سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيست
2007-07-09

دوستان عزیز من
درادامه ی مطالبی كه درلزوم آشنایی با تعالیم دین جدید بهایی نوشتم، باتوجه به اشتیاقی كه هموطنان عزیزم برای آگاهی از آن نشان داده اند به حقیقتی برخورده ام كه قلبم را پرازشادی واشتیاق نموده،چه كه متوجه شده ام نفوس بسیاری درچندسال اخیرفهمیده اند كه دین بهایی چه چیزی نیست، وحال وقت آن است كه بیشتر بدانند چه چیزی هست. مثلأفهمیده اند كه ساخته ی استعمار وضداسلام عزیز وسایر ادیان آسمانی نیست، وازاین قبیل اتهامات عاری وبری است. به عبارتی مردم دیگرزیاد گوش به دروغ ها وتهمت ها علیه دین بهایی نمی دهند. اما درعوض به نظرم می رسد كه اینك هموطنان عزیزم بیشتر مایلند بدانند دین بهایی چیست وتعالیمش كدام است وبرای مشكلات جهان امروز چه راه حل هایی ارائه می دهد. به نظراین دوست حقیرتان این قدمی اساسی پس از 163 سال است كه باعث روشن شدن بیشتر ملت عزیز ایران خواهد شد وآنها را با مربی آسمانی كه ازكشور ایشان ظاهرشده آشنا خواهد كرد. آغوش بهاییان برای فراهم كردن وسایل این آگاهی برای عزیزان هموطنشان بازاست ودستان گرم انصاف ومحبتشان را می فشرند.

نظر خود را بنویسید


پاسخ به صهبای عزیز از طهران

Admin
ارسال شده در : 1392/11/23

دوست عزیز صهبا از طهران، با تقدیم اشواق قلبی، یکی از مقالاتی که در اینترنت در این مورد وجود دارد اینجاست: //www.newnegah.org/articles/2010-08-04-02-37-41
صرف نظر از آن، اگر از جنبه ای کلی تر به امر تبلیغ بنگریم می بینیم که اولاً باید به مفهوم آن و ثانیا به شرایط آن توجه کرد. در مورد مفهوم آن، خواندن فصل چهارم از کتاب «نگاهی تازه به دیانت بهائی» در این آدرس ها مفید است:
//www.ketabhayebahai.com/negahi-tazeh
//velvelehdarshahr.org/node/230
قسمتی از آن چنین است: «تبلیغ در دیانت بهائی را نباید با تبلیغات تجاری یا تبلیغات سایر ادیان اشتباه کرد. برخلاف تبلیغات تجاری که هدف از آن صرفاً فروش هرچه بیشتر محصول است و در نتیجه نه صداقت فروشنده اهمیتی دارد و نه آگاهی حقیقی خریدار، تبلیغ در دیانت بهائی به این معنی است که دین الهی را آنگونه که واقعاً هست به افراد معرفی کرد تا آگاهی حقیقی پیدا کنند، به همین دلیل است که در امر بهائی، برای معادل انگلیسی تبلیغ، کلمه ی"teaching"به کاررفته است؛ اینکه افراد ایمان می‌آورند یا نه فقط به خودشان مربوط است، چون دین کالایی نیست که بخواهیم بفروشیم و سودی از این راه به دست آوریم، بلکه هدیه‌ای است که می‌بخشیم. همچنین برخلاف گذشته که پیروان از جنگ و جهاد نیز برای گسترش دین الهی استفاده می کردند، بهائیان، طبق حکم و تأکیدات صریح و مکرر حضرت بهاءالله، مأمورند که صرفاً با محبّت و خلوص از طریق بیان و تشریح آئینشان تبلیغ نمایند؛ یعنی کلام الهی به افراد عرضه می شود تا قوّه ی خلّاقه ی آن در روح و جان ایشان اثر نماید؛ همچنین مشاهده ی تأثیرات تدیّن حقیقی بر افراد و جوامع، خود بهترین برهان حقانیّت و خلاقیّت این کلمات است. این است که حضرت بهاءالله می فرمایند: «ای اهلِ بهاء، با جمیع اهلِ عالَم به روح و ریحان معاشرت نمایید. اگر نزد شما کلمه و یا جوهری است که دونِ شما از آن محروم، به لسانِ محبّت و شفقت اِلقا نمایید و بنمایید، اگر قبول شد و اثر نمود مقصد حاصل، و الّا او را به او گذارید و درباره ی او دعا نمایید، نه جفا.»
از نظر شرایط آن نیز که از جمله با عنوان «رعایت حکمت» مطرح می شود، مطالعۀ عمیق صفحات 107 تا 129 و نیز صفحات 454 تا 502 از کتاب امر و خلق جلد 3 مفید خواهد بود. کتاب امر و خلق جلد 3 را از اینجا می یابید:
//www.bahai-projects.org/node/821
موفق باشید.

الله ابهی می خواستم خواهش کنم ،درصورت امکان نام مقاله یا آدرس ..

صهبا از طهران
ارسال شده در : 1392/11/22

الله ابهی
می خواستم خواهش کنم ،درصورت امکان نام مقاله ای (یا آدرس اینترنتی) که در جواب سوال : چرا بهاییان در اسراییل تبلیغ نمی کنند؟
را به بنده بفرمایید.
با رجای تایید،

معرفت

جاوید
ارسال شده در : 1392/11/15

دوستان عزیز من یک بهایی هستم و معتقد هستم برای رسیدن به معرفت و عرفان راههای زیادی هست از شعرا بگیر تا همه ادیانه توحیدی ولی جالب اینجاست که بهایی بودن این راه را معنا دار تر میکند و بیا و تعصب را کنار بگزار و راه را برای اندیشه باز کن و ببین چقدر زندگی در پناه دین معنا میدهد...همه بار یک دایم و برگ یک شاخسار

توضیح

یک دوست بهائی
ارسال شده در : 1392/11/5

مسلمان ایرانی عزیز، این سؤالات خیلی قدیمی و نخ نما و تکراری شده است. اگر وقت بگذارید در همین سایت نقطه نظر راجع به همۀ سؤالات شما مقالاتی نوشته شده. همچنین در سایت ولوله در شهر:
velvelehdarshahr.org
velvelehdarshahr21.info
خوش باشید

شما براي من بگوئيدباب چه

مسلمان ايراني
ارسال شده در : 1392/10/30

شما براي من بگوئيدباب چه بودوكدام پيامبرونبي قبل ازاواول ادعاي نيابت امام زمان وبعد خودامام زمان شده دست آخرادعاي نبوت كرده واگرشاهان قاجاراجازه مي دادندزنده بماندادعاي خدايي مي كردچنانكه 14سال نگذاشت بهاي شما همين كاروكرد وبرخلاف توصيه باب برادرش صبح ازل راكنارزدوخودش راپيامبرخواندوادعاي خدايي كردوقانع به اين نشدرب الارباب هم شددرحالي كه پيامبران الهي باتمام عظمت وشكوهشان دربرابرعظمت الهي بسان اتم درمقابل كهكشان هم نيستندوخودشان راانساني همسان بامردماني دانسته اندكه برايشان رسالت آورده اندونيزهمه پيامبران صاحب شريعت كتابشان به زبان مردمشان است تادرجان همه چه عوام وبه قول شما اغنامشان وچه دانشمندشان تاثيرگذارباشدولي پيامبردروغين شمابه زبان عربي كتاب ارائه مي كندآن هم درزماني كه مردم كشورايران كه غيرفارس زيادبودو10درصدباسوادبه زورداشت اوهام عربي باغلطهاي زيادبه نام وحي ميگفتوانچه باعث شده آئين شما ادامه داشته باشداخوندهاي بي سواداست ونيزبدانيدرسالت بامحمدختم شدوبهاءشما هم مي دانست كه ديگرپيامبرنه رب ودرآخررب الارباب شدواين كرامت ومعجزه وشاهكارش بودوهنوزبيت العدل شما نتوانسته تكليف ازدواج رامشخص كندوبا مسخ مذهب شيعه يه بساطي راه انداخته وبه ديگراديان هم سرك كشيده ايدتا به ظاهرديني راحت ارائه كنيد وچون خداوندتمام باطلها راازبين خواهدبرددرقافيه اش مانده ايدواگرحركتهاي اشتباه روحانيون شيه نبودآئين شما ازبين رفته بودواين نزديك هست.اگرتوهيني بودازمطالعات بنده وعصبانيت ازبعضي اراجيف شما بودنه ازبنده.

هموطن

آرمیتیس
ارسال شده در : 1392/7/14

قبل از اینکه به نوع اعتقادات و مذهب یکدیگر توجه کنیم . باید به هموطن بودن هم نگاهی بیاندازیم ... چه بهایی ، چه مسیحی ، چه کلیمی و چه مسلمان ! مهم این است که همه ما از یک خاک و وطنیم پس باید به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم اگر این موضوع رو درک کنیم میتوانیم به اعتقادات و مذهب یکدیگر هم احترام بگذاریم

سرگرم کردن مردم به دینداری و ظلم زیر پرچم دین به مردم ساده دل

انسان
ارسال شده در : 1392/7/9

هر دینی از نظر پیروانش بهترین دین است.اگر به منطق هر دینی رجوع کنیم از نظر پیروانش کار درستی انجام می دهند. به نظر من معیار سنجش ادیان نسبت به هم انسانیته که در کردار نیک گفتار نیک پندار نیک خلاصه میشه حالا هر کس هر جای دنیا هر دینی بیاره که انسانیت رو زیر پا بزاره خود به خود باطله چون همشون ادعا می کنند برای هدایت به سوی انسانیت به وجود اومدن در حالی که هر کس تو وجود خودش می تونه انسانیت ببینه لازم به اثباتش برای هر انسان نداره.مثلا در دین اسلام دم از انسایت رده میشه ولی به اولین حقوق انسان یعنی آزادی بیان اعتقادی نداره.دین برای حکومت عده ای اقلیت بر اکثریت به وجود اومده تا بتونند پیروانشون رو تحت سلطه داشته باشند.

وحدت انساني

سيما
ارسال شده در : 1392/6/19

با سلام - براي من تمام اديان قابل احترام هستند و فكر مي كنم ديدگاهي كه به وحدت انساني و خيرخواهي و كمك به تمام انسانها احترام مي گذارد فارغ از نام آن انديشه اي قابل احترام است. خودم مسلمان و شيعه هستم.

احترام به همه

امیر
ارسال شده در : 1392/6/18

من مدتی هست به آیین بهایی گرایش پیدا کردم و کتب و دانستنیهای آیین بهایی را در اینترنت پیدا کردم و خواندم و واقعا شخصیتم عوض شده آدم پرخاشگری بودم اما الان دیگر اینطور نیستم و فکر میکنم شخص دیگری شدم البته تا این لحضه کسی نمیداند و من شخصا و قلبی اعتقاد پیدا کردم آیین بهایی شخصیت به انسان میدهد و من به هیچ دین و آیینی بی احترامی نمیکنم چون من دیگر مسلمان نیستم

معلومه که این بهائیت اصلا

مصطفی
ارسال شده در : 1392/6/13

معلومه که این بهائیت اصلا باعث رستگاری آدم نیست اصلا شما برید کسانی که این فرقه را درست کردند ببینی برید سخنرانی اگه اشتباه نکنم آقای رائفی پور درزمینه بهائیت راگوش بدید میارزه به دنیا و آخرت

چرا بهایی باید شد

متین
ارسال شده در : 1392/6/9

بهاییت خود اقرار دارد که همه ادیان درست وقابل احترام است پس شما چرااینهمه خودتانرا زحمت میدهیدمارا با دین پدران ما بگذارید ودردین ما مژاحمت نکنید ما که قرآن واحادیث وروایات فراوان داریم برای حقانیت دین مان شماکه هیچه ندارید ودین تان هم عمرش ازعمر پدربزرگم کرده کمتراست که درآن دوران هیچ اتفاق دال بر حقانیت دین تان نیوفتیده

خداشناسي

سهيل
ارسال شده در : 1392/5/12

با سلام
من يك مسلمان هستم و قبل لز هر چيزيك ايراني /به نظر من هم هيچ دين رو نميشه گفت كامل هست و به گفته خودتون در هر زمان ودر عصر زمان يك دين بوجود مياد و اين به منظور رسيدن به خالق يكتاست چون اگر غير از اين بود در تمام زمان ها يك دين بوجود ميومد و تاريخ تغييري نداشت /و بايد اينجا اشاره كرد كه مردم از هر فرقه اي بايد انسانيت بودنشون رو بياد بيارن /وديگر انكه همدل باشند/اينكه رهبر جامعه ما ميگه دشمنان اسلام /اسلام دشمني نداشت و اين دشمنان ساختگي بشر است يعني همان مخلوق خدا / پس ما بايد قبل از هر چيز انسانيت بودنمون رو بجا بياريم /و همنوع خودمون رو از بيراهه نجات بديم / و در آخر به دنبال حقيقت باشيم البته با عقل ودرايت همان نعمت بزرگي كه خداوند متعال به ما عطا فرمودند. /
از دوستان با هر فرقه اي كه هستن تقاضا دارم اگر با نظر بنده حقير موافق هستند نظر بدن البته با احترام و بدون توهين

اگر آثار ادیان را با دقت

رها
ارسال شده در : 1392/3/13

اگر آثار ادیان را با دقت مطالعه کنیم می بینیم که در همه آنها ادعا شده که آن دین آخرین دین و از همه کاملتر است، و البته از نظری این ادعا درست است، برای این که هر دینی در زمان خودش کاملترین دین بوده و تمام آنچه را که برای هدایت مردم آن زمان لازم بوده، آورده، اما با گذشت زمان، احکام و دستورات هر دین ارتباط خودش را با نیازهای جامعه از دست داده و نیاز به احکام و تعالیم جدیدتر و کاملتری پیدا شده. در واقع حقیقت دین یکی است. اگر دین را به عنوان یک نظام تربیتی در نظر بگیریم، همان طور که بشر در طول زمان رشد کرده، دستورات و آموزه های لازم برای پیشرفت آن نیز کاملتر شده و این فرآیند پیوسته ادامه دارد، چون حیات بشر همیشه در حال پیشرفت و تکامل است.

تاثیر نظرات بر من


ارسال شده در : 1392/3/12

من وقتی نظرات تند و گاهی بی ادبانه مسلمانان متعصب را می خوانم قطعا دلم نمی خواهد یک مسلمان باشم. و در پاسخ های صبورانه ی بهائیان به این نظرات محبت خداوند را بیشتر احساس می کنم.
(البته این فقط یک احساس شخصی است و قابل اثبات یا رد کردن نیست.)

کله تمام بهاییها رو من ...


ارسال شده در : 1392/3/12

کله تمام بهاییها رو من ...

من بین دین اسلام و بی دینی


ارسال شده در : 1392/3/10

من بین دین اسلام و بی دینی گیر کردم واقعا
اما یه چیز منطقی وجود داره وقتی آخرین دین اسلام بوده و این همه مطلب در موردش وجود داره چرا به دین بعد از اسلام باید اعتماد کرد؟
منظورم اینه مگه خدا 10 دفعه گفته دین فلان آخری هست؟
واقعا آدم تو دنیا میمونه چه خبره
من از بچگی یادم میاد میگفتن بهایی ها نجس هستن وقتی سئوال میکردم چرا هیچ کسی حاضر به جواب نمیشد این تو ذهن من نقش بسته فکر میکنم اکثر ایرانی های سنتی اینطوری از کودکی چیزایی بهشون گفته باشن
اما جالب این بود یه مسجدی که متعلق به یه بهایی بوده زمینش به زور به نقل از مادر خودم ازش غصب کردن مادر من خانوم مومنی هست و برای من این دیدگاه که دیدگاه قبلی رو نقض میکرد جالب بود
اینقدر گرفتاری دارم دیگه به این چیزا فکر نمیکنم
امیدوارم هر کسی هر دینی داره بتونه به عنوان یک انسان آزاد زندگی کنه و کسی در مورد اینکه شما چه دینی داری سعی نکنه نظرشو به زور بزاره تو ذهن شما

بهاییت

اسماعیل مرشدی
ارسال شده در : 1391/8/16

به نطر من اصلا دوره ی دین سازی و امام زمان بازی گذشته ، یه زمانی بود که مجبور بودن برای اخلاقیات التزام بتراشن دست به دامن دین و بهشت و جهنم می شدن ولی وقتی شعور انسان بالا بره که در این قرن بیست و یک معدل شعور سیاره بالا رفته... دیگه نیاز به چیزی به نام دین نداریم ، همینکه گفته شده دین اسلام آخرین دینه همین معنا رو داره تاکید می کنه

javabi kotah be doste azizemon MOHSEN

yosef
ارسال شده در : 1391/5/19

mohsen jon in olama hastan ke der tole in 170 sal nakhastan ve natonestan ba in diyanat monazere konan.age tarikhe diyanate bahaei ru bekhoni mifahmi.be khosos bad az engelabe eslami der iran hich bahaei be tore alani mohakeme nashode ta ham hamvatanane azizemon ve ham kolle donya az hagigat ba khabar beshan,vali man gol midam age rigi to kafshe bahaeiyan ve diyanate bahaei bod ta hala hezar bar olama an ra alam karde bodan,hamchenan ke aksare mokhalefan ru der resaneha alam mikonan.mamnon

دین اسلام

Savaş
ارسال شده در : 1391/5/13

با اینکه مسلمان هستم ولی هیچ وقت دل خوشی نسبت به این دین نداشتم . عربهای جاهل و نادان با حمله به ایران مردم این کشور کهن را به زور شمشیر با دینی آشنا کردند که به جز فلاکت و عقب ماندگی چیز دیگری برای ایران به ارمغان نیاورد . الان هم که افتاده دست یک عده آخوند . عاقبت خوشی برای ایرانیان نمی بینم ...

محسن عزیز

حسن
ارسال شده در : 1391/3/2

محسن عزیز اینها که نوشته اید اطلاعات محرّف و نادرستی است. پیشنهاد می کنم یک به یک را با ذکر منبع و عین نص و بیان از کتب بهائی ذکر کنید تا معلوم شود که قضاوت غیر منصفانه و از روی عدم اطلاع کامل فرموده اید. جانت خوش باد

تناقض

محسن
ارسال شده در : 1391/2/18

در مورد احکام فرقه بهائیت چه نظری دارین؟
مگه بنا به ادعای شما دین جدیدی است ؟1 پس باید بیشتر از ادیان قبلی کمال داشته باشه درسته ؟
پس چرا توی احکام بهائیت تناقض و کمبود وجود داره
مثلا جرم زنا 8 یا 9 مثقال طلا مجازات داره ولی ناراحت کردن یک شخص بیش از 18 مثقال طلا مجازات داره مگه ارزش ناموس ادم 8 یا 9 مثقال طلا ارزش داره ؟ یا کمتر از ناراحت کردن یک شخص ارزش داره
یا درمورد سرقت کفته ارگ مردی سرقت کند .... در کتاب اقدس هیچ حکمی در مورد سرقت زن نگفته
یا در مورد لواط گفته که من شرم دارم از گفتن حکم لواط . حالا یک نفر مرتکب لواط شد حکمش چیست؟
یا درمورد ازدواج که گفته فقط محارم زن پدر است م اگر کسی به خواهر خود تجاوز کند حکمش چیست؟
زنا = رابطه ی جنسی میان زن و شوهر بدون وجود رابطه ی زوجیت
پس در فرقه ی بهائیت کسی زنا کار است که با زن بدر خود زنا میکن چون فقط با زن پدر نمی تواند ازدواج کند
وحکمی در مورد تجاوز برادر به خواهر نگفته ایا این انسانیست که یه برادر به خوار یا مادر خود تجاوز کند ؟
در مورد قبله چهنظری دارید؟ مگر نمیگویید که دین یکتاپرستی است پس را قبله باید قبر انان باشد ؟ ایا شما خدا را عبادت میکنید یا قبر انسان را؟
قبله دوم مسلمانا که در فلسطین است (نه اسرائیل) قبر انسان نیست.
چرا شما حاظر به مناظره با علمای اسلام نیستید؟

دین بهائی

آرش
ارسال شده در : 1390/10/26

دین بهائی جدید ترین دین کریه خاکی است، حضرت بهاالله بازگشت حضرت مسیح و یا شاه بهرام و یا مهدی یا بودا یا برهما و تمامه پیامبران است، حضرت بهاالله پیام آزادی برای ما آورده اگر دوست دارد درباری دیانت بهائی بدونید به مرکز دین بهائی بروید و یا به وب سایت بهائی بروید ....... پرسیدن درباری دین بهائی از یک مسلمون مسله این میمونه که ما از ی مسیحی درباری دین اسلام بپرسیم و من به شما قول میدم به جز ردیه چیزه دیگری نخواهید شنید. در دین بهائی تساوی هوقوق مرد و زن هاست، تربیت اجباری، و ....... یک بهائی هیچوقت دهانشو به فوش به دین و مقدسات دیگران آلوده نمیکنه بخاطره اینکه اساسه تمامه ادیان یکی هاست ..... استمرار ادیان لازم هاست برای رشد انسان .................... لطفآ به وابسته زیر مراجه کنید.,,,, //www.persian-bahai.org/

سلام

محمدرفیق "عزت"
ارسال شده در : 1390/10/26

من که نام بهایت را میشنوم بسیار غمگین میشم چرا که اینها به افغانستان هم سرایت کرده و مردم ساده و بی معلومات را فریب میدهند و یک تعداد جوانان را به طرف فحشا میکشانند . فکر میکنم که در زمان طالبان هم این بهایان نجس در افغانستان بودند ولی مخفی فعالیت داشتن خدا کند که که فرش این دیموکراسی غیر اسلامی از افغانستان جمع شود ان وقت مسلمانان پاک و غیور به حساب این بهایهای نجس خواهد رسیدند
محمد رفیق عزت از کابل عزیز

تقاضا از مدیر سایت نقطه نظر

حسن
ارسال شده در : 1390/10/15

مدیر محترم سایت نقطه نظر، لطفاً نظر ناشناسی را که به مقدسات بهائیان توهین کرده پاک کنید. فحاشی روش تحقیق و مشورت و گفتگو نیست و ره به جایی نمی برد. با تشکر از شما

گیج شدم

سمیرا
ارسال شده در : 1390/10/9

من مسلمونم بر حسب اتفاق با بهایی ات و با مسیحیت ‍ فرقه شاهدان یهوه ‍ و فرقه کاتولیک اشنا شدم و در مورد انها تحقیق کردم همچنین درباره زرتشت همه ادیان خوب بودن و قابل احترام ولی یک سری مطالب غیر قابل باور ( خودمونی تر بگم به دل نمی نشست) داشتن من واقعا گیج شدم نمی دونم کدوم خوبه کدوم بده!!!!!!!!!!!!!
به facebook خدا مهربان khodamehraban سر بزنید

گیج شدم

سمیرا
ارسال شده در : 1390/10/9

من مسلمانم ولی در جواب لیلی پوت جان باید بگم این مساله رو که محمد (ص) اخرین پیامبر نیست یک بهایی برای من از قران اثبات کرد : گفته شده محمد "رسول" الله اخرین "نبی" و در سوره مریم به موسی عیسی و... لقب نبی داده پس رسول با نبی فرق داره و محمد (ص) اخرین نبی است به این دلیل که از خودش پسری ندارد

انتقاد

محمدرفیق "عزت"
ارسال شده در : 1390/9/28

ای بهایان شما در را حضرت محمد ص چی بدی و کمی دیده اید که از اسلام رو گشتانده اید پس توبه کرده و به اسلام مبارک دوباره مشرف شوید تا از اتش جهنم نجات پیدا کنید
محمد رفیق عزت از کابل

