بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

لوحِ دنیا و وطنِ حضرت بَهاءُالله، ایران (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۵ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«لوح مبارک دنیا» در سال ۱۸۹۱ میلادی در حیفا در زمانی نازل گردید که دو تن از پیروان حضرت بَهاءُالله فقط به خاطرِ اعتقادشان به دیانت بهائی به زندان افتادند. این دو نفر جناب علی اکبر (شهمیرزادی) و حاجی ابوالحسنِ اَمین می باشند که از جانب حضرت بَهاءُالله به عنوانِ «اَیادیِ اَمرُالله» http://www.noghtenazar.org/node/1686 منصوب شدند و این لوحِ مبارک به افتخار ایشان نازل گردیده. کَلِماتی که در این مورد به کار رفته، در زیر آمده:

«اَلنُّورُ وَ البَهآءُ وَ التّکبیرُ وَ الثّناءُ عَلیٰ اَیادیٖ اَمرِهِ الّذینَ بِهِمْ اَشْرَقَ نُورُ الْاِصْطِبارِ وَ ثَبَتَ حُکْمُ الْاِختیارِ لِلهِ المُقتَدِرِ العَزیزِ المُختارِ.» ۳ [مضمون به فارسی: نور و شکوه و جلال و تکبیر و ثناء بر اَیادیِ اَمرَش باد که به واسطۀ ایشان نورِ بردباری اِشراق نمود و حُکمِ اختیار برای خداوندِ مقتدرِ عزیزِ مختار ثابت شد.]

در عینِ این که حضرت بهاءُالله توجّه پیروانشان را به حیاتِ فِداکارانۀ این دو نَفْسِ نَفیس جلب می فرمایند نظر را هم به مقام و منزلتِ میهنِ خویش، ایران، معطوف می فرمایند و در ادامۀ این مطلب مایلند نظر مؤمنین از طریق و مسیری فردی و به جنبۀ (خدمتِ کُلّیِ) جامعۀ بشری متمرکز گردد.

وطنِ حضرت بَهاءُالله ایران است و شرایطی را که در آن ایّام یعنی قرن نوزدهم میلادی بِنَفْسِه شاهد بودند مورد بررسی قرار می دهند.

«ای اَصحابِ ایران، شما مَشارِقِ رَحمت و مَطالِعِ شَفَقَت و مَحَبَّت بوده اید و آفاقِ وُجودْ به نورِ خِرَد و دانشِ شما مُنوّر و مُزیّن بوده، آیا چه شد که به دستِ خود بَر هلاکتِ خود و دوستانِ خود قیام کردید؟» ۴

تمدّن باستانی ایران نقش عظیمی در پیشرفت جامعۀ بشری ایفا نموده. بیانات حضرت بَهاءُالله در میان بسیاری از وقایع تاریخی ممکن است اشاره به نقشی باشد که ایرانیان در آزادیِ عِبرانیان [یهودیان] که به بابِل تبعید شده بودند داشتند. کورش کبیر بود که عِبرانیان را آزاد نموده و به سرزمین خود فرستاد و معبد ایشان را مَرمت و تکمیل کرد و جامعۀ ایشان را شکل داد. تمامی این وقایع هر یک بنوبۀ خود بُعدی تازه در تاریخ بشری به وجود آورد که راه نوع بشر را برای ظهور ادیان مسیحی و اسلام هموار نمودند. ادیانی که مجموعاً بیش از نیمی از ساکنین جهان بدان اعتقاد دارند. حضرت بَهاءُالله مانند مَظاهِرِ ظهورِ [پیامبرانِ] ادیان گذشته اَوامِر و اَحکامشان از بُطونِ ادیان قبل ظاهر گردیده. بیان مبارک که در بالا ذکر گردیده به نظر می رسد همچنین اشاره ای به صدمات و ستمی است که بر حضرت بَهاءُالله و پیروانشان در دوران حیات ایشان وارد آمد. شاید بتوان گفت آنچه را که باید در قدیم گفته می شد و ناگفته مانده بود حضرت بَهاءُالله کاملا بیان فرمودند.

علاوه بر این نکاتِ مربوط به موطن خویش، حضرت بَهاءُالله به مطالبی که در «کتاب اَقدَس» در مورد ایران نازل گردیده اشاره می فرمایند.

