×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

بررسی معضلات روشنفکران دینی مسلمان از دیدگاه بهائی-قسمت سوم
1387/03/09

3- امکان تکفیک و تجزیهء مدرنیته

در بحث تفکیک و تجزیهء مدرنیته به منظور اخذ امور مطلوب و رد امور نامطلوب آن می توان سؤالات ذیل را مطرح کرد:

 

1-      در مدرنیته چه چیز مطلوب است و چه چیز نامطلوب؟

2-      آیا امکان اخذ امور مطلوب و رد امور نامطلوب وجود دارد؟

ذیلاً بعضی از آثار بهائی که به نظر می رسد می توانند در پاسخگویی به این سؤالات روشنگر باشند درج می گردد:

1-      حضرت بهاءالله، مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، ص 38

کلمة اللّه در ورق نهم از فردوس اعلی براستی ميگويم هر امری از امور اعتدالش محبوب چون تجاوز نمايد سبب ضر گردد در تمدن اهل غرب ملاحظه نمائيد که سبب اضطراب و وحشت اهل عالم شده آلت جهنميّه بميان آمده و در قتل وجود شقاوتی ظاهر شده که شبه آن را چشم عالم و آذان امم نديده و نشنيده اصلاح اين مفاسد قويّه قاهره ممکن نه مگر به اتّحاد احزاب عالم در امور و يا در مذهبی از مذاهب بشنويد

2-      حضرت بهاءالله، مجموعه الواح بعد ازکتاب اقدس، ص 103

ودر جميع امور بايد رؤسا باعتدال ناظر باشند چو هر امری که از اعتدال تجاوز نمايد از طراز اثر محروم مشاهده شود   مثلاً حرّيّت و تمدّن و امثال آن مع آنکه بقبول اهل معرفت فائز است اگر از حدّ اعتدال تجاوز نمايد سبب و علّت ضرّ گردد

3-      حضرت بهاءالله، مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، ص 104

حال در اکثر ممالک نور اصلاح مخمود و خاموش و نار فساد ظاهر و مشتعل دو مملکت عظيمه که هر دو خود را رأس تمدّن و محيی آن و مقنّن قوانين ميشمرند بر حزبی از احزاب که منسوب بحضرت کليم است قيام نموده اند ان اعتبروا يا اولی الابصار اعتساف شأن انسان نبوده و نيست در کلّ احوال بايد به انصاف ناظر باشد و بطراز عدل مزيّن از حق بطلبيد به ايادی عنايت و تربيت نفوسی چند را از آلايش نفس و هوی مطهّر فرمايد تا للّه قيام نمايند و لوجهه تکلّم کنند که شايد آثار ظلم محو شود و انوار عدل عالم را احاطه نمايد ناس غافلند مبيّن لازم است .  "حضرت موجود ميفرمايد "حکيم دانا و عالم بينا دو بصرند از برای هيکل عالم انشاء اللّه ارض از اين دو عطيّه کبری محروم نماند و ممنوع نشود٠ انتهی

4- حضرت بهاءالله، (ص ٢٢٠ منتخباتی از آثار حضرت بهاءاللّه)

اِنَّ اَلتَمَدُنَ الّذی يَذکُرُهُ عُلَمَاءُ مِصْرِ الصَّنَايِعِ وَالفَضلِ لَوْ يَتَجَاوَزُ حَدَّالاِعتِدالِ لَتَرَاهُ نِقمَةً عَلَی النَّاسِ کَذلَکَ يُخبِرُکُمُ الخَبِيرُ اِنّهُ يَصيِرُ مَبْدَءَ الفَسَادِفِی تَجَاوُزِهِ کَمَا کَانَ مَبدَءَ الاِصلاح ِ فِی اعتِدالِهِ تَفَکَّرُوا يَا قَومُ وَ لاَتَکُونُوا مِنَ الهَائمِيِنَ سَوفَ تَحتَرِقُ مِن نَارِهِ وَ يَنطِقُ لِسَانُ العَظَمَةِ المُلکُ للّهِ العَزيزِ الحَمِيدِ" .

