سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

چگونگي چاپ كتاب «مهدي موعود»...
1385/11/25

در سایت شبستان نیوز1 از زبان مرحوم علی دوانی، آمده است، به شرح ذیل:
مهدویت: مرحوم دوانی: كتاب مهدی موعود به سفارش و تاكید آیت الله بروجردی برای مقابله با بهائیان به چاپ رسید.
استاد علی دوانی پژوهشگر حوزه مهدویت مدتی قبل از وفات در گفت گوی با خبرگزاری شبستان پیرامون چگونگی ترجمه و چاپ كتاب مهدی موعود گفت: بعد از چاپ كتاب وحید بهبهانی آیت الله بروجردی به من فرمودند: حاج شیخ محمد حسین شریعتمدار سیستانی وصیت كرد تا خانه اش را بفروشند و با ثلث آن جلد 13بحار الانوار را ترجمه و به چاپ برسانند و هر جا كه بهائیان از آن سرقت كرده و به نفع خود مصادره كرده اند مشخص كنند.
وی در ادامه افزود: پس از مدتی ترجمه كتاب را با توضیحاتی كه گاه از نظر علامه مجلسی دور مانده بود در نیمه شعبان سال 1339 به خدمت آیت الله بروجردی بردم و خود برای مسافرت به خارج از كشور رفتم. پس از بازگشت ایشان مرحوم شده بود.
دوانی خاطر نشان كرد: فرزند بزرگوار آیت الله بروجردی می گفت از آن وقت كه ترجمه این كتاب به دست ایشان رسید، دایم مشغول مطالعه آن بودند و اشك می ریختند و چون قرآن آن را در جایی بالای سر قرار می دادند.
استاد علی دوانی در ادامه ضمن اشاره به دستاویز قرار دادن بعضی مطالب و احادیث جلد 13 بحارالانوار (چاپ قدیم در مجلدات جدید این دسته از احادیث در جلدهای 51 تا53 بحار الانوار قرار دارد) توسط عده ای، به دلیل وجود احادیث ضعیف و یا ناصحیح گفت: علامه مجلسی در تدوین كتاب بحار الانوار كوشیده است تا همه احادیثی كه در موضوعات خاص وجود داشته را جمع آوری كند و خود بعضی از این احادیث را با عباراتی چون: بیان، ایضاء، توضیح مشخص و بقیه را به آیندگان واگذار كرده تا رطب و یابس را از هم تفكیك كنند و احادیث را جرح و تعدیل نمایند. بسیاری از این قبیل احادیث در كتاب مهدی موعود تشریح شد و یا به ضعیف بودن سند بعضی احادیث یا راویان آن اشاره شده است.
وی در پایان گفت: برای اینكه این قبیل احادیث ضعیف دست آویز بدخواهان نشود، كتاب موعودی كه جهان در انتظار اوست را نوشتم كه در حدود 400 صفحه است و تا مدتی دیگر چاپ چهارم آن منتشر خواهد شد. در این كتاب حشو و زوایدی كه در كتاب مهدی موعود وجود داشته و علامه مجلسی هم یقینا آن را قبول نداشته، تنقیح شده است. با این كتاب دیگر كسی نمی تواند به دنبال بهانه باشد، مگر اینكه معاند باشد.

