مصرف گرایی

http://lab.noghtenazar2.info/node/941
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

منبع: فرهنگ گفتگو

انقلاب صنعتی تولید را از کارگاههای کوچک خانگی به کارخانجات آورد و بدین ترتیب از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد بازار شاهد تولید انبوه شد. تولید انبوه مصرف انبوه هم می طلبید.

شکل مصرف تا پیش از آن متفاوت بود ؛ غیر از آنچه که خانوارها برای رفع نیازهای خود تولید می کردند که یا آن را به طور مستقیم مصرف می کردند یا با کالاهای دیگر مورد نیاز خود مبادله می کردند ، مصرف، ورای نیاز های ابتدایی و ضروری ، منحصر می شد به طبقه ی اشراف و ملاکین . پس از انقلاب صنعتی، این حوزه گسترش پیدا کرد. نیاز به مصرف کننده برای تولیدات انبوه کارخانه ها باعث شد فرهنگ مصرف گرایی تبلیغ شود .

در قرن بیستم ما شاهد رشد مصرف گرایی هستیم . علی الخصوص پس از جنگ جهانی دوم که دولتهای رفاه در آمریکا و اروپای غربی شکل می گیرند و بدین ترتیب مصرف گرایی تشویق می شود .

اقتصاد دانان این دوران دائما در پی این بودند که بین مصرف و رونق اقتصادی رابطه برقرار کنند . به این معنا که اگر قرار است یک جامعه از لحاظ اقتصادی رشد کند باید مصرف هم در آن بالا باشد. پس رفاه به نوعی برابر است با مصرف.

از دهه هفتاد میلادی به بعد بود که این ایدئولوژی در مواردی زیر سؤال رفت که یکی از آنها بحران محیط زیست بود . مصرف بی رویه بسیاری از کالاهایی که به چرخه ی طبیعت باز نمی گردند یا بازگشتشان هزاران سال طول می کشد و همین طور مصرف بی رویه ی انرژی هایی که دیگر جایگزین ندارند ، از این دست هستند .

با وجود این ما هر ساله شاهد تولیدات جدیددر زمینه های مختلف هستیم . مثلا در خودرو سازی ، آن شرکتی موفق به نظر می رسد و سود می کند که هر سال با مدل جدید به بازار بیاید وگرنه از گردونه ی رقابت خارج شده ، از بازار حذف می شود.در کنار این تولیدات تسهیلاتی که برای خریداران در نظر گرفته می شود مثلا پرداخت قسطی یا کالاهای جایزه برای خرید اجناس خاص باعث می شود خریدار بیش از پیش ترغیب به خریدن کالا شود.

مثلا شرکت سمسونگ برای خریداران امسال یخچال فریزرهای ساید بای ساید خود یک دستگاه مایکرو فر جایزه می دهد و بدین ترتیب در صد فروش یخچالهای خود را بالا می برد. زنگ خطر علی الخصوص برای کالاهای الکترونیکی است که دور انداختن آنها یعنی وارد کردن زباله های سمی به درون زمین و آلوده کردن بیش از پیش محیط زیست.

زباله های تلفن های همراه شاید کمترین میزان این حجم زباله باشند . به بازار آمدن مدلهای جدید با امکانات وسوسه انگیز و عدم امکان افزودن آنها به دستگاههای قدیمی ترباعث می شود همه از کالای جدید استقبال کنند . این مورد در لپ تاپها هم دیده می شود . عدم امکان ارتقاء آنها باعث می شود هر مدلی یک عمر محدودی داشته باشد و پس از آن دور انداخته شود.

مصرف گرایی تا بدان آنجا پیش رفته است که دور انداختن یک کالا بیش از تعمیر و به کار انداختن دوباره ی آن ارزش دارد و مقبول تر است . در عین حال انچه که طبقه ی مرفه استفاده می کنند به عنوان الگویی برای سایر اقشار و نمونه ی رفاه جلوه می کند و همه سعی بر آن دارند تا به آن برسند.البته این مصرف گرایی بدین گونه بیشتر در آمریکا و بعضی از کشورهای در حال توسعه دیده می شود . در اروپا با وجود قوانینی که هست کمتر شاهد این امر هستیم . در واقع بانکها با اعمال محدودیت از وام دادن بی رویه جلو گیری می کنند .

