پاسخ به اتهامات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/44

برگرفته از: http://iranglobal.info/node/35699

بهاییان، مشکل یا راه حل؟

چهارشنبه, ژوئن 25, 2014 - 09:25

صفا راستی (شینتو)

حقوق بهاییان در ایران در انواع و انحا مختلف نادیده گرفته می شود و حتی با اجکام ساختگی اعدام می گردند. بهاییان با اندکی مسامحه در عقایدشان می توانند حقوق خود را تا حدی باز ستانند. کافی است در برگه های دانشگاه و یا هنگام دریافت جواز کسب خود را مسلمان معرفی نمایند اما آنها با دروغ چندان میانه خوبی ندارند و حتی المقدور از آن احتراز می کنند تا جایی که کافر را بر ماکر ترجیح می دهند. آنها معتقد به لزوم حرمت کرامت انسانی، یگانگی و برابری نوع بشر و عقیده، تساوی زن و مرد، رهایی از تعصبات و .... هستند.

حق تحصیل دانشگاهی ندارند. اشتغال در ادارات دولتی و نظامی و ارتش برای آنان منع قانونی دارد. داشتن مشاغل خصوصی هم خالی از اشکال نیست. مراجع مذهبی رسما آنها را از ورود به صنایع غذایی اعم از تولید، توزیع و فروش ممنوع کرده اند.دیگر مشاغل هم اگرچه ظاهرا منع قانونی ندارد اما هر از چندی و در واقع به دستور مستقیم تندروهای وزارت اطلاعات، مورد هجوم ارگانها و نهادهای مختلف نظیر اداره اماکن و اتحادیه های صنفی واقع و به بهانه های مختلف تعطیل می شوند. شهرهای سمنان، تنکابن و همدان شاهد بسته شدن تقریبا تمامی محلهای کسب بهاییان بوده است. اموال و املاک بهاییان براحتی و به هر بهانه ای مصادره می شود و دستگاه قضایی اصولا برای توجیه این عمل خود مشکل چندانی ندارد. اموال و املاک و شغل و تحصیل به جای خود، جان همگی آنها بالقوه در معرض خطر است. صدها نفر راهی زندان شده و بیش از دویست تن از آنان با حکم قضایی اعدام شده اند و برخی نیز به صورتی مشکوک ناپدید و یا سر به نیست گردیده اند. به صورت غیر رسمی هم گروهها و افراد به اصطلاح خودسر و یا خودجوش و در واقع با تحریک مراجع رسمی دینی و دولتی و حکومتی، شب یا روز به خانه آنها حمله کرده و می کنند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و یا حتی ربوده و به قتل می رسانند. بندر عباس و بیرجند، نمونه های اخیر از این دست هستند. آنها پس از مرگ هم در امان نیستند. قبورشان تخریب می گردد و حتی دفن اجساد اموات آنها هم به اسانی صورت نمی گیرد.

رادیو، تلویزیون، مجلات، روز، هفته، ماه، فصل و سال نامه ها، تریبونهای نماز جمعه، مجلس، دولت و دهها سایت و وبلاگ رسمی و غیر رسمی، شب و روز به ایراد اتهامات ریز و درشت مانند جاسوسی، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی، ترور، شایعه سازی، تشویش اذهان عمومی، توهین به اسلام و مسلمین، اشاعه فحشا و زنا و بی بند و باری و هر شر دیگری که به فکر برسد مشغول بوده و هستند و دائما، مردم، اشنایان، دوستان، همسایگان و همکاران آنها را تحریک می کنند تا بر علیه بهاییان اقدامات مختلف انجام دهند و حتی ان را باعث رستگاری می شمرند. هر دو رهبر و ولی فقیه جمهوری اسلامی، رسما آنها را کافر و نجس شمرده اند و می توان حدس زد که چنین اظهار نظری از جانب عالی ترین مقام کشور، چه پیامدهایی به دنبال داشته و خواهد داشت. با این ظلم و ستم اشکار، شگفتا که در سطح بین المللی و رسانه های عمومی، نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بهاییان را انکار می نمایند.