باخواندن مطالب فوق دوباره به یاد كتاب مهدی موعود مزبور كه ازبیش از 35 سال پیش تا حال آن را داشته ام افتادم، وبرای آنكه شما نیز به طور مختصرباآن ومحتوایش دربارهءدین جدید بهایی آشنا شوید، مطالبی مختصرتقدیم می گردد.
مرحوم آیت الله بروجردی كه ازدشمنان جدی دین وجامعهء بهایی بود (خودآقای دوانی كتاب شرح زندگانی آیت الله بروجردی را در200 صفحه نوشته ودرچهلم اومنتشر ساخته است) اقدامات زیادی علیه آن نموده است كه ازجمله ءآنها سخنرانی ها ی آقای فلسفی علیه دین بهایی دررادیو درسال1334 است كه به دستور وبا هماهنگی وی وتصویب محمد رضا شاه پهلوی انجام شد و منجربه شورش علیه بهاییان درهمهء كشور گردید(كتاب خاطرات ومبارزات حجت الاسلام فلسفی، مركزاسنادانقلاب اسلامی،1376،ص 191). شورش مزبوراگرچه موجب بلایای زیادی برای بهاییان شد، اما طبق سنت الهی همین مخالفت ها سبب اعلان وانتشار بیشترآن درجهان گردید وبزرگان دنیا رابیشترمتوجه آیین جدید الهی نمود ونتیجهء معكوس بخشید! به طوری كه بنده خود ازیكی از هموطنان عزیزكه ازنتایج آن عصبانی بود شنیدم كه درجمعی عمومی فریاد می زد كه خود بهایی ها به فلسفی پول داده بودند كه از رادیو دینشان را تبلیغ كند!!!.
ازاقدامات دیگرمرحوم آیت الله بروجردی، چنانكه مرحوم دوانی درفوق گفته است، دستور نوشتن كتاب مهدی موعود مذكور است كه آن نیز نتیجهء عكس بخشیده، چنانكه از هموطنان عزیز تمنا می كند آنرا به دست آورده، به چشم انصاف صفحه به صفحهءآنرا مورددقت قرار دهند تا متوجه شوند چرا 163 سال است كه امثال این نفوس علیه دیانت بهایی می نویسند، وچرا علیرغم همهءاین دهها ردیه وكشتار وحبس وتبعید ومحرومیت های اجتماعی كه هنوز هم ادامه دارد، این آیین وجامعهء بیش ازهفت ملیونی فعلی آن درسراسردنیا، نه تنها محو ونابود نشده بلكه دائمأ رو به رشد است. كتاب مزبوردرحقیقت یكی ازمجلدات كتاب بزرگ بحارالانوار ازمرحوم مجلسی است كه اختصاص به اخباروبشارات درباره حضرت مهدی یا قائم موعود دارد ودرعهد صفویه نوشته شده است (ترجمهء آن باعنوان مهدی موعود ، جلد13 آن است). ازآنجا كه این كتاب مثل سایركتب دربارهء حضرت مهدی پر از آیات قرانی واحادیثی است كه با دو ظهور بابی وبهایی مطابقت دارد وباعث ایمان مسلمین عزیزبه دین بهایی ونیزازوسایل ثانویهء تحكیم ایمان خودبهاییان شده است_ ثانوی به این خاطر كه دلیل اصلی حقانیت دین جدید آیات وبینات وآثاروتعالیم خودآن است ونه چیزی دیگر_ آقای دوانی در صفحه نود وپنج ونود وشش چاپ سوم می نویسد:
« ...جلد سیزدهم بحارالانوارسه ترجمه دیگرهم شده است. ولی تنها ترجمه مرحوم شیخ محمدحسن ارومی دو سه بارچاپ سنگی وحروفی شده است. هرچند سبك نثرنویسی آن، تاحدی ساده وقابل فهم عموم است، ولی چون مقید بوده سلسله سند را نقل كند، وحشووزوائد مطالب را درترجمه هم بیاورد، باتوجه به شیوهءچاپ های آن، تقریبأ مورد استفاده مردم امروزكه اصولأ حوصلهءمطالعه این گونه كتاب های مغلق وقدیمی را ندارند قرار نمی گرفت. به علاوه چون فاقدهرگونه توضیح وپاورقی لازم است، لذا قسمت هایی ازبعضی روایات آن مورد دستبرد وسوء استفادهءفرقه بابی وبهائی وازلی قرارگرفته وحداكثراستفاده راازآن به نفع منظورسوءخود نموده وبدان وسیله بسیاری از مردم ساده لوح وبی اطلاع راگمراه ساخته اند! به طوری كه اطلاع داریم بسیاری ازخریداران آن ترجمه نیزفرقه بهایی می باشند! فرقه بهایی ترجمهءسابق سیزدهم بحار(چاپ اسلامیه!!) را به محافل تبلیغی خودمی برند وبانشان دادن مواردی كه قبلأ تعیین نموده وبرای به دام انداختن افراد ساده دل ومسلمانان بی اطلاع تازه وارد، آماده ساخته اند، نخست آنها را درعقیدهءسابق خودمتزلزل وگیج می كنند، آنگاه رفته رفته بیچاره فریب خورده رابه دام افسون ونیرنگ بهائیت كه ماسك تحری حقیقت وگفتگوی مذهبی به آن زده اند، می اندازند. این جهات موجب شدكه هنگام پیشنهاد ترجمهءجلد سیزدهم بحاربه نویسنده، نظربه لزوم ترجمهء دیگری كه بتواند نواقص ترجمهءسابق راجبران نماید، پذیرفتم. اصولأ نویسنده مدتها پیش درصدد بود كتابی دراخبارمربوط به مهدی موعود جهان كه چهارده معصوم علیهم السلام به وجود و ولادت وغیبت وظهور، ودولت جهانی او، بشارت داده اند به فارسی شیوا بنویسیم، وتمام احادیث صحیح ولازم وغیرمكررمربوط به این قسمت را به سبك مخصوص دسته بندی كنم، ومخصوصأ روایاتی راكه فرقهء بهائی دستاویز قرارداده، یا بیچاره ها براثر كمی اطلاع فریب آن را خورده اند، درآن بیاورم، وسپس هریك راموردبحث وبررسی قراردهم، تا ایادی بیگانه بیش ازپیش اذهان ساده لوحان وعوام كالانعام را مشوب نسازد.....