5-      حضرت بهاءالله، مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، ص 20

طراز پنجم   در حفظ و صيانت مقامات عباد اللّه است بايد در امور اغماض نکنند بحقّ و صدق تکلّم کنند اهل بها بايد اجر احدی را انکار ننمايند و ارباب هُنر را محترم دارند و بمثابه حزب قبل لسان را ببدگوئی نيالايند امروز آفتاب صنعت از افق آسمان غرب نمودار و نهر هنر از بحر آن جهت جاری بايد بانصاف تکلّم نمود و قدر نعمت را دانست

6-      حضرت بهاءالله، مجموعه الواح بعد از کتاب اقدس، ص 85

انّ الّذين انکروا اللّه و تمسّکوا بالطّبيعة من حيث هی هی ليس عندهم من علم و لا من حکمة الا انّهم من الهائمين اولئک ما بلغوا الذّروةَ العليا و الغاية القصوی لذا سکِّرَتْ أبصارُهم و اختلفت افکارهم و الّا رؤساء القوم اعترفوا باللّه و سلطانه يشهد بذلک ربّک المهيمن القيّوم و لمّا مُلِئَتْ عيون اهل الشّرق من صنائع اهل الغرب لذا هاموا فی الاسباب و غفلوا عن مسبّبها و ممدّها مع انّ الّذين کانوا مطالع الحکمة و معادنها ما انکروا علّتها و مُبدِعَها و مبدأها

7-      حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 13-14

فی الحقيقه اساس مدنيّت و اصلاحات و ترقّی در اوروپ از قرن خامس عشر ميلاد

تأسيس شده و جميع تمدّن مشهود بتشويق و تحريص خردمندان و توسيع دائرهء معارف و بذل سعی و اظهار غيرت و اقدام و همّت حاصل و ميسّر گشته .

8-      حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 188-20

جزئيّات اين کيفيّات تمدّنيّه در ممالک سائره مراراً و کراراً تجربه گشته و فوائدش درجهء وضوح يافته که هر اعمای غبيّ ادراک نموده . حال چشم اعتساف را بسته بنظر عدل و انصاف بايد ملاحظه نمود که کدام يک از اين اساس محکم متين و بنيان حصين رزين مباين مقتضيات حسنهء حاليّه و منافی لوازم خيريّهء سياسيّهء ايران و مخالف صوالح مستحسنه و منافع عموميّهء جمهور است ؟ آيا توسيع دائرهء معارف و تشييد ارکان فنون و علوم نافعه و ترويج صنايع کامله از امور مضرّه است زيرا که افراد هيئت اجتماعيّه را از حيّز اسفل جهل باعلی افق دانش و فضل متصاعد ميفرمايد ؟ و يا خود تأسيس قوانين عادله موافق احکام الهيّه که کافل سعادت بشريّه است و حقوق هيئت عموميّه را در تحت صيانت قويّه محفوظ داشته اين حرّيّت حقوق عموميّهء افراد اهالی مباين و مغاير فلاح و نجاح است ؟ و يا خود بعقل دوربين از قرائن احوال حاليّه و نتايج افکار عموميّهء عالم وقوعات ازمنهء استقباليّه را که در حيّز قوّه است بالفعل ادراک نموده در امنيّت حال استقبال بذل جهد و سعی نمودن منافی اطوار حکيمانه است ؟ و يا خود تشبّث بوسائل اتّحاد با امم مجاوره و عقد معاهدات قويّه با دول عظيمه و محافظهء علاقات وداديّه با دول متحاربه و توسيع دائرهء تجارت با امم شرق و غرب و تکثير مدفوعات طبيعيّهء مملکت و تزييد ثروت امّت مخالف عاقبت انديشی و رأی مستقيم و منحرف از نهج قويمست ؟ و يا خود حکّام ولايات و نواحی مملکت را از حرّيّت مطلقهء سياسيّهء ( يتصرّف کيف يشاء ) بازداشته بقانون حقّانيّت مقيّد و اجراآت قصاصيّه

