معرفی امر و استدلالیه برای اهل حق - قسمت سوم

http://lab.noghtenazar2.info/node/325
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

بشارات راجع به ظهور
اکنون با توجه و آشنايی به کيفيت و چگونگی اظهار امر حضرت باب که ظهور بنيامين است و اظهار امر حضرت بهاءالله جل ذکره الاعلی که ظهور شاه خاونکار و رجعت حضرت سلطان است بشارات و وعده های مندرجه در دفاتر و کلام را به طور اختصار ذکر مينمايد که طالبان حق و حقيقت بدانند که جزئيات ظهور و آنچه برای تنبه و تذکر يارستان به منظور رسيدن به سرمنزل ايمان و ايقان لازم است به صريح بيان و وضوح کلام در زبور حقيقت مسطور شده است.
قبل از شروع به مطلب ذکر اين نکته لازم است که بزرگان اهل حق که صاحب دفتر و کلام بوده اند بعضی قبل از ظهور ميزيسته اند و بعضی در سالهای بين 1200 الی 1300 هجری قمری در قيد حيات بوده اند که مصادف با حين ظهور بوده اند، آنانکه قبل از ظهور بوده اند بشارت داده و پيشگویی نموده اند که بعد بنيامين و سلطان ظاهر خواهند شد و زمان و علائم ظهور را بيان فرموده اند و آنانکه در حين ظهور بوده اند وعده های گذشتگان را انجام شده دانسته و مردمان را بشارت داده اند که ظهور واقع شد و وعده ها و انتظارها پايان يافت. فی المثل عالم بی نظيرحضرت شيخ امير در200 سال قبل ازظهوربه اين کلام ناطق بوده اند:
يــــــــــــار مــبـــو بـــيــدار نو وقت نو وعده يار مبو بيدار
قاف تا قاف جهان يمين ويسار مشنوان و گوش شقه ذوالفقار
بعد ميفرمايد:
يک رنگ ودورنگ جه هم بوسوا سکه موردين يـاری بوروا
بطوريکه ملاحظه ميشود در اين بشارت ميفرمايند، در آينده يار بيدار ميشود و در آن وقت و آن زمان قيام خواهد کرد و سراسر جهان از يمين و يسار ندای امر الهی را ميشنوند و يک رنگ و دورنگ از هم جدا ميشوند و سکه مهردين ياری رواج پيدا خواهد کرد آنوقت در دفتر حضرت جوزه اعلی الله مقامه که در زمان ظهور ميزيسته اند وعده حضرت شيخ امير را انجام شده ميداند و ميفرمايند:
سکه بنيامين پخش بی نه شاران خـلعـت بـاقی دِريا و ياران
اين کلام تأييد وعده قبلی است و تصريح ميفرمايند که سکه دين بنيامين که وعده ترويج آن قبلا داده شده بود رواج پيدا کرد و خلعت باقی به ياران داده شد. بديهی است رواج سکه وقتی است که در ضرابخانه ضرب زده شود و مورد تأييد و قبول صاحب سکه قرار گيرد و امر به نشر آن داده شود، البته انتشار آن در بين مردم واضح است که به مرور انجام خواهد شد. بنابراين بايد دانست که سکه دين الهی در ضرابخانه غيب ضرب شده و مورد قبول و تأييد سلطان جهان قرار گرفته و امر به ترويج و نشر آن داده شده و لازم است که به مرور در بين مردم انتشار پيدا کند و سکه های قبلی کم کم جمع آوری شود و سکه امر الهی به تدريج جانشين آن گردد. و همچنين از قبل وعده داده شده که در زمان آخر در صور دميده ميشود و حق در عالم ظاهر خواهد شد. آنوقت حضرت فارغ در دفتر خود ميفرمايند در صور دميده شد و ظهور واقع گرديد.