این كه تمام روایاتی كه بهائیان مورداستفاده تبلیغاتی خود وگمراه ساختن مردم قرارداده اند، همه را حتّی به طورمكررودرچندباب ترجمه نمودیم، ودراین مورد، ملاحظه سنگین شدن كتاب رانكردیم، تا مبادا حذف آن موجب دستاویزآنها گردد.»[اتمام تألیف كتاب،20 دی 1339 ه ش بوده است. ازجمله ترجمه های قبل ازترجمهءآقای دوانی كه لابد ایشان را ناراحت نموده بوده، ترجمهءچاپ 1332 است كه درآن ازجمله بشارات ذیل دربارهء قائم موعود وتطابق آن با حضرت باب، واضحأمذكوراست: علم 27 حرف است(ص280)؛ قران قائم(ص287)؛ خروج مثل پیغمبر(ص289)؛دین جدید وحكم تازه وكتاب جدیدقائم، امرتازه كه از آسمان نازل می شود(صص240،239،292)؛انكاركتاب قائم(ص23)؛ونیزصص:286،288،297،299،و29 حدیث پنجم،و31 حدیث 33،وص34 باب11،وص258 و267 كه درآن می فرمایدچون قائم ظاهر می شود آیهء مباركهء وجعلنی من المرسلین را تلاوت می فرماید، وص261 وبسیاری صفحات دیگر].
با توجه به مواردفوق، نگاهی مختصردرذیل به مطالب ولحن ترجمهء كتاب مزبورازمرحوم دوانی نشان خواهد دادكه حتی ترجمهءایشان نیزمانع از آشكاری حقیقت نشده،وحقیقت امربهایی به عنوان دینی آسمانی كه موعود جمیع ادیان وامم بوده، پا برجاست واقدامات علیه آن برعكس موجب رشدجهانی اش شده است! (ازچاپ های بعدی آن بی اطلاعم؛ ولی به نظر می رسدآنچنانكه خودمرحوم دوانی درمصاحبهء فوق گفته، حتی همین ترجمهء خودرانیز مناسب ندیده، اقدام به نوشتن كتاب 400 صفحه ای فوق به جای آن كرده است!).
1- اذعان ضمنی به این كه متن اصلی عربی كتاب وترجمه های قبلی آن موجب ایمان بعضی مسلمانان عزیزشده است، خودحاكی از این است كه آیات واحادیثی وجود دارد كه با دین بهایی مطابق است، وایمان بسیاری ازایشان وعلمای اسلام دراین 163 سال واستقامت ایشان وحتی شهید وزندانی وتبعید شدن هزاران نفرشان درراه آیینشان، شاهدی براین مدعاست، وآن طور كه مرحوم دوانی نوشته است، ایشان استغفرالله مسلمانان ساده لوح وعوام كالانعام نبوده اند! به این جهات برمحققین است كه نسخه های قدیم وجدید بحارالانوار ونیز سایركتب مشابه را، اعم ازاصل یا ترجمه های فارسی آن، با یكدیگر مقایسه نمایند تا كارهای امثال مرحوم دوانی برهمگان آشكار گردد! (بنده خود ترجمه های بعضی احادیث توسط ایشان در مهدی موعود را، كه درحقیقت تبدیل به ردیه ای علیه امربابی و بهایی شده، با ترجمه های اقای حسن فریدگلپایگانی ازهمان احادیث دركتاب ردیهءمعروف مهدی خان زعیم الدوله، به نام مفتاح باب الابواب، صص: 45-21_ درحالی كه هردومترجم ازمخالفین دین بهایی بوده اند!_ مقایسه نمود وتفاوت آنها را به چشم سر وسرّ مشاهده نمود! ترجمهء مزبور نیز حدودسال1334ه ش انجام شده است؛ یعنی قبل ازترجمهء بحارالانوار ج 13 توسط آقای دوانی به سال 1339)
2- ازآنجا كه دركتب احادیث اسلامی بشارات صریحی كه مطابق با ادیان بابی وبهایی است، وجود دارد، دردورهء پهلوی سعی نموده انداز جمله برای مسكوت یا مستورداشتن حقایق مسطور در آنها، نسخه های قدیمی را كه به زبان عربی درایران موجود بوده، به فارسی ترجمه كنند ومثل بحار جلد 13 مرحوم مجلسی، آن را به كلی ازهیأت اصلیش خارج نموده، با جرح وتعدیل دلبخواهی وافزودن دهها صفحه(!) تبصره وپاورقی وتوجیهات خنك ومضحك وغیر علمی، تبدیل به ردیه علیه دین بهایی سازند! به این جهت مقایسهءاین ترجمه ها با نسخ اصلی قدیمی عربی كه دركتابخانه های معروف موجود است، حقایق زیادی را برای محققین منصف روشن خواهد ساخت.(به عنوان نمونه ای ازدهها مورد، رجوع شود به پاورقی صص 908 و1084كه درآن سعی بی فایده نموده تا حدیث لا بد لنا من آذربایجان مالا یقوم لها شیء... ازامام باقر(ع ) را كه اشاره به تبعید وحبس وشهادت حضرت باب در آذربایجان دارد، تخطئه نماید!!! ودرهمین صفحه است كه مرحوم دوانی به اختلاف نسخه های كتاب بحارالانوارودیگركتب مشابه نیزاشاره كرده وعنداللزوم ازاختلاف مزبوربرای توجیهات خود به صورت گزینشی ومتناقض استفاده كرده است! ویا رجوع شود به صص: 1011،926،485،482،316،299،169،1074، كه درآنها،سعی ناموفق نموده تا احادیث دالّ بر آوردن كتاب ودین وامر واحكام جدیدتوسط قائم را این طور جلوه دهد كه منظور از همهءآنها كتاب قران وهمان دین اسلام خاص محمدی واحكام آن می باشد! حال آنكه حتی اگر صریح عبارات احادیث مزبور را هم نادیده بگیریم، منطقی نیست كه پس از بیش ازهزار سال موعود اسلام بیایدودوباره همان احكام را تكرار كند!).
