سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

رسالۀ شیخ محمّد تقی نجفی- نصایحِ حضرت بَهاءُالله به عالَم (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۱ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» در ظاهر خطاب به یکی از ظالِمین و ستمگران نازل گردیده که به بسیاری از پیروانِ حضرت بَهاءُالله ستم و ظلم روا داشته.

«یا شَیْخُ اِنّا سَمِعْنا اَنَّ جَنابَکَ... اَمَرْتَ النّاسَ بِسَبّیٖ وَ اَفْتَیْتَ عَلیٰ سَفْکِ دِماءِ العِبادِ.» ۳ [مضمون به فارسی: ای شیخ بدرستی که ما شنیدیم جنابِ شما... مردم را به فحّاشی و دشنام به من اَمر کردی و بر ریختن خون هایِ بندگان فتوا دادی.]

در صدمه زدن و ستم روا داشتن اِبْنِ ذِئْبْ http://noghtenazar.org/node/1812 تنها نبوده ولی این چنین به نظر می رسد که نزولِ «رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» هدفش نشان دادنِ بی عدالتی و عَدَمِ تطابقِ این بی عدالتی با حقائقِ مذهبی است. برای رسیدن به این هدف حضرت بَهاءُالله هم از عللِ حوادثِ واقعه و هم از عللِ لازمۀ آن سخن گفته اند.

مانند حضرت مسیح که فَریسیان را در مورد آزار و ستم وارده بر مسیحیانِ اوّلیه مورد عِتاب [سرزنش] قرار دادند حضرت بَهاءُالله هم توجّهِ خویش را به «عُلماء» معطوف می فرمایند که اکثرِ هَمّ و غَمشان مربوط به تکیه بر مَسنَدِ قدرت بوده بجای این که این علماء منصفانه به خدمت جامعه مشغول گردند. قسمت های بسیارِ شبیهِ مطالبِ نازله در این لوحِ مبارک هم در «کتابِ مُستطابِ ایقان» می توان یافت.

«ریاست را نهایتِ وصول به مطلوب دانسته‌اند و کِبر و غرور را غایتِ بلوغ به محبوبْ شمرده‌اند. تَزویراتِ نَفْسانی را مقدّم بر تَقدیراتِ رَبّانی دانند، از تسلیم و رضا گذشته‌اند و به تدبیر و ریا اشتغال نموده‌اند و به تمام قوّت و قدرت حفظِ این مراتب را می نمایند که مبادا نقصی در شوکتْ راه یابد و یا خَلَلی [تباهی/ شکاف] در عِزّت به هم رسد و اگر چشمی از کُحْلِ [سُرمۀ/ مَرهَمِ چشمِ] مَعارفِ اِلهی روشن شود ملاحظه می کند سَبُعی [حیوان درنده/ درنده] چند را که بَر مُردارهایِ نُفوسِ عِباد افتاده‌اند. حال کدام ضَیْقْ [شدّت و سختی و تنگی] و تنگی است که اَزْیَدْ [زیادتر] از مراتبِ مَذکوره باشد که اگر نَفْسی طلبِ حَقّی و یا مَعرفتی بخواهد نماید نمی داند نزدِ کدام رَوَد و از کِه جویا شود.» ۴

در «رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» حضرت بَهاءُالله میان آنانی که در واقع در قولْ صادِقَند و هدفشانْ هدایت است و آنانی که بَرعکسِ آنان می باشند تفاوتی محسوس محسوب می دارند.

«امّا عُلمائی که فِی الحَقیقه به طِراز [زینتِ] عِلم و اخلاق مُزَیّنند، ایشان بِمَثابه [مانندِ] رَأسَند [سَر] از برایِ هیکلِ عالَم و مانندِ بَصَرند از برایِ اُمَم.» ۵

امروزه هم مانند ایّام و دوران حیات حضرت بَهاءُالله پیروانِ دیانت بهائی مورد ستم و ظلم قرار می گیرند. حضرت بَهاءُالله دلائل چنین رفتاری را که کاملاً با حقائقِ دیانت مُغایر است صریحاً بیان می فرمایند.

«مقصود از اِرسالِ رُسُل و اِنزالِ کُتُبْ مَعرِفَةُ الله [شناخت خدا] و اُلفت و اِتّحادِ عِباد بوده. حال ملاحظه می شود شریعتِ اِلهی را سبب و علّتِ بَغضا و عِناد [کینه و دشمنی] نموده اند. زِهیٖ [افسوس از این] حَسرت و نِدامت...» ۶

در میان مطالب لازمی که حضرت بَهاءُالله نظرِ همگان را به آن مَعطوف می فرمایند کَلِماتِ نصیحت آموزی است که بخصوص پیروان ایشان باید بدان توجّه نمایند.

«و بعضی از بیانات که در اَلواحْ مخصوصِ این حِزب [در اینجا منظور بهائیان هستند] نازلْ ذکر می شود تا به یقینِ مُبین کُلّ بدانند که این مظلوم [حضرت بَهاءُالله] عمل نموده آنچه را که نزدِ عُقَلاء و مَظاهِرِ عَدل و انصافْ محبوب و مقبول بوده...» ۷

آنچه که بعد از این بیان مبارک آمده تأئیدِ میزانِ مِقیاسِ اَعلائی است که حضرت بَهاءُالله از پیروان خویش می خواهند که در اجرایِ آن باید نهایتِ مراقبت و مواظبت را رعایت نمایند و از آنچه که در اِجرایِ آن ایشان را از حقیقتِ دیانت دور می نماید پرهیز نمایند.

