راه حلی فراتر از تمام راه حل ها ـ کتاب ایقان

http://lab.noghtenazar2.info/node/1529
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

راه حلی فراتر از تمام راه حل ها ـ کتاب ایقان (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti)(۲)

۲۷ آپریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

نظر مبارک حضرت بهاءالله در طول حیات خویش همان طوری که بنفسه بیان فرمودند ایجاد اتحّاد میان نوع بشر است.

از میان آثار حضرتشان کتاب مستطاب ایقان نقش بخصوصی جهت تحقق این هدف ایفا می نماید. بطوری که دربارۀ این کتاب مبارک گفته شده:

«کتاب مستطاب ایقان بنفسه نظر به حلّ مشاکل و غوامض آیات الهیّه که لازال عدمِ فهم آن سبب تخالف و تنفر احزاب و اُمَمِ عظیمه بوده اساس متین و استواری جهت وحدت کلّ ملل و نحل و ائتلاف اقوام و مذاهب متنوّعه برقرار نموده است.» (۳)

در آثار اولیّه چون کلمات مبارکۀ مکنونه در درجۀ اولی می توان هدایت های حضرت بهاءالله دربارۀ حیات روحانی افراد را مطالعه نمود. در آثار بعدی حضرت بهاءالله مانند الواح متعدّدۀ نازلۀ مبارکه می توان مطالبی درباره روابط انسانی و نظم جوامع بشری یافت.

در کتاب مستطاب ایقان بیانات زیادی در مورد مفاهیم ادیان نازل شده. در متون ادیان است که تفرقۀ مذهبی در میان جامعۀ بشری ایجاد گردیده. به چه نحوی مفهوم «خدا» (که متأسّفانه برای هزاران سال باعث جدائی میان انسان ها گردیده) می تواند با توجیهات ادیان توضیح داده شود که بتواند عامل وحدت جامعۀ بشری گردد؟ استنباطات بشر در تنوّع و گونه گونی بسیار زیاد، و می توان گفت که تا حدّی بی نهایت است ـ چگونه می شود در مفاهیمی مانند «عدمِ موجودیّت خدا»، و «خدای دیگری جز خدا» و «هیچ کسی به خدا نخواهد رسید مگر از طریق حضرت مسیح» در میان جوامع مختلفه تفاهمی بوجود آورد؟

چگونه حضرت بهاءالله قادرند که به حلّ این مشکل بپردازند ـ از نظریه ای که حقیقت ادیان امری نسبی است. علوم الهی از توضیح مفهوم دو گانگی حقّ و ناحقّ عاجزند.

از جهتی آن نکته امری است نسبی زیرا که توصیف «خدا» و شخصیّت تاریخی که دربارۀ خدا مطالبی ذکر شده کاملاً بستگی به استنباط شنونده داشته.

یک طریق تفکر دربارۀ وجود الهی به عنوان «الهیاتی منفی» محسوب می شود. آنچه که ما در ذهن و یا قلب خویش به وجود می آوریم ملزماً جزء و یا مخلوق خود ماست ـ و به همان دلیل که مخلوق ذهن ماست نمی تواند خدا باشد. بنابراین ما در میابیم که در واقع چیزی از حقیقت و جوهر خدا نمی دانیم.

«... مقدّس است نغمۀ لاهوت که به استماع و عقول ناسوت محدود شود. نملۀ [مورچه] وجود کجا تواند به عرصۀ معبود قدم گذارد؟» (۴)

«... واضحست که غیبِ هُویّه و ذاتِ اَحَدیّه مقدّس از بروز و ظهور و صعود و نزول و دخول و خروج بوده و متعالیست از وصف هر واصِفی و ادراک هر مُدرِکی. لَم یَزَل در ذاتِ خود غیب بوده و هست و لایَزال بکینونتِ خود مستور از اَبصار و اَنظار خواهد بود... چه میان او و ممکنات نسبت و ربط و فصل و وصل و یا قُرب و بُعد و جهت و اشاره بهیچوجه ممکن نه.» (5)

نفوس مقدّسه ای مانند موسی، عیسی، محمّد، بودا و کریشنا عامل ارتباطی هستند که می توان بواسطه ایشان به آگاهی در مورد خداوند رسید.

«و چون ابوابِ عِرفانِ ذاتِ اَزَل بر وَجهِ مُمکنات مسدود شد، لِهذا باقتضای رحمتِ واسعه سَبَقَت رَحمَتُهُ کُلَّ شَیء و وَسِعَت رَحمَتی کُلَّ شَیء جواهرِ قدس نورانی را از عوالم روح روحانی به هیاکلِ عِزِّ انسانی در میان خلق ظاهر فرمود تا حکایت نمایند از آن ذاتِ اَزَلیّه و ساذجِ قِدَمیّه و این مَرایایِ قُدسّیه و مَطالعِ هُویّه بِتَمامِهِم از آن شمسِ وجود و جوهرِ مقصود حکایت می نمایند. مثلاً علمِ ایشان از علم او و قدرت ایشان از قدرت او و سلطنت ایشان از سلطنت او و جمال ایشان از جمال او و ظهور ایشان از ظهور او و ایشانند مخازن علوم ربّآنی و مَواقعِ حکمتِ صَمَدانی و مَظاهرِ فیضِ نامتناهی و مَطالعِ شمسِ لایَزالی...» (۶)

این نفوس مقدّسه به «مَظاهِرِ اِلهی» موسومند که از جهتی می توان «ذاتِ الهی» و از جهتی دیگر «بندگان الهی» می باشند. در نَصّی دیگر حضرت بهاءالله چنین مفهومی را به این نحو بیان می فرمایند:

«یا اِلهی اِذا اَنظُرُ اِلی نِسبَتی اِلیکَ اُحِبُّ بِاَنْ اَقولَ فیٖ کُلِّ شَیءٍ بِاَنّیٖ اَنَا اللهُ وَ اِذا اَنظُرُ اِلی نَفسیٖ اُشاهِدُها اَحْقَرَ مِنَ الطّینِ.»‌ (۷)

صحّتِ این بیان مبارک رابطۀ مستقیمی با نظرگاه خوانندۀ چنین بیانی دارد. این بیان توضیح این مطلب است که مَظاهرِ مقدّسه دارای دو طبیعت می باشند.

«باری معلوم بوده و خواهد بود که جمیع این اختلافاتِ کلمات از اختلافاتِ مقاماتست. اینست که در مقامِ توحید و عُلُوِّ تَجرید، اِطلاقِ رُبوبیّت و اُلوهیّت و اَحَدیّتِ صِرفه و هُویّةِ بَحته بر آن جَواهرِ وجود شده و می شود. زیرا که جمیع بر عَرشُ الله ساکنند و بر کرسیِّ بُطونُ الله واقف؛ یعنی ظهورُ الله به ظهورشان ظاهر، و جمالُ الله از جمالشان باهر؛ چنانچه نغماتِ رُبوبیّه از این هَیاکلِ اَحَدیّه ظاهر شد.

و در مقامِ ثانی که مقام تمیز و تفصیل و تحدید و اشارات و دلالاتِ مُلکیّه است عبودیّتِ صِرفه و فقرِ بَحْتْ [فقرِ محض] و فنایِ باتّ [نیستی قطعی] از ایشان ظاهر است. چنانچه می فرماید اِنّیٖ عَبدُاللهِ وَ ما اَنَا اِلاّ بَشَرٌ مِثلکُم.» (۸)

نکتۀ دیگر در مورد نسبیّتِ مفاهیم ادیان مربوط به زمان و مکان است. مَظاهرِ الهیّه بر طبق نیاز و احتیاجات زمان مطالب بیان فرمودند.

«... هر کدام را هیکلی معیّن و امری مقرّر و ظهوری مُقدّر و حدودی مخصوص است، چنانچه هرکدام به اسمی موسوم و به وصفی موصوف و به امری بدیع و شرعی جدید مأمورند... نظر به اختلاف این مراتب و مقاماتست که بیانات و کلماتِ مختلفه از آن یَنابیع [چشمه های] علومِ سُبحانی ظاهر می شود.» (۹)

جنبه ای دیگر آن است که مَظاهرِ مقدّسه اصول و تعالیم جدیدی که مناسبت با زمان دارد نازل می فرمایند. در یکی دیگر از الواح موسوم به لوحِ مانکچیٖ صاحبْ، حضرت بهاءالله می فرمایند:

«این که از نامه های آسمانی پرسش رفته بود، رگِ جهان در دستِ پزشکِ دانا است، درد را می بیند و بدانائی درمان می کند. هر روز را رازی است و هر سَر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید.» (۱۰)

در کتاب مستطاب ایقان حضرت بهاءالله می فرمایند:

«... چه استدلال ها بر عَدَمِ تغییرِ احکام می نمایند با این که مقصود از هر ظهور، ظهورِ تغییر و تبدیل است در اَرکانِ عالم سِرّاً و جَهراً ظاهراً و باطناً. چه اگر بهیچوجه اموراتِ اَرض تغییر نیابد، ظهورِ مَظاهِرِ کُلّیّه لغو خواهد بود.» (۱۱)

مطالب دیگری هم در کتاب مستطاب ایقان نازل گردیده که از اهمیّت خاصّ برخوردارند؛ مانند تفاسیری از آثارِ اِلهیِ ادیان موسوی، مسیحی و اسلام که هر کدام سدّی بودند در قبولِ حقیقتِ انبیایِ بعدی.

از نقطه نظر تفاهمِ مطالبِ موردِ اختلافِ ادیان، به نظر می رسد کتاب ایقان به اندازۀ کافی مورد توجّه بشر قرار نگرفته است.

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۲۱ نویسنده می باشد.
(۲). مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد، برای اصل این مقاله ها مراجعه کنید به: http://beyondforeignness.org/
(۳). کتاب قرن بدیع، صفحۀ ۲۷۸.
(۴). کتاب ایقان، قسمت دوّم، صفحۀ ۴۷.
(۵). ایضاً، صفحۀ ۲۷.
(۶). ایضاً.
(۷). کتاب اقدس، قسمت یاداشت ها، یادداشت شمارۀ ۱۶۰. [مضمون به فارسی: ای خدای من زمانی که به نسبت خودم به تو نظر می کنم دوست دارم که در کلّ اشیاء بگویم که همانا من خدایم؛ و وقتی که به خودم می نگرم خویش را کوچک تر و پست تر از خاک و گِل می بینم.]
(۸). کتاب ایقان، قسمت دوّم، صص: ۴۹ و ۵۰.
(۹). ایضاً.
(۱۰). دریای دانش، صفحۀ ۳.
(۱۱). کتاب ایقان، قسمت دوّم، صفحۀ ۶۸.

نظر خود را بنويسيد