مگر نمیگین بهایی دین است

رضا
ارسال شده در : 1390/9/20

پسسسسسسسسس چرا همش از اسلام تقلید می کند .
چر از کلمات عربی استفاده میکند.
حتما به احتمال زیاد کتاب بهایی ها هم با زبان عربی به وجود امده........جالب.
جالبه بهایی ها از ما بهتر قران تفصیر میکنن.
نمیدونم چرا بهایی ها از نام های اسلام وقران استفاده میکنن مگه بهایی یک دین نیست.
جالب...........برای خودشان از کلمات خاصی استفاده نمیکنن......خیلی جالبه....من کف کردم...
من نمیدونم چرا تمام مطالب خوبی که میگن همش تو قران اسلام است.....شاید قرانم برای بهایی ها هست....و.....الا.........اخه البته این چیزهای که من گفتم خیلی ساده وابتدای است.
دلایل محکم تری هم است... که بماند برای اهلش ......نه برای کسی که ارزش ........این مطالب رو ندارد.
البته من قصد بی احترامی ندارم .
اسلام کامل است ولی یک مشکلی داریم اونم ادمهای که مسلمان هستن کامل نیستند.
وبزرگترین مشکلی که ما داریم ..ادمهای که از اسم دین دارن جیبهای مبارکشان رو پر میکنند....داخل ایران میگم.......پس دید همه نصبت به اسلام چی میشه.......خوب معلومه.........شما اگر به بچه خودتان اخم کنید و این کار رو مدتی تکرار کنید چی میشه..........بله درسته اون بچه از شما فراری میشه............حالا یک غریبه به اون بچه مهربونی کنه............معلومه اون بچه جذب اون فرد غریبه میشه..................حالا فهمیدی چی شد............افرین تو کشور ما در قالب دین دارم به ما ظلم میکنند..........پس من بایک دین مثلا (نت) که الان خودم ساختم .........بابا من کی هستم..........بیان و مشکلات شمارو حل کنند چی میشه............دین (نت) کامل ترین دین میشه چون مشکلاتم برطرف کرده زندگیم تامین شده ((هرکاری من دوست داشته باشم قبول کنه))اخر دین.........پس من........... دین (نت)رو اخترا کردم به من ملحق بشین ای عزیزان ..........حال کردین.
بهره گرفتن از چند دین وتقلید از کارهای خوب اون دین ودست گذاشتن روی مشکلات انسان ها نمی شود دین ساخت عزیزان من.
ما مسلمانان خودما بیعرضه بودیم که گذاشتیم هرکس تو قالب دین مان هرکاری بکن.......................و بد تر نداشتن اطلاعات کامل....که برای ما شک رو به وجود میاره البته در شرایت حال.....................
وبزرگترن مشکل ما این است..ما ادمهای کاملی نیستیم از نظر علم و سطح فکری (جهان هر کس به وسعت فکر اوست)...حالا موتوجه شدی چرا ما کامل نیستیم.....و مقصر اصلی هم خودما هستیم اول خودم میگم.
جالبه ما بزرگترین دانشمندان دنیارو داشتیم عزیز دلم (ابن سینا)که طی مطلبی دین بهایی رو رد کرد.............البته شاید به پرسین اون مطلب چیست وبزار ین............شرمنده (ابن سینا) دانشمند بزرگی است ومن نمیتونم مطالب با ارزش ایشون رو برای یک سری ادم که نمیشنایم بزارم .........هر کس دوست داشت بره کتاب خونه کتابهای (ابن سینا)رو بخونه.
جالب بهایی ها_ ماورای طعبیی_ رو قبول ندارن..........شانس اوردیم که به اسم خودشون نزدن..............بنیانگذار قدرت_ ماورای طعبیی_ حضرت علی (ع) است که از قران استخراج شده...........فدای این امام بشم که با اسمش جهان در عظمتش هستن. با تشکر از دوستان عزیز اگر غلت املای داشتم یا کمی تند نوشتم ببخشید ......من حلالم کنین چون این دنیا وفا نداره دو روزه .........شاد باشین.

لا اله الله محمد رسول الله

لا اله الله مح…
ارسال شده در : 1390/9/17

ای کاش کمی تو این اعتقاداتتون دقت میکردین و میدیدین با چی عوض کردین آخرتتونو
ای کاش اسلام رو درک میکردین و میفهمیدین که چرا اینقدر هزینه میشه فکر مردم رو با چیزای دیگه مشغول کنن
کتابی قراره امسال در امریکا چاپ بشه که یه سری دانشمند معجزات قرآن رو مو به مو بررسی کردن و به اثبات رسوندن
به قول شاعر چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
ایشالا همتون هدایت بشین

ببینید بهائی ها همه ی ادیان

ME
ارسال شده در : 1390/7/28

ببینید بهائی ها همه ی ادیان از جمله اسلام رو قبول دارن درسته؟

تو اسلام و تو قران گفته شده که حضرت محمد(ص)
آخرین پیامبر الهی هستش همین بس برای دروغین بودن این به اصطلاح دین بهایی

چرا بهاییت ادعا میکنه یه دینه

خاطره
ارسال شده در : 1390/5/8

چرا بهاییت ادعا میکنه یه دینه جدیده در حالی که ادیان آسمانی با اسلام ختم شدند

میگم اگه از لحاظ بهایی ها همه

خاطره
ارسال شده در : 1390/5/8

میگم اگه از لحاظ بهایی ها همه ادیان مثل همند چرا اینا اومدن دینشون رو عوض کردند و بهایی شدند؟؟

تشکر

مسعود
ارسال شده در : 1390/4/29

الله ابهی
من یکی از نوکیشان بهائی هستم
و عامل آشنائی من هم رادیو پیام دوست بود که یک روز به صورت اتفاقی گوش میدادم با این دیانت آشنا شدم و خیلی هم خوشحالم که این اتفاق مبارک در زندگی من افتاد و مسیر زندگیم را عوض کرد و مهم تر از همه اینکه من را از یک انتظار بیهوده برای موعودی که 150 سال پیش آمده نجات داد .
به همین خاطر از شما و همه احبا بهائی خواهش میکنم تا میتوانید به گسترش اطلاعات در این مورد ادامه دهید تا اگر کسان دیگری هم هستند که بی اطلاع هستند از طریق شما مطلع و آگاه گردند کم نیستند کسانی که مانند من که تا یک سال پیش از این توسط حکومت و عوامل دیگر در گمراهی و بی اطلاعی مانده باشند .
من برای شما دیگر احبا که در این راه خدمت میکنید دعا میکنم و کمال سپاسگذاری را دارم.
مسعود
ایلام - ایران

بهاییت

لازم
ارسال شده در : 1390/4/1

من خودم بهائی نیسم اما اططلا عات زیادی دارم زیرا در مجالس بهائی ها شرکت کردم به نظر من دین یک چیز شخصی است و دین بهائی دین پاکی است و اگر در این مورد شک دارید در مجالسشان شرکت کنید و با شنیدن حرف های نادرست فکرتان را شستو ندهید و اگر میگویید پایگاه بهائیان اسرائیل است درست است اما مگر قبله دوم مسلمانان اسرائیل نست ؟مگر اسرائیل اشغال گر نیست؟..و باید بدانید دین بهائی قبل از بوجود امدن اسرائیل بوجود امد . 

تحقیق

ناصر
ارسال شده در : 1389/11/7

هادی جان تحقیق چیز خوبی است. بازهم تحقیق کنید. البته من متوجه نشدم راجع به بهائی و وهابی مقصودتان چیست. موفق باشید

خدا را شکر کنید

هادی
ارسال شده در : 1389/10/2

می خواستم بگم من هنوز مطلبی در مورد بهاییت نمی دانم ولی دیشب کامل در مورد وهابیت تحقیق کردم برادر وهابی هر چه باشی باز خدا را شکر که سر همنوع خود را به مانند گوسفند ذبح نمی کنی همچون وهابیت که بریدن سر شیعه را راه گشای رسیدن به بهشتمی داند هر کس تمایل دارد ه ایمیل من در مورد مسایل بهاییت ایمیل بزند به امید اینکه روزی تمام بندگان حق تعالی زیر پرچم پروردگار در کمال سادت با هم زندگی کنند
[email protected]

الهه من !

طاهر
ارسال شده در : 1389/9/6

با سلام و سپاس
بالاخره پس از گذشت چندین ماه سعی و تلاش بی وقفه من به آنچه که می خواستم رسیدم ، واقعا" خواستن توانستن است . البته نا گفته نماند که این خواست خداوند بود که ازدواج من و الهه جور شد . هر بار که جواب رد از الهه عزیزم می شنیدم حسی در درونم به من میگفت که ناامید نباشم و این آرزوی من برآورده شد و ما باهم ازدواج کردیم . ازدواجی که بسیاری آن را امکان ناپذیر می دانستند . ازدواج مسلمان با یک دختر بهایی ؟؟؟ از اینجا واقعا" جا دارد از خانواده خودم که در این مورد بدون کوچکترین ایراد گرفتنی همیشه مرا راهنمایی کرده و در این امر خیر کمکم کردند . من الان خیلی خوشبخت هستم . واقعا" از ته دل میگویم الهه را خیلی دوست دارم ...

سپاسگزارم .

نگران نباش

جمشید
ارسال شده در : 1389/7/20

معصومی جان
خیلی ممنون که نگران عاقبت بهائیان هستید. اما نگران نباشید. بهائیان مفصلاً راجع به تهمت روسی و انگلیسی و امریکایی و اسرائیلی بودن خود تحقیق کرده اند و ضمن دریافتن کذب همهء اتهامات مزبور، هم اکنون همهء محرومیت ها از حقوق شهروندی خود را به جان و دل خریده اند و دهها نفرشان در گوشهء زندان کمر بهائی ستیزان را شکسته اند و منصفین و بیداران ایران عزیزمان به تحسین روش مسالمت آمیز و صبر و استقامتشان پرداخته اند. جز این استقامت و صبوری چه چیزی را برای صدق قولشان می خواهید؟!
جانم فدای دیانت مقدس بهائی، ایران عزیز، ایرانیان منصف باد

خجالت خوب چیزی

معصومی
ارسال شده در : 1389/7/12

خوب بود شما که تبلیغ بهائیت را مینمائید بوجود امدن این مسلک وسردمدارانش را دقیقا مطالعه میکردید وحامی اولین فرد اهل روس چه در بوشهر وشیراز ودرنهایت هم انگلیسی هاو بعد اسرائیل و امریکا ...... اخه بابا بعد از این دنیا اخرتی هم است

به دوست عزیزم عبدالله

حامد
ارسال شده در : 1389/5/11

عبدالله جان، در کتب «پیام ملکوت» و «مستطاب ایقان» ذکر انبیای الهی از جمله حضرت محمد ص نیز شده است؛ اگر دوباره کامنت بنده را بخوانید متوجه می شوید. در این صورت چگونه آن را «شپروت» گفته اید و آن را مطالب غیر مفید فهمیده اید؟! عزیزم کتب شیعه و غیر شیعه را خوانده ام. از کجا می دانید نخوانده ام؟! بهائیان-از جمله این حقیر- نه تنها کتاب قران و معارف شیعه بلکه همهء کتب آسمانی را می خوانیم و برتر از آن، بهتر از جان نیز عزیز می داریم.
راستی متوجه «عبدالله لا عبدالبهاء» نشدم!
قربان رویت
حامد

فدات

عبدالله لا عبدالبها
ارسال شده در : 1389/4/29

خیلی خوبه که حداقل یک بار کتاب پیام ملکوت (شپروت) یا مستطاب ایقان رو خوندی حامد جون ولی نمیدونم چرا نتونستی مطلب مفیدی از اونا بیرون بیاری مگر خود ش نگفت " انسان چون بمقام بلوغ فائز شد بايد تفحّص نمايد
و متوکّلاً علی الله و مقدّساً عن الحبّ و البغض در امری که
عباد بآن متمسّکند تفکّر کند" ایا تا حالا شده بدون بغض بخواهی سری به کتاب شیعیان و .. هم بزنی نه والله اگر این کار کرده بودی همون جوری که من تونستم بین بهایییت و تشیع را خیر و صلاح رو انتخاب کنم فقط کپی و پیست کردن مطالب فایده برات نداره کمی تفحص خوبه کدومای شما مردونه محققا دنبال حقیقت رفتید که حال فخمیدید کدوم خوبه حداقل مرد باشید و مردونه برید دنبالش نه هر که از مامانش قهر کرد بگه من میرم دینمو عوض میکنم اره بابا جون

بهایی هم میتونه یه دین باشه


ارسال شده در : 1389/4/19

بهایی هم میتونه یه دین باشه از نظر من که به ادیان اعتقادی ندارم بهاییت حتی بهتر از خیلی از ادیان است البته من شناسنامه ای مسلمان شیعه هستم اما با تحقیق چی بردم که ادیان کلا زاییده ی فکر بشر و تسکینی برای شکستها و نادانسته است و نه چیز دیگر این شاید برای خیلی ها عالی باشد که یه تکیه کاه داشته باشن هرچند زاییده ی فکر خودشون اما بذا بعضی نه.
در ضمن بین ادیان اسلام حشن ترین و مستبد ترین است و پیروانش را طوری بار میاورد که دیگران را فقط در صورت نیاز ادم میداند و اگر زور داشته باشد همه را جز مسلمانان میکشد که زور حوشبختانه ندارد. از طرفی مسلملنان خود را گول میزنند که اسلام خوب است دستوراتش بد اجرا میشود این هم خیال باطل است چون در طول 1400 سال این همه حکومت امده و رفته و این همه از اسلام فرقه درست شده و حالا هم در بیش از 50 کشور دین رسمی است و انوز نتوانسته قابلیت خودش را نشان دهد که عرضه ی به سعدت رساندن یک جامعه را دارد پس چه شرایطی را لازم دارد نتیجه میگیریم ناتوانی از اسلام و دستورات عقب مانده اش است وگرنه همه جور امکاناتی با سرزمینی در طول 1400 سال داشته و کاری لز پیش نبرده است اما مثلا دموکراسی قرب در 500 سال دنیا و مردم ان را فرا گرفته است.
در ضمن به عنوان یه دین ناباور میگویم سنی ار شیعه و مسیحی از مسلمان و بهایی از هر دو بهتر است اما در هر حال انسانیت و تفکر انسان مدار از همه بالاتر است ما انسانیم و راه حل های انسانی با منش ما سازگار است نه راه حل هایی که از یک منبع غیر جنس ما صادر شده و ما را درک نمیکند.