چون قتل و حبس و امثالها منوط باستيذان از دربار معدلت مدار و در مجالس عدليّهء مقرّ سرير سلطنت بعد از تحقيق و تعيين درجات شقاوت و جنايت و قباحت جانی و اجراء ما يستحقّ مشروط بصدور فرمان عالی نمودن مخرّب اساس رعيّت پروری است ؟ و يا خود سدّ ابواب رشوت و بِرطيل که اليوم بتعبير مليح پيشکش و تعارف معبّر سبب تدمير بنيان معدلت است ؟ و يا خود هيئت عسکريّه را که فی الحقيقه فدائيان دولت و ملّتند و جانشان در کلّ احيان در معرض تلف از ذلّت

کبری و مسکنت عظمی نجات داده در ترتيب مآکل و مشاربشان و تنظيم البسه و مساکنشان کوشيده و در تعليم فنون حربيّه بصاحبان مناصب عسکريّه و در تدارک اکمال مهمّات و آلات و ادوات ناريّه کمال سعی و اهتمامرا مبذول داشتن از افکار سقيمه است ؟

8- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 32

اين امور ظاهرهء جسمانيّه اسباب تمدّنيّه و وسائل معارف و فنون حکمت طبيعيّه و تشبّثات ترقّی اهل حرف و صنايع عموميّه و ضبط و ربط مهامّامور مملکت بوده دخلی باساس مسائل کلّيّهء الهيّه و غوامض حقائق عقائد دينيّه ندارد .

9-      حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 70-71

در اين بحر هائل هوی کلّ طوائف اوروپ با اين همه تمدّن وصيتها هالک و مستغرق و از اين جهت کلّ قضايای تمدّنيّه‌شان ساقط النّتيجه است . بعضی از اين کلمه تعجّب ننمايند و استيحاش نفرمايند چونکه مقصد اصلی و مطلب کلّی از بسط قوانين اعظم و وضع اصول و اساس اقوم جميع شئون تمدّن سعادت بشريّه است و سعادت بشريّه در تقرّب درگاه کبريا و راحت و آسايش اعلی و ادنی از افراد هيئت عموميّه است و وسائل عظيمهء اين دو مقصد اخلاق حسنهء انسانيّت است و تمدّن صوری بی‌تمدّن اخلاق حکم ( أضغاث أحلام ) داشته و صفای ظاهر بی‌کمال باطن ( کسراب بقيعة يحسبه الظّمآن ماءً ) انگاشته گردد . زيرا نتيجه ای که رضايت باری و راحت و آسايش عموميست از تمدّن ظاهر صوری بتمامه حاصل نشود و اهالی اوروپ در درجات عاليهء تمدّن اخلاق ترقّی ننموده‌اند چنانچه از افکار و اطوار عموميّهء ملل اوروپ واضح و آشکار است . مثلاً ملاحظه نمائيد که اليوم اعظم آمال دول و ملل اوروپ تغلّب و اضمحلال يکديگر است و در کمال کره باطن باظهار منتهی درجهء الفت و محبّت و اتّحاد مشغول .

10- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 86- 87

اين معلوم و واضحست که اعظم وسائط فوز و فلاح عباد و اکبر وسائل تمدّن و نجاح من فی البلاد محبّت و الفت و اتّحاد کلّی بين افراد نوع انسانی است و هيچ امری در عالم بدون اتّحاد و اتّفاق متصوّر و ميسّر نگردد و در عالم اکمل وسائل الفت و اتّحاد ديانت حقيقيّهء الهيّه است ( لو أنفقتَ ما فی الارض جميعاً ما الّفتَ بين قلوبهم و لکنّ اللّه ألّف بينهم ).

11- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 94-95

باری مقصود اينکه ملاحظه شود که ديانت حقيقيّه چگونه سبب تمدّن و عزّت و سعادت و علوّ منزلت و معارف و ترقّی طوائف ذليلهء اسيرهء حقيرهء جاهله ميشود و چون بدست علماء جاهل متعصّب افتد از سوء استعمال چنين نورانيّت عظمی بظلمت دهماء تبديل ميشود .

12- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص106

اکثر تمدّن اوروپ مقتبس از اسلام است چنانچه جميع کتب حکما و دانشمندان و علماء و فضلای اسلاميّه را قليلاً قليلاً در اوروپ جمع و بکمال دقّت در مجامع و محافل علوم مطالعه و مذاکره نموده امور مفيده را اجرا نمودند

13- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 113-114

آيا چه امر نافعی در وجود موجود شده که در کتب مقدّسهء الهيّه واضحاً و يا خود تلويحاً مذکور نه ؟ و لکن چه فائده چون سلاح و آلات حربيّه در دست جبان باشد جان و مال محفوظ نماند بلکه بالعکس سبب قوّت و اقتدار سارق گردد . بهمچنين زمام امور چون بدست علمای غير کامل افتد نورانيّت ديانت را چون حجاب عظيم حائل گردند .

14- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 134-135

شرف و مزيّت اخلاف بر اسلاف در اينست که اموريکه در زمان سابق بمحک تجربه رسيده و فوائد عظيمه‌اش ثابت گشته اخلاف آنرا از اسلاف اقتباس نمايند و تأسّی بايشان کنند و از آن گذشته قضايای ديگر خود را کشف کرده آنرا نيز ضميمهء آن امور مفيده نمايند . پس معلوم شد که معلومات و مجرّبات اسلاف معلوم و موجود نزد اخلاف است و لکن کشفيّات خاصّهء اخلاف مجهول اسلاف است و لکن بشرط آنکه اخلاف از اهل کمالات باشند و الّا چه بسيار اخلاف که قطره ای از بحر بیپايان معارف اسلاف نصيب نبردند

15- حضرت عبدالبهاء، رسالهء مدنیه، ص 16-17

بعضی گويند که اين افکار جديدهء ممالک بعيده است و منافی مقتضيات حاليّه و اطوار قديمهء ايران . و برخی بيچارگان ناس را که از اساس متين دين و ارکان شرع مبين بيخبرند و قوّهء امتيازيّه ندارند جمع نموده گويند که اين قوانين بلاد کفريّه است و مغاير اصول مرعيّهء شرعيّه ( و من تشبّه بقوم فهو منهم ) . قومی برآنند که بايد اينگونه امور اصلاحيّه را بتأنّی شيئاً فشيئاً اجرا نمود تعجيل جايز نه. و حزبی برآنند که بايد تشبّث بوسائلی نمود که اهل ايران خود ايجاد اصلاحات لازمهء سياسيّه و معارف عموميّه و مدنيّت تامّهء کامله نمايند لزوم اقتباس از سائر طوائف نه. باری هر گروهی بهوائی پرواز مينمايند . ای اهل ايران سرگردانی تا بکی و حيرانی تا چند و اختلاف آراء و مضاددت بيفايده و بی‌فکری و بيخبری تا چه زمان باقی ؟ اغيار بيدار و ما بخواب غفلت گرفتار جميع ملل در اصلاح احوال عموميّهء خود ميکوشند و ما هر يک در دام هوی و هوس خود مبتلا ،" دمبدم ما بستهء دام نويم "

16- حضرت ولی امرلله، (ص ٥٧ ج ٣ توقيعات مبارکه )

