×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

لیدیا زامنهوف در کلولند/ بهای سنگینی که برای ترس و تعصّب از احساسات ضدّ مهاجرت می پردازیم
1394/09/11

لیدیا زامنهوف در کلولند

بهای سنگینی که برای ترس و تعصّب از احساسات ضدّ مهاجرت می پردازیم

نوشته: جرمی جنوُزیز(1). - نویسنده مدعو

ترجمه: مهرداد جعفری

صحبت های امروزه که سیاستمدارن امریکائی با ترس و هراس از مهاجرت و پناهجویان می نمایند مرا به یاد لیدیا زامنهوف (Lidia Zamenhof ) می اندازد که در اواخر دهه 1930 به کلولند آمده بود.

لیدیا در خانواده مشهوری به دنیا آمده و پدرش لودویک زامنهوف (Ludwick Zamenhof ) مخترع زبان بین المللی اسپرانتو بود.

اختراع زبان اسپرانتو به هدف ایجاد زبانی کمکی بود که بآسانی می توان آن را آموخت و می توانست که سوء تفاهمات ما بین زبان های مختلف را از میان بردارد. لیدیا یکی از معلمین و حامیان برجسته این زبان بود.

گرچه لیدیا بعداً به دیانت بهائی گروید ولی خانواده اش کلیمی بودند. اهداف این خانواده جهان شمولی و ایده آل گرائی بود که مورد نفرت نازی ها بودند.

لیدیا در سال 1937 میلادی لهستان را ترک و به عنوان توریست به ایالات متحده امریکا سفر کرد.

در کلولند لیدیا در مؤسّسات آموزشی مختلفی از جمله در دبیرستان شاکر هایت (Shaker Heights) و تئاتر هیپو دورم (Hippodrome Theater) که زمانی در خیابان ایوکلید (Euclid Avenue) قرار گرفته بود به تدریس زبان اسپرانتو پرداخت. لیدیا مشتاقانه مورد استقبال بسیاری از جوانان و قومیت های مختلف مقیم کلولند قرار گرفت.

گرچه کلولند از وی با گرمی پذیرائی نمود ولی جامعۀ امریکا که عموماً درگیر تشنجات و احساسات ضدّ مهاجرت شده بود حاضر نشد که به اروپائیانی که از چنگال فاشیسم گریخته بودند پناهنده گی دهد.

با تمام پشتیبانی کاملی که بسیاری از حامیان وی از لیدیا نمودند مقامات رسمی امریکا به وی اجازه ندادند که در این کشور اقامت نماید و وی را از کشور اخراج و به لهستان مراجعت دادند. لیدیا در شهر تربلنیکا (Treblinka) در سال 1942 میلادی فوت نمود.

بشر بآسانی می تواند در مرحله ای از حیات سست اراده و ترسو باشد در حالی که در مرحلۀ دیگری نشانه هائی از تقوی و پرهیزکاری را از خود بروز دهد. نوع بشر در این زمان شاهد بی عدالتی بسیاری است و در عین حال پارسا منشانه همان بی عدالتی های گذشته را مورد سرزنش قرار می دهد.

امروزه احساس می شود که موجی از واهمه و تعصّب نسبت به نفوسی که در جستجوی مهاجرت به مناطق امن تری را دارند همگان را فرا گرفته. به عنوان مثال در کارولاینای شمالی (North Carolina) راننده ای حبشه ای تبار مورد شتم و ضرب و خانمی که به زبان محلی سُواحِلی خویش در مینه سوتا (Minnesota ) صحبت می کرده مورد حمله قرار گرفته.

بسیاری از رهبران سیاسی ارزش نهادن بیشتر انتخابات آینده را بر قضاوت تاریخ ترجیح داده و به آتش این تعصّبات هم دامن می زنند.

لیدیا کلولند را با قطار ترک کرد و در تاریخ 29 نوامبر بیست روز بعد از "کشتار شب کریستالی" (Kristallnacht pogrom) با کشتی پیلسودسکی هوبوکن (Pilsudski Hoboken) از نیوجرسی (New (Jersy به سوی سرنوشت خویش روانه گردید.

لیدیا عاشق امریکا بود.

در نوشته های خویش نوشته: "ملتی متفاوت را با اروپائیان دیدم. ملتی شاداب، جوان، قدرتمند و با امیدهای فراوان برای آینده اش."

ما به وی پشت نمودیم و امروزه هم آنانی که در حال مشقّت و زحمت فراوان بوده و در جستجوی پناهگاهی امن می باشند نیز مورد بی تفاوتی خویش قرار می دهیم.

پاورقی:
1.Jeremy Genovese ، نویسندۀ مقاله، برای اصل این مقاله به زبان انگلیسی مراجعه کنید به (cleveland.com) منتشره به تاریخ اوّل دسامبر 2015.

2.//www.cleveland.com/opinion/index.ssf/2015/12/lidia_zamenhof_in_cl…

نظر خود را بنویسید