3- كل منابعی كه مرحوم دوانی درپاورقی های مهدی موعود علیه دین بهایی نوشته است، ازردیه هایی است كه عناوین آنها درهمان جا موجود است .
4- آقای دوانی گاهی كه ازفرط وضوح تطابق احادیث با حقانیت دین بابی وبهایی عصبانی شده، عفت كلام را از دست داده، به دین وجامعهءبهایی توهین وفحاشی نموده است!(صص: صدوشصت ودو، 1253،1126،1090،1041،1026،926،558،156،152،866،375،1131،1067،...).نیز درص742 ناخواسته به مناسبتی جامعهء اسلامی رادچارفحشا ومنكرذكرمی كند، ونیزچنانكه ذكرشد،درصفحهء نودوشش بعضی ازایشان را عوام كالانعام می نامد! وازاین هم بالاتر چنانكه درذیل خواهد آمد، به مرحوم مجلسی هم به مناسبتی ایراد گرفته وبرای آن كه بكلی ازمشكلات حاصله ازحقایق مندرج دركتب قدیمی ترِ حدیث فارغ گردد، كتاب 400 صفحه ای فوق را نوشت!
5- نكتهء مهم آنكه می نویسد مرحوم مجلسی همه گونه اخبارصحیح وسقیم، ضعیف ومعتبر را جمع آوری كرده است(صص:891،491. آقای حسن فرید گلپایگانی نیز كه كتاب ردیهء مفتاح باب الابواب مهدی خان زعیم الدوله راعلیه دین بهایی ترجمه نموده است،درص 139 نوشته است كه مجلسی همهء احادیث ضعیف را هم آورده است). اما ازعجایب این است كه گاهی برای اثبات امری غیرواقعی همین احادیث ضعیف مورد قبول واقع می شود، ولی احادیث قوی تر ومعتبرتری كه مُثبِت ِ حقانیت ادیان بابی وبهایی است، با توجیهات عجیب وغریب رد می گردد!!! ازجمله، روایت بسیارضعیفی است كه ازیك زن دربارهء وجودفرزند برای امام حسن عسكری (ع ) آورده شده كه میزان ضعف آن به حدّی است كه نفس ِ تفرقهءشیعیان به حدود14 فرقه پس ازوفات امام یازدهم،به خودی خوداعتبارآن راشدیدأ زیرسؤال می بردونیازی برای بررسی نوع روایت مزبورازنظرتقسیمات موردبحث درعلم حدیث باقی نمی گذارد_ اگرچه برحسب تقسیمات مزبورنیزحدیث وجودفرزندمزبورازدرجهءاعتبارساقط است!(رجوع شود به كتاب محاضرات ؛ قاموس ایقان ،ج1،صص:563-543؛ خاندان نوبختی ازمرحوم عباس اقبال آشتیانی؛...).
6- نكتهء به مراتب مهم تر،وجوداختلاف وتناقض بین احادیث مذكوراست به طوری كه هم مجلسی ودیگران وهم آقای دوانی بارها مجبور به توضیحات غیر مقنع دربارهءآنها شده اند!(دربارهء اختلاف وتناقض دراحادیث ازجمله رجوع شود به كتاب اصول كافی ،جلد1،صص 90-80). ازعجیب ترین تناقض ها آنكه درص688،سطر17-8، نوشته شده هركس مدعی دیدن امام غایب شود،دروغگو وافترا زننده است، اما درصص843-719،دوباب 23و24اختصاص یافته به كسانی كه آن حضرت رادیده اند !!!( درنفس همین دوباب نیز تناقضات وجود دارد! البته برای توجیه دههاموردادعای ملاقات دربیش از1000سال، توجیهاتی نیز می شودكه بی اعتباری آن ازنفس توجیهات مزبور پیداست! به عنوان نمونه رجوع شود به كتاب شیفتگان حضرت مهدی ازاحمدقاضی زاهدی،نشرحاذق،قم،چاپ نهم،پاییز1383،ج1، صص:112-109)؛ ازتناقض های دیگر عبارتند از: ص754،پاورقی 1؛ص188،پاورقی1؛ص182،متناقض است با ص 692؛ص213، ص 751و752،و754و739،سطر17(كودكی امام غایب) بامطالب ص206 تناقض دارد؛ باب اول دربارهءچگونگی ولادت امام غایب، كلأ دارای تناقض دراسامی وتاریخ ومطالب است؛ پاورقی ص768درمقایسه باصص780-778؛ پاورقی ص 681 وص1130وص784 تناقض دارد با صص788-786؛ درص491 ذكراحادیثی دال برمردن قائم آمده است وچون این احادیث مخالف مسألهء غیبت قائم است، قبول می كنند كه منظور مردن ِ یادِ او است، حال آنكه به مصداق یك بام ودو هوا، توضیحات وتأویلات مشابه مستند به آیات قرانی واحادیث را درموارددیگر ازبهائیان نمی پذیرند!(دررابطه باهمین مورد، بدون درنظرگرفتن معانی حقیقی احادیث صحیح ،علت غیبت قائم، ترس او از مرگ عنوان می شود،حال آنكه منجی بشریت راترس نباشد! باب 25)؛ ویاص593باص542 درتوجیه عمرطولانی تناقض وجود دارد. ویا تناقض درمطالبی كه راجع به قران منتسب به خلیفهء چهارم،علی، درمقایسه با قرانی كه فعلأ موجوداست وجمع آوری ِ خلیفه سوم، عثمان، می باشد(صص:1121،908،485). ویا برای تخطئهءاحادیثی كه زمان ظهور قائم را مشخص كرده است، ازجمله، حدیث ابولبید مخزومی(صص: 874-865) رادرپاورقی مورد بحث قرارداده وحتی به مرحوم مجلسی مؤلف اصلی بحارالانوارنیز،كه كتاب راقبل از ظهور ادیان جدیدبابی وبهایی نوشته،ایرادگرفته ونوشته، حدیث ابولبیدكه مؤلف[مجلسی] بدون توجه به ضعف سند وصحت آن، دراینجا به شرح وتوضیحات بی فایده آن پرداخته است، یكی دیگرازدستاویزهای سران حزب سیاسی بهایی است