" اهل بها بايد در نهايت تقديس و تنزيه سلوک و رفتار نمايند و از تقاليد مذمومه و مراسم و عادات غير مستحسنه اهل غرب بکلّی احتراز و اجتناب نمايند. زهد و تقوی شأن مدّعيان محبّت و نفوس ابرار است والّا رفته رفته روشنائی فضائل عالَم انسانی در هويّت قلب خاموش و محو و زائل گردد و ظلمات قبائح و رذائل استيلا يابد و احاطه کند . ادب و وقار سبب عزّت و بزرگی انسان است و لهو و لعب و هتّاکی و بی باکی ، علّت پستی و دنوّ و ذلّت . در جميع شؤون امتياز لازم و واجب والّا چه فرقی با ديگران . هر عملی که از شأن و مقام انسان بکاهد بايد از او اجتناب و دوری جست"

17-حضرت ولی امرالله، (ص ٢٠- ١١٩ ج ٣ توقيعات مبارکه ٤٨-١٩٢٢ )

" زنهار زنهار احبّای الهی و اماء الرّحمن در اين ايّام پر انقلاب از صراط واضح مستقيم احکام الهيّه منحرف شوند و متابعت شرذمه مقلّدان و نوهوسان را نمايند ، خِلَع تقديس و تنزيه را از تن بيندازند و ثوب رثيث را که بلوث سيّئات غرب ملوّث گشته مرتدی گردند . از نصائح قلم اعلی روی بتابند و بتوهّمات و مبادی سقيمه اهل هوس و هوی توجّه و نمايان نمايند . قلم اعلی اهل بها را باين ندای احلی نصيحت ميفرمايد: "اُوْصِيْکُمْ فِي آخِرِ الْقَوْلِ بِاَنْ لَا تَتَجَاوَزُوْا عَنْ حُدُوْدِ اللّهِ وَ لَا تَلْتَفِتُوْا اِلَی قَوَاعِدِ النَّاسِ وَ عَادَاتِهِمْ لِاَنَّهَا لَا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِيْکُمْ بَلْ سُنَنَ اللّهِ اَنْتُمْ فَانْظُرُوْنَ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَتَّخِذْ هَذَا النُّصْحَ لِنَفْسِهِ سَبِيْلَاً اِلَی اللّهِ فَمَنْ شَاءَ فَلْيَرْجِعْ اِلَی هَوَاهُ اِنَّ رَبِّي لَغَنِیٌ عَنْ کُلِّ مَنْ فِي السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ وَ عَنْ کُلِّ مَا هُمْ يَقُوْلُوْنَ اَوْ يَعْمَلُوْنَ " .   

18- حضرت ولی امرالله، (ص ١٢٠ منتخبات توقيعات مبارک )

 " امّا راجع بقضيّه رقص و تقليد البسه نساء غرب فرمودند اوّل وظيفه محفل ملّی بهائيان ايران دراين ايّام که اخلاق در آن سامان تدنّی نموده و تقليد وعدم تقيّد ولامذهبی رواجی شديد يافته اينست که جمهور بهائيان را از قبل اين عبد کراراً و مراراً در کمال تأکيد و بنهايت صراحت تذکّر دهند که تجاوز از آداب بهائی و مخالفت مبادی ساميه امريّه راجع به تقديس و تنزيه و عفّت و عصمت و اعتدال در امور و اجتناب از سيّئات اهل غرب و عادات مذمومه غير مرضيّه آنان توليد مفاسد عظيمه در جامعه نمايد و بنيه جامعه را ضغيف نمايد و از رونق بيندازد . بهائيان بايد همّت در ترويج و اقتباس از حسنات اهل غرب نمايند نه تقليد سيّئات آنان . امتياز بهائيان حقيقی در اينست لا غير".

19- حضرت ولی امرالله، (ص ٢٠٢ ج ٢ توقيعات مبارکه ی٣٩- ١٩٢٧)

" اگر چنانچه نمايشی داده ميشود بايد از حدّ آداب بهائی تجاوز ننمايد نمايش ادبی و تاريخی و امری باشد . تقليد اقوام و ملل خارجه بسيار مضرّ و علّت توهين امراللّه و ايجاد فساد نمايد و مضرّ باخلاق جوانان است زيرا محيط ، مستعدّ اينگونه مفاسد و مکاره و افرادِ اهالی بی قيد و وجهشان بغفلت و لامذهبی متوجّه . احبّا بايد مقاومت نمايند و در رفع اين مفاسد بکوشند نه آنکه ترويج و تقليد نمايند ".

