خرمن گل رُز: عید رضوان

http://lab.noghtenazar2.info/node/1549
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

خرمن گل رُز: عید رضوان (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی (Michael Curtotti) (2)

۲۰ آوریل ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

دوّمین مرحلۀ تبعید حضرت بهاءالله از شهر بغداد به اسلامبول (قسطنطنیه) به دستور سلطان عثمانی بود که نباید به عنوان واقعه ای غم انگیز در خاطر ماند بلکه باید به عنوان ایّامی از سرور به یاد آید. زیرا در این ایّام در آوریل ۱۸۶۳ زمانی است که حضرت بهاءالله به احبّاء و پیروان خویش به عنوان مَظهَرِ ظهورِ اِلهی اظهارِ امر نمودند.

به مدّت ده سال در بغداد حضرت بهاءالله صبورانه گروهی از بابیان پژمردۀ مقیم بغداد را حیاتی تازه بخشیدند. نفس مقدّسی بودند که طبیعتاً گروه بابیان توجّهشان به ایشان معطوف گردید. همان طوری که شهرت اعتبار ایشان افزایش می یافت خیل زائرین به حضورشان مشرّف می شدند و بسیاری از ایران هم می آمدند که در میان آنان از مقامات عالی رتبۀ دربار سلطنتی هم دیده می شد. آثاری مانند کلماتِ مبارکۀ مکنونه، کتاب مستطاب اقدس و جَواهرُ الاَسرار چون غیثِ هاطِل از قلمِ مبارکشان نازل می شد. شهرت ایشان به همراهی تصمیم دولت ایران بود که سعی در ممانعت نفوس زائرین از تشرّف به حضور مبارک نمود و باعث شد نمایندۀ دولت ایران به دولت عثمانی فشار بیاورد تا حضرتشان را به نقطۀ دورتری تبعید نماید.

قبل از خروج از بغداد حضرت بهاءالله برای ۱۲ روز در باغی که امروزه به عنوان «باغ رضوان» مشهور است اقامت نمودند. در شهر بغداد حضرت بهاءالله نفسِ مقدّس شناخته شده و مشهوری بودند و هر روز عشّاق ایشان از هر مقام و مرتبتی به حضور حضرتشان می رسیدند که در ‌تاریخ این چنین رقم زده شده:

«هر روز باغبان ها گل های زیادی از چهار باغ می چیدند و در میان خمیۀ مبارک خرمن می نمودند چنان خرمنی که اصحاب چون برای چای صبح در محضر مبارک می نشستند آن خرمن گل مانع از آن بود که یکدیگر را ببینند» (3)

حضرت بهاءالله آن گل ها را به نفوسی که در حضور مبارک بودند عنایت می فرمودند که به دیگران در شهر بدهند.

در عرض آن ۱۲ روز به تعدادی از احبّاء و منسوبین مبارک اظهارِ اَمرِ خود را اعلام فرمودند و تا حدّی همان طور محرمانه هم در میان اطرافیان ماند. حضرتشان اظهار فرمودند که مَظهَرِ ظهورِ منتظَر می باشند ـ نفس مقدّسی مانند حضرت موسی، حضرت مسیح و حضرت بودا، مؤسّس دیانت عظیمی دیگر می باشند.

این دوازده روز امروزه در تمام عالم به عنوان عید رضوان جشن گرفته می شود. با شروع رضوان حکم «نجس دانستن دیگران» مُلغی شده و نوع بشر در دریای طهارت مُنغمس گردیدند.

«وَ کَذلِکَ رَفَعَ اللهُ حُکمَ دُونِ الطّهارَةِ عَنْ کُلِّ الاَشیاءِ وَ عَنْ مِلَلٍ اُخریٰ... قَدِ انْغَمَسَتِ الاَشیاءُ فیٖ بَحرِ الطّهارَةِ فیٖ اَوَّلِ الرِّضوانِ» (4) [مضمون به فارسی: و این چنین خداوند حکم عدم پاکی و نجس بودن را از همۀ چیزها و از ملت ها و انسان های دیگر برداشت... به تحقیق که اشیاء در اوّل رضوان در دریای پاکی و طهارت غوطه ور شدند.]

این حکم الهی اساس وحدت عالم انسانی است. تعلیمی که مستمراً حضرت بهاءالله در آثار خویش مرتباَ متذکّر شدند.

در ایّام رضوان حکمِ سیف و شمشیر هم مرتفع شد. این هم حکمی است علیه خشونت، اَعَم از خشونت دینی و غیر دینی که باز هم جمالِ مبارک [حضرت بهاءالله] در آثار خویش مرتباً یادآور می شدند و در مقالات آینده این نکته مورد دقت بیشتری قرار خواهد گرفت.

جمالِ مبارک از پیروانشان می خواستند که در این ۱۲ روز عید و جشن برگزار نمایند که هر ساله این ایّام به شادی برگزار می گردد ـ بهار روحانی ـ ایّام شادی و سرور. این ایّامی است که می توان گفت حقیقتاً دیانت بهائی آغاز گردید.

ولی این ایّام برای نفوسی که در بغداد بودند دوران و روزگار غم و اندوه فراوان بود زیرا نفس مقدّسی که در طول سالیان، نفسی که محبّت حقیقی ایشان در قلوبشان جای گرفته بود، شهرشان را ترک می نمودند.

«حرکت حضرت بهاءالله از باغ رضوان یوم ۱۴ ذی القعده ۱۲۷۹ هجری (مطابق سوّم مه ۱۸۶۳ میلادی) مقارن زَوالِ شمس واقع گردید. اصحاب مانند موقع عزیمت مبارک از بیتِ اَعظم در نهایت هیجان و انقلابات بودند بلکه از بعضی جهات تعلّقاتشان شدیدتر و تأثّراتشان عمیق تر مشاهده می شد... چه سرها که از هر سو به تکریم و تعظیم خم می شد و به پای مَرکوب که چنین راکب عظیم را در بر داشت بوسه می زد و چه دست ها که از هر جانب برای اخذ رکاب مبارک به حرکت می آمد.» (5)

حضرت بهاءالله بِنَفسِه می فرمایند که خروج مبارک از شهر بغداد با اَلبسۀ عظمت مَلبوس گردید.

«اَنِ ابْشِرُوا یا اَهلَ الجِنانِ بِما تَدُقُّ اَنامِلُ القِدَمِ النّاقُوسَ الاَعظَمَ فیٖ قُطبِ السَّماءِ بِاسْمِ الاَبهیٰ وَ اَدارَتْ اَیادِی العَطاءِ کَوثَرَ البَقاء تَقَرَّبُوا ثُمَّ ‌اشْرَبُوا.» (6)
[مضمون به فارسی: ای اهل بهشت مژده دهید که سرانگشتان قِدَم ناقوس اعظم را در قطب آسمان به اسم ابهی به صدا درمی آورد و دست های عطا کوثر بقا را به دور آورد نزدیک شوید و بنوشید.]

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۴ نویسنده می باشد.
(۲). مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). کتاب قرن بدیع، صفحۀ ۳۱۳.
(۴). کتاب مستطاب اقدس، بند ۷۵.
(۵). کتاب قرن بدیع، صص: ۳۱۶، ۳۱۵.
(۶). ایضاً، صفحۀ ۳۱۵.

نظر خود را بنويسيد