×
صفحه نخستدرباره سایتشرایط استفادهحریم خصوصیتماس با ما
اصول اعتقاداتاخلاقیاتتاریخاجتماعیاحکامادیان دیگراقتصادبشاراتحقوق بشرسیاستپاسخ به اتهاماتشعر و ادبفهرست تمام مقالات
پیامهای مرکز جهانی بهائی اخبار جامعۀ بهائی گشت و گذار در اخبار بخش سردبیر

برای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

ثبت نام
قطع اشتراک
twittertelegraminstagram
×
بسیار پرمحتوی و پرمعنا بود یاد ... مهم نیست بهائیت دین است یا هرچ ... واقعا تاسف آوره.این اتفاق در ا ... دين سيستمي است كه همهءاجزايش ب ...
در پاسخ به فصلنامه مطالعات تاریخی شماره های 17 و 20 در پاسخ به ویژه نامه 29 ایّام جام جم ندای حق
یوزارسیف هم خاتم النبیّین بود!وقت آن است كه بدانيم دين بهايي چيستدرد دلی با خانم وزیر بهداشتآیا بهاییان در انتخابات شرکت می کنند؟تخریب گورستان‌ و عدم صدور جواز دفن بهاییان در شماری از شهرهای ایران
img

سایت نقطه نظر تلاشی برای رفع ابهامات و تعصبات عامه مردم راجع به دیانت بهائی است.

خدا كيست ؟ چه شكلي دارد؟ آيا خدا پير نشده؟
1386/07/07

خدا كیست؟ چه شكلی دارد؟ كجا زندگی می كند؟ خدا از كجا آمده؟ آیا خدا پیر نشده؟ این سوال و بسیاری سوالات مشابه آن برای والدینی كه كودكانی خردسال دارند بسیار آشنا است. پرسش درباره خدا یكی از دغدغه های بشر از سنین كودكی تا بزرگسالی است. اغلب كودكان با ظرفیت محدود ذهن خود، به دنبال پا سخی برای این سوالات هستند و والدین و مربیان آنان نیز بنا بر توانایی و ظرفیت ادراك آنها ، پاسخهایی مطابق رشد ذهنی و شناختی كودكان، به آنان می دهند و پیامبران به عنوان اعظم مربیان عالم بشری یكی از بهترین و موثق ترین مراجعی هستند كه در طول تاریخ، بنا بر حد درك و ظرفیت ذهن بشر و رشد شناختی آنان، پاسخهایی قانع كننده، داده اند.
در علم روانشناسی، رشد ذهنی و شناختی عبارت است از رشد فرایند های فكری عالی تر، از دوران طفولیت تا بزرگسالی . مثلا یك كودك چهار ساله وقتی از پدرش می پرسد: باد چطور می وزد؟ اگر پدرش به ایراد نطقی در توضیح علمی مسئله بپردازد و در مورