاعت حکومت و تمسّک به حکمت فِی الحقیقه زِمامِ حفظ و راحت و اطمینان در ظاهرْ در قبضۀ اقتدار حکومت است.» (۱۱)

خشونت در محیط خانواده یکی دیگر از انواع خشونت است که بسیاری به بهانه های مختلف بدان متوسّل می شوند. جامعۀ امروزی با این مشکل روبروست و نتواسته بر آن فائق آید. قبلاً حُکمِ عَدَمِ «ضَرب» را ملاحظه نمودیم که به نحوه ای طبیعی این امر در محیط خانواده بر علیه بانوان صادق است. حضرت بهاءالله چنانکه در زیر آمده، صریحاً هیچ استثنائی در این مورد قائل نیستند. حضرت بهاءالله وظیفۀ جامعه (بخصوص مردان) می دانند که زنان مورد رفتار «ظالمانه، تجاوز و آزار» قرار نگیرند.

«باید دوستان حقّ به طِرازِ عدل و انصاف و مهر و مَحَبَّت مُزیّن باشند . چنانچه بر خود ظلم و تعدّی روا نمی دارند، بر اِماءِ اِلهی [خانم ها] هم روا ندارند » (۱۲)