20- حضرت وليّ امراللّه، (ص ٢٣٩ اخلاق بهائی)                   

" اليوم يوم نهضت و قيام عاشقانه جوانان است که با همّتی زائد الوصف امواج دريای مادّه پرستی را درهم شکنند و بحر تمدّن و معانی را از طوفان افکار سخيف و پست اجتماعی محفوظ و مصون دارند و با انوار ديانت جامعه بشری را بشاهراه فلاح و رستگاری هدايت کنند جوانان بايد در راه خدمت بعالَم امر عاشقانه جانبازی کنند و برای نجات بشر از گرداب جهل و گمراهی ، با معارف و اوامر الهی چنان مجهّز گردند که عَلَم يا بهاء الابهی را بر فراز اين توده غبرا باهتزاز آورند " ٠

21- حضرت ولی امرالله، "(ص ٨-٦٧ ج ٣ توقيعات )

" ثانی ،اعتدال در شؤون و احوال نساء بهائيان است که نظر بحريّت مفرطه غربيان نکنند چه که ميفرمايند " هِيَ شَأْنُ الْحَيْوَان "

22- حضرت ولی امرالله، دور بهائی، ص 93

و تساوی حقوق چنين نيست بلکه تساوی در تحصيل علوم و فنون و صنايع و بدايع و کمالات و فضائل عالم انسانی است نه حريت مضره عالم حيوانی امّا حال در بعضی بلاد شرق بين بنات و نساء بعضی نوهوسان موجود که در خصوص البسه و اغذيه و طرز معاشرت و مجالست خواهان اوّل درجه حريّت آزاديند ولی در علوم و فنون و تربيت و اخلاق حتّی در آداب لازمه معاشرت در آخرين مقام تدنّی و حشرشان با نفوس مايه شرمساری و ورد زبانشان تساوی حقوق و آزادی فی الحقيقه هرج و مرج و فساد و عدم ايمان اساس تمدّن متزعزع عالم را به صوب فنا و نيستی سوق ميدهد .

23- حضرت ولی امرالله، مائدهء آسمانی، ج3، ص 57-58

عالم طبيعت باشدّ قوی اليوم بر خلق بيچاره مستولی غفلت از حقّ و خود پرستی حرص و طمع هوی و هوس جور و جفا تقليد و تصنّع و حريّت مفرطه در کمال شدّت در نفوس از وضيع و شريف استحکام يافته و غالب و حاکم شده

24- حضرت ولی امرالله، مائدهء آسمانی، ج6 ص44-45

وظايف محافل روحانيّه ... تقديس و تنزيه از شرور و مفاسد قويّه مستوليه بر بلاد غرب است و تمسّک بر اعتدال در جميع شئون و اوقات ... و احتراز از مسلک و افکار و آراء واهيه مقلّدين و متجدّدين احترام و توقير و تمجيد و پيروی ارباب هنر و صنعت است و تکريم و تعزيز صاحبان علوم و معارف