قـضـا پرورده مکان نوريم قـطـار قـدرت اصـراف صـوريـم
ميفرمايند ما دراويش زمانی پرورش يافته مکان نور [1] هستيم و به منزله اسرافيل هستيم که در صور ميدميم و مردم را به زمان ظهور خبر ميدهيم. مشابه اين کلام در دفاتر ساير شعرای زمان حضرت آسيد براکه فراوان است و آنان جملگی خود را اسرافيل صور و جارچی ظهور ميدانند که وظيفه دارند ندای الهی و جار ظهور را به گوش همگی برسانند. چنانکه شهيد فريد حضرت تيمور ميفرمايند:
تيمورم تيمور ايوت هشيارم من پيشوای مهدی شای خاونکارم
و در دفتر حضرت ايمام اين کلام ذکر شده که ميفرمايند:
کـــــــــــــــرم بـخشانـم نه پای تـخت شاه کرم بــخـشـانم
آشوی آماده تـمام جهانم پـيـشـرو ظـهـور صـاحـب زمـانم [2]
ميفرمايند از پای تخت شاه بخشنده کرم هستم، بديهی است بزرگترين و بهترين کرم و بخششی که بزرگان اهل حق نسبت به يارستان نمودند همانا هدايت و رهبری به سوی حق و حقيقت و مژده و بشارت به زمان ظهور است. اينست که ميفرمايند کرم ميبخشم و من آماده آشوب جهان هستم و پيشرو ظهور صاحب زمان هستم و مبشر طلوع و تجلی حق در بين مردمان. و در دفتر حضرت شاه رضا عليه الرحمه تصريح ميفرمايند که نفحه صور دميده شد و هفت اقليم را فرا گرفت و عروس عرفان بی حجاب از قصر روحانی قدم به عرصه وجود نهاد:
پوشاهفت اقليم ژنياطول صور عروس نباوان ويش کِردش ظهور
و باز با توجه به انتظارات اهل حق از قبل وعده داده شده که شاه بهرام که دون حضرت سلطان است ظاهر خواهد شد و اين وعده را حضرت شير خان در دفتر خود انجام شده ميداند و ميفرمايند:
بروزگِردن قـال هرو وجامه وه هرو وسـلسـلــه شـاه بـهـرامـة وه
قـسم و ذات بنيامين شرط خلافش نين خواجام آخـيـز کرد
ميفرمايند ندای الهی مثل ظهورات قبل و جامه های گذشته بلند شد و ظهور به همان سلسله شاه بهرام ظاهر شد، قسم به ذات بنيامين که پير شرط و مظهر قرار و وعده های مودعه ميباشد آقای من و سلطان حق و حقيقت قيام نمود و اين قول خلاف ندارد.
به طوريکه ملاحظه ميفرماييد به سوگند مؤکد قسم ياد مينمايد که ظهور واقع شد، در اين صورت چطور ممکن است که دوستان يارستان انکار اين کلام نمايند و باز هم در انتظار باشند و بگويند خير، هنوز ظهور واقع نشده است. اگر يارستان قدری بيشتر در مفهوم کلمات و اشارات دفتران تعمق ميفرمودند و به اين قول حضرت شيرخان توجه مينمودند، محققا رفع هرگونه شک و شبهه شده بود و جای انکار و استکبار باقی نميماند.
حضرت شيرخان عليه الرحمه ميفرمايند:
وقـــــــــت ظـــــهــــورن يــاران و يـاور وقـت ظهورن
شکاکان ماچان يه فری دورن خربازان ظلمات زينشان کورن
مفهوم بيان فوق اينست که وقت ظهور است، دوستان به حق قسم بذات پروردگار سوگند که وقت ظهور است، شک کنندگان و دير باوران ميگويند اين وعده خيلی دور است و به اين زودی انجام نميگيرد و انکار مطلب مينمايند، آنها غافلين و جهالی ميباشند که چشم باطن آنها کور و بصيرتشان نابيناست. ملاحظه بفرماييد در اين کلام هيچ نکته ابهامی نبوده و جای هيچگونه تأويل و تفسيری باقی نگذاشته، با قيد سوگند ظهور را مژده داده و اعتراض و انکار مردمان را رد مينمايد.
باری اگر به ديده حقيقت بنگريم خواهيم ديد که دفاتر و کلام اهل حق تماما مژده ظهور بنيامين و ظهور سلطان است و اگر قرار باشد در اين باره شاهد ذکر کنيم حقا بايد تمام دفاتر اهل حق را نگاشت و اين در حوصله اين جزوه مختصر نيست و فقط به عنوان نمونه مختصری ذکر ميشود.
کاشف رموز حضرت نوروز ميفرمايند:
دلــــــــــه ظـــــــهــــــورن دلـم ضـماند ارصاحب ظهورن
در اين کلام دل خود را گواه و ضامن زمان ظهور ميداند و ميفرمايد ظهور واقع شد، دل من گواه است که صاحب ظهور ظاهر گرديد.
نکته ديگری که بايد توجيه گردد اينست که يارستان معتقدند که ذات حق که در دون حضرت سلطان اسحق ظاهر شده مرتبه ديگر که ظاهر گردد دون آخرين خواهد بود و جامه عظيم خداوندی و تجلی الهی به تمامها ميباشد و اين ظهور آخر دون هزار و يا هزار و هفت است زيرا بنا به عقيده يارستان از بدو ظهور الی ختم ظهور هزار و هفت دوره بوده که هفت دوره آن پيش از دُرّ و يا پيش از خلقت آدم بوده و هزار دوره ديگر در عالم خلقت و جامه بشری است بنابراين گاهی دفاتر ظهورات را از عالم دُرّ حساب نموده و بالنتيجه ختم آنرا هزار و هفت محسوب داشته اند و گاهی ابتدای آنرا از خلقت آدم ميدانند که ختم آن هزار است، اينست که دردفاتر وکلام يارستان گواهی داده شده که زمان ظهور دون هزاره و يا هزار و هن است.
