بخش سردبیر

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/42

دوّمین لوح حضرت بهاءُالله خطاب به ناپلئون سوّم: حیاتی جدید (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۷ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

لوح مبارک دوّم حضرت بهاءُالله خطاب به ناپلئون دارای مضامین بسیار زیادی است که بعد از مدّتی کوتاه از ورود حضرتشان به زندان عَکّا نازل گردید. نباید فراموش نمود که این بیانات صادره از نَفْسِ مقدّسی است که زندانی و مسجونی بوده و خطاب به پادشاهی مقتدر است.

«قَدْ اَتَی المُختارُ فیٖ ظُلَلِ الاَنوارِ لِیُحْیِیَ الاَکوانَ مِنْ نَفَحاتِ اسْمِهِ الرَّحْمنِ وَ یَتَّحِدَ العالَمَ وَ یَجْمَعَهُمْ عَلیٰ هٰذِهِ المائِدَةِ الّتیٖ نُزِّلَتْ مِنَ السَّماءِ.» ۳ [مضمون به فارسی: [خداوندِ] مختار در ابرهایی از نور آمده است تا هستی را از نسیم های خوش اسم رحمانش زنده کند و عالمیان را متّحد سازد و ایشان را بر سرِ این سفرۀ [رِزقِ روحانی] که از آسمان نازل شده جمع فرماید.]

نکتۀ تأسّف انگیز این بود که سرنوشت ناپلئون به مویی بسته بود و برایش امکان داشت که برای بهبودیش روش جدیدی اتّخاذ نماید ولی از این امر سرباز زد.

«‌بِما فَعَلتَ تَختَلِفُ الأمُورُ فیٖ مَملِکَتِکَ وَ یَخرُجُ المُلکُ مِنْ کَفِّکَ جَزآءَ عَمَلِکَ اِذاً تَجِدَ نَفسَکَ فیٖ خُسرانٍ مُبینٍ.» ۴ [بخاطر آنچه کردی امور در مملکتت دگرگون می گردد و مُلک از دستت خارج می شود بخاطر جزایِ عملت. در این صورت خود را در زیانی آشکار می یابی.]

در جنگِ سِدان http://www.noghtenazar.org/node/1708 سرنوشت ناپلئون مشخص گردید. ظهور و سقوط پادشاهان در این نوشتار مسأله ای پُر اهمیّت نمی تواند باشد ولی سؤالی را که مطرح می کند این است که دلیل این تذکّرات حضرت بهاءُالله در مورد سرنوشت آنان چه می تواند باشد. با توجّه به مطالعۀ دقیق این خطابات حضرت بهاءُالله می توان دریافت که آنچه را نازل فرمودند به همان اندازه که برای ناپلئون صادق است برای هر یک از افراد بشر هم می تواند صحّت داشته باشد و گرچه خطابی عمومی به عدّۀ بسیار زیادی است ولی در عین حال می تواند خطابی قویّاً شخصی باشد.

در اوایل این لوح مبارک https://www.bahai.org/library/authoritative-texts/bahaullah/summons-lord... می توان بیانات زیر را خواند که فرمودند:

«یا مَلِکَ باریسَ نَبِّئِ القِسّیسَ بِأَنْ لایَدُقَّ النَواقیسَ... قَدْ ظَهَرَ النّاقوُسُ الأفْخَمُ... تَدُقُّهُ اَصابِعُ مَشیَّةِ رَبِّکَ العَلیِّ الاَعْلیٰ فیٖ جَبَروُتِ البَقاءِ بِاسْمِهِ الأبْهیٰ‌.» ۵ [مضمون به فارسی: ای پادشاه پاریس به پیشوایان مسیحی خبر ده که دیگر ناقوس ها را به صدا درنیاورند... ناقوس اَعظم ظاهر شده است... انگشتانِ مشیّتِ پروردگارِ بلندمرتبۀ اَعلایت آن ناقوس را در جبروتِ بقاء به اسمِ اَبهایش به صدا در می آورد.]