25- حضرت ولی امرالله، نظم جهانی بهائی، صفحهء 99

حضرت عبدالبهاء در تبيين اين حقيقت اصليّه چنين مرقوم داشته : " جميع کائنات مرتبه يا مرحله بلوغی مخصوص دارند . بلوغ شجر در وقتی است که ثمر ظاهر شود ... حيوان نيز مرحله رشد و کمالی دارد و در عالم بشر بلوغ در وقتی است که عقل و درايت انسان به اعظم درجه رشد و قوّت رسد ... بر همين منوال حيات اجتماعی عالم انسان نيز مراحل و مراتبی دارد . در وقتی در مرحله طفوليّت بود و در وقت ديگر در عنفوان شباب امّا حال بمرحله بلوغ موعود رسيده آثارش از جميع جهات نمودار است ... آنچه در مراحل بدوی و محدود گذشته بشر نيازمنديهای نوع انسان را برطرف می ساخت از عهده حوائج دوره تجدّد و بلوغ برنيايد زيرا انسان ديگر از آن مراحل بدوی محدود گذشته است و بايد امروز بفضائل و قوائی جديد فائز گردد و احکامی جديد و استعدادی جديد يابد . انسان در اين زمان به مواهب و فيوضات جديدی مخصّص گشته است و ديگر آن مواهب و فيوضاتی که در ايّام صباوت داشت هر چند در وقت خود کافی و وافی بود امروز از تکافوی حوائج مرحله بلوغش عاجز است .

26- نظم جهانی بهائی، ص 122-124

رشد بيش از حدّ صنعتی شدن و عواقب ناشی از آن که در گزارش مذکور بآن اشاره شده بود و نيز تعقيب سياستهای عدوانی ناشی از مساعی سرسختانه نهضت کمونيستی و نيز تشديد ناسيوناليزم جنگ طلب که در بعضی از ممالک با تحقير منظّم نفوذ روحانيّون همراه بود ، همه بدون شکّ سبب شد که عامّه مردم از مسيحيّت دل برکنند و باعث شد که اقتدار و اختيار و اعتبار کليسا کاهش بسيار يابد . چنانکه يکی از کسانی که به دين مسيحی حمله می کرد اعلام داشت که " مفهوم خدا مفهومی است زاده استبداد مطلقه مشرق زمين و چنين مفهومی شايسته انسان آزاد نيست " و يکی ديگر از رهبران آن نهضت اظهار کرد که " دين بمنزله افيونی برای مردم است " (٢٠) و در متن يکی از نوشته‌های رسميشان چنين آمده است " دين سبب سبعيّت مردم است و تعليم و تربيت بايد چنان باشد که از ضمير مردم چنين جهالت و حقارتی را زائل سازد " (٢١) .

فلسفه هگل (٢٢) که در ممالک ديگر به شکل ناسيوناليزم جنگ طلب و متعصّب در آمد ، اص

 ترجمهء بیانات عربی:

شماره 4: [تمدنی که دانشمندان و صنعتگران و فضلا ذکر می کنند اگر از حد اعتدال تجاوز کند می بینی که باعث زحمت مردم است. این چنین خداوند آگاه شما را آگاه می کند. تمدن هنگام افراط باعث فساد می شود همانطور که هنگام اعتدال باعث اصلاح است. این قوم تفکر کنید و از سرگردانان مباشید. شهرها از آتش آن خواهند سوخت و لسان عظمت به "سلطنت از آن خداوند عزیز حمید است" ناطق خواهد شد.]

شماره 6: [کسانی که خدا را انکار کردند و به نفس طبیعت متمسک شدند نه علم دارند نه حکمت. به راستی که آنها از گمراهانند. چون به مقصد نهائی نرسیده اند چشمشان خیره مانده و افکارشان مختلف شده، وگرنه رؤسای قوم به خدا و قدرت او اعتراف کرده اند. پروردگار مهیمن قیوم به این شهادت می دهد. و چون چشم اهل شرق از صنایع اهل غرب پر شد در اسباب غرق شدند و از مسبب آن، یعنی خدا، غافل ماندند، با وجود این که صاحبان حکمت او را انکار نکردند.]

شماره 9: [مثل سرابی در بیابان که تشنه آن را آب می پندارد] شماره 10: [اگر همهء آنچه را که در زمین است انفاق می کردی نمی توانستی بین قلوب آنها الفت ایجاد کنی اما خدا کرد.]

شماره 15: [هرکس شبیه قومی باشد از آنهاست]

نظر خود را بنویسید