اصول اعتقادات

http://lab.noghtenazar2.info/taxonomy/term/4

با تشکر از خانم فرح دوستدار برای ارسال این مقاله:

افزایش آشوبگری و فعالیت های تروریستی در جهان
ریشه یابی و بررسی آن از دیدگاه آثار بهائی

فرح دوستدار

نشر در پیام بهائی ژانویه ٢٠١٦
ــــــــــــــــــــ
"بايد پرسيد اين بحرانهای پی در پی که جامعه کنونی را به لرزه می افکند آيا در درجه اوّل بدان سبب نيست که پيشوايان و زمامداران جهان عاجز از آنند که مقتضيات اين عصر را درست تشخيص دهند و يکباره خود را از افکار از پيش ساخته و عقائد دست و پا گيرشان برهانند و دستگاه حکومتشان را چنان تغيير دهند که با موازين وحدت عالم انسانی که همانا مقصد اصلی و غائی آئين حضرت بهاء الله است منطبق گردد؟" (حضرت ولی امرالله ، نظم جهانی بهائی صفحه ٤٩)
ــــــــــــــــــــــ

اعمال تروریستی و کشتارهای جمعی مشکلی جهانیست که خطر آن در درجه اول متوجه شهروندان و افراد بیگناه است باوجود آنکه مخاطب اصلی عاملین ترور سیاستمداران و خط مشی های قدرت طلبانه آنان در جهانند. هرچند مسئولیت مبارزه با تروریسم در وهله اوّل متوجه زمامداران و حاکمان قدرت است ولی عوامل فرهنگی ، اقتصادی و تربیتی نیز در گرایش جوانان به آشوبگری واعمال تروریستی مؤثرند. از اینروعلاوه بر حکومت ها افراد جامعه که قربانیان کشمکش های سیاسی اند نیزمیتوانند نقش مؤثری در مبارزه با بحران های سیاسی و اجتماعی وفرونشاندن ومهارکردن آشوبگری ها ایفا نمایند.

هدف این مقاله ریشه یابی و بررسی عوامل ایجاد کننده بحران های اخیر تروریستی در جهان و مروری بر تحلیل هائی است که دراین زمینه در آثاربهائی و خصوصا در توقیعات متعددی که حضرت ولی امرالله خطاب به جوامع بهائی غرب نگاشته اند موجود است. حضرت ولی امرالله در نامه ها و پیام های خود به جامعه بهائی امریکا و خصوصا در مجموعه ای تحت عنوان "حصن حصین شریعت الله"(١) که پس از جنگ جهانی دوم نگاشته شده سه عامل کلی را در ایجاد بحران های کنونی مؤثر میدانند : انحطاط اخلاقی – مشکل اقتصاد و نارسائی های سیاسی.

تجزیه و تحلیل اوضاع آشفته کنونی جهان نشان میدهد که عواملی که تحلیل گران بررسی میکنند در محدوده این سه مشکل کلی قرار دارد با توجه به این واقعیت که رویدادهای اجتماعی و سیاسی غالبا پدیده هائی پیچیده و چند بعدی و اکثرا نتیجه تأثیرعوامل مختلف بر یکدیگرند.

پدیده تروریسم درگذشته و در موقعیت کنونی جهان

واژه ترور بمعنی وحشت و ترس شدید است. این مفهوم از دوران انقلاب فرانسه (١٧٩٩ - ١٧٨٩ ) وارد اصطلاحات سیاسی شد به این معنی که در مرحله دوم انقلاب از سال ۱۷۹۳ حدود یکسال جمهوریخواهان تندرو که به ژاکوبن ها معروف بودند به رهبری روبسپیر ( Robespierre ) در رأس قدرت قرار گرفتند و با روش هائی خشونت آمیز و جنایتکارانه سعی بر تثبیت قدرت خود نمودند. در این دوران نسبتا کوتاه بسیاری (بنا به اسناد موجود ١٦٥٩٤ نفر) به اتهام دشمن مردم و مخالفان جمهوری و آزادی دستگیر، محاکمه و به دست گیوتین که یکی از اختراعات این دوره بود سپرده شدند. از اینرو حکومت ژاکوبن ها به حکومت ترور یا دوران ترور و وحشت در انقلاب فرانسه معروف شد. نقطه اوج آن در ماه جولای ۱۷۹٤ بود که به ترور بزرگ معروف است و با دستگیری و کشتن روبسپیر بوسیله گیوتین خاتمه یافت.