گرچه بیانات مبارک خطاب به ناپلئون که شهرت و اعتبارش مربوط به علاقه اش به امور دیانت بود، که بعد از مدّتی متوقّف کرده بود، ولی در بعضی از مواقع جنبۀ خصوصی مخصوص به وی را دارد. در عین حال در مواضیعی دیگر خطاباتی است که شامل حال عموم می گردد. در بعضی از قسمت ها خطاباتی مخصوصاً در مورد وظائف وی به عنوان یک پادشاه نازل گردیده http://noghtenazar.org/node/1577

«اِعْلَمْ اَنَّ الرَّعِیَّةَ اَماناتُ اللهِ بَیْنَکُمْ أنِ احْفَظوُهُم کَما تَحْفَظوُنَ اَنْفُسَکُمْ اِیّاکُمْ اَنْ تَجْعَلوُا الذِّئابَ رُعاةَ الاَغْنامِ وَ اَنْ یَمْنَعَکُمُ الغُرُورُ وَ الاِسْتِکْبارُ عَنِ التَّوَجُّهِ اِلَی الفُقَراءِ وَ المَساکینَ.» ۶ [مضمون به فارسی: بدان که اَتباع و رَعایا اَماناتِ خدا بین شما هستند آنان را حفظ کنید همان طور که خودتان را حفظ می کنید. مبادا گرگ ها را چوپان و نگهبانِ گوسفندان قرار دهید و مبادا غرور و استکبار شما را از توجّه به فُقراء و مَساکین منع کند.]

با مطالعۀ این لوح مبارک بآسانی می توان دریافت که گرچه حضرتشان در مسجونیّت بودند
http://noghtenazar.org/node/1750 ولی اساس راه و طریق حیات جدید را از همان سجن استوار فرمودند. نظرات مبارک در بهبودی مؤسّساتِ ادیان هم در این لوح مبارک دیده می شود http://noghtenazar.org/node/1641 که اشاره به راهبان و کشیشان می باشد:

«یا مَلَأ الرُّهْبانِ لاتَعْتَکِفُوا فِی الکَنائِسِ وَ المَعَابِدِ اخْرُجُوا بِاِذْنیٖ ثُمَّ اشْتَغِلوُا بِما تَنْتَفِعُ بِهٖ اَنْفُسُکُمْ وَ اَنْفُسُ العِبادِ... اِعْتَکِفُوا فیٖ حِصْنِ حُبّیٖ هٰذا حَقُّ الاِعْتِکافِ لَوْ اَنتُمْ مِنَ العارِفینَ مَنْ جاوَرَ الْبَیْتَ اِنَّهُ کَالْمَیِّتِ یَنْبَغیٖ لِلْاِنْسانِ أَنْ یَظهَرَ مِنهُ ما یَنْتَفِعُ بِهِ الْأکوانُ... تَزَوَّجُوا لِیَقومَ بَعْدَکُمْ اَحَدٌ مَقامَکُمْ.» ۷ [مضمون به فارسی: ای گروه راهبان در کنیسه ها و معابد گوشه گیر و منزوی نشوید به اِذنِ من خارج شوید سپس به آنچه خود شما و مردمان از آن نفع می برند مشغول گردید... در قلعۀ حُبِّ من معتکف شوید این حقیقتِ اعتکاف است اگر از عارفین باشد. کسی که در خانه گوشه گیری اختیار کند و منزوی شود بدرستی که او مانند مرده است برای انسان شایسته است که از او چیزی ظاهر شود که همۀ عالم از آن منتفع شوند... ازدواج کنید تا بعد از شما کسی بجایتان ظاهر شود.]

آخرین سفر لوآ (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۷ آگوست ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

لوآ گتسینگر، نامی بسیار آشنا در میان بسیاری از خانواده های بهائی می باشد. وی از اوّلین زائرین غربی است که به حضور حضرت عبدُالبهاء مشرّف شد و هنگامی که ایشان را ملاقات نمود، حضرت عبدُالبهاء به وی فرمودند «به شما قدرت سخنوری عطا کردم و زبان بسته را گشودم.» (ترجمه) و در حقیقت لوآ یکی از مبلّغین بسیار عالی رتبۀ اَمرِ بهائی گردید. لوآ برای کمک به امور تبلیغی سفری به هندوستان نمود. در هنگامی که حضرت عبدُالبهاء در ایالات متّحدۀ آمریکا در سفر بودند از وی خواستند که قبل از ایشان به کالیفرنیا سفر نماید و جلسات ایراد خطابات ایشان را برنامه ریزی نماید. در ایّامی که پادشاه ایران در پاریس بود حضرت عبدُالبهاء لوآ را مأمور فرمودند پیامی را مبنی بر متوقّف نمودن آزار و صدمات به بهائیان از جانب ایشان به شاه برساند. لوآ برای مدّت هفت ماه در عَکّا به عنوان معلّم انگلیسی در میان خانوادۀ حضرت عبدُالبهاء زندگی نمود.