مجتبی عزیزم

حامد
ارسال شده در : 1389/4/16

مجتبی عزیزم، ضمن تقدیم اشواق قلبی، شناخت حقیقت یک دین و ایمان به آن کاملاً بسته به خود شخص است و به فرمودهء حضرت امیرع راه های به سوی خدا به تعداد انفاس خلایق است. یعنی در این مسیر تقلید را راهی نیست و هر فرد خود باید تحقیق نماید. اما البته در این مسیر می تواند با دیگران هم مشورت کند. الحمدلله شما اهل تحقیقید و آنچه از صمیم قلب و خلوص نیت نوشتید، بر دل نشست و سبب شادی شد. در این عالم هیچ چیز جز خلوص قلب و پاکی نیت نمی تواند در رسیدن به حقایق انسان را یاری دهد. عزیزم، آنچه را شما برای کشف حقیقت لازم دارید هم اکنون در وجود عزیزتان مشهود است. آنچه که شما را کمک خواهد کرد هم اکنون در قلب عزیزتان موجود است. حضرت بهاءالله می فرمایند: " فِي اَوّلِ الْقَوْلِ امْلِکْ قَلْباً جَيِّداً حَسَناًمُنِيْراً لِتَمْلِکَ مُلْکاً دَائِماً بَاقِياً اَزَلاً قَدِيمْاً". اولِ کار باید مالک قلبی پاک شد تا خداوند ملک دائمی ایمان عطا فرماید. بنابراین شما قدم اول را برداشته اید؛ فقط باید به فرمودهء حضرت مسیح، دَرِ طلب را محکم تر بکوبید تا باز شود؛ و یا به فرمودهء قران مجید بیشتر در طلب حق مجاهده کنید تا حتماً هدایت فرماید. در راه شناخت حقیقت و ایمان به مربی آسمانی جدید تنها و تنها خود شخص است که باید با محبوب معنوی خود ارتباط مدام و انس مستدام یابد. در بارهء آنچه عرض شد، بیانات بسیاری از حضرت بهاءالله و عبدالبهاء و ولی امربهائی در کتب و آثار بهائی موجود است که آن عزیز باید دائماً به مطالعه و تفکر در آنها بپردازید. به عنوان نمونه چند مورد را از سایت کتابخانهء بهائی استخراج کردم که در زیر مشاهده فرمایید. تنها کمکی که این حقیر فعلاً می توانم بکنم این است که از صمیم جان عرض کنم تا می توانید آثار بهاءالله و عبدالبهاء را با قلبی فارغ مطالعه فرمایید. قربانتان حامد