در قرن ١٩ میلادی تا آغاز قرن بیستم و جنگ جهانی اول اعمال تروریستی یا بصورت کشتار سران ممالک بود ، مانند قتل تزار روسیه آلکساندر دوم در سال ١٨٨١ و بسیاری از سران دیگر که در تاریخ آمده است و یا ترور هائی که گروه های استقلال طلب قومی یا نژادی مرتکب میشدند. از سال ١٩٣٠ حکومت هائی تروریستی در روسیه (استالینیسم) در ایتالیا (فاشیسم) و درآلمان (ناسیونال سوسیالیسم) روی کار آمدند که مقاصد سیاسی خود را با ایجاد وحشت و ترور شهروندان پیش میبردند.

برگرفته از: http://news.gooya.com/politics/archives/2015/12/206175.php

حق با "هالو" است، حامد صبوری

کشور عزیزمان ایران دچار بحران های گوناگونی است. ریشۀ تمام بحران های آن بحران اخلاقی است. صرف نظر از نیاز به "اصولی اخلاقی برای جامعه ای جهانی" (١) که گویای ایجاد بینشی جدید برای رسیدن جهان به سعادت حقیقی و صلح و وحدت است، ایران عزیزمان نیز برای نجات از وضع موجود و حرکت به سمت اصلاح و سعادت حقیقی خود نیازمند عمل به اصول اخلاقی ای است که شدیداً به آن بی توجهی شده است.

حدود یک قرن قبل، عبدالبهاء، درمان دردهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و علمی و اقتصادی ایران عزیزمان را این چنین بیان فرموند:

«ای تشنۀ حقیقت، ایران ویرانست و جمیع احزاب فی الحقیقه تیشه به دست گرفته به ریشه این بنیان قدیم می زنند و ابداً ملتفت نیستند که این کلنگ، بنیان کن است و این تیشه، ریشه کن. هر حزبی گمان می کند که به تعمیر مشغولست. ولی در قرآن می فرماید: یُخربون بُیُوتهم بِاَیْدیهِم. باری، این آوارگان به هیچ حزبی مشترک و متمایل نبوده. در آن می کوشیم که بنیۀ ایران قوّت گیرد و معلوم است قوّت بنیه ایران، جز به تأسیس اخلاق الهی ممکن نه. چون تأسیس اخلاق گردد ترقی در جمیع مراتب محتوم است. هیچ ملتی بدون تعدیل اخلاق فلاح و نجاح نیابد؛ و به تحسین اخلاق علوم و فنون رواج یابد و افکار بینهایت روشن گردد، صداقت و امانت و حماست [=شجاعت] و غیرت و حمیّت بجوشد، سیاست به درجۀ نهایت رسد، صنایع بدیعه رواج یابد، تجارت اتّساع جوید، شجاعت عَلَم افرازد، ملت از برزخی به برزخ دیگرانتقال نماید، خلق جدید شود، فتبارک الله احسَنُ الخالقین تحقّق یابد...» (۲)

خوشبختانه متفکرین ایران عزیزمان روز به روز بر این حقیقت توجّه بیشتری می نمایند. اخیراً آقای محمّد رضا عالی‌پیام، معروف به «هالو» دربارۀ یکی از عوامل بسیار مهم ضدّ اخلاقی موجود در ایران، یعنی دروغگویی، شعری را در زندان رجائی شهر سروده اند که گویای وجهی مهم از بحران اخلاقی موجود می باشد. ایشان چنین سروده اند:

روز و شب می‌بارد از هر سوی سیل‌آسا دروغ
بر تو و بر من دروغ و بر شما و ما دروغ
این دروغ و آن دروغ و آن دروغ و این دروغ
این طرف یا آن طرف، اینجا دروغ، آنجا دروغ
زیر یا بالا چه فرقی می‌کند، بالا و زیر
هم از این پایین دروغ و هم از آن بالا دروغ
نه یکی دو تّا، نه ده تا بیست تا پنجاه تا
صبح و شب سهمیه دارد هر کسی صد‌ها دروغ