انصاف و عدالت برای کلّیۀ مخلوقات

http://lab.noghtenazar2.info/node/1594
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

انصاف و عدالت برای کلّیۀ مخلوقات (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۰ می ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

اکثریّت این مقالات تا حال یا صریحاً و یا ضمنی در مباحثی در مورد روابط انسانی و یا نگرانی های بشر صحبت نموده. علاوه بر آن، آثار و کتب حضرت بهاءُالله هم چنین نظر را به روابط انسانی با طبیعت که ما بخشی از آن هستیم جلب می نماید.

به عنوان مثال حضرت بهاءُالله دربارۀ وظیفۀ بشر در رعایت حیوانات چنین می فرمایند:

«... رعایت حیوان را منظور نماید...» (۳)

«لا تَحمِلوا عَلَی الحَیَوانِ ما یَعجِزُ عَنْ حَملِه اِنّا نَهَیناکُم عَنْ ذلِکَ نَهیاً عَظیماً فِی الکِتابِ» (۴) [مضمون به فارسی: حمل نکنید بر حیوان چیزی را که از حملش ناتوان است بدرستی که ما شما را از این کار نهی کردیم؛ نهیِ عظیمی در کتاب.]

ممکن است تصوّر شود «حمل بار» نکتۀ بسیار ضعیفی در مورد رعایت حال حیوانات است ـ ولی در حقیقت به نظر می رسد حضرت بهاءُالله دیدگاهی بسیار والاتر در این مورد دارند زیرا که در ادامۀ نصِّ مبارک اشاره می فرمایند:

«کُونوا مَظاهِرَ العَدلِ وَ الاِنصافِ بَینَ السَّمواتِ وَ الاَرَضینَ» (۵) [مضمون به فارسی: مَظاهرِ عدل و انصاف بین آسمان ها و زمین ها باشید.]

به نظر می رسد تا آنجائی که مربوط به «طبیعت» است حکمِ انصاف حکمی است نامتجانس، بجز چند اِستثنا: به عنوان مثال شناختن حقِّ قانونی رودخانه ای در کشور نیوزیلند.(۶)

به طور کلّی و عمومی قانون «حقّی» برای طبیعت قائل نیست ـ یا وظیفۀ انسان در مورد عدالت نسبت به آفرینش چیست. مجدداً به طور کلّی در هیچ دادگاهی «طبیعت» نمی تواند بشر را به محاکمه بکشد و طلب عدالت از صدماتی که کشیده نماید.

ارائۀ این حقیقتِ رابطۀ عدالت و انصاف مابین عالم بشر و عالم طبیعت، این سؤال را مطرح می کند که ما از «عالم مادّی» چه درکی داریم.

در این رابطه تناقضی فاحش در اخلاقیاتِ مادّی دنیای امروز مشاهده می شود. از یک جنبه بشر به ستایش مادّیات پرداخته و آن را یکی از هدف های اوّلیۀ فعالیّت های انسانی می داند ـ بنحوی که «موفّقیّت» و حتّی «رفاه» را در جمع آوری و مصرف «موادّ تولیدی» اندازه می گیریم.

از جنبه ای دیگر عالم مادّی را «غریبه» (۷) محسوب داشته و تصوّر می کنیم طبیعت زنده نیست ـ حیات ندارد ـ بی ارزش است ـ یک چیز است ـ چیزی که باید مورد مصرف قرار گیرد. چیزی که در مرتبۀ اولیٰ ارزشش فقط برای استفادۀ انسان است.

در بیان زیر حضرت بهاءُالله از ما می خواهند که جهان را بصورتِ نَفْسی «ناطق» «موجود» مشاهده کنیم؛ «کتابِ خلقت» که با عالم بشر در گفتگوست.

«فَانْظُرِ العالَمَ وَ تَفَکَّرْ فیهِ اِنَّهُ یُرِیکَ کِتابَ نَفْسِه وَ ما سُطِرَ فیهِ مِنْ قَلَمِ رَبِّکَ الصّانِعِ الخَبیرِ وَ یُخبِرُکَ بِما فیهِ وَ عَلَیهِ وَ یُفصِحُ لَکَ عَلیٰ شَأنٍ یُغنِیکَ عَنْ کُلِّ مُبَیِّنٍ فَصیحٍ» (۸) [مضمون به فارسی: به جهان نظر کن و در آن تفکّر نما. بدرستی که جهان کتابِ نَفْسِ خودش و آنچه را که از قلمِ پروردگارِ صانعِ خبیرِ تو در آن نوشته شده به تو نشان می دهد و تو را به آنچه که در آن و بر آن است آگاه می سازد و با فَصاحت بطوری برای تو بیان می نماید که تو را از هر مُبَیِّنِ و شرح دهندۀ فصیحی بی نیاز می نماید.]

این «خاصیتِ مکالمه ای» با طبیعت که از خواصّ آن می باشد بعداً توضیح داده می شود که طبیعت در بین خود هم «علائم» دارد. چنین «علائمی» که ممکن است (برای بشر بصورت حروف و کلمات محسوب) می تواند نشانه هائی از مکالماتِ اِلهی باشد.

«آنچه در آسمان ها و زمین است مَحالِّ [مَحَلّ های] بروزِ صِفات و اَسمایِ اِلهی هستند، چنانچه در هر ذرّه آثارِ تَجَلّیِ آن شمسِ حقیقی ظاهر و هویداست... چه آفتاب هایِ مَعارف که در ذرّه مَستور شده و چه بَحرهایِ حکمت که در قطره پنهان گشته.» (۹)

در بیان زیر حضرت بهاءُالله به پیامی که «علائم» خلقت را داراست به تفکّر می پردازند:

«وَ عِزَّتِكَ كُلَّما يَتَوَجَّهُ طَرَفُ طَرْفِي إِلى سَمائِكَ يُذَكِّرُنِي بِعُلُوِّكَ وَ ارْتِفاعِكَ وَ سُمُوِّكَ وَ اسْتِعْلائِكَ، وَ كُلَّما أَلْتَفِتُ إِلى الأَرْضِ إِنَّها تُعَرِّفُنِيْ ظُهُوراتِ قُدْرَتِكَ وَ بُرُوزاتِ نِعْمَتِكَ، وَ كُلَّما أَنْظُرُ البَحْرَ يُكُلِّمُنِيْ فِي عَظَمَتِكَ وَ اقْتِدارِكَ وَ سَلْطَنَتِكَ وَ كِبْرِيائِكَ، وَ لَمَّا أَتَوَجَّهُ إِلى الجِبالِ تُرِينِي أَلْوِيَةَ نَصْرِكَ وَ أَعلامَ عِزِّكَ وَ عِزَّتِكَ.» (۱۰) [مضمون به فارسی: قسم به عزّتت هر وقت نظرم بسوی آسمانت متوجّه می شود مرا به عُلوّ و ارتفاع و سُمُوّ و بلندی و رفعتت متذکّر می دارد. و هر زمان به زمینت نگاه می کنم بدرستی که زمینت مرا به ظهورات قدرت و بُروزات نعمتت آگاه می سازد. و هر وقت به دریایت می نگرم با من از عظمت و اقتدار و سلطنت و کبریایت می گوید. و هنگامی که به کوه هایت توجّه می کنم پرچم های یاری و نصرت و اَعلام و بیرق های بزرگی و عزّتت را نشانم می دهد.]

دوگانگی «تقدّس و روح» و «مادّه و بی احترامی» در درک طبیعت در این بیان مبارک محو می شود و نشان دهندۀ این است که چگونه «عالم مادّه» به عوالم روحانی مرتبط است. عالم مادّه بمراتب بالاتر از «شیئیّت» و یا «منابع لازمه» محسوب می شود. بمراتب، بالاتر از «چیز» است. دنیای مادّی بستر و آئینۀ عوالمِ روحانی است.

حال «منصف» و «عادل» بودن نسبت به آفرینش که با عالم انسانی هم آغوش و به هم پیچیده است و گویایِ صفاتِ اِلهی می باشد- صفاتی مانند مَحَبَّتِ حقیقی، مهر، زیبائی، قدرت، عظمت و آگاهی- چه مفهومی می تواند داشته باشد؟

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۳۴ نویسنده می باشد.
(۲). مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). کتاب مستطاب ایقان، صفحۀ ۱۲۸.
(۴ ). کتاب مستطاب اَقدس. بند ۱۸۷.
(۵). ایضاً
(۶). برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به:
http://www.abc.net.au/news/2017-03-16/nz-whanganui-river-gets-legal-stat...
(۷). برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به:
http://beyondforeignness.org/2130
(۸). الواح مبارکۀ حضرت بهاءُالله بعد از کتاب اَقدس، لوح حکمت، صص: ۸۳ و ۸۴.
(۹). مُنتخباتی از الواح حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۹۰.
(10). مناجاة مَجْمُوعَةُ أذكارٍ وَ أدْعِيَةٍ مِنْ آثارِ حضرة بهاءُالله، فقرۀ 176؛ نیز: آثارِ قَلَمِ اَعلیٰ، جلد 2، ص 117.

نظر خود را بنويسيد