«در «کتاب اَقدَس» در ذکرِ اَرضِ طا [طهران] نازل شده آنچه که سببِ اِنتباهِ [بیداریِ] عالَمیانست. ظالم هایِ عالَم حقوقِ اُمَم [مردمان] را غَصب نموده اند و به تمامِ قدرت و قوّت به مُشتَهِیاتِ [خواسته های نَفْسانیِ] نُفوسِ خود مشغول بوده و هستند.» ۵

به نظر می رسد بیانات مبارک گرچه اشاره به ایران است ولی از جهتی نیز خطابی عمومی به جامعۀ بشری می باشد. مطالب ذکر شده دربارۀ ظلم، ستم و بی عدالتی می باشد و این در حالی است که بیاناتِ مُشفِقانه و آرامْ بخشی هم خطاب به وطنِ خویش می فرمایند.

اندرزهای حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۴ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

حضرت بَهاءُالله در «لوحِ مبارکِ دُنیا» به پیروان خویش نصیحت می فرمایند که از دست ایشان نباید به هیچ نفسی اَذیّت و آزاری برسد.

«نَصایحِ قَلَمِ اَعْلیٰ [حضرت بَهاءُالله و قَلَمِ حضرتشان] را به گوش هوش بشنوید، عمومِ اَهلِ عالَم باید از ضُرِّ دست و زبان شما آسوده باشند.» ۳

اصل «عدمِ صدمه زدن» بِنَفْسِه اصلی است قدیمی که هم در غرب و هم در شرقِ عالَم بسیاری جوامع و مردمان بدان اعتقاد دارند. ریشه این اصل به بُقراطِ معروف بَرمی گردد که یکی از نکات برجستۀ «سوگندِ بُقراطِ یونانی» در موردِ پزشکان و یا شفا دهندگان می باشد. اصلِ به کسی آزار نرساندن به عنوان «آهیسما ahisma« در مذاهبِ شرقی مانند هندویسم، مذهب جِیْنْ و بودائی می باشد. در طبِّ شرقی گفتارهای معتبر زاهدِ پارسا کنفوسیوس به نام اصل مِنزی «Mengzi» آمده که معنای آن «صدمه به کسی نزن» می باشد.

به طوری دقیق باید گفت که در دیانت بهائی اشارۀ حضرت بَهاءُالله مربوط به آگاه بودن به این اصل است. باید «آگاه» بود که هیچ صدمه ای زده نشود. شاید این نکته اشاره ای است به این که سپری نمودن دوران حیات بدون این که صدمه ای به کسی وارد شود اَمری است بسیار سخت و دشوار، زیرا نیّتِ بَد تنها عاملی نیست که می تواند باعث صدمه گردد. در مواردی صدمه از رفتار، اعمال و یا عدمِ اِقدام به عملی و یا صدمه زدن از روی ناآگاهی، بصیرت و بینش و یا محدودیّت در درک موقعیّت است که حاصل می گردد. به نظر می رسد آنچه را که حضرت بَهاءُالله در ذهن خویش داشتند منحصر به اعمال نیست بلکه گفتارِ انسانی را هم در مَدِّ نظر قرار داده اند.

نکتۀ مورد توجّه این که اصل عدم صدمه زدن بنحوی بارز درخواست از شفا دهنده در موقع نیاز به شفا ایراد می شود- زیرا حضرت بَهاءُالله خویشتن و دیگر مَظاهِرِ ظُهورِ اِلهی را شفادهندۀ دردهای دنیا محسوب می فرمایند. از نظر فردی هر یک از نفوسِ انسانی هم قادرند نقش خویش را به عنوان یک شفا دهندۀ دردهایِ دیگران ایفا نمایند.

«پیمبران چون پزشکانند که به پرورشِ گیتی و کَسانِ آن پرداخته اند تا به درمان یگانگی بیماریِ بیگانگی را چاره نمایند... هرگز مُرغِ بینشِ مردمانِ زمین به فرازِ آسمانِ دانشِ او نرسد.» ۴

با توجّه به مطالبِ «لوحِ دنیا» حضرت بَهاءُالله علاوه بر آنچه که باعث صدمه زدن می شود و در بالا ذکر گردید، نکاتی دیگر را هم بیان می فرمایند و نوع بشر را بدان مُتذکّر می گردند.

«نِزاع و جِدال شَأنِ درّنده هایِ اَرض... ای دوستانْ حِکمت را از دست مَدهید.» ۵

«این مظلومْ [حضرت بَهاءُالله] حزبُ الله [بهائیان] را از فَساد و نِزاع منع فرمود و به اَعمالِ طَیِّبه و اَخلاق مَرضیّۀ روحانیّه دعوت نمود.» ۶