×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

عنایاتِ حضرت بَهاءُالله
1398/02/16

عنایاتِ حضرت بَهاءُالله (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۲ اکتبر ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

خطابات حضرت بَهاءُالله در «لوحِ مبارکِ اَقدَس» اساساً متوجّهِ مسیحیان است که با بیست و یک کلامِ عنایت آمیز که در آخر این مقاله آمده خاتمه می یابد. واضحاً این یادآوریِ همان مَراحِم و عنایاتِ حضرت مسیح است بر بالای کوه که تشابهات فراوانی را با بیانات مبارکه در آنها می توان مشاهده نمود ولی این بیانات ندا و طنین دیگری هم دارند. هنگامی که حضرت مسیح با پیروان خویش صحبت می فرمودند آنان را آماده می فرمودند و به آنانی که حقیقتاً طبقِ اَوامِرِ حضرت مسیح عمل می نمودند متذکّر می شدند که نظرشان باید به دنیائی به غیر از این دنیایِ واهی متّوجه باشد.

اگر چه حضرت بَهاءُالله هم نظر پیروان خویش را به تحمّلِ ناملایمات و به حیاتی روحانی جلب می فرمایند ولی منظورِ حقیقیِ ایشان برای پیروانشان این است که آنان به همان سُرور و شَعَفِ حقیقیِ روحانی نائل گردند. حال اَیّامِ تَحَقُّق و ظهورِ مَلکوتِ اِلهی است. در سال ۱۹۱۱ هنگامی که حضرت عَبدُالبَهاء در پاریس بودند با این بیانات به نکتۀ بسیار مهمّی اشاره فرمودند.

«امیدوار این که طوری چشمان باز گردد که بتوانید نشانه هایِ مَلَکوتِ اِلهی را مشاهده کنید و هم چنین چنان گوش شنوائی بیابید که ندایِ اِلهی را در میان خویش بشنوید.» ۳

«طُوبیٰ لِراقِدٍ انْتَبَهَ مِنْ نَسَماتیٖ

طُوبیٰ لِمَیْتٍ حَیَّ مِنْ نَفَحاتیٖ

طُوبیٰ لِعَیْنٍ قَرَّتْ بِجَمالیٖ

طُوبیٰ لِقاصِدٍ قَصَدَ خِباءَ عَظَمَتیٖ وَ کِبریائیٖ

طُوبیٰ لِخائِفٍ هَرَبَ اِلیٰ ظِلِّ قِبابیٖ

طُوبیٰ لِعَطشانَ سَرُعَ اِلیٰ سَلسَبیلِ عِنایَتیٖ

طُوبیٰ لِجائِعٍ هَرَعَ عَنِ الْهَویٰ لِهَوائیٖ وَ حَضَرَ عَلَی المائِدَةِ الَّتیٖ نَزَّلْتُها مِنْ سَماءِ فَضْلیٖ لِاَصْفِیائیٖ

طُوبیٰ لِذَلیلٍ تَمَسَّکَ بِحَبْلِ عِزّیٖ وَ لِفَقیرٍ اسْتَظَلَّ فیٖ سُرادِقِ غَنائیٖ

طُوبیٰ لِجاهِلٍ اَرادَ کَوْثَرَ عِلمیٖ وَ لِغافِلٍ تَمَسَّکَ بِحَبْلِ ذِکْریٖ

طُوبیٰ لِرُوحٍ بُعِثَ مِنْ نَفْحَتیٖ وَ دَخَلَ مَلَکُوتیٖ

طُوبیٰ لِنَفْسٍ هَزَّتْها رائِحَةُ وَصْلیٖ وَ اجْتَذَبَها اِلیٰ مَشرِقِ اَمْریٖ

طُوبیٰ لِاُذُنٍ سَمِعَتْ وَ لِلِسانٍ شَهِدَتْ وَ لِعَیْنٍ رَأتْ وَ عَرَفَتْ نَفْسَ الرَّبِّ ذِی الْمَجْدِ وَ الْمَلَکُوتِ وَ ذِی العَظَمَةِ وَ الْجَبَرُوتِ

طُوبیٰ لِلْفائِزینَ

طُوبیٰ لِمَنِ اسْتَضاءَ مِنْ شَمْسِ کَلِمَتیٖ

طُوبیٰ لِمَنْ زَیَّنَ رَأسَهُ بِاِکلیلِ حُبّیٖ

طُوبیٰ لِمَنْ سَمِعَ کَرْبیٖ وَ قامَ لِنُصْرَتیٖ بَیْنَ شَعْبیٖ

طُوبیٰ لِمَنْ فَدیٰ نَفْسَهُ فیٖ سَبیلیٖ وَ حَمَلَ الشَّدائِدَ لِاسْمیٖ

طُوبیٰ لِمَنِ اطْمَئَنَّ بِکَلِمَتیٖ وَ قامَ بَیْنَ الْاَمْواتِ لِذِکْریٖ

طُوبیٰ لِمَنِ انْجَذَبَ مِنْ نَغَماتیٖ وَ خَرَقَ السُّبُحاتِ بِقُدْرَتیٖ

طُوبیٰ لِمَنْ وَفیٰ بِعَهْدیٖ وَ ما مَنَعَتْهُ الدُّنیا عَنِ الوُرُودِ فیٖ بِساطِ قُدْسیٖ