در میان وقایع جالب حیات وی در آن دوران داستان زیر بسیار مشهور است:

«لوآ گتسنیگر، یکی از مؤمنین اوّلیه تجربۀ خویش را از یکی از اتّفاقاتی که برای واقع شد چنین توضیح می دهد. وی در سفری به عنوان زائر در عَکّا در حضور حضرت عبدُالبهاء مشرّف بود که روزی حضرت عبدُالبهاء به وی فرمودند که مشغلۀ بسیاری دارند و قادر به دیدار یکی از دوستان خویش که نَفْسِ فقیر و مریضی است نیستند. از لوآ خواستند که از طرف حضرتشان به منزل این دوست رفته و همان طوری که حضرت عبدُالبهاء رفتار معمول ایشان بود با بردن مقداری غذا از وی مراقبت نماید.

بعد از گرفتن نشانی لوآ بلافاصله فرمان مبارک را اجرا نمود و با هیجان و شادی بسیار مفتخر بود که حضرت عبدُالبهاء کمی از امور جاریّۀ خویش را به وی محوّل نموده اند. ولی بزودی با حالی آشفته مراجعت نمود و به حضور مبارک عرض کرد که «سرکار آقا [لقب حضرت عبدُالبهاء] مرا به محّل بسیار بدی فرستادند و از بوی تعفّن و کثافت اطاق و محلّ و شرایط محّلِ اقامتِ آن مرد نزدیک بود از حال بروم. به محض رسیدن به محلّ قبل از گرفتاری به مرضی خطرناک آنجا را ترک کردم.» حضرت عبدُالبهاء با غمگینی و ناراحتی نگاهی به وی انداخته فرمودند که اگر مایلی به خدمت خداوند نائل گردی باید به خدمت همنوع خویش همّت نمائی و در چهرۀ هر بشری جَمالِ اِلهی را مشاهده کنی. سپس امر فرمودند مجدداً به همان محلّ مراجعت نماید و اگر آن مرد کثیف است وی را استحمام دهد و اگر گرسنه است به وی غذا دهد. حضرت عبدُالبهاء به لوآ گفتند که تا این امور انجام نگرفته نباید برگردد و اظهار داشتند که عبدُالبهاء چندین بار برای این مرد این خدمات را انجام داده اند و لوآ باید قادر باشد که برای یک بار هم انجام دهد. این روشی بود که حضرت عبدُالبهاء به لوآ تعلیم دادند که چگونه به همنوع خویش خدمت نماید.» ۳

لوآ در شروع جنگ جهانی اوّل یعنی در سال ۱۹۱۵ در عَکّا زندگی می کرد و این خطر هم بود که آمریکا هم ممکن است به داخل جنگ کشیده شود و یکی از کشتی های جنگی هم وارد خلیج حیفا شده بود. حضرت عبدُالبهاء تصمیم گرفتند که لوآ را به آمریکا مراجعت دهند.

حضرت عبدُالبهاء وی را از طریق مصر و اروپا فرستادند و یکی از شگفتی های آن دوران در یکی از نامه های لوآ که در آن ایّام نوشته آشکار است.

«با خستگی شدید وارد پُرت سعید شدم و بجز صحبت با اَحبّا قادر به کاری نبودم... خدا را شکر! هنگامی که از حضور حضرت عبدُالبهاء مرخص شدم ایشان از سلامتی کامل برخوردار بودند ولی با مشکلات و خطرات فراوانی روبرو بودند که قادر به توضیح و تشریح آن نیستم. (رنج و صدمه که از تمام جوانب ظاهر بود غیر قابل باور است و آنچه را که برای سوریّه انجام دادند شگفت انگیز است. بسیاری از مردمان درب منزل ایشان شب و روز جمع می شدند و با گریه و زاری تمنّای کمک می کردند. حضرت عبدُالبهاء تنها مرجعِ پناه و امید همگان اَعَمّ از مؤمنین و غیر مؤمنین بودند.)» ‌۳