سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.
اعتراف گیری و سپربلا شدن ایرانیان بهائی و غیربهائی
جمهوری شیعۀ اسلامی ایران که اساس دروغینش وجود امام زمانی است که «خاندان نوبختی» (۱) پس از وفات امام یازدهم شیعیان با انحراف از حقیقتِ امامتِ راستین، آن را بنا نهادند، ۴۸ سال است که بهائیان را با اتهامات و اکاذیب و افترائات پوچ و تکراری دچار انواع ستم ها کرده است. این جمهوری که اساسش بر دروغ و فریب و ریا و بی حیایی است به خود مسلمانان شیعه و سنی و سایر اقلیت های دینی و قومی ستم روا داشته تا چه رسد به بهائیان که ۱۸۲ است ساختگی بودن وجود امام غایب را با دلایل عقلی و نقلی اثبات کرده اند و ملت شریف ایران نیز هم اکنون نه تنها اکثراً دارند پی به این حقیقت می برند بلکه بخصوص اکثری از جوانان به خاطر توهمّات و تقالید و تعصبّات و ستم های این حکومت دست از دین شسته اند بطوری که بعضی مرتبطین همین جمهوری- مانند سرکار خانم فائزه هاشمی رفسنجانی- به این حقیقت اعتراف کرده اند.
در دی ماه اخیر ملت شریف ایران که از ستم های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و مذهبی و قومی حکومت به ستوه آمده بودند دست به اعتراض زدند. حکومت بجای رسیدگی به مشکلات ایران و ایرانیان عزیز که علت تامّه اش خود حکومت بوده و هست، شدیدتر از اعتراضات مشابه در سال های متمادیِ قبل، دست به چنان کشتاری از طفل صغیر تا پیر زمین گیر زد که جهانیان را به شگفتی و همدردی با مظلومین ایران واداشت.
امّا از عجایبِ حقایق در این کشتار عظیم آن که این حکومتِ مدّعی اسلام و عدل و صدق و تقوی، بجای قبول عاملیّت خود در این کشتار، علاوه بر اسرائیل و آمریکا عده ای از ایرانیان بهائی و غیر بهائی را به دورغ به عنوان سران و عاملین این جنایت معرفی کرده و دست به گرفتن اعترافات اجباری- با هماهنگی و همکاری امثال بازجوخبرنگارِ مُحجّبۀ وزارت اطلاعات آمنه سادات ذبیح پور که مدتی از ایشان خبری نبود- زد. از جملۀ عزیزانی که قربانی این اعترافات تحت شکنجه های جسمی و روحی شدند چند جوان بهائی در کرمان بودند که به اصطلاح اعترافاتشان به شکلی مبهم از اخبار ساعت بیست و سی کانال دو سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. و البته عده ای دیگر نیز در چند شهر دستگیر و زندانی شده اند. «جامعۀ جهانی بهائی» شرح این ستم ها را در بیانیه هایی مفصلاً به جهانیان و سازمان ملل متحد ارائه نموده است.
امّا همان طور که بعد از پایان ماجراهای حوادث مشابه قبل، از جمله در «جنبش سبز» سال ۱۳۸۸ که از یک جوان بهائی اعترافی اجباری و مبهم گرفتند و بازجویان اطلاعات با سپربلا قرار دادن بهائیان مدّعی بودند نیمی از مدیریت تظاهرات ایرانیان در آن سال در دست بهائیان بوده، مشخص شد که جریان اعتراضات، مربوط به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری با هدایت و شکایت آقایان کروبی و میرحسین موسوی و سیّد محمّد خاتمی بوده، حال نیز مشخص است که علت اصلی این اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ ستم های خود حکومت و مربوط به خود حکومت بوده و هست و ملّت مستأصل چاره ای جز اعتراض به این همه ستم های ۴۸ ساله نداشته اند.