طُوبیٰ لِمَنِ انْقَطَعَ عَنْ سِوائیٖ وَ طارَ فیٖ هَواءِ حُبّیٖ وَ دَخَلَ مَلَکُوتیٖ وَ شاهَدَ مَمالِکَ عِزّیٖ وَ شَرِبَ کَوثَرَ فَضْلیٖ وَ سَلْسَبیلَ عِنایَتیٖ وَ اطَّلَعَ بِاَمْریٖ وَ ما سَتَرْتُهُ فیٖ خَزائِنِ کَلِماتیٖ وَ طَلَعَ مِنْ اُفُقِ المَعانیٖ بِذِکْریٖ وَ ثَنائیٖ اِنَّهُ مِنّیٖ عَلَیْهِ رَحْمَتیٖ وَ عِنایَتیٖ وَ مَکْرُمَتیٖ وَ بَهائیٖ.» 4

[مضمون به فارسی: خوشا به حال خوابیده ای که از نسیم هایِ من بیدار شد. خوشا به حال مرده ای که از نَفَحاتم زنده شد. خوشا به حال چشمی که به جَمالم روشن شد. خوشا به حال قاصدی که قصدِ سراپرده هایِ عظمت و کبریائی ام نمود. خوشا به حال بیمناکی که به سوی سایۀ گنبدهایم گریخت. خوشا به حال تشنه ای که به سوی چشمۀ عنایتم شتافت. خوشا به حال گرسنه ای که از هَویٰ [هوایِ نَفْسْ] برای عشقِ من شتافت و بر سفره ای که آن را از آسمانِ فَضلَم برای برگزیدگانم نازل کردم حاضر شد. خوشا به حال ذلیلی که به ریسمانِ عزّتَم چنگ زد و خوشا به حال فقیری که در سراپرده های ثَروَتَم سایه جُست. خوشا به حال نادانی که چشمۀ عِلمَم را خواست و خوشا به حال غافلی که به ریسمانِ ذِکرم تَمَسُّک جست. خوشا به حال روحی که از نسیمِ جانبخشم بیدار شد و در مَلَکوتم داخل شد. خوشا به حال نَفْسی که بویِ خوشِ وصالم او را به جنبش آورد و به سویِ مَشرِقِ اَمرَم جَذبَش نمود. خوشا به حال گوشی که شنید و زبانی که شهادت داد و چشمی که دید و خودِ پروردگارِ صاحبِ بزرگی و مَلکوت و دارایِ عظمت و جَبَروت را شناخت خوشا به حال آنان که به مقصود رسیدند. خوشا به حال کسی که از خورشیدِ کَلِمه ام روشنی یافت. خوشا به حال کسی که سَرَش را به تاجِ حُبّ و مَحَبَّتم زینت داد. خوشا به حال کسی که غم و سختی مرا شنید و میانِ خَلقَم برای یاری ام قیام کرد. خوشا به حال کسی که خود را در راهَم فدا کرد و شَدائِد و سختی ها را به خاطرِ اِسمَم حَمل نمود. خوشا به حال کسی که به کَلِمۀ من اطمینان یافت و بینِ مردگان برای ذِکرَم بلند شد. خوشا به حال کسی که از نغمه هایَم جذب شد و پرده هایِ مانع را به قدرتَم پاره کرد. خوشا به حال کسی که به عهدِ من وفا نمود و دنیا او را از ورود در بِساطِ قُدسَم منع ننمود. خوشا به حال کسی که از غیرِ من بُرید و در هوایِ مَحَبَّتَم پرید و داخل در مَلَکوتم شد و مَمالِکِ عِزّتَم را مشاهده کرد و چشمۀ فَضل و آبِ گوارایِ عِنایتم را نوشید و از اَمرَم و از آنچه که آن را در گنجینه هایِ کَلِماتَم پنهان کردم مطلّع گردید و از اُفُقِ مَعانی به ذکر و ثنایَم طلوع کرد. بدرستی که او از من است بر او باد رحمت و عنایت و کرامت و شکوه و جلالَم.]

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۱۸۳ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: //beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳).ترجمۀ تحتُ اللّفظی از بیانات مبارکه در Paris Talks صفحۀ ۳۰.
(4). مجموعه اَلواح بعد از کتابِ اَقدَس، صص: 8- 9.

نظر خود را بنویسید