كه ازآن به نفع دعوی میرزا علی محمد شیرازی استفاده كرده اند (ص 870 . چنانكه دربالا ذكر شد، ظاهرأ به خاطرچنین مواردی بوده است كه آقای دوانی همین ترجمهء خودرانیز از جلد 13 بحارالانواربه این شرح تصحیح وتعویض نموده، برای اینكه این قبیل احادیث ضعیف دست آویز بدخواهان نشود، كتاب موعودی كه جهان در انتظار اوست را نوشتم كه در حدود 400 صفحه است و تا مدتی دیگر چاپ چهارم آن منتشر خواهد شد. در این كتاب حشو و زوایدی كه در كتاب مهدی موعود وجود داشته و علامه مجلسی هم یقینا آن را قبول نداشته، تنقیح شده است. با این كتاب دیگر كسی نمی تواند به دنبال بهانه باشد، مگر اینكه معاند باشد!.
معلوم است كه اگرمرحوم دوانی نیز قبل از ظهور ادیان بابی بهایی می زیست وبحارالانوار راترجمه می كرد، راجع به مرحوم مجلسی چنین نمی نوشت!). یكی ازدلایل آقای دوانی درتخطئهء حدیث ابولبید مخزومی این است كه علم حروف واعداد درنظرعلمای شیعه فاقدارزش است(866)، حال آنكه فراموش می كنند كه درص485،درتناقض با این ادعا، حدیثی وجوددارد كه گویای استفادهء ائمهء اطهاراز جفر و جامعه وعلم حروف واعداداست! ودلیل دیگرشان نیز این است كه برطبق مطالب باب 26 بحارالانوار(صص:891-857) تعیین وقت ظهورممنوع است،حال انكه ازمطالب همان باب(صص:884،863،862) وبعضی آیات قران مجید( مثل سورهءسبا،آیه ء 29-28 كه دورهء دین اسلام را یك روزكه مساوی 1000 سال است تعیین فرموده؛ و... رجوع شودبه دهها كتب استدلالی بهایی) وبعضی احادیث (احادیثی ازقبیل یظهرعند سنة یس والقران الحكیم - قاموس ایقان، ج1،ص588- كه به حروف ابجد سنهء ثانی ازظهورحضرت باب می شود)، می توان دریافت كه منع ازتعیین وقت برای مردم وخلق است، نه پیامبر یا ائمه كه به علم و الهام واذن الهی می توانند تعیین وقت كنندكه چنین نیز كرده اند(همان منبع. وجالب آنكه مرحوم مجلسی هم، برای رفع تناقض بین احادیثی كه تعیین وقت می كند با مسألهء منع تعیین وقت، برخلاف آقای دوانی، می نویسد، ... با منع تعیین وقت، منافات ندارد. زیرا روایاتی كه ازتعیین وقت ها نهی كرده، مقصود تعیین وقت به طور حتم است، نه تعیین وقتی كه احتمال حصول بدا درآن برود - بحارالانوار ،ج13، ص891).
7- درارتباط با بدا ی ِ ِمذكور، درصص: 889 تا891،885،869،865،359،و... آمده است كه بدا درامرقائم واقع خواهد شد واز همین امر نیزگاه برای توضیح اختلاف احادیث و توجیه متناقضات به شكل دلخواه وبعضأ یك بام ودو هوا استفاده شده، موارد مشكوك دراحادیث حمل بر بدا می شود، وموارد مشابه احتمالی نیزازدیگران، از جمله از بهاییان پذیرفته نمی شود!
8- ازعجایب آنكه دركتاب ادعا می شود، ...او اسلام را از سر گرفته، وتا خود او هست دین وی اسلام وكتاب او قران و به روش پیغمبرحكومت می كند، وسپس اسلام با مرگ وی كه علائم قیامت وانقراض بشر آشكار می گردد، ختم می شود ! ( صص: صد و پنجاه، و صد وهفتاد، و926). ملاحظه فرمایید كه آقای دوانی نوشته است پس از مرگ قائم بشر منقرض می شود! اگرچنین است، پس این همه انتظاروناله وگریه برای چه بوده است؟! خدایی بشر را خلق می كندوشش- هفت هزارسال رسل خود را می فرستد واكثر مردم به آن رسل كافر می شوندوبا هم می ستیزند وهمدیگر را تكفیر وتنجیس می كنند، بعدقائم خود را می فرستد واز كفارانتقام می گیرد وشكستشان می دهد وعدالت خود را بر پا می دارد وهفت یا نه سال( ص299 ودرص1239، 19 سال) سلطنت می نماید وبعد می میرد وپس از او نیززندگی برای بشر سودی ندارد( ص 299) ودنیا پایان می یابد! وچون، چنانكه در بالا ذكر شد،احادیث ِ به ظاهر_یا واقعأ_ متناقض ِ زیادی وجود دارد، درص 1238،برعكس فوق احادیثی آورده شده كه گویای ادامهءحیات بشرپس از قائم است،ولی درتوجیه آن چنین می آید، شیخ مفید در ارشاد می نویسند: بعد از دولت قائم آ ل ِ محمّد دولتی نخواهد بود، مگر آنچه كه در روایتی رسیده كه اگر خدا بخواهد اولاد قائم به جای وی می نشینند. این حدیث هم قاطع واطمینان بخش نیست. غالب روایات می گوید: مهدی موعود چهل روز پیش ازقیامت می میرد ودر آن چهل روز هرج ومرج خواهد شد وعلامت بیرون آمدن مردگان وروز رستاخیزبرای حساب وپاداش اعمال خود آشكارخواهد شد. والله اعلم (برای دیدن آن احادیث از جمله مراجعه فرمایید به همان كتاب ،صص:1238 تا 1242). حال آنكه اگر قرار باشد با چنین حالتی دنیا تمام شود، استغفرالله خلقت بشری كه 6-7 هزار سال زجركشیده ودست آخر نیزهمه باید ازقبر بیرون آیندواكثرأ مجازات شوند[ دربارهء كمبود مؤمن حقیقی حتی درفرقهء ناجیهء شیعه_ به عقیدهء شیعیان 12 امامی_ درص883 همین كتاب بحار الانوار ج 13،ذكر شده است شیعهء حقیقی مانند سرمه درچشم ونمك درغذا ، قلیل خواهند بود] ، عبث وبیهوده وهمچون یك تراژدی تلخ خواهد بود!