قسمتي ازبيانات حضرت بهاءالله ازكتاب "مستطاب ايقان" مي فرمايند: " ای برادر من، شخص مجاهد که اراده نمود قدم طلب و سلوک در سبيل معرفت سلطان قِدَم گذارد بايد در بدايت امر قلب را که محلّ ظهور و بروز تجلّی اسرار غيبی الهی است از جميع غبارات تيره علوم اکتسابی و اشارات مظاهر شيطانی پاک و منزّه فرمايد و صدر را که سرير ورود و جلوس محبّت محبوب ازلی است لطيف و نظيف نمايد. و همچنين دل را از علاقه آب و گل يعنی از جميع نقوش شبحيّه و صور ظلّيّه مقدّس گرداند به قسمی که آثار حبّ و بغض در قلب نماند که مبادا آن حبّ او را به جهتی بی دليل ميل دهد و يا بغض او را از جهتی منع نمايد. چنانچه اليوم اکثری به اين دو وجه، از وجه باقی وحضرت معانی باز مانده‏اند و بی شبان در صحراهای ضلالت و نسيان می چرند. و بايد در کلّ حين توکّل به حقّ نمايد و ازخلق اعراض کند و از عالم تراب منقطع شود و بگسلد و به ربّ الارباب در بندد. و نفس خود را بر احدی ترجيح ندهد وافتخار و استکبار را از لوح قلب بشويد و به صبر و اصطباردل بندد و صمت را شعار خود نمايد و از تکلّم بی فائده احترازکند. چه زبان ناری است افسرده و کثرت بيان سميّ است هلاک کننده. نار ظاهری اجساد را محترق نمايد و نار لسان ارواح و افئده را بگدازد. اثر آن نار به ساعتی فانی شود و اثراين نار به قرنی باقی ماند. و غيبت را ضلالت شمرد و به آن عرصه هرگز قدم نگذارد، زيرا غيبت سراج منير قلب را خاموش نمايد و حيات دل را بميراند. به قليل قانع باشد و ازطلب کثير فارغ. مصاحبت منقطعين را غنيمت شمارد و عزلت از متمسّکين و متکبّرين را نعمت شمرد. در اسحار به اذکار مشغول شود و به تمام همّت و اقتدار در طلب آن نگارکوشد. غفلت را به نار حبّ و ذکر بسوزاند و از ما سوی اللّه چون برق در گذرد. و بر بی نصيبان نصيب بخشد و از محرومان عطا و احسان دريغ ندارد. رعايت حيوان را منظورنمايد تا چه رسد به انسان و اهل بيان. و از جانان جان دريغ ندارد و از شماتت خلق از حقّ احتراز نجويد. و آنچه برای خود نمی پسندد برای غير نپسندد و نگويد آنچه را وفا نکند. و از خاطيان در کمال استيلاء در گذرد و طلب مغفرت نمايد. و بر عاصيان قلم عفو در کشد و به حقارت ننگرد زيرا حسن خاتمه مجهول است. ای بسا عاصی که در حين موت به جوهرايمان موفّق شود و خمر بقا چشد و به ملأ اعلی شتابد و بسا مطيع و مؤمن که در وقت ارتقای روح تقليب شود و به اسفل درکات نيران مقرّ يابد. باری، مقصود از جميع اين بيانات متقنه و اشارات محکمه آن است که سالک و طالب بايد جزخدا را فنا داند و غير معبود را معدوم شمرد. و اين شرايط از صفات عالين و سجيّه روحانيّين است که در شرايط مجاهدين و مشی سالکين در مناهج علم اليقين ذکر يافت. وبعد از تحقّق اين مقامات برای سالک فارغ و طالب صادق، لفظ مجاهد درباره او صادق می آيد. و چون به عمل "و الّذين جَاهَدُوا فيِنا "١ مؤيّد شد البتّه به بشارت " لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا"٢( 1 و 2- سوره عنکبوت، آيه ٦٩) مستبشر خواهد شد. و چون سراج طلب و مجاهده و ذوق وشوق و عشق و وله و جذب و حبّ در قلب روشن شد و نسيم محبّت از شطر احديّه وزيد ظلمت ضلالت شکّ و ريب زائل شود و انوار علم و يقين همه ارکان وجود را احاطه نمايد. درآن حين بشير معنوی به بشارت روحانی از مدينه الهی چون صبح صادق طالع شود و قلب و نفس و روح را به صورمعرفت از نوم غفلت بيدار نمايد. و عنايات و تأييدات روح القدس صمدانی حيات تازه جديد مبذول دارد به قسمی که خود را صاحب چشم جديد و گوش بديع و قلب و فؤاد تازه می بيند و رجوع به آيات واضحه آفاقيه و خفيّات مستوره انفسيّه می نمايد و به عين اللّه بديعه در هر ذرّه بابی مفتوح مشاهده نمايد برای وصول به مراتب عين اليقين و حقّ اليقين ونور اليقين، و در جميع اشياء اسرار تجلّی وحدانيّه و آثار ظهورصمدانيّه ملاحظه کند. قسم به خدا که اگر سالک سبيل هدی و طالب معارج تقی به اين مقام بلند اعلی واصل گردد رائحه حقّ را از فرسنگ های بعيده استنشاق نمايد و صبح نورانی هدايت را از مشرق کلّ شیء ادراک کند و هر ذرهّ و هرشیء او را دلالت بر محبوب و مطلوب نمايد و چنان مميّز شودکه حقّ را از باطل، چون شمس از ظلّ، فرق گذارد. مثلاً اگرنسيم حقّ از مشرق ابداع وزد و او در مغرب اختراع باشدالبتّه استشمام کند. و همچنين جميع آثار حقّ را از کلمات بديعه و اعمال منيعه و افعال لميعه، از افعال و اعمال و آثارما سوی امتياز دهد چنانچه اهل لؤلؤ، لؤلؤ را از حجر وانسان، ربيع را از خريف و حرارت را از برودت. و دماغ جان چون از زکام کون و امکان پاک شد البتّه رائحه جانان را ازمنازل بعيده بيابد و از اثر آن رائحه به مصر ايقان حضرت منّان وارد شود و بدايع حکمت حضرت سبحانی را در آن شهرروحانی مشاهده کند و جميع علوم مکنونه را از اطوار ورقه شجره آن مدينه استماع نمايد و از تراب آن مدينه تسبيح وتقديس ربّ الارباب به گوش ظاهر و باطن شنود و اسراررجوع و اياب را به چشم سرّ ملاحظه فرمايد. چه ذکر نمايم ازآثار و علامات و ظهورات و تجلّيات که به امر سلطان اسماء وصفات در آن مدينه مقدّر شده. بی آب رفع عطش نمايد و بی نار حرارت محبّة اللّه بيفزايد. در هر گياهی حکمت بالغه معنوی مستور است و بر شاخسار هر گل هزار بلبل ناطقه درجذب و شور. از لاله های بديعش سرّ نار موسوی ظاهر و ازنفحات قدسيّه اش نفخه روح القدس عيسوی باهر. بی ذهب غنا بخشد و بی فنا بقا عطا فرمايد. در هر ورقش نعيمی مکنون و در هر غرفه اش صد هزار حکمت مخزون. ومجاهدين فی اللّه بعد از انقطاع از ما سوی چنان به آن مدينه انس گيرند که آنی از آن منفکّ نشوند. دلائل قطعيّه را ازسنبل آن محفل شنوند و براهين واضحه را از جمال گل و نوای بلبل اخذ نمايند. و اين مدينه در رأس هزار سنه اَو اَزيد اَو اقلّ تجديد شود و تزيين يابد. پس ای حبيب من، بايد جهدی نمود تا به آن مدينه واصل شويم و به عنايت الهيّه و تفقّدات ربّانيّه کشف سُبُحات جلال نمائيم تا به استقامت تمام جان پژمرده رادر ره محبوب تازه نثار نمائيم و صد هزار عجز و نياز آريم تابه آن فوز فائز شويم. و آن مدينه کتب الهيّه است در هرعهدی".
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمتی از کتاب «پیام ملکوت»، صص8-27 در بارهء جستجوی حقیقت:
رساله تحرّی حقيقت
مشتمل بر هفت مطلب
مطلب اوّل
----------
در بيان معنی حقيقت
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی :
" حقيقت وحدت عالم انسانی است حقيقت محبّت
بين بشر است حقيقت اعلان عدالت است حقيقت هدايت الله
است حقيقت فضائل عالم انسانی است. انبيای الهی
جميعاً منادی حقيقت بودند" (خطابات ص ٢٨٨)
و نيز ميفرمايند قوله الاحلی:
" ..... حقيقت علم است اساس اديان الهی علم است
علم سبب اتّحاد قلوب ميشود. حقيقت الفت بين بشر است.
حقيقت ترک تعصّبات است. حقيقت اينست که جميع بشر
را بندگان الهی ببينيد. حقيقت اينست که جميع اشياء را
زنده از يک فيض ببينيد. نهايت اينست در عالم وجود
مراتب است مرتبهء نقص است و مرتبهء کمال. ما بايد شب و
روز بکوشيم تا نقص مبدّل بکمال شود. مثلاً اطفال در عالم
طفوليّت نميدانند ولی مستحقّ نکوهش نيستند بايد اين
اطفال را تربيت کرد تا برتبهء بلوغ برسند. اين نهال را بايد
نشو و نما داد تا ثمر بدهد. اين زمين را بايد پاک کرد
تا تخم برکت ببار آرد. اين مريض را بايد معالجه کرد تا
شفا يابد. هيچ نفسی را نبايد مبغوض داشت جميع بشر
را بايد محبّت کرد. اگر اين اساس متين شود محبّت حاصل ميشود (خطابات طبع مصر ص ٦٧) .
و نيز ميفرمايند:
" حقيقت شريعت الله است. حقيقت هدايت الله است.
حقيقت محبّت الله است. حقيقت فيوضات الله است. حقيقت
فضائل عالم انسانی است. حقيقت نفثات روح القدس است (خطابات طبع مصر ص ٢١٢).
مطلب دوم
-----------
در بيان اينکه " متابعت تقاليد حقيقت را گم کرده "
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی:
امروز بکلّی مادّيّات بروحانيّات غلبه نموده در بين
بشر ابداً احساسات روحانيّه نمانده مدنيّت الهيّه نمانده
هدايت الله نمانده معرفت الله نمانده جميع غرق در
مادّه هستند. اگر چنانچه جمعی بکنائس و يا بمعابد
ميروند عبادت ميکنند اين بجهت تقاليد آباء و اجداد است
نه اينست که تحرّی حقيقت کرده اند و حقيقت را يافته اند
و حقيقت را ميپرستند از آباء و اجداد از برای آنها
تقاليدی ميراث مانده و بآن تقاليد متشبّث و عادت کرده اند
که بعضی اوقات بمعابد بروند و آن تقاليد را مجری دارند.
و برهان بر اين آنکه پسر هر يهودی يهودی است پسر هر
مسيحی مسيحی است پسر هر مسلمی مسلم پسر هر زردشتی
زردشتی. پس اين مذهب از آباء و اجداد ميراث از برای
او آمده است و تقليد آباء و اجداد مينمايد بجهت اينکه
پدرش يهودی بوده او هم يهودی شده نه اينکه تحرّی
حقيقت کرده و به تحقيق رسانيده که دين يهودی حقّ است
و متابعت آنرا کرده بلکه ديده که پدر و آباء و اجداد بر اين
مسلک بوده او هم اين مسلک را پيش گرفته است. مقصد
اين است که ظلمت تقاليد عالم را احاطه کرده متابعت
تقاليد طريق الهی را گم نموده نور حقيقت مخفی مانده.
اگر اين امم مختلفه تحرّی حقيقت کنند لابدّ بر اين است که
بر حقيقت پی برند و چون حقيقت را يافتند جميع ملل يک
ملّت گردند. امّا مادام متمسّک بتقاليدند و از حقيقت
محروم و اين تقاليد مختلف است لهذا نزاع و جدال در ميان
است بغض و عداوت بين ملل شديد است. امّا اگر تحرّی
حقيقت بکنند ابداً عداوتی نماند بغضی نماند جنگ
و جدالی نماند با يکديگر نهايت التيام را حاصل کنند(خطابات ص ١٨٣)انتهی
و نيز ميفرمايند قوله الاحلی:
" و جميع ملل بتقاليدی عاميانه تشبّث نموده اند
و از اينجهت با يکديگر در نهايت اختلاف و غايت نزاع و
جدالند. امّا ظهور حقيقت کاشف اين ظلمات است و سبب
وحدت اعتقاد زيرا حقيقت تعدّد قبول نکند(خطابات ص ٢٥٣).
مطلب سوم
-------------
بر هر شخص بالغ تحرّی حقيقت فرض و واجبست
حضرت بهاءالله ميفرمايند قوله تعالی:
" انسان چون بمقام بلوغ فائز شد بايد تفحّص نمايد
و متوکّلاً علی الله و مقدّساً عن الحبّ و البغض در امری که
عباد بآن متمسّکند تفکّر کند و بسمع و بصر خود بشنود
و ببيند چه اگر ببصر غير ملاحظه نمايد از مشاهدهء تجلّيات
انوار نيّر عرفان الهی محروم ماند. احزاب مختلفه در عالم
موجود و هر حزبی خود را حقّ دانسته و ميدانند بقوله
تعالی " کلّ حزب بما لديهم فرحون"( مجموعهء بزرگ ص ٧٦)
و نيز ميفرمايند قوله تعالی:
" ديده را پاک و مقدّس نما تا تجلّيات انوار لا نهايات
از جميع جهات ملاحظه نمائی و گوش را از آلايش تقليد
منزّه کن تا نغمات عندليب وحدت و توحيد را از افنان
باقی انسانی بشنوی .... از تقييد تقليد بروضهء قدس
تجريد و فردوس عزّ توحيد بخرام"( لوح احمد فارسی):
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی(خطابات امريکا ص ٢٤٧):
" بايد انسان تحرّی حقيقت کند و از تقليد دست
بکشد. زيرا ملل عالم هر يک تقاليدی دارند و تقاليد مختلف
است تقاليد سبب جنگ و جدال شده است و تا اين
تقاليد باقی است وحدت عالم انسانی مستحيل است.
پس بايد تحرّی حقيقت نمود تا بنور حقيقت اين ظلمات
زائل شود زيرا حقيقت حقيقت واحده است تعدّد و
تجزّی قبول نکند..... ملاحظه نمائيد حضرات يهود
منتظر ظهور حضرت مسيح بودند و بجان و دل آرزو ميکردند.
امّا چون غرق در تقاليد بودند چون حضرت مسيح ظاهر
شد ايمان نياوردند عاقبت بر صلب آنحضرت قيام نمودند
از اينجا معلوم ميشود که پيروی تقاليد کردند زيرا اگر تحرّی
حقيقت ميکردند البتّه بحضرت مسيح ايمان ميآوردند. اين
تقاليد عالم انسانی را ظلمانی کرده اين تقاليد سبب
حرب و قتال شده اين تقاليد سبب بغض و عداوت گشته.
پس بايد تحرّی حقيقت کنيم تا از جميع مشقّات خلاص شويم
و بصيرت روشن شود و بملکوت الهی راه يابيم " انتهی.
مطلب چهارم
-------------
تحرّی حقيقت را شرايطی است که بايد طالبان
حقيقت جميع آنها را رعايت نمايند
حضرت بهاءالله ميفرمايند:
" سالکين سبيل ايمان و طالبين کؤوس ايقان بايد نفوس
خود را از جميع شئونات عرضيّه پاک و مقدّس نمايند. يعنی
گوش را از استماع اقوال و قلب را از ظنونات متعلّقه بسبحات
جلال و روح را از تعلّق باسباب ظاهره و چشم را از ملاحظهء
کلمات فانيه و متوکّلين علی الله و متوسّلين اليه سالک
شوند تا آنکه قابل تجلّيات اشراقات شموس علم و عرفان
الهی و محلّ ظهورات فيوضات غيب نامتناهی گردند. زيرا
اگر عبد بخواهد اقوال و اعمال و افعال عباد را از عالم و
جاهل ميزان معرفت حقّ و اوليای او قرار دهد هر گز
برضوان معرفت ربّ‌العزّه داخل نشود و بعيون علم و حکمت
سلطان احديّت فائز نگردد و هر گز بسر منزل بقا نرسد
و از جام قرب و رضا مرزوق نگردد .... شخص مجاهد که
اراده نمود قدم طلب و سلوک در سبيل معرفت سلطان
قدم گذارد بايد در بدايت امر قلب را که محلّ ظهور و بروز
تجلّی اسرار غيبی الهی است از جميع غبارات تيرهء علوم
اکتسابی و اشارات مظاهر شيطانی پاک و منزّه فرمايد و
صدر را که سرير ورود و جلوس محبّت محبوب ازلی است
لطيف و نظيف نمايد و همچنين دل را از علاقهء آب و گل
يعنی از جميع نفوس شبحيّه و صور ظلّيّه مقدّس گرداند
بقسمی که آثار حبّ و بغض در قلب نماند که مبادا آن حبّ
او را بجهتی بی دليل ميل دهد و يا بغض او را از جهتی
منع نمايد. چنانچه اليوم اکثری باين دو وجه از وجه باقی
و حضرت معانی باز مانده اند و بی شبان در صحراهای
ضلالت و نسيان ميچرند. و بايد در کلّ حين توکّل بحقّ نمايد
و از خلق اعراض کند و از عالم تراب منقطع شود و بگسلد و بربّ
الارباب در بندد و نفس خود را بر احدی ترجيح ندهد
و افتخار و استکبار را از لوح قلب بشويد و بصبر و اصطبار
دل بندد و صمت را شعار خود نمايد و از تکلّم بی فايده
احتراز کند چه زبان ناريست افسرده و کثرت بيان سمّی است
هلاک کننده. نار ظاهری اجساد را محترق نمايد و نار لسان
ارواح و افئده را بگدازد اثر آن نار بساعتی فانی شود و اثر
اين نار بقرنی باقی ماند. و غيبت را ضلالت شمرد و بآن عرصه
هرگز قدم نگذارد زيرا غيبت سراج منير قلب را خاموش نمايد
و حيات دل را بميراند. بقليل قانع باشد و از طلب کثير فارغ.
مصاحبت منقطعين را غنيمت شمارد و عزلت از متمسّکين و
متکبّرين را نعمت شمرد. در اسحار باذکار مشغول شود و بتمام
همّت و اقتدار در طلب آن نگار کوشد. غفلت را بنار حبّ و
ذکر بسوزاند و از ما سوی الله چون برق در گذرد. و بر
بی نصيبان نصيب بخشد و از محرومان عطا و احسان دريغ