با این همه بهاییان هیچگاه در پی مقابله به مثل و انتقام جویی بر نیامدند بلکه سعی نمودند تا ثابت کنند که خیر خواه عموم و مخصوصا ایران و ایرانی هستند. حتی تا سالها از ارائه شکایات خود به مراجع بین المللی خودداری کردند و تظلم خود را منحصرا از طریق مراجع داخلی پی گیری کردند تا وهنی بر کشور محبوبشان وارد نگردد. به جای انتقام جویی و کینه ورزی و کینه توزی، به تمشیت امور جامعه خود پرداختند. وسایل تربیت کودکان خود را فراهم ساخته و با تاسیس دانشگاهی عمدتا به همت اساتید اخراج شده خود، به جوانان محروم از تحصیل خود کمک کردند تا تلخی این محرومیت را کاهش دهند.

مطلبی در جواب مقالۀ "اولین زنی که در ایران بی حجاب شد"

مجدداً بر اساس روند همیشگی بهائی ستیزان در نشریۀ اینترنتی «آفتاب نیوز» در تاریخ ١۲ خرداد ماه ١٣٩٣ اقدام به انتشار مقاله ای کرده اند که عنوان آن در ابتدای این نوشتار آمده است. طبق روش معمول و شناخته شده این نفوس مقاله هایشان را مملو از مطالبی غیر واقع، گمراه کننده، سرشار از تهمت و افترا نمودند که به بعضی از این نکات سعی شده برای آگاهی حقیقت جویان و دوستدار آن مطالبی نگاشته شود.

امروزه بهائی ستیزانی که در ایران زندگی می کنند زمینه ای بسیار آماده و مهیّا دارند که به هر شخصی و نفسی که مایلند و تا آنجا که می توانند تهمت بزنند لذا مطالب درج شدۀ مقالۀ مزبور که اصل آن در جمهوریت چاپ گردیده و اثری از نام نویسنده ای را ندارد نیز ازهمین مقوله است که از این موقعیت بلبشوی نهایت استفاده را نموده و به تهمت زدن در حق یکی از عفیف ترین زنان جامعۀ ایران که لسان عظمت وی را طاهره نامیده، پرداخته اند. برای نظریات دانشمندان و متفکرین بی طرف بهتر است که به مقالۀ "قرة العین و حجاب» نوشتۀ فاطمه زمردیان در روز آنلاین به تاریخ اوّل خرداد ١٣٩٣ مراجعه گردد. (١) امّا جواب کوتاه به مطالب ذکر شده بصورت زیر آمده:

مطلب اوّل: در مقاله ذکر شده "این اقدام قرة العین باعث پیدایش شکاف در بین طرفداران باب شد". جواب: درحقیقت هیچ شکافی در بین طرفداران حضرت باب ایجاد نشد. تعدادی معدودی از نفوس حاضر در مجمع بدشت بعد از این واقعه از دیانت بابی برگشتند و هیچ سندی دردست نیست که شکافی در میان پیروان ایشان بوجود آمد.

کنت دوگبینو می‌نویسد:

"... اصحاب که ٨٢ تن بودند چند روز قبل میان باغ تخت آراستند و آن را با قالیچه‌های رنگارنگ مزیّن نمودند. در این هنگام طاهره با لباسی فاخر وارد باغ شد و بی‌حجاب بالای تخت رفت و چهار زانو نشست تا سخنرانی کند که همهمه بین حاضران افتاد. چند تن بلند شده رفتند، عده‌ای اعتراض کنان سر به زیر عباده بردند تا چشمانشان با دیدن روی و موی طاهره که او را مقدس می‌دانستند به گناه آلوده نشود و یک تن به نام خالق از شدت تاثر گلوی خود را برید." (۲) آثاری دیگری در دست است که اصلاً در باره شکاف بین طرفدارن سخنی نمیگوید.

مطلب دوّم: قره العین زنی بود که او را تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، به عالمه و فاضله و شاعره بودن می ستودند.