( عقیدهء پایان یافتن عالم درمیان بعضی مسیحیان نیز به شكلی دیگربا رجعت حضرت مسیح (ع) مطرح است وآنان نیز چون شیعیان منتظرجنگ آخرالزمان وآرماگدون وپایان جهان هستند!). اما نفس این همه اختلاف در احادیث واختلاف نظر در این مورد وسایر موارد، گویای این است كه نه علمای شیعه ونه دیگرادیان نمی توانند درمورد چنین اشارات و بشاراتی در كتب مقدسه واحادیث قضاوت درست نمایند وصحیح را ازغلط مشخص سازند، بلكه این تنها وتنها همان دو موعودِ َملْهُم ِ همهء ادیان ، حضرت باب وبهاءالله، هستند كه طبق وعودصریح كتب آسمانی چنین توانند كرد، ودركتب وحیانیشان چنین نیز نموده اند ومعانی حقیقی بشارات مزبوررا تبیین فرموده اند، وبا روشن ساختن مفاهیمی چون موارد ذیل،ادامهء دوران پرشكوه هزاران سالهء حیات بشروآغازدوران بلوغ جامعهء انسانی و حصول وحدت عالم انسانی وصلح جهانی را تصریح فرموده اند، ولذا به جای پایان جهان، دوره ای 6-7 هزارساله ازآن را كه دورهء كودكی بشریت محسوب می شود،پایان بخشیده اند ودوره ای به مراتب طولانی تر را كه دورهء تحقق وعود همهء مربیان آسمانی وآغاز سیر كمالی بشریت است تأسیس نموده اند. بعضی ازآن مفاهیم عبارتند از: قیامت، آسمان، زمین، ماه، ستارگان، شب، روز، آخرالزمان، ساعت، بهشت، جهنم، شیر، عسل، شراب، آب، نان، آتش، نور، بعث، غیبت، حشر، نشر، رجعت، برزخ، معاد، روح، قبر، دنیای بعد، خلقت آدم وحوا، خلقت آسمان وزمین در شش روز،اسم اعظم، قائم وشرایط ظهور، هوشیدر، سوشیانس،ملائكه،جن،شیطان،حساب وكتاب ومیزان، مجازات ومكافات، زنده شدن مرده ها، دجال،سفیانی، شفای بیماروكوروكروگنگ،زنده كردن مردگان، ید بیضای موسی ومار واژدها، خاتمیت حضرت محمد، ابدی بودن شریعت حضرت موسی،از بین نرفتن انجیل جلیل وكلام حضرت مسیح، دونیمه شدن ماه، برخاستن حضرت مسیح از قبرپس از سه روز،مفهوم وحی والهام وجبرئیل وروح القدس وتشبیه آن به كبوتر،عزرائیل،میكائیل،اسرافیل،عمرهای طولانی همچون نوح،لقاءالله ودیدار خدا،نشستن خدا بر عرش، عالم ذر، نزول مدینةالله واورشلیم جدید،ملكوت خدا،تین وزیتون، شهرهای جابلقا جابلسا،خضر، رفتن حضرت یونس درشكم ماهی، قصهءاصحاب كهف،هدهدسلیمان،عوالم ملك وملكوت وجبروت ولاهوت وامثال آن،معنی مدت زمان قیامت كه هم به یك چشم به هم زدن ذكر شده وهم به 50000 سال،...وبسیاری اسرارورموزومتشابهات دیگر( برای دیدن معانی حقیقی آنها رجوع شود به كتب بهایی ازجمله: ایقان و جواهرالاسرار ازحضرت بهاءالله،بنیانگزاردین بهایی، و مفاوضات ونه جلد مكاتیب ازحضرت عبدالبهاء جانشین رسمی ومنصوص حضرت بهاءالله،وكتب دیگری همچون: نه جلد مائدهءآسمانی، فرائد، جنات نعیم، چهارجلد قاموس ایقان، استدلالیه صدرالصدور، گلشن حقایق، دلائل العرفان، تبیان وبرهان، مبشرین غربی، سیدرسل، حضرت محمدومذاهب آن، محاضرات، رهبران ورهروان، ودهها منبع دیگربه زبان های ازجمله فارسی وعربی وانگلیسی.).
9- علاوه برمواردفوق، دراین آخرین نكته،بایدعرض شود كه كتاب وترجمهءآن گاه دارای چنان مطالب عجیبی است كه حتی بعضأ خود روشنفكران مسلمان نیز از آن اظهارتعجب نموده اند، كه خوداین حقیقت موجب ظهور وبروز كتاب های تغییر یافتهء جدیدترشده است؛ دربعضی موارداین مطالب عجیب به شكلی است كه رعایت حرمت انبیاء وائمهء اطهاراجازه نمی دهدكه عینأ درج گردد( به عنوان نمونه رجوع شود به ترجمهءمرحوم دوانی، باب 1 و23 و24،و صص: 698، 702،808)
با تمام این احوال باید برطبق تعالیم حضرت بهاءالله برای مرحوم دوانی طلب آمرزش نمود، چه كه ترجمهء كتابی با این حجم زحمات خاص خود را دارد،واگرچه كتاب مزبور تبدیل به ردیه ای علیه دین بابی وبهایی شده است، ولی مطالعهءهمین كتاب وآگاهی از بعضی مواردآن كه به اكاذیب ومطالب اشتباه آلوده شده، حس كنجكاوی شدید منصفین تیزبین ووسیع النظری را كه طالب حقیقت هستند، بر می انگیزد تا خود كتاب های بهایی را به دست آورندوبه چشم خودآنها را ملاحظه ومطالعه فرمایند وبا حقایق دین جدیدی كه مدعی نجات عالم انسانی ازبحران های وحشتناك امروزاست آشنا شوند. حضرت بهاءالله می فرمایند، تا بركذب قبل آگاهی نیابی، بر صدق این یوم بدیع گواهی ندهی ( كتاب آثارقلم اعلی ، ج 6،ص 244).
منبع:
1- //www.shabestannews.com