ندارد. رعايت حيوان را منظور نمايد تا چه رسد بانسان
و اهل بيان. و از جانان جان دريغ ندارد و از شماتت خلق
از حقّ احتراز نجويد. و آنچه برای خود نمی پسندد برای
غير نپسندد و نگويد آنچه را وفا نکند. و از خاطئان در کمال
استيلاء در گذرد و طلب مغفرت نمايد و بر عاصيان قلم عفو
در کشد و بحقارت ننگرد زيرا حسن خاتمه مجهول است.
ای بسا عاصی که در حين موت بجوهر ايمان موفّق شود و خمر
بقا چشد و به ملأ اعلی شتابد و بسا مطيع و مؤمن که در وقت
ارتقای روح تقليب شود و باسفل درکات نيران مقرّ يابد.
باری مقصود از جميع اين بيانات متقنه و اشارات محکمه
آنست که سالک و طالب بايد جز خدا را فنا داند و غير
معبود را معدوم شمرد. و اين شرايط از صفات عالين
و سجيّهء روحانيّين است که در شرايط مجاهدين و مشی
سالکين در مناهج علم اليقين ذکر يافت(کتاب ايقان ص ١٦٠- ١٦٣) " انتهی
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند(مفاوضات ص ٣٠ - ٣١) قوله الاحلی:
" چون اينمقام تحرّی حقيقت است و جستجوی واقع
مقاميست که تشنهء جانسوخته آرزوی آب حيات نمايد و
ماهی مضطرب بدريا رسد مريض طبيب حقيقی جويد و
بشفای الهی فائز شود قافلهء گمگشته براه حقّ پی برد و کشتی
سرگشته و حيران بساحل نجات رسد، لهذا طالب بايد متّصف
بچند صفات باشد. اوّل بايد که منصف باشد و منقطع از
ماسوی الله و قلبش بکلّی بافق اعلی توجّه کند و از اسيری
نفس و هوی نجات يابد زيرا اينها همه مانع است. و از اين
گذشته تحمّل هر بلائی لازم است و بايد در نهايت تنزيه و
تقديس باشد و از حبّ و بغض جميع ملل عالم بگذرد چه که
يحتمل حبّش بجهتی شايد مانع از کشف حقيقت آن شود.
اين مقام طلبست طالب بايد باين اخلاق و اطوار باشد و
تا باينمقام راه نيابد ممکن نيست که بشمس حقيقت پی برد.انتهی
مطلب پنجم
-----------
در بيان نتيجهء مطالب قبل
يعنی ببينيم تحرّی حقيقت يعنی چه؟
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی:
" اوّل اساس بهاءاللّه تحرّی حقيقت است.
يعنی بايد نفوس از تقاليدی که از آباء و اجداد موروث
مانده منزّه و مقدّس گردند. زيرا موسويان تقاليدی دارند
زردشتيان تقاليدی دارند مسيحيان تقاليدی دارند
بودائيها تقاليدی دارند هر ملّتی تقاليدی دارد گمان
ميکند که تقاليد خودش حقّ است و تقاليد ديگران باطل.
مثلاً موسويان گمان ميکنند تقاليد خودشان حقّ است و
تقاليد سايرين باطل. ما ميخواهيم بفهميم کداميک
صحيح است جميع تقاليد که صحيح نيست اگر بتقليدی
تمسّک داشته باشيم مانع است که تقاليد ديگران را درست
تحرّی نمائيم. مثلاً شخصی يهودی چون معتقد و متمسّک
بتقاليد موسويانست ممکن نيست بفهمد ديگران حقّ هستند
پس بايد تقاليد را بريزد و تحرّی حقيقت بکند و شايد
حقّ با ديگران باشد. پس تا ترک تقليد نشود حقيقت
جلوه ننمايد. مثلاً عبدهء اوثان ميگويند اوثان حقّست
اگر ترک اين تقاليد نکنند ممکن نيست هدايت بيابند و
بوحدانيّت الهی پی برند. پس در تحرّی حقيقت انسان
بايد ترک تقليد بکند جميع ملل ترک تقليد کنند آنوقت
تحرّی حقيقت نمايند در اينصورت لابدّ حقيقت ظاهر ميشود.
مثلاً پنج نفر هستند اين پنج هر کدام ادّعا مينمايند که
هر يک اعلم از ديگری است بايد بمقام امتحان گذاشت تا
ترک تعصّب نکنيم، چگونه ميتوانيم حقيقت را بيان نمائيم؟
مجوسی ميگويد من حقّم يهودی ميگويد من حقّم مسيحی
ميگويد من حقّم بودی ميگويد من حقّم، چگونه ميشود حقّ
ظاهر شود؟ پس بايد موسوی ترک تعصّب کند مسيحی
ترک تعصّب بکند بودی ترک تعصّب بکند تا اينقسم نشود
ممکن نيست حقيقت ظاهر شود. شخص کامل عاقل که
طالب علم است علم مطلوب اوست هر کس بيان کند. نور
محبوب اوست در هر زجاج بدرخشد. گل محبوب اوست در
هر زمين که برويد. نيّر اعظم فيض بخش الهيست از هر
مطلعی طالع شود . نبايد تعصّب داشت بلکه بايد عاشق
آفتاب بود خواه از مطلع موسوی طالع شود خواه از مطلع
محمّدی خواه از مطلع عيسوی آفتاب آفتابست. پس
حقيقت مقصود انسانست از هر کس بشنود. اينست مسئلهء
تحرّی حقيقت. نتيجهء اين بحث، چه ميشود؟ نتيجه
اينست که جميع ملل عالم بايد آنچه شنيده اند بگذارند
نه بهيچ ملّتی متمسّک باشند و نه از هيچ ملّتی متنفّر
شايد آن ملّتی را که متنفّر است آن حقّ باشد و آن ملّتی
که بآن متمسّک باطل باشد. وقتی که آنها را ترک کرد
نه ملّتی را متمسّک نه ملّتی را متنفّر آنوقت تحرّی حقيقت
ميکند و عاقبت ملاحظه مينمايد که حقيقت اديان الهی يکی
است اختلا ف در تقاليد است تحرّی حقيقت سبب ميشود که جميع
بشر متّفق ميشوند . اين يک اساس از اساس بهاءالله است.( خطابات اروپا طبع مصر ص ١٣٩ - ١٤٢) انتهی.
مطلب ششم
-----------
اثرات و نتائج عظيمهء تحرّی حقيقت
حضرت بهاءاللّه بعد از بيان شرائط تحرّی حقيقت ميفرمايند:
" بعد از تحقّق اين مقامات برای سالک فارغ و طالب
صادق لفظ مجاهد در بارهء او صادق ميآيد و چون
بعمل "و الّذين جاهدوا فينا" مؤيّد شد البتّه ببشارت
"لنهدينّهم سبلنا" مستبشر خواهد شد. و چون سراج طلب
و مجاهده و ذوق و شوق و عشق و وله و جذب و حبّ در قلب
روشن شد و نسيم محبّت از شطر احديّه وزيد ظلمت ضلالت
شکّ و ريب زائل شود و انوار علم و يقين همهء ارکان وجود
را احاطه نمايد. در آن حين بشير معنوی ببشارت روحانی
از مدينهء الهی چون صبح صادق طالع شود و قلب و نفس و
روح را بصور معرفت از نوم غفلت بيدار نمايد و عنايات و تأييدات
روح القدس صمدانی حيات تازهء جديد مبذول دارد بقسمی
که خود را صاحب چشم جديد و گوش بديع و قلب و فؤاد
تازه می بيند و رجوع بآيات واضحهء آفاقيّه و خفيّات مستورهء
انفسيّه مينمايد و بعين الله بديعه در هر ذرّه بابی مفتوح
مشاهده نمايد برای وصول بمراتب عين اليقين و حقّ اليقين
و نوراليقين و در جميع اشياء اسرار تجلّی وحدانيّه و آثار
ظهور صمدانيّه ملاحظه کند. قسم بخدا که اگر سالک سبيل
هدی و طالب معارج تقی باين مقام بلند اعلی واصل گردد
رائحهء حقّ را از فرسنگهای بعيده استنشاق نمايد و صبح
نورانی هدايت را از مشرق کلّ شیء ادراک کند و هر ذرّه و
هر شیء او را دلالت بر محبوب و مطلوب نمايد و چنان مميّز
شود که حقّ را از باطل چون شمس از ظلّ فرق گذارد. مثلاً
اگر نسيم حقّ از مشرق ابداع وزد و او در مغرب اختراع باشد
البتّه استشمام کند و همچنين جميع آثار حقّ را از کلمات
بديعه و اعمال منيعه و افعال لميعه از افعال و اعمال و
آثار ما سوی امتياز دهد چنانچه اهل لؤلؤ ، لؤلؤ را
از حجر و انسان ربيع را از خريف و حرارت را از برودت (کتاب ايقان ص ١٦٣-١٦٤ طبع مصر). انتهی
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی:
" از جمله تحرّی حقيقت تا عالم انسانی از ظلمت
تقاليد نجات يابد و بحقيقت پی برد. اين قميص رثيث
هزاران ساله را بدرد و بيندازد و پيرهنی که در نهايت
تنزيه و تقديس در کارخانهء مشيّت بافته شده بپوشد. و چون
حقيقت يکی است تعدّد قبول نميکند لهذا افکار مختلفه
منتهی بفکر واحد گردد " (لوح مبارک لاهه) انتهی.
و نيز ميفرمايند قوله الاحلی:
" اگر ملل و اديان تحرّی حقيقت نمايند متّحد شوند.
حضرت موسی ترويج حقيقت کرد و همچنين حضرت مسيح و
حضرت ابراهيم و حضرت رسول و حضرت باب و حضرت
بهاءالله کلّ تأسيس و ترويج حقيقت نمودند(خطابات ص ٢٣٦)".
و نيز ميفرمايند :
" اگر تحرّی حقيقت ميشد همه متّحد ميگشتند زيرا
حقيقت يکی است تعدّد ندارد و آن اساس جميع اديان است
.....( خطابات ص ١٣٦) ". و نيز ميفرمايند قوله الاحلی :
" نفوسی که منصفند فحص ميکنند تحقيق و تدقيق
ميکنند همان فحص و تدقيق سبب هدايت آنها ميشود.
مثل اينست که کسی بگويد در فلان اطاق شمعی است
خاموش. بعد شخص سامع فحص کند ببيند روشن است.
ميشنود در فلان باغ درختان زرد برگ شکسته شاخ تلخ ثمر
است و گلها بد بو زنهار نزديک او نرويد. لابدّ نفوسی که
منصفند باين قناعت نميکنند بلکه ميگويند ميرويم ميبينيم و
تحرّی حقيقت مينمائيم. چون فحص و تدقيق نمايند می بينند
درختهای باغ در نهايت اعتدالست ساقه ها در نهايت
راستی برگها در نهايت سبزی شکوفه ها در نهايت معطّری
ميوه ها در نهايت حلاوت گلها در نهايت طراوت. پس ميگويد
الحمد للّه آن بدگو سبب شد که من باين باغ راه يافتم سبب هدايت من شد" (خطابات مصر ص ١٨٩).
و نيز ميفرمايند قوله الاحلی:
" اگر جميع ملل تحرّی حقيقت کنند شبهه نيست که کلّ
متّحد و متّفق شوند. جمعی از اديان و فرق و ملل مختلفه
چون در ايران تحرّی حقيقت نمودند نهايت متّحد و متّفق
گشتند و الآن در نهايت اتّحاد و اتّفاق در نهايت الفت و
محبّت با هم زندگی مينمايند و ابداً رائحهء اختلاف در ميان آنها نيست"( خطابات امريکا ص ٢٤٧).
مطلب هفتم
------------
تشويق و تحريض نفوس به تحرّی حقيقت
" بايد انسان طالب حقيقت باشد آن حقيقت را در هر
ذات مقدّسی يابد واله و حيران گردد و منجذب فيض يزدان
شود مانند پروانه عاشق نور باشد در هر زجاجی بر افروزد
و بمثابهء بلبل مفتون گل باشد در هر گلشنی برويد و اگر
آفتاب از مغرب طالع شود آفتابست نبايد محتجب بمشرق
شد غرب را محلّ افول و غروب شمرد. و همچنين بايد
تحرّی فيوضات الهيّه و تجسّس اشراقات رحمانيّه کرد و در هر
حقيقتی واضح و آشکار يافت بايد واله و حيران شد.
ملاحظه کنيد که يهود اگر متمسّک بافق موسوی نبودند
بلکه ناظر بشمس حقيقت بودند البتّه آن شمس را در مطلع
حقيقی مسيحی در نهايت جلوهء رحمانی مشاهده مينمودند.
ولی هزار افسوس که بلفظ موسی متمسّک شدند و از آن فيض
الهی و جلوهء ربّانی محروم ماندند"( مفاوضات ص ٦٠) انتهی.
و نيز ميفرمايند قوله الاحلی:
"...... بايد تحرّی حقيقت نمايند. اين قرن ، قرن
حقيقت است نه قصص و روايات زيرا روايات و تقاليد
مختلف است و مايهء اختلاف. بنی اسرائيل رواياتی دارند
مسيحيان رواياتی دارند مسلمانان رواياتی دارند
که هيچيک تصديق ديگری ننمايد و مخالف يکديگر.
پس بايد همهء اين روايات را کنار گذاشت و تحرّی حقيقت
نمود حقيقت مستور نميماند. شما تحقيق نمائيد انجيل را
بخوانيد ببينيد چقدر ستايش حضرت موسی است همچنين
در قرآن ستايش بسيار از حضرت مسيح و موسی. پس چرا
بايد بين اهل اين اديان نزاع و جدال باشد؟ چرا
دشمن يکديگر باشند؟ چرا ملّتی ملّت ديگر را قتل و غارت
کند؟ اين بی انصافی است اين جهالت است اين
نادانی است. واضحست که خدا جميع را خلق کرده خدا
رازق کلّ است شيطان آنها را خلق نکرده بلکه جميع را
خدا خلق کرده جميع را خدا محافظه ميفرمايد خدا
جميع را بصورت و مثال خود خلق کرده فرموده انسان را
بصورت و مثال خود خلق کنم پس جميع بشر بصورت و مثال
الهی خلق شده اند. نهايت در بعضی صورت و مثال الهی
ظاهر است و در بعضی پنهان مانند اين چراغهائی که
بعضی روشنند و بعضی تاريک بايد بکوشيم تا همه روشن
شوند. نبايد بدگوئی و نزاع نمود بايد دانست که همه
بندگان يک خداوندند و در بحر رحمت او مستغرق نوع
انسان واحد است و جنس بشر واحد لکن از جهالت
اختلاف و ضلالت بميان آمده . ملاحظه نمائيد انسان
چقدر نادان است که اسير اين تعصّبات است ...جميع
بشر در بحر رحمت خداوند مستغرقند و خدا بجميع
مهربان است جميع را دوست ميدارد جميع را رزق ميدهد
چون کلّ را رزق ميدهد معلومست که به کلّ مهربان است،
چرا ما نامهربان باشيم؟ البتّه سياست ما اعظم از سياست
الهی نيست بايد سياست الهی را مجری داريم همينطور
که او بکلّ مهربانست ما هم مهربان باشيم چنانکه او بعموم
معامله مينمايد ما هم معامله نمائيم نزاع و جدال نکنيم.
اين قرن قرن نورانی است اين قرن قرن روحانی است
اين قرن قرن ترقّيات است اين تعصّبات سزاوار نيست
اينها منبعث از جهل است ...."( خطابات ص ١٠٧ – ١٠٩)
بيانات مبارکه در اينخصوص بسيار است در اينمقام
يکی از خطابه های حضرت عبدالبهاء را که در کليسيای
موحّدين شهر سانفرانسيسکو با حضور دو هزار نفر در يوم
ششم ماه اکتبر سنهء ١٩١٢ القا فرموده اند نگاشته و
رسالهء تحرّی حقيقت را خاتمه ميدهد:
هوالله
پروردگار بجميع ماها مهربان است بجميع ماها
محبّت ميفرمايد بجميع ماها رزق عطا ميکند و جميع ماها را
حفظ ميکند باين درجه مهربان است زيرا کلّ در پناه
او راحت و آسايش مينمائيم. و خداوند از برای ما محبّت
خواسته است اتّحاد و اتّفاق خواسته است تعاون و
تعاضد خواسته است مهربانی خواسته است. چرا
ما اين موهبت را از دست بدهيم؟ چرا اين نور را بظلمت
تبديل کنيم؟ چرا اين حيات را مبدّل بممات نمائيم؟
چرا اين محبّت و الفت را مبدّل بحسد و بغض کنيم ؟
پروردگاری که جميع ماها را خلق فرموده و باين درجه بما
مهربان است، آيا سزاوار است که مخالف رضای او رفتار
نمائيم، بر ضدّ سياست او معيشت کنيم، بندگان او را صدمه
و اذيّت نمائيم، خون يکديگر را مباح بدانيم، اموال يکديگر
را غارت کنيم؟ خدا ما را ملائکه خلق فرموده است، آيا جائز
است حيوان درنده گرديم؟ چقدر سبب حسرت است اگر
انسان در اين وحشت بماند. باری، جميع مظاهر الهی
بجهت محبّت و الفت آمده اند، جميع کتب آسمانی بجهت
محبّت و الفت نازل گشته، جميع تعاليم سبحانی بجهت
محبّت و الفت بوده، لکن ما اين حقيقت را فراموش کرديم،
بتقاليدی گرويديم و چون تقاليد مختلف است، نزاع و جدال
بميان آمده و آتش حرب و قتال شعله زده. پس بهتر
آنست که رجوع بحقيقت کنيم يعنی حقيقت تعاليم الهی را
تحرّی نمائيم و هيچ شبهه ای نيست که حقيقت تعاليم
الهی يکی است و آن محبّت است و ترک جنگ و جدال.
حقيقت تعاليم الهی نور است و بغض و عداوت ظلمت.
حقيقت تعاليم الهی حيات است و لکن درندگی و خونخواری
ممات. تقاليد هادم بنيان انسانيست زيرا سبب
تعصّب است و تعصّب سبب جنگ ......" انتهی .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ولی امر بهائی می فرمایند(ترجمه) :«هنگامي كه شخصي بهائي مي‌شود عملاً آنچه اتفاق مي‌افتد اين است كه بذر روح ايماني در دل و جان او شروع به رشد و نمو مي‌كند. اين بذر بايد به فيوضات روح‌القدس سقايه گردد. چنين مواهب روحانيه‌اي به واسطهء دعا و مناجات، تفكر و تعمق، زيارت آثار و بيانات مباركه و خدمت به امر الهي حاصل مي‌شود. حقيقت موضوع اين است كه خدمت امرالله مانند خيشي است كه وقتي بذر افشانده مي‌شود خاك را با آن شخم مي‌زنند. براي پربارتر شدن خاك و رشد سريعتر دانه شخم ضروري است. دقيقاً به همين صورت تكامل روح آدمي نيز به واسطهء شخم زدن ارض فؤاد تحقق مي‌پذيرد تا تجليات روح‌القدس را مستمراً منعكس سازد. به اين طريق روح انساني به سرعت رشد و توسعه خواهد يافت.»( انوار هدايت، شماره 247).

