پاسخ به اتهامات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/44

دوستان عزیز،

با درودهای صمیمانه، اخیراً آقای دکتر مهدی خزعلی مطالبی را دربارۀ دیانت بهائی و بهائیان در سایتشان منتشر کردند:

نامه ای برای نوری زاد در نقد یک بوسه:

http://www.drkhazali.com/index.php?option=com_content&view=article&id=21...

۳۳ روز گذشت و از بیت العدل پاسخی نرسید:

http://www.drkhazali.com/index.php?option=com_content&view=article&id=21...

یکی از دوستان نیز مقاله ای را در پاسخ به مطالب ایشان به سایتشان برای انتشار فرستاده اند. از آنجا که آقای دکتر خزعلی مطلب جوابیۀ ایشان را در سایت خود منتشر نکرده اند، بدین وسیله مقالۀ ایشان دراختیار دوستان عزیز قرار می گیرد.

با تشکر، نقطه نظر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلامی با دکتر خزعلی

نگارش: شینتو

جناب خزعلی عزیز

تقاضای شما مبنی بر مناظره با یکی از اعضای بیت العدل بهاییان را به تازگی دیدم. (۱) برای تمامی کسانی که در راه عدالت گام بر می دارند احترام شایانی قائل هستم و گمان می کنم اگر امید نجاتی برای این جهان پر آشوب و جهانیان مصیبت زدۀ آن باشد بی شک باید آن را در گرو همت اینان دانست. فارغ از دیدگاه نسبت به آیین بهایی، شخصاً شما و جناب نوری زاد را نیز در این زمره می پندارم. با خواندن نامه شما به یاد آوردم که چندین سال پیش نیز تقاضایی تقریبا مشابه دال بر انجام مناظره مطرح شد. در آن زمان آقای رحیم پور ازغدی، با ادبیات و شیوه ای نه چندان مؤدّبانه و نه حتی محققانه، ایراداتی به آیین بهایی وارد کرده بود. یکی از بهاییان، در پاسخ ایشان مقاله ای نگاشت و در سایت نقطه نظر منتشر نمود. (۲) متعاقب آن، سرکار خانمی که خود را نسرین معرفی می کرد نیز متن زیر را نوشت:

ادعای عجيب آقای حجاريان عليه بهائيان! علی کشتگر

برگرفته از: http://news.gooya.com/politics/archives/2013/08/165467.php

ويژه خبرنامه گويا

انسانها وقتی در پرتو اعمال و آموزشهای تبعيض آميزی مثل نژادپرستی (آپارتايد)، يهود ستيزی(فاشيسم) اسلام ستيزی(نئو فاشيستهای معاصر)، بهائی ستيزی و مردسالاری به اين کژانديشگی ها ايمان می آورند، باورهای خود را اموری طبيعی می پندارند و ترديد و تجديدنظر در آن را تابوشکنی و نابه هنجاری می پندارند. بدينسان ايمان مومن را برای هميشه در زندان جزم به بند می کشد.

از همين رواست که مرزبندی با باورهای تبعيض آميز در حرف و نظر آسان اما در عمل دشوار و گاهی ناممکن است. مثل مساله ارث که انگار امری کاملا طبيعی است که حق زن نصف مرد باشد. خيلی از مردهای ايرانی که خود را روشنفکر، دموکرات و هومانيست می دانند نيز اين تبعيض مردسالارانه مربوط به قبايل بدوی اعراب باديه نشين که از موانع تحول دموکراتيک در جوامع اسلامی است را به عنوان امری طبيعی پذيرفته اند.