نظر خود را بنویسید


بحار

حسن
ارسال شده در : 1392/4/23

مرحوم‌ علامه‌ دواني‌ در 1338ش‌ مامور ترجمه‌ جلد 13 بحارالانوار گرديد. علامه‌ دواني‌ جريان‌ ديدار خود با آيت‌الله‌ بروجردي‌ و اصرار و تاکيد ايشان‌ در ترجمه‌ آن کتاب‌ را به‌ اجمال‌ شرح‌ داده‌اند که‌ بيانگر توجه‌ فراوان‌ آن مرحوم‌ به‌ مبارزه‌ با تبليغات‌ بهائيان‌ است. سرانجام‌ کتاب‌ در اواخر شعبان‌ 1380 (بهمن‌ 39) منتشر شد و مرحوم‌ دواني‌ قبل‌ از آغاز ماه‌ رمضان، يک‌ نسخه‌ از آن را توسط‌ آقا محمدحسن‌ (فرزند آيت‌الله‌ بروجردي) به‌ ايشان‌ داد. آقا محمدحسن‌ (فرزند آيت‌الله) نقل‌ مي‌کرد: «وقتي‌ کتاب‌ مهدي‌ موعود را به‌ ايشان‌ دادم‌ به‌ قدري‌ خوشحال‌ شد که‌ حد نداشت. پيوسته‌ آن را مي‌خواندند و بعد از مطالعه‌ هم‌ در طاقچه‌ پشت‌ سرشان‌ مي‌گذاشتند. اغلب‌ شبهاي‌ ماه‌ رمضان‌ را به‌ مطالعه‌ آن مشغول‌ بودند و به‌ شما دعا مي‌کردند و مي‌گفتند: بسيار خوب‌ ترجمه‌ و چاپ‌ شده‌ است»//www.montazeran.ir/makatebe-enherafi/bahaeeyat/263-brojerdiandbah…

