بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

بهائی بودن چه معنائی دارد (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۹ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

البتّه جوابی یکسان برای این سؤال نمی توان پیدا نمود. هر یک از بهائیان تعریفی برای خود دارند که بخودی خود شاهد این نکته است که تعالیم حضرت بهاءُالله هر کدام جنبه های متفاوتی دارد که به استنباط شخصی هر یک از نفوس ارتباط دارد. بینش و بصیرت این که بهائی بودن چه معنایی می تواند داشته باشد از آثار حضرت بهاءُالله سرچشمه می گیرد. آنچه که به ذهن متبادر می گردد این است که بهائی بودن قالب مخصوصی ندارد.

از جنبه ای می توان گفت بهائیان نفوسی هستند که سعی در به اجرا گذاشتن تعالیم حضرت بهاءُالله دارند. این نظریه در نهایت دقیقاً سرچشمه اش در متون آثار حضرت بهاءُالله تشریح شده است. ۳ در سطح فردِ بهائی معنای بهائی بودن اعتقاد به مَظهَریّتِ حضرتِ بهاءُالله و کوشش صادقانه در زندگی کردن بر اساس تعالیمِ حضرتشان است. این یعنی عاشق ایده آل ها و آرمان ها شدن و آرزوی تبدیل آنها به واقعیّت است. این به معنی کمال نیست. این یک سفر است. سفری است که از تمامی نوع بشر خواسته شده در آن شرکت نمایند.

حضرت عبدُالبهاء نظرات متفاوتی را در این باره بیان می فرمایند که فراتر از یک عنوان می باشد.

«فردی ممکن است فقط به نام بهائی باشد. اگر فِی الواقع بهائی است رفتار و کردارِ وی دلیل قاطعِ آن می باشد» ۴

و اعمالی مانند:

«مَحَبَّت به نوع بشر، خلوص نسبت به همگان، تمرکز در وحدتِ عالمِ انسانی، نوع دوستی، سرشار از نارِ مَحَبَّتِ اِلهی، تحصیلِ علمِ اِلهی در آنچه برای نوع بشر سودمند است» ۵

در مقامی دیگر حضرت عبدُالبهاء چنین تعریف می فرمایند:

«بهائی یعنی جمیعِ عالَم را دوست داشتن و با کلِّ بشر مهربان بودن، در خدمت به نوع کوشیدن و در سبیلِ صلحِ عمومی و ترویجِ اُخُوَّتِ حقیقی همّت کردن.» ۶

در یکی از آخرین خطاباتِ خویش قبل از ترک آمریکا، حضرت عبدُالبهاء این نکته را که بهائی بودن چه معنائی دارد به این صورت توضیح می فرمایند:

«شما باید مَظهَرِ مَحَبَّت و شَفقت نسبت به عالم انسانی گردید. خود را برتر از دیگران نبینید و همگان را با خود مساوی ملاحظه کنید و همگی را خادمِ آستانِ اِلهی محسوب دارید. خداوند به همگان مَحَبَّت دارد بنابراین شما هم به همگان از اعماق قلب مَحَبَّت نمائید، پیروان همۀ ادیان را بر خود ترجیح دهید، سرشار از مَحَبَّت برای تمامِ اَجناس باشید و هم چنین نسبت به تمام ملّیّت ها مهربان باشید. هیچ نفسی را تحقیر ننمائید و بدون تفاوت همگان را ستایش کنید. لِسان را به کلماتِ نالایق آلوده ننمائید... طوری رفتار نمائید که قلوبتان خالی از نفرت باشد. قلوبتان از هیچ نفسی آزرده نگردد... قُوای خویش را متمرکز به شَعَف و سُرور دیگران نمائید. مبادا مبادا قلبی را آزرده نمائید.» ۷

انتخابات بهائی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۴ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