همان طور که اشاره شد این اوّلین بار نیست که حکومت علت ویرانی ایران و ایرانی را که خودش است از جمله به گردن بهائیان مظلوم انداخته و می اندازد و علّت اصلی این امر آن است که بهائیان، چنان که در اوّل مقال اشاره شد، ۱۸۲ سال است که دروغ بودن اساس مذهبی و سیاسی جمهوری شیعه ایران را عقلاً و نقلاً و عملاً اثبات کرده و امروز بسیاری از ایرانیان عزیز نیز به این نتیجه رسیده اند. جمهوری شیعۀ ایران به رهبری علماء و اُمَرایش می دانند که با روشن شدن این حقیقت دستشان رو شده است و دیگر حیله هایشان برای شیعیان و دیگران اثری ندارد و مقامشان از دست رفته است.
این حقیقت و علّتِ آن را مرکز جهانی بهائی، بیت العدل اعظم، در پیام بسیار مهم و اساسی ۲۶ نوامبر ۲۰۰۳ خطاب به بهائیان ایران چنین تبیین می فرمایند:
«دلیل اصلی این که علماء و اُمراء از بدو ظهور به مخالفت با امر حضرت بهاءالله قیام نمودند آن بود که حضرتش را مؤسّس جامعه ای بدیع مبتنی بر برابری و عدالت اجتماعی می دیدند که در آن، جا و مقامی برای خود نمی یافتند. این بیم و هراس از آن زمان تا کنون انگیزۀ بروز شدائد و بلایای متوالیه بر آن سالکان سبیل محبّت و وفا بوده و هیچ شخص منصفی انکار نخواهد کرد که علی رغم این مظالم جامعۀ بهائی اقلیتی خلّاق و نمونه ای از تمدّن آیندۀ مورد نظر حضرت بهاءالله و نشانه ای از ارادۀ آهنین آن جمالِ مُبین برای تحقق مقصد اعلای خویش است.» (۲)
به همین دلیل ۱۸۲ سال است که علمای بی انصاف و بعضی سیاسیون همراه ایشان چه در حکومت قاجاریه و چه پهلوی و چه جمهوری اسلامی بارها بهائیان را سپربلای ویرانی ایران و ایرانیان کرده اند و چون نگارنده در مقالات قبلی ام از جمله دو مقالۀ «بهائیان سپربلای جنگ ۱۲ روزۀ جمهوری غیرانسانی غیراسلامی با اسرائیل» و «بهائیان سپربلا» (۳) به موارد متعددی از این سپربلا ساختن ها اشاره نموده است عزیزان خواننده را به آن ارجاع می دهد و بجای آن، و با توجه به حوادث اخیر ایران عزیزمان و سایر نقاطِ جهان، در ادامه به خطری که نه تنها ایرانیان عزیز بلکه حتی جهانیان را تهدید می کند اشاره مختصری می کنم.
حدود یک دهه است که از زبان بعضی سیاسیون رقیبِ هم از جمله بعضی مسؤولین کشور شوروی- دیمیتری مدودف- در مقابله با آمریکا می شنویم که به جنگ جهانی سوّم اشاره و تهدید می کنند. امّا باید بدانیم که در جمهوری شیعۀ ایران نیز گاهی چنین زمزمه هایی شنیده شده و می شود. جنگ های منطقه ای و جهانی مسأله ای شوخی نیست که سران سیاسی و مذهبی گاهی چنین بی پروا از آن گفته و می گویند. باید عرض کنم صحبت از جنگ جهانی سوّم از زبان امثال جمهوری شیعۀ اسلامی بسی وحشتناک تر از زبان سیاسیون است. زیرا سیاسیون با نیّات سیاسی و رقابت و رسیدن به قدرت از آن صحبت می کنند ولی مذهبیونِ سیاسی علاوه بر آن با نیّات مذهبی و دینی نیز به آن می نگرند و بر آن اصرار و استبداد می ورزند و وحشتناک تر از اصرار و استبداد و تعصّبات دینی در عالم وجود ندارد.