در جواب آقای هاتف

امید
ارسال شده در : 1390/10/21

دوست عزیز
شما فرمودید که دیانت بهایی "بیشترین" همخوانی را با عقل و علم دارد.پس شما نیز معتقدید که این دین کاملا با منطق همخوانی ندارد.
سو تفاهم پیش نیاید بنده در مورد تمام ادیان تحقیق می کنم و وابستگی خاصی به هیچ یک ندارم. لطفا پاسخ مرا بدهید.
با تشکر

پاسخي به نسرين خانم

هاتف
ارسال شده در : 1390/10/14

با درود
اجازه ميخواهم چند مطلب را عرض كنم
1-جناب آقاي حامد عزيز از مقاله و تحقيق بسيار دقيق شما كمال تشكر را دارم و اميدوارم دوستان فلرغ از هر گونه تعصبي به مطالعه مطلب فوق بپردازند.
2-نسرين خانم عزيز اولين شرطي كه يك فرد بايد دارا باشد تا خودش را محقق بداند اين است كه در يك مناظره ، مباحثه و مطالعه و... دنبال حقيقت باشد نه شكست دان فرد مقابل يا انديشه مقابل.نسرين خانم من بهعنوان يك بهايي دلايل حقانيت هيچ يك از اديان را ناساز گار با عقل و منطق نميدانم و با ديده احترام به همه اديان مي نگرم.ولي اگر شما دلايل حقانيت ديانت بهايي را ناسازگار با منطق ميدانيد ديگر با كدام منطق ميخواهيد حقانيت اديان گذشته را ثابت نماييد چرا كه هر محقق منصفي تاييد مينمايد كه ديانت بهايي فارغ از اين كه يك دين الهي است يا يك مكتب بشري نسبت به اديان و مكاتب گذشته بيشترين همخواني را با علم وعقل دارد.
در ضمن بنده به عنوان يك فرد بهايي آمادگي هر گونه گفتمان و مشورتي را دارم ولي در جهت روشن شدن حقايق نه شكست دادن فرد مقابل،منتظر پاسخ شما هم وطن عزيز بوده و برايتان بهترن ها را آرزومندم
با تشكر

بسي

قفهعف
ارسال شده در : 1387/7/9

مقاله مضخرفي بود و دروغ

اخه الاغ شما كثا

sasan
ارسال شده در : 1387/7/9

اخه الاغ شما كثافتا مهدي(عج) به يه دين من دراوردي به زير سوال بردهايد -اشغالاي بي همه چيز

چه حیف

mehdi mohseni
ارسال شده در : 1387/5/30

دوست عزیز و گرامی
شما زحمت بسیاری برای تحقیق کشیدید ولی متأسفانه در هیچ کجای مقاله نام و نشان از انتشارات و یا موسسه نشر کتاب مهدی موعود دیده نمیشود. من به عنوان برادر کوچکتر شما خواهش میکنم در مورد معرفی مرجع خود، کمی با دید بازتری به مسئله توجه نمایید.
موفق باشید

دستتان درد نکند.

ط.ل
ارسال شده در : 1386/10/9

دستتان درد نکند. عالی نوشته اید. زنده باشید.

تحقیقی بسیار جالب و آموزنده

سیما
ارسال شده در : 1386/1/8

از اینکه تا این حد موشکافانه مطالب را مطرح کردید لذت بردم. باید تاسف خورد که چگونه عده ای افراد نا آگاه فریب کسانی را می خورند که در صدد تحریف حقایق ادیان هستند. . در مسیرتان موفق باشید .

مناظره

نسرین
ارسال شده در : 1385/12/7

سلام. من یک محقق هستم و با تتحقیقات جالب به این نتیجه رسیده ام که بهاییت واقعا یک دین الهی نیست و می دانم که نظر من در این سایت انعکاس نمی یابد زیرا ظاهرا تمامی نظرات منعکس شده در این بخش نظرات موافقان فرقه بهاییت است اما روی سخن من با شخص اداره کننده سایت است. اگر توانستید با بنده در مورد بهاییت مناظره نمایید و شکست نخوردید من سخنان آقای رحیم پور را رد خواهم کرد وگر نه شما با تمام وجود باید از بهاییت دست بکشید و آنهایی را که گمراه کرده اید هدایت کنید. می دانم که قبول نمی کنید چون مسلما دلایل شما کاملا با منطق ناسازگار خواهد بود و این را خودتان هم می دانید. به هر حال من وظیفه ای داشتیم که گفتم و به این جهت حجت بر شما تمام شد. حال قبول کنید یا نکنید فقط شخص شما را متوجه خواهد بود زبرا بنده با دلایل عقلی و قلبی به آنچه می گویم اعتقاد راسخ دارم. نمی گویم منتظر تماس شما هستم چون یقینا این کار را نخواهید کرد. باتشکر.