سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

زندگیِ خودمه؛ به کسی ربطی نداره؛ طلاق

شواهد موثّق می گه قُبحِ طلاق خیلی کم شده! از جمله بین افراد مهمّ و هنرمندا! ای کاش حدّ اقلّ هنرمندا ملاحظه می کردن. چون خیلی ها بخصوص نوجوونا و جوونا اونا رو الگو قرار می دن. مصاحبۀ یکیشونو شنیدم؛ یکی که چندتا زن رو طلاق داده بود و زن جدیدی گرفته بود. معروفم هست. از قضا زنهاشم معروفن. ازش پرسیدن میشه راجع به طلاق همسران قبلی و ازدواج جدیدت بگی. گفت اجازه نمی دم کسی تو زندگیه خصوصیه من دخالت کنه و جواب نمی دم! این حریمِ شخصیه! جوابای مشابه دیگری هم هست که اینجور موقع ها گفته می شه؛ مثل این که زندگیه خودمه! به کسی ربطی نداره!

بله از جهتی حریم خصوصی افراد باید حفظ بشه و جامعه و حکومت حقِّ دخالت ندارن، ولی از جهاتی دیگه این طور نیست و بعضی اعمال و گفته های افراد فقط در حریم خصوصی باقی نمی مونه و به جامعه سرایت می کنه و جامعه بشدّت از اون الگو می گیره. مثلاً وقتی هنرمندی دو تا زن رو طلاق داده و سوّمی رو می گیره و تو صفحات اینترنتیش هم منعکس می شه، سیل کامنت های جور واجورِ نوجوونا و جوونای جَوّزده هم اینستاگرام و تلگرام هنرمندمون رو پُر می کنه و خواه ناخواه هیجانی ایجاد می شه که قُبحِ طلاق رو از بین می بره و نوجوونا و جوونا کم کم بدونِ اینکه خودشون بفهمن الگو می گیرن.

قدیما مردا اگه هر روزی همبستر و همخوابه ای رسمی یا غیر رسمی می گرفتن جامعه زیاد اعتراض نداشت چون بالاخره مردی گفتن زنی گفتن و مرد می تونه هر غلطی بکنه!!! امّا اگه زنی همین کارو می کرد این رو بی عفتی می دونستن! ولی حقیقتش اینه که زَنا هم در احساسات و عواطف جسمانی و روحانی مثه مردا هستن. همون طوری که مردا دوست ندارن زنشون سرشو رو بالش چند مرد بذاره، زنا هم دوست ندارن مردشون اینطوری کنه. نه تنها زن و مردا اینو دوست ندارن، تازه خدا هم اینو دوست نداره. چون کلاً روح و روانِ و نظم جامعه و افراد رو به هم می ریزه و همه رو افسرده و روانی می کنه. امّا امروزه یه طوری شده هم مَرده و هم زَنه در ظاهر طوری وانمود می کنن که این کار اشکالی نداره و تازه علامت روشنفکری و استقلال و آزادی هم هست!

ولی خیلی دلم می خواست از همه و از جمله این هنرمندایی که طلاق گرفتن یا دادن یا توافقی از هم جدا شدن یا زبونم لال دچار خیانت همسرشون شدن بپرسن بدون اِفِه ها و ژستایِ روشنفکرانۀ کاذب بگن واقعاً حالشون چطوره! وضع روحیشون چطوره! خوشحالن، ناراحتن؟ شبا که سر رو بالش می ذارن دلشون آرومه یا نه! موجِ وَهم و خیال و ظنّ و گمان و شکّ و تردید و پشیمونی و حسد بهشون هجوم می کنه یا نه! آیا اصلاً احساسات و عواطف جسمانی و روحانی ای مونده که روحشونو اَنگولک کنه! چه قرصایی می خورن که آروم بشن؟! تازه اگه بچه هم داشته باشن- به قول جامعه شناسا و روانشناسا بچه های طلاق- یه عالَمه سؤال و مشکلاتِ دیگه پیش میاد که باید ازشون پرسید آیا دردش می ذاره خوش باشن و آب خوش از گلوشون پایین بره؟!

برگرفته از: http://www.payamha-iran.org/node/258
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان
(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)
٣١ اکتبر ٢٠١٧
دوستان عزیز و محبوب،
سیل گزارش‌ها از همۀ قارّات عالم هم‌چنان در جریان است ولی در ابراز مسرّت بی‌پایان خود به شما عزیزان بیش از این درنگ نخواهیم کرد. فوران عشق و احترام عمیقی که در سراسر جهان نسبت به حضرت بهاءالله به مناسبت دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ آن حضرت ملاحظه شد موجب سرور و نشاط بی‌اندازۀ این مشتاقان گردید. در مکان‌های گوناگون از منازل گرفته تا استادیوم‌ها زندگی مبارکش با عشق فراوان و با خلّاقیّتی شایان گرامی داشته شد. در بسیاری از گردهمآیی‌ها تعداد میهمانان چندین برابر بهائیان و در بعضی از جزایر مستقلّ، تخمین شمار شرکت‌کنندگان درصدی از کلّ جمعیّت بود. براستی شگفتی خود را از نزول باران عظیم فضل و الطاف لانهایۀ جمال اقدس ابهی اذعان می‌کنیم و در هر کوشش ارزشمند به منظور بزرگداشت مقام مقدّسش تلاش صمیمانۀ یکایک احبّا برای کسب سهم کامل خود را مشاهده می‌نماییم. با توجّه به تمامی آنچه به وقوع پیوست، می‌دانیم که هر یک از شما عزیزان مایلید در بارۀ مقتضیات آن برای پیشرفت امر مبارک در محلّ خود تأمّل و تفکّر نمایید. به شما مؤکّداً توصیه می‌کنیم که هر فردی را که به دعوت شما پاسخ گفته است مشارکت‌کنندۀ بالقوّه‌ای در فرایند جامعه‌سازی ببینید. بررسی کنید که چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد تا جمع کثیری را قادر سازد که در این مسیر هم‌دیگر را همراهی کنند. هر نفسی بعد از ارتباط با قدرت تقلیب‌کنندۀ این ظهور اعظم می‌تواند به حضرت بهاءالله تقرّب بیشتری یابد، قابلیّتش فزون‌تر گردد، شادی و شعف را در میدان خدمت جوید، و مساعدت به دیگران را بیاموزد. نتایج کوشش شکوهمند شما نویدبخش امکانات شگفت‌انگیزی است ولی تحقّق آن مستلزم ثبوتی خلل‌ناپذیر می‌باشد. امید آنکه قوای منبعث از این ایّام، مشوّق و محرّک مجهودات شخصی و جمعی شما در دوران باقی‌ماندۀ این دویستمین سال و در واقع طیّ هشت دورۀ فعّالیّت تا دویستمین سالگرد میلاد حضرت ربّ اعلی باشد.