جمهوری شیعۀ ایران معتقد است نایب امام زمان است و قرار است حکومت جهان را به دست امام زمان بسپارد تا خونریزی به پا کند و غیر شیعیان را از میان بردارد و شیعیان را مالک و وارث زمین نماید! زیرا غیر شیعیان- حتی دیگر فرق اسلامی و نیز اهل کتاب- به فتوای اکثر علماء شیعه و به گواه عملکردشان در طول تاریخ اسلام که شرح آن در این مختصر نمی گنجد کافرند. (۴) این اعتقاد و تفکّرِ ایشان را می توان قوی ترین مانع صلح جهانی و یگانگی نوع بشر دانست و از درگاه الهی و به نام انسانیّت تمنّا نمود تا در عقاید خود تجدید نظر کنند و به صلح و سلام روی آورند و در ظهور بهائی که معتقد است موعودشان ظاهر شده و نقشۀ صلح جهانی و یگانگی نوع بشر و مسیرهای آن را روشن فرموده و بهائیان ایران و جهان و همفکران غیر بهائیشان مشغول اجرای آنند، تفکّر و تفحصّی منصفانه و بدون تعصّب نمایند تا حتی اگر دیانت بهائی را قبول هم نمی کنند ولی آموزه هایش را برای آشتی و یگانگی جهانیان تجربه و عمل کنند تا هم خودشان آسایش یابند و هم ایرانیان شریف و جهانیان از کینه و نفرت و جنگ آسوده گردند و دیگر برای حفظ قدرتشان از بی گناهان غیر بهائی و بهائی اعترافات اجباری نگیرند و شکنجه شان نکنند و به هم میهنان ستمدیده شان ظلم نکنند و آنها را نکشند.
حضرت بهاءُالله دربارۀ بدیع بودن و حقیقتِ لزومِ آن آموزه ها و نهی از ظلم و ستم و بطلانِ گرفتن آن اعترافات اجباری از ملّتِ شریفِ ایران و بهائیان مظلوم می فرمایند: «ای اَهلِ انصاف اگر این اَمر [دیانت بهائی و آموزه های آن] اِنکار شود کدام اَمر در اَرض قابلِ اِثبات است و یا لایقِ اِقرار.» (۵) حقیقتاً اگر به طور مثال تعالیم و اصول زیر در دیانت بهائی اِنکار شود دیگر چه اَمری می تواند مانع استبداد حکومت ها و احزاب و جنگ های جدید، و موجِد و ضامنِ صلح و آشتی و یگانگی گردد؟ تعالیمی همچون:
«وحدت عالم انسانی»، «لزوم و وجوب خدمت به جمیع نوع بشر به عنوان ملاک و تعریف جدید از انسان، حضرت بَهاءُالله می فرمایند: "امروز انسان کسی است که به خدمت جمیعِ مَنْ عَلَی الاَرض [همۀ انسان های روی کرۀ زمین] قیام نماید."»، «تعدیل معیشت اقتصادی و رفع فقر و ثروت مفرط»، «تعلیم و تربیت اجباری و عمومی دختران و پسران و ترجیح تربیت دختران بر پسران»، «صلح عمومی»، «تشکیل محکمۀ کُبرایِ بین المللی برای ایجاد و حفظ صلح و عدالت بین دُوَل و مِللِ عالم»، «لزومِ دین حقیقی و احتیاج بشر به تأئیدات اِلهی»، «دین باید سبب الفت و مَحبّت شود و اِلّا بی دینی بهتر است»، «ترک انواع تقالید و تعصّبات و خرافات و لزوم جستجوی شخصی حقیقت و آزادی عقیده»، «تطابق علم حقیقی با دین حقیقی»، «علم اعظم منقبت عالم انسانی است»، «تساوی حقوق مردان و زنان»، «وحدت زبان و خط جهانی»، «عدل و حقّ و نهی از ظلم و ستم»، «وحدت اساس جمیع ادیان