همان طوری که در مقالۀ مؤسّسات دینی ملاحظه شد قدرت تصمیم گیری در جامعۀ بهائی به عهدۀ مُنتَخَبین جامعه می باشد. حال ممکن است این سؤال مطرح گردد که انتخابات بهائی به چه شکلی انجام می گیرد؟ شاید تجربیات ما در این مورد تا حال آنچنان که باید «روحانی» نبوده و شاید تا حال انتخابات برای بالا بردن مقام و موقعیّت افراد بوده، اعمالی که می توانسته جامعه را به جامعه ای دو قطبی سوق دهد که نتیجه اش ظهور خصوصیاتِ نه چندان عالیِ همان مُنتخَبینی است که باید «مردانِ در نبرد» نام داده شوند. چنان طریق انتخاباتی با روح تعالیم اِلهیِ دینِ بهائی مخالف است و خوشبختانه در انتخابات بهائی دیده نمی شود. حال سؤال این است که روند انتخاباتی مردم بر مردم (دموکراسی) در محیطی روحانی به چه نحوی می تواند باشد؟

جملات مختصر از تجربیات گذشته ممکن است که مفید باشد.

همگی ما در سالنی هستیم و بهائیان و نمایندگان بهائیان هم در همان سالن برای انتخابات گرد هم آمده اند. رئیس هیأت نظّارت بر انتخابات طی سخنی کوتاه نحوۀ انتخابات بهائی را برای حضّار بیان می کند و از یکی از حاضرین در خواست می نماید که مناجاتی تلاوت نماید.

نام هیچ نامزد انتخابات خوانده نمی شود و هیچ نامزدی هم در جلوی شرکت کنندگان نمی ایستد، هیچ سخنرانی انجام نمی گیرد و هیچ کس قول و تعهّدی هم نمی دهد. بحث و صحبتی هم بین شرکت کنندگان در مورد این که چه نفسی مناسب است صورت نمی گیرد. هیچ نوع کمپینی هم صورت نمی گیرد و در واقع هر نوع اقدامات و سخنرانی و تظاهرات برای پشتیابی فرد بخصوصی انجام نمی گیرد. هیچ نوع بودجه ای هم برای این منظور در نظر گرفته نشده زیرا لزومی برای آن نیست. همان طوری که نمایندگان در جلسۀ انتخابات حاضرند با تعمّق و تفکّر و تأمّل به نفوسی متوجّه و معطوف خواهند شد که بنحو اَحسَن بتواند امور مربوط به جامعه را انجام دهند.

سکوتی محضْ تمام سالن را پُر می کند و تمامی حاضرین، اَعَمّ از نمایندگان و شرکت کنندگان به دعا و مناجات مشغول می گردند. هر یک از نمایندگان با خضوع و حضورِ قلب منتظرِ هدایتِ اِلهی می باشند. هر کدام ورقۀ سفیدی که برای اسامی نُه نفر جای دارد در دست داشته و اسامی نُه نفر را یادداشت می نمایند. رئیس هیأتِ نظارت یک یک اسامی نمایندگان را بلند صدا کرده و هرکدام با نهایت آرامش و سکوت رأی خویش را در صندوق آرا می ریزند.

بعد از شمردن آرا رئیس هیأت نظّارت به جلسه مراجعه نموده و اسامی نُه نفری که بیش ترین تعداد رأی را دارند با صدای بلند می خواند و هر یک از اسامی که خوانده شد یک یک در حضور حاضرین در نهایت فروتنی می ایستند و هنگامی که نام نفر آخر خوانده می شود در حالی که بعضی اشک در چشمان دارند تمام حاضرین با قیام خویش و کف زدن به انتخاب شدگان تبریک می گویند و موجی از مَحَبَّت است که سالن را پُر می نماید. انتخاب شدگان می دانند که باید با فداکاری خدمت نمایند. یکی از مُنتَخَبین از حُضّار با تشکر متعهّد می شود که این وظیفۀ روحانی را که بدوش گرفته اند بنحو اَحسن انجام دهند. احساسی از سپاس و اِمتنان فضای جلسه را پُر می کند که جامعه توانسته در نهایت آزادی آنچه را که مورد نظرِ جَمالِ مُبارک [حضرت بهاءُالله] است مُجریٰ دارند.

این چنین است انتخابات دیانت بهائی. آزاد و بدون هیچ قیدی با معنای کامل و شاید هم بیش تر.