اَشجارِ مَعانی

http://lab.noghtenazar2.info/node/1694
چاپ
برای دوستان خود بفرستيد

اَشجارِ مَعانی (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۲ ژوئیۀ ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

https://beyondforeignness.org/wp-content/uploads/2017/07/trees2.jpg

تشبیه شَجَر (درخت) در آثار حضرت بهاءُالله بطور اختصاص و دیگر آثار دیانت بهائی مرتباً دیده می شود. در زیر به چند نمونه اشاره می شود.

به کار گرفتن کلمۀ درخت یا شَجَر برای بیان دگرگونی قلب انسان که تغییر و تبدیل می یابد.

«یا حزبُ الله وصایایِ دوست یکتا را به گوش جان بشنوید کلمۀ اِلهی بِمَثابِهِ نهالست، مَقرّ و مستقرّش اَفئِدۀ عباد. باید آن را به کوثرِ حکمت و بیان تربیت نمائید تا اصلش ثابت گردد و فرعش از اَفلاک بگذرد.» (3)

در مقامی اشاره به نَفسِ مَظهَرِ ظهورِ اِلهی، حضرت بهاءُالله می باشد. با تعبیر «سِدرَةُ المُنتهیٰ» یعنی درختی که بعد از آن راهی نیست؛ درختی که نهایت سفر را نشان می دهد.

«قَدِ انْشَعَبَ مِنْ سِدرَةِ المُنتَهیٰ هٰذَا الهَیکَلِ المُقدَّسِ الأبْهیٰ غُصْنُ القُدسِ فَهَنیئاً لِمَنِ اسْتَظَلَّ فیٖ ظِلِّهٖ وَ کانَ مِنَ الرّاقِدینَ. قُلْ نَبَتَ غُصْنُ الأمرِ مِنْ هٰذَا الأصلِ الَّذِی اسْتَحْکَمَهُ اللهُ فیٖ أرضِ المَشِیَّةِ وَ ارْتَفَعَ فَرعُهُ اِلیٰ مَقامٍ أحاطَ الوُجودَ» (4) [مضمون به فارسی: از سدرۀ منتهی این هیکل مقدّسِ اَبهیٰ، شاخۀ قُدس منشعب شده است. پس خوشا به حال کسی که در سایه اش قرار گرفت و از ساکنین در سایۀ آن بود. بگو به تحقیق که شاخۀ امر از این ریشه ای رویید که خداوند آن را در زمین مشیّت خود مستحکم کرد و شاخه اش تا مقامی بالا رفت و زیاد شد که وجود را احاطه نمود.]

از جنبه ای دیگر نوع انسان به درخت ها تشبیه شده اند.

«انسان بِمَثابِهِ شَجَر است، اگر به اَثمار مُزیّن گشت لایق مدح و ثنا بوده و هست وَ اِلّا شَجَرِ بی ثمرْ قابلِ نار است. اَثمارِ سِدرۀ انسانی بسیار لطیف و پسندیده و محبوب، اخلاقِ مَرضیّه و اعمالِ حَسَنه و کلمۀ طیّبه از اَثمار این شجره محسوب.» (5)

یک درخت همچنین نشانه ای برای استنباط واضح ترِ سرشتِ حقیقیِ روابط انسانی است.

«ای اهل عالم همه بارِ یک دارید [میوۀ یک درخت] و برگِ یک شاخسار. بکمال مَحَبَّت و اتّحاد و مَودّت و اتّفاق سلوک نمائید. قسم به آفتابِ حقیقتْ نورِ اتّفاقْ آفاق را روشن و منوّر سازد.» (6)

در یکی از مقالات قبلی شاهد بودیم که حضرت عبدُالبهاء چگونه توضیحاتی در مورد روابط اشیاء دادند. http://noghtenazar.org/node/1654

«عالَمِ وجود را به یک شَجَر و جمیعِ نفوس بِمَنزلۀ اَوراق و اَزهار و اَثمار تشبیه فرمودند لهذا باید جمیعِ شاخه و برگ و شکوفه و ثمر در نهایتِ طراوت باشند و حصول این لطافت و حلاوت مَنوط به ارتباط و اُلفت است.» (7)

همچنین درخت را حضرت بهاءُالله به عنوان نمادی از دانش محسوب می فرمایند.

«وَ لا مِنَ الاَشجارِ اِلّا ظُهوراتِ اَثمارِ عِلمِکَ وَ حِکمَتِکَ وَ لا مِنَ الاَوراقِ اِلّا دَفاتِرَ اَسرارِ ما کانَ باَمرِکَ وَ ما یَکُونُ بِقدرَتِکَ.» (8) [مضمون به فارسی: [و نمی بینم] از درخت ها مگر ظهوراتِ میوه های علم و حکمت تو را و نه از برگ ها مگر دفترهای اسرار آنچه به امرِ تو بود و آنچه به قدرت تو هست.]

شاید مثال بسیار مهّمی که از درخت به کار گرفتند، شجرۀ حیات می باشد که در "کلمات مکنونه" نازل گردیده که در تحتِ آن شجره نوعِ بشر گرد آمده و حال فراموش نموده.

«ای دوستان من! آیا فراموش کرده اید آن صبحِ صادقِ روشنی را که در ظِلِّ شجرۀ اَنیسا که در فردوسِ اَعظم غَرْسْ شده جمیع در آن فضایِ قُدسِ مبارک نزدِ من حاضر بودید و به سه کلمۀ طیبّه تکلّم فرمودم و جمیع آن کلمات را شنیده و مدهوش گشتید و آن کلمات این بود: ای دوستانْ رضایِ خود را بَر رضایِ من اختیار مکنید، و آنچه برای شما نخواهم هرگز مخواهید، و با دل هایِ مُرده که به آمال و آرزو آلوده شده نزد من میائید. اگر صَدْرْ را مقدّس کنید حالْ آن صحرا و آن فضا را به نظر در آرید و بیانِ من بر همۀ شما معلوم شود.» (9)

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۹۷ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). مجموعه الواح مبارکه نازله بعد از کتاب اَقدَس، لوح دنیا، صفحۀ ۵۳.
(۴). سورۀ غصن. (https://oceanoflights.org/fa/)
(۵). الواح نازله بعد از کتاب اَقدَس، قسمت هائی از الواح سائره، صفحۀ ۱۴۷.
(۶).منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۱۳۲.
(۷). منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدُالبهاء، جلد 1، ص 1.
(۸). رسالۀ تسبیح و تهلیل، صفحۀ ۱۱۴.
(۹). کلمات مکنونۀ فارسی، شمارۀ ۱۹.

نظر خود را بنويسيد