الهی»، «نهی و منعِ تنجیس و تکفیر افراد و مذاهب و مِللِ دیگر»، «لزوم استمرار ظهورات و ادیان الهی»، «انسان ها همه میوه های یک درخت هستند نه دو درختِ کفر و ایمان»، «مساوات حقّ و حقوق مَدَنیّۀ و اقتصادی انسان ها»، «حفظ حقوق شخصی و تأمین ابتکار و آزادی افراد و حفظ ناموس نفوس»، «ممنوعیّتِ حرفه و شغل دینی و مقام روحانی امثال کشیشی و آخوندی»، «وجوب کار به عنوان عبادت و منع گدایی به عنوان شغل»، «عدم مداخله در امور سیاسی حزبی و نزاع و جدال»، «آزادی فکر و عقیده و وجدان و حقّ اِعلان وجدان و اِبراز عقاید و نظریات»، «مَحوِ حکمِ قتلِ مُرتدِ دینی»، «منع تعرّض و اعتراض به وجدان و عقاید نفوس»، «اصل بسیار مهمّ مشورت در جمیع امور»، «تساوی زن و مرد در ادایِ شهادت به عنوان شاهد»، «نهی از تنبیه بدنی و کودک آزاری»، «لزوم تک همسری و منع تعدّد زوجات»، «نهی از خشونت علیه زنان و کتک زدن ایشان»، «جواز ازدواج با پیروان دیگر عقاید»، «ادارۀ جامعه به صورت شورایی و بدون پروپاگاند و دسایس انتخاباتی و سیاسی و کاندیداتوری»، «لزوم انفاق به فقرا از هر دین و آیین»، «نهی از استغفار نزد دیگران»، «نهی از آزار و فشار بر حیوانات»، «نهی از اعتراض به دیگران»، «نهی از نژادپرستی»، «نهی از انتقام»، «نهی از تقیّه و کتمان عقیده»، «اهمّیت بی همتای رعایت امانت و وفا و صداقت در همه حال»، «عمل به موجب نصوص صریحۀ کتاب و نهی از حدیث سازی و استناد به روایات»، « برداشت بهائی از روابط جنسی بر این عقیده استوار است که عفّت و عصمت باید هم از طرف مرد و هم از طرف زن کاملاً رعایت گردد و این امر صرفاً مربوط به زنان نیست بلکه مردان نیز مانند زنان باید قبل و بعد از ازدواج عفیف باشند»، «نهی از حمل سِلاح»، «نهی از خرید و فروش غلام و کنیز و برده»، «نهی از نزاع و جدال و قتل و فساد»، «نهی از جهاد دینی»، «منع خشونت و ترور»، «منع استفاده از روش های قهرآمیز در امور»، «نهی از فحش و لعن و نفرین و آنچه انسان را مکدّر می سازد»، «حکم عمران و آبادانی شهرها و روستاها و محیط زیست و منع تخریب آن»، «نهی از ورود بی اجازه به خانۀ کسی»، «نهی از دست بوسی و اِنحناء و تعظیم و به خاک افتادن و سجده بر دیگران»، «نهی از بالای منبر رفتن»، «در اختیار خود نفوس گذاشتنِ طرز پوشش و لباس با رعایت اعتدال و وقار» و امثال آن. (۶)
حامد صبوری
۱۹ بهمن ۱۴۰۴
ـــــــــــــــــــــــــــ
یادداشت ها:
۱- از جمله رجوع شود به کتاب خاندان نوبختی از عباس اقبال آشتیانی.
۲- //www.velvelehdarshahr.org/node/50
۳- //akhbar-rooz.com/1404/04/19/22632/
//www.velvelehdarshahr.org/node/649
۵- اشراقات ص 82.
۶- برای دیدن گوشه ای از این قبیل تعالیم از جمله رجوع شود به کتاب «گلزار تعالیم بهائی»، جمع آوری جناب دکتر ریاض قدیمی در این آدرس ها:
نظر خود را بنویسید