کمک/ کمک/کمک

مجتبیl
ارسال شده در : 1389/4/11

حامد عزیز سلام. من یک مسلمان موروثی هستم.در اوایل انقلاب به لحاظ شرایط خاصی که در آن قرار گرفته بودیم با اسلام بیشتر آشنا شدم.به آقای خمینی دل بستم . برای انقلاب و به ثمر رسیدن آن به سهم خودم تلاش فراوان کردم.اینک 30 سال از انقلاب میگذرد. چه بر سر من آمد؟ ایمانم متزلزل شده است. هنوز هم سعی میکنم بین اسلام و مسلمان بودن فرق بگذارم اما دیگر خسته شده ام. از همه چیز دل کنده ام . با تمام احترامی که برای اسلام قایلم سوالاتی وحشتناک انبان ذهنم را پر کرده است. نمیدانم به کجا پناه ببرم. به مسجد؟ که آنجا پر است از جنایتکاران تهی مغز. به خانقاه؟ که رفتم و چیزی نیافتم. صداقت بود / مهربانی بود اما شربت گوارایی که مرا آرام کند نبود. به کلیسا بروم؟ کدام کلیسا ؟ کجا؟ با تمام عشق و ارادتی که به مسیح دارم فکر میکنم کلیسا نمیتواند مرحمی بر زخم روح و روانم باشد. به دامن نوشته های دکتر سروش پناه بردم. جالب بود اما قبل از آنکه به آرامش برسم در دنیای فلسفه غرق شدم و چیزی نیافتم. این روزها که صدا و سیما سخت در مبارزه با شماست مرا واداشت تا به دین و آیین شما بیندیشم. به سایت های مختلف رفتم و مطالب بسیار بر علیه و گاه اندکی بر له آیین بهاییت خواندم. از جوری که بر شما و پیروان این آیین وارد شده بسیار متاسف شدم.فیلمی را که BBCپخش کرد دیدم. بسیار جالب بود. .... زیاد حرف نزنم. ببخشید که مصدع اوقات شدم. میخواهم بگویم که من نه مسیحی هستم نه یهود هستم نه بهایی هستم و نه...... من یک مسلمانم. اما مسلمانی که در این سی سال کاری کرده اند که نه نماز میخوانم نه روزه میگیرم نه مسجد میروم نه اعتقادی دارم و نه...... سرگردان شده ام یا بهتر است بگویم که سرگردانم کرده اند......چند روز پیش دخترم با خنده گفت : بابا برا روز پدر چی دوست داری برات بخرم؟ گفتم بابا جون هیچی. هیچی نمیتونی بخری که دلمو شاد کنه.بعد گفت ولی من میخام یه چیزی برات بخرم که میدونم خیلی خوشحالت میکنه. با تعجب پرسیدم چی؟ گفت میخام برات یه زنجیر گردن بخرم با صلیبی از مسیح. دلم سخت لرزید.....دخترم خوب میداند که با اسلام قهر کرده ام..... حامد عزیز من از هر دین و آیینی روی برگردانده ام اما آرامش را نیز از دست داده ام. ..... به کجا پناه ببرم که در آنجا دروغ نباشد ؟ اگر دوست داری و اگر میتوانی کمکم کن. با احترام.

همه مخلوق یک خداوندیم

حدیث
ارسال شده در : 1389/4/6

طاهر عزیز، اگر به خوبی درباره این ازدواج فکر کرده و مشورت کرده اید و احساس می کنید می تواند سعادت شما را تأمین کند، چرا که نه؟ ازدواج کنید و خوشبخت باشید. در آئین بهائی کار، دوستی، هم غذا شدن و حتی ازدواج با کسانی که اعتقادات دیگری دارند، مجاز است و تا جایی که به اعتقادات اسلامی مربوط می شود، حتما با شناختی که در این مدت از دختر مورد علاقه تان و خانواده اش به دست آورده اید، دریافته اید که بهائیان نه کافرند و نه بدون کتاب، بلکه به خدای واحد اعتقاد دارند و اخلاق و رفتارشان را نیز دیده اید. خانواده شما می تواند شاهد صادقی باشد از این که محبت، اتحاد، انسانیت و اخلاقیت می تواند بر همه تفاوتهای انسانی، از جمله تفاوت اعتقاد، غلبه داشته باشد. البته در جامعه ای مانند ایران که تعصب مذهبی بسیار شدید است، ممکن است به مشکلاتی بر بخورید، اما اگر فکر می کنید کاری درست است، فقط با استقامت در انجام آن کار می توانید بر مشکلات غلبه کنید.
با آرزوی سعادت برای شما و به امید روزی که اهل همه ادیان بتوانند بدون تعصب و با اتحاد کامل در کنار هم زندگی کنند

بهایی یعنی چه؟

شهاب
ارسال شده در : 1389/4/1

بهایی= جامع جمیع کمالات انسانی

احکام ازدواج با بهائی در اسلام

ضد بهائی شیرازی
ارسال شده در : 1389/4/1

ا . ازدواج مسلمان شیعه با بهائی حرام است مگر اینکه به دیم مبین اسلام و مکتب شیعه ایمان بیاو.رد.
2 . حکم ازدواج در حزب بهائیت به نقل از بهاءالله در کتاب مستطاب اقدس ایشان :
صفحات 104 و 105 فرمودند:
قد حرّمت عليکم ازواج آبائکم انّا نستحيی ان نذکر حکم الغلمان اتّقوا الرّحمن يا ملأ
الامکان و لا ترتکبوا ما نهيتم عنه فی اللّوح و لا تکونوا فی هيمآءالشّهوات من الهآئمين .
به تحقيق كه زن پدران شما بر شما حرام شده است . ما حيا مي كنيم كه حكم پسران را بيان كنيم . اي ملاء امكان از رحمن بپرهيزيد و چيزي را كه در لوح از آن نهي شديد مرتكب نشويد و در بيابان شهوات از سرگردانان نباشيد.
در اين موضوع هم بيشتر دقت فرمائيد . چرا كه ساير محارم ديگر را مشخض ننموده اند ؟ آيا خواهران و دختران و خاله ها و … حلالند اگر حلال نيست چرا مشخص نشده اند ؟ اگر مي خواهيد بگوئيد اينها در اسلام هم حلال نبوده و لازم به تذكر نيست زن پدر هم در اسلام حلال نبوده و لازم به تذكر نبود . پس چرا فقط به زن پدر اشاره كرده اند و ساير محارم را نام نبرده اند . آيا بعضي ها حق ندارند كه مي گويند در مرام بهائيت جز مادر و زن پدر بقيه حلالند ؟

بهاييان شيطانند گول آنها و

مهدي
ارسال شده در : 1389/3/31

بهاييان شيطانند گول آنها و دينشان را نخوريد اين دين ديني ساختگي است و نه پيامبري داشته نه كتابي.

مسلمان کجایی؟

سونیا
ارسال شده در : 1389/3/4

حقیقتاً ای کاش اسلام حقیقی شناخته می شد. آن وقت تقوای حاصله از شناخت مزبور باعث می شد که حقانیت دین بهائی زودتر بر نفوس مشتاق آشکار گردد. العاقبة للمتقین.
جانتان خوش باد

مسلمان کجایی؟

امیر
ارسال شده در : 1389/3/2

مسلمان دینت را بشناس.کتابت را بشناس.رسولت را بشناس.امامانت را بشناس.دین تو دین کاملی است.تو نیازی به دین انگلیسی نداری

ازدواج

طاهر
ارسال شده در : 1389/2/21

با سلام . مدتی است که با یه دختر قصد ازدواج را کرده ام . بعد فهمیدم که این دختر بهایی میباشد.از نظر خانواده و شخص خودم مشکلی در این رابطه ندارم . خانواده ام با آغوش باز از این ازدواج استقبال کردند.من میخواهم نظر تمامی دوستان اعم از بهایی و مسلمان و ... را در این مورد بدانم. لطفا" مرا راهنمایی نمایید .سپاسگزارم

هه

سیروس
ارسال شده در : 1389/2/20

واقعا آدم چقدر باید نادان باشه که فکر کنه امام زمان160 سال پیش ظهور کرده و رفته.پس کجاست این عدالت وصلحش که قرار بود همه جهان رو فرا گیره.شماها دو مثقل عقل تو کله تون نیست انگار.