وضعیت کشورهای در حال توسعه یکسان نیست . کشورهای نفت خیز با وجود در آمد حاصل از نفت ، با افزایش نقدینگی رو برو می شوند ، این باعث افزایش مصرف گرایی می شود ولی از طرف دیگر مثلا در ایران همین امر باعث بالا رفتن تورم می شود و به دلیل عدم توزیع عادلانه ثروت در اقشار مختلف جامعه با شکاف شدید اجتماعی بین اقشار پر در آمد و کم در آمد مواجه می شویم . در کشورهای در حال توسعه ای که در آمد نفتی ندارند مصرف گرایی کمتر است چون آن قدر منابع مالی ندارند که بتوانند انرژی گران بخرند .

از نقش تبلیغات رسانه ای در گسترش و تشویق به مصرف کالا هم نباید غافل شد . در واقع اکثریت مردم نه بر اساس انتخاب شخصی خود بلکه بر اساس آنچه رسانه ها به انها ارائه می کنند و همرنگ بقیه جامعه خرید می کنند . بدین ترتیب یک فرهنگ رسانه ای روی انتخاب مردم تاثیر می گذارد که توسط آن می توان اقتصاد سود آور برای شرکتهای سرمایه گذار را تامین کند.

البته این اتفاق فقط در حوزه ی کالاهای مصرفی نیفتاده است ؛ حتی فیلمها و محصولات فرهنگی که می بینیم ، موسیقی که گوش می کنیم به کالای مصرفی تبدیل شده اند در صد بالای فیلمهایی که مطرح هستند و یا حتی جایزه گرفته اند – که خود عامل تبلیغاتی برای ترغیب ما به دیدن فیلم یا شنیدن موسیقی است – محصول هالیوود هستند و چون ازقدرت سرمایه گذاری و تبلیغاتی بالایی برخوردار است عملا برای بیننده انتخاب دیگری باقی نمی ماند .

موسیقی هم که گوش می کنیم محصور در آنهایی است که یا رادیو پخش می کند یا شبکه های ماهواره ای نشان می دهند. پس عملا شرکتهای بزرگ سرمایه گذار به واسطه توان مالی بالا فقط محصولات خود را عرضه می کنند و راه برای بقیه بسته است.

بسیار دشوار و حتی تا شاید برای بسیاری دور از ذهن باشد که به مصرف نوع دیگری نگاه شود . در درجه اول توجه به هویت انسانی و ارزشهای فردی باید بر نگاه به انسان به عنوان یک ماشین مصرف کننده فایق آید . پایین اوردن انسان در حد یک عامل مصرف گرا و عروسک خیمه شب بازی صاحبان سرمایه و کالا که از خود هیچ اراده ای ندارد ، شرافت انسانی را زیر سؤال می برد.

آگاهی و نگاه ریز بین به جریان تولید و عرضه و مصرف می تواند قدمی به پیش برای اشاعه فرهنگ درست مصرف کردن باشد . در عین حال توجه به عواقب منفی مصرف گرایی از جمله آلودگی محیط زیست و اتمام منابع زمین باید به طور جدی در دستور کار

دولتها قرار گیرد ؛ هرچند که شاید بزرگترین مانع در این حوزه دست داشتن خود دولتها در اشاعه مصرف گرایی است چرا که در بسیاری از کشورها بیشتر سرمایه در دست افرادی است که به نوعی با قدرت حاکمه هم مربوط می شوند.

اهمیت این امر باید از کودکی و در درون خانواده مورد توجه قرار گیرد تا بتوان نسلهای اینده را از این تخریب برکنار کرد و آگاهی داد.

نظر خود را بنويسيد