رسالۀ شیخ محمّد تقی نجفی- وحدتِ اَدیان و یگانگیِ نوعِ بشر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۲۰ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

«رسالۀ شیخ محمّد تقی اصفهانی معروف به نجفی» که به «رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» [ابن ذئب= فرزندِ گرگ] نیز معروف است آخرین اثرِ مهمّ نازله از حضرت بَهاءُالله می باشد که در آخرین سالِ حیاتِ مبارک از قَلَمِ حضرتشان صادر شده است. این اثر از جهتی خلاصه ای از حیات و تعالیمِ حضرت بَهاءُالله می باشد.

«رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» خطاب به یکی از علمای اصفهان معروف به آقا نجفی (شیخ محمّد تقی مجتهد اصفهانی) که صدمات و آزار فراوانی به بهائیان وارد نموده نازل شده است. در تعقیب آزار و اذیّتی که پدرش [شیخ محمّد باقر اصفهانی ملقب به ذِئْبْ] روا داشته وی هم مسؤول شهادت دو شخصِ شَخیص از بهائیانِ اصفهان بود.

در ابتدای این رساله حضرت بَهاءُالله آقا نجفی را دعوت می فرمایند که از درگاهِ اِلهی به خاطر جنایاتی که مرتکب شده طلب بخشش نماید و حتّی با صدور کلمات و بیانات مناسب وی را تشویق به این اَمر می فرمایند. این از اثرات مهمّی است که حتّی اگر نفسی به اعمال زشت و غیر قابل تصوّری دست زده باشد هنوز امکان آن هست که با توبۀ حقیقی بتواند مورد بخششِ اِلهی قرار گیرد.

«یٰا اَیُّهَا العالِمُ الجَلیلُ اسْمَعْ نِداءَ المَظلومِ اِنَّهُ یَنْصَحُکَ لِوَجْهِ اللهِ وَ یَعِظُکَ بِمٰا یُقَرِّبُکَ اِلَیْهِ فیٖ کُلِّ الْأحْوالِ... طَهِّرْ نَفْسَکَ بِماءِ الْاِنْقِطاعِ وَ زَیِّنْ رَأسَکَ بِاِکلیلِ التَّقویٰ وَ هَیْکَلَکَ بِطِرازِ التَّوَکُّلِ عَلَی اللهِ ثُمَّ قُمْ عَنْ مَقامِکَ مُقْبِلاً اِلَی الْبَیْتِ الْأعْظَمِ مَطافِ مَنْ فِی العالَمِ مِنْ لَدُنْ مالِکِ القِدَمِ وَ قُلْ... آهٍ آهٍ مِنْ غَفْلَتیٖ وَ خَجْلَتیٖ وَ خَطیٖئَتیٖ وَ جَریٖرَتیٖ... فَآهٍ آهٍ ثُمَّ آهٍ آهٍ مِنْ سُوءِ حالیٖ وَ کِبَرِ عِصْیانیٖ قَدْ اَظْهَرْتَنیٖ یٰا اِلهیٖ لِاِعْلاءِ کَلِمَتِکَ وَ اِظهارِ اَمْرِکَ وَلٰکِنْ غَفْلَتیٖ مَنَعَتْنیٖ وَ اَحاطَتْ بیٖ بِحَیْثُ قُمْتُ عَلیٰ مَحْوِ آثارِکَ وَ سَفْکِ دِماءِ اَوْلِیائِکَ...» ۳ [مضمون به فارسی: ای عالِمِ جلیل ندایِ مظلوم [حضرت بَهاءُالله] را بشنو. بدرستی که او تو را به خاطرِ خدا پند می دهد، و نصیحتت می کند به آنچه که تو را در جمیعِ اَحوال به سوی او نزدیک می کند... خودت را به آبِ انقطاع و وارستگی پاک کن و سرِ خود را به تاجِ تقویٰ و هیکلِ خود را به زینتِ توکّل بر خدا مُزَیَّن کن. سپس از جای خود بلند شو در حالی که به سویِ بیتِ اَعظم، مَحَلِّ طَوافِ همۀ جهانیان از جانب مالکِ قِدَم، روی می آوری و بگو... آه آه از غفلت و شرمندگی و خطا و گناهم... پس آه آه سپس آه آه از بدی حالم و بزرگیِ گناهم. به تحقیق که ای خدایِ من تو مرا برای بلند کردنِ کلِمه ات و اِظهارِ اَمرَت ظاهر فرمودی ولی غفلتِ من مرا منع کرد و بر من احاطه نمود بطوری که بر محوِ آثارت و ریختنِ خون های اولیا و دوستانت برخاستم.]

همان طوری که تا حال مشاهده نمودیم آثارِ حضرت بَهاءُالله هم خطابی عمومی به بسیاری از نفوس در سطوح مختلفه می باشد و هم در بسیاری موارد خطاب به نَفْسِ مخصوصی که مورد نظر داشته اند نازل فرمودند.

در «رسالۀ اِبْنِ ذِئْبْ» حضرت بَهاءُالله خوانندگانِ را آگاه می کنند از سال ها پیش که حضرتشان تجربۀ وَحْیْ و ظهورِ اِلهی را در لوحی خطاب به ناصرالدّین شاه قاجار، شاه ایران، توصیف فرمودند.