ازدواج

جاویداحمد
ارسال شده در : 1389/2/20

دوستان عزیزوبیننده السلام وعلیکم!
من جدیدآبااین سایت آشناشده ومطالب خوب را در این سایت میبینم میخواستم در قسمت شرایط ازدواج چیزی ازشما محترمین بدانم امیداست درقسمت مراهمکاری کرده منت تان راگذارید.ازشما ممنونم خواهم بود
تشکر

دوست عزيز آقاي احمد در مورد


ارسال شده در : 1388/12/14

دوست عزيز آقاي احمد در مورد ازدواج در ديانت بهائي هر مرد بهائي فقط مجاز به داشتن يك همسر است و در يك زمان داشتن چند همسر مجاز نيست ولي در صورت فوت همسر يا طلاق همسر ديگري مي توان اختيار كرد .در مورد ازدواج با محارم در ديانت بهائي ازدواج با كليه محارم از جمله مادر خواهر خاله عمه دختر مادر بزرگ همگي حرام شده چنانچه در ديانت اسلام نيز حرام بوده و ازدواج با همسر پدر يعني نامادري كه در احكام اسلام حرام نبوده در ديانت بهائي حرام شده است.

توضیح

محمود
ارسال شده در : 1388/12/12

دوست عزیزم احمد
در دین بهائی تک همسری حکم شده است.
در مورد حرام بودن ازدواج زن پدر، ذکر آن در آیه ای در کتاب مستطاب اقدس به شکلی مجزّا، به معنی حلال بودن بقیهء محارم نیست. جالب آن که در تورات و قران نیز مانند کتاب اقدس در خصوص حرام بودن ازدواج با زن پدر تأکید جداگانه شده است.
نکتهء آخر آن که بجز زن پدر افراد دیگری نیز هستند که ازدواج با آنها جایز نیست و تعیین جزئیات و حدود آن به عهدهء بیت العدل اعظم گذاشته است و اما همین الان نیز بهائیان با محارمی که شما نام برده اید(مادر، خواهر،....) ازدواج نکرده و نمی کنند.
با تشکر

ازدواج

احمد
ارسال شده در : 1388/12/9

من یه نقل قول درباره احکام دین بهاییت دیدم. می خواستم بدونم درست هست یا نه؟

ازدواج: بیش از یك زن جایز نیست، ازدواج با زن پدر حرام ولی با بقیه محارم مانند مادر، خواهر و .... حلال است.

اینکه تعصب توی بهاییت نفی شده


ارسال شده در : 1388/5/31

اینکه تعصب توی بهاییت نفی شده بسیار قابل احترامه. آزادی ادیان، وحدت عالم انسانی ... اینها واقعاً توی اسلامی که ما امروز میبینیم وجود نداره. البته من مسلمان و شیعه هستم اما احساس میکنم به دستورات اصیل دین عمل نمیشه و یه مشت ظواهر که به نفی عده ای خاص است، اجرا میشه.

همگی به گوش

با سلام
ارسال شده در : 1388/5/26

بابا فعلا تو قرون وسطی اسلامید
دعوا چرا ؟؟؟ یه پنج یا شش قرن دیگه اختلافاتتون حل نمیشه !!!
ولی یاد میگیرید که اعتقادات چیزییه کاملا شخصیه. خلاص
فقط کمی صبر میخواد.

عاقل کلام را میشنود و سپس می اند یشد حتی اگر گوینده ابله باشد !!

می ترسم از ....
ارسال شده در : 1388/5/26

در پایان قرون وسطی اروپا شاهد همین کشمکش بهایی و آنتی بهایی (منتهی در مسیحت ) بوده است. از زمانی که اولین مقالات تفسیری مارتین لوتر منتشر شد
واتیکان او را کافر دانست و نهایتا فرقه پروتستان پدید امد.
اکنون نیز کشمکش بهایی و مخالف همان است همان توهین ها و همان خضوع در
دفاع .
تعجب از این آدمیزاد که اشتباه اول تجربه است و تکرار تجربه حماقت !!!!!!!!!

مرگ بر گمراهان و کافران و


ارسال شده در : 1388/1/5

مرگ بر گمراهان و کافران و دشمنان خدا رسول او و خاندانش

بهاییت دین نیست و فقط فرقه ای

علی
ارسال شده در : 1388/1/4

بهاییت دین نیست و فقط فرقه ای گمراه و حیله گر جهت نابودی اسلام (شیعه و سنی)ونیز کسب منافع مادی است .این فرقه مسلما محکوم به نابودی است و حتما به امر پروردگار و به یاری او این فرقه نابود می شود تا دیگر کسی نتواند برای پیروان ادیان الهی مزاحمت ایجاد کند .همانا وعده خداوند حق است .
ضمنا بهاییت هرگز نه پیامبر داشته (نعوذ با لله) و نه وحی یا کتاب آسمانی ...

اامیدوارم که از

ي
ارسال شده در : 1387/8/15

اامیدوارم که از دشت شیطان نجات پیدا کرده و این ادیان دروغی که برای خود ساخته اید رها شده و به آغوش اسلام باز گردید.

من یک مسلمانم ولی بهایی زاده ام و شما را

ایی
ارسال شده در : 1387/5/29

ش

ظ چی عاشق شد

یسصشصی
ارسال شده در : 1387/2/1

ظ چی عاشق شدیییییییییی؟

ضروري ِ ضروري

حامد
ارسال شده در : 1386/6/9

با انتشارويژه نامهء 15 شعبان روزنامهء جام جم، با عنوان"بهائيت آنگونه كه هست"،برمنصفين معلوم شد كه چرا"شوق نامهء""وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيست" چقدرضروري بوده وهست.ضروري است براي اين كه هنوزباند"جام جم" وهمتايانشان به مصداق " الغريق يتشبّث بكل حشيش" مي خواهندملت ايران راازحقايق دين بهائي دورنگهدارند.حاشا!!!ايرانيان عزيزبه راه افتاده اند!نشانهء آن اقدامات وحملات ناشيانهءتكراري باندهاي رديه نويس است.الحمدلله!!!الحمدلله!!!پاسخ هاي قبلي به جام جم درهمين سايت وجوددارد. قربان همه

فداي تو

جمشيد
ارسال شده در : 1386/6/4

ليلي پوت عزيز جواب شما دركتب وسايت هاي بهائي مفصلاً آمده است مراجعه فرمائيد. همين سؤال شمارايهوديان ومسيحيان ازمسلمانان كرده اند.مي پرسند انجيل زائل نشدني واحكام تورات ابدي است.پس اسلام _استغفرالله _ باطل است.بهائيان هم پاسخ اينان وهم پاسخ شما رادرطبق اخلاص تقديم نموده اند.قربانت بروم اگرواقعاً تشنهء پاسخي به آثاربهائي كه دردسترس همه است مراجعه كن.اتمام تاريخ وخاتميت متأسفانه به يك اپيدمي هم درعرصهء دين وهم درعرصهءنظامات اجتماعي وسياسي تبديل شده است.درجامعه شناسي به آن " قوم مداري" مي گويند.عزيزم تاريخ مخلوق را، همچون خالقش پاياني نيست.باقي بماند...فداي تو

ولمون کنین بابا

لیلی پوت
ارسال شده در : 1386/5/20

جوابتون به قرآن که ادحا می کنه حضرت محمد ص آخرنین پیامبره چیه

انصاف وتقوي و...

جمشيد
ارسال شده در : 1386/5/18

صابرعزيزبه آثاروحياني بهائي مراجعه فرمائيد.براي تحقيق دربارهء هرديني چاره اي جزاين كارنيست.الحمدلله بهائيان باايجادسايت هاي لازم كه ان شاءالله بيشترهم خواهدشد،وسائل اين تحقيق رابراي منصفين ومتقين فراهم نموده اند.ولي يك مشورت دوستانه راتقديم آن دوست عزيزمي كنم، وآن سفارش قران مجيد است كه مي فرمايد:" اتقوالله ويعلمكم الله".البته ازآنجا كه فرموده است " الله عليم بذات الصدور"، هركس خودبايدميزان تقوي وانصاف خودرابسنجدوتنها دربرابروجدان خودوخداي عليم مسؤول است.براي بنده هم دعابفرمائيدكه درمراتب انصاف وتقوي هميشه بپويم.قربانت

صابر عزيز

tabasha
ارسال شده در : 1386/5/16

با سلام هميشه به ما تهمت ميزدند كه دينتان توسط انگليس و گاهي هم روسيه به وجود آمده.جالب است كه حالا شما ميگوييد توسط يهوديان.لطفا موضع خود را مشخص نماييد.تمام اين تهمتهاي ضد ونقيض نشان دهنده بي اساس بودن آنهاست.

صابر عزیز، به نظ

شکیبا
ارسال شده در : 1386/5/15

صابر عزیز، به نظر شما دلیل الهی بودن یک دین چیست؟ اگر آن را بیان کنید می توانیم ببینیم آیا در دیانت بهائی این دلیل وجود دارد یا نه. چون هر کسی یک چیز را دلیل حقانیت می داند.

باتشکر فراوان از

سهیل
ارسال شده در : 1386/5/15

باتشکر فراوان از جناب حامد
من امیدوارم با بیان اصول اعتقادات بهائیان که از آثار بیشمار دیانت بهائی سرچشمه میگیرد بر همه اهل ایران ,هموطنان حضرت بهاءالله ,به یقین آشکار شود که جوهر واساس اعتقاد بهائی همانند همه ادیان دیگر بر توحید الهی و حقانیت رسولان خداوند وسعادت بشر از طریق فیوضات اوست
همه عزیزان خواهند دانست که مطابق تعالیم بهائی همان اعزاز و تکریمی که بهائیان به شارع مقدس دیانت بهائی قائلند به همان میزان به مظاهر ظهور قبل خصوصا حضرت محمد نهایت تعظیم و ستایش را قائلند
برای اولین بار در تاریخ ادیان الهی مقام وحدت پیامبران در دیانت بهائی به پیروانش تعلیم شده است که از جمله اصول اعتقادات زیر بنائی بهائیست
حال انصاف لازم است که آیا دیانت بهائی برای ستیز با شریعت مقدس اسلام جعل شده است؟یا آنکه روح وجان حضرت رسول با ملاحظه ظهور موعود و محبوشان در جهان روح به وجد آمده است ؟
کمی انصاف ذره ای تفکر دقیقه ای توکل
برای کشف حقیقت همین بس است

خدمت دوست عزیز ، صابر

farshad
ارسال شده در : 1386/5/5

دوست عزیز سلام
بهتر نیست اول شما بفرمایید که چرا فکر میکنید که دیانت بهایی توسط یهودیان ساخته شده . و دلایلتون چیه؟

بهاییت چیست؟ مرا آگاه می کنید؟

صابر طباطبائی یزدی
ارسال شده در : 1386/4/30

بهاییت چیست؟ مرا آگاه می کنید؟ اگر مایل هستید به سوالات من جواب دهید. این دین جدید از کجا آمده؟ لطفا به من ثابت کنید که این دین توسط یهودیان برای تحریف اسلام نیست. چون به نظر من فرقه هایی در دنیا با خدا پرستی مشکل اساسی دارند و نمی خواهند که دین اصیل اسلام و فرقه ی تشیع که تنها طلیعه دار و پرچم دار جدی در مقابل طاغوت بین الملل برای نابودی بی دینی است، (در طول تاریخ) نقشه های خطرناکی کشیده اند، که از آن جمله تحریف ادیان به گونه ای است که تثلیث را وارد مسحیت کردند و دین خود را که بعد از موسی سریع اربا اربا (قطعه قطعه کردند و سر و مغز سیستم را جدا کردند) و تنها یک جسد از ادیان الهی باقی گذاشتند. اول اینکه می خواهم نوشته ی مرا نقد کنید. دوم اینکه جمله جمله نظرتان را راجع به نظرات من بگویید و از این بحث اگر می توانید تا اطلاع ثانوی خارج نشوید تا به بحث های جدی خودم با شما در رابطه با دینی که من و تو می شناسیم ادامه دهیم وگر نه با جر و جدال و دعوا به جایی نمی رسیم. بیاییم ببینیم از نظر من و تو اساس یک دین الهی و معیار اقتدار ادیان و فرق را چه چیزی می دانیم. با تشکر از شما