حضرت نوروز ميفرمايند:
قـوالــه بن چـاق خــتـم کـلامـن دفـتـر بـاقـی صـف سـلامـن
جمله پاسامال کوچه و شهر و شون راه بِردم اورمزرضای هزاردون
ميفرمايند این قباله و سند ختم کلام است و دفتر باقی و صف سلام در پيشگاه ذات ذوالجلال است، تمام کوچه ها و شهرها و نشانه ها و اثرها را جستجو نموديم تا آنکه فهميديم که دون هزار کدام است.
نکته قابل توجه عظمت و بزرگی و کيفيت آخرين ظهور که حضرت بهاءالله جل اسمه الاعلی است، ميباشد به طوريکه در قبل ذکر شد تمام اديان مختلفه عالم در انتظار ظهوری عظيم هستند که به ظهور يهوه و اَب آسمانی، لقاءالله ، ظهور خداوندگاری، رجعت سلطان حق و حقيقت ناميده شده و آنچه از کتب آسمانی قبل و نوشته های اولياء و انبياء بر ميايد، مقصود از خلقت و ظهورات مظاهر مقدسه و انزال کتب و ارسال رسل و اظهار آيات و بينه معرفت ناس به مقام و منزلت اين ظهور اعظم و عرفان و شناسايی ذات مظهر ظهور ميباشد.
شيرين شوکـتان شـاهـزادان چين هوکيشان پی دور ذات بنيامـين
آنچه را اراده بالغه او حکم نمايد اطاعتش بر مردمان فرض و واجب بوده و آنچه از جواهر علم و حکمت از آن دريای فضل و دانش تراوش کند، آموختن و فراگرفتن آن بر جهانيان واجب و لازم.
پی ويت حاضرن صراف دُرّ سنج چون گنج وانان بگير قاپی گنج
بـگــيـر قاپی گنج نی وقـت وايه امـان امـانــت مـکــريش ضايه
با ظهور او ظهور منتهی و کتب و دفاتر مختوم و دوران تازه ظاهر و عيان.
بــوانــان دفـتـر سـر مـشـقـی ژِنـَو نـاکس فرار کن نتوی اَراک اَو
وعده های قبل به وقوع پيوسته و انتظارات ملل پايان يافته.
شـمـه شاه بيان حکمـش زور دارن مــا چـان بـوانه دور دور يارن
بـرج بـار خـانـش نـه جـاور کندن پـی خـلاف گوان وعده نمندن
دفاتر گذشته بسته شد و قفل گنجهای دانش و بينش لدنی شکسته شد و شمشير کلام از نيام خارج گرديد و ذوالفقار صاحبکار مميز حق و باطل گشت.
دفــتــران وسـتــيــم تـاريخ تـازه و آوات بستيم
پوسه قاپی قلف ياری شکستيم
يارستان که اهل باطن و حقيقت هستند به خوبی ميدانند که دفتر و کلام برای عرفان ناس به ظهور سلطان بوده و حال که سلطان حق و حقيقت در دون آخر و در جامه حضرت بهاءالله ظاهر شده و قفلهای خزائن علم و حکمت الهی شکسته گرديده، بايد به آنچه که مظهر امر و صاحب کار حکم نموده مطيع و منقاد شد و بذيل او متمسک و متشبث و در قبال آن ذات ذوالجلال گذشته را با تمام عظمت و شکوهش فراموش کرد، قوانين و احکام گذشته را منسوخ دانست و از دستورات و قوانين آيين بهاءالله پيروی نمود.
حضرت لاچين ميفرمايند:
نمازديم و باد بطال کَيم آمين بنمانيم هژمت برق آخـر چـيـن
ميفرمايند با فراموش کردن گذشته حشمت و عظمت دور خداوندی را نشان بدهيم و جلال و شکوه آيين الهی را نمايان سازيم. کتب گذشته با آنکه جملگی کلمه الهی بوده اند ولی به حکم آنکه فرمان تازه ناسخ فرمان قبلی است بايد آنها را منسوخ شده دانست.
حضرت فارغ ميفرمايند:
تورات و زبور و انجيل و فرقان باطل بو پرش چون سيای قزقان
اينست آنچه به دوستان عزيز يارستان ابلاغ ميشود؛ اميد است که با ديده بصيرت به رموز و اشارات دفتر توجه نمايند و از ذات پاک ياری بخواهند که رمز حقايق مندرجه در دفتر را بر وجه آنان عيان و آشکار نمايد و آن جوهر فريد مخفی درساج نار به فضل و عنايت و فيض و رحمت خود حجابهای غفلت و بی خبری را از وجه دوستان و پيروان آيين سلطان بردارد و به حق و حقيقت راهنمايی فرمايد.

9. نور اشاره به نام مبارک حضرت بهاءالله است که در جای خود توضيح داده خواهد شد.
10.در بعضی دفاتر پيشرو باقی نوشته شده، هر دو مورد معنی واحدی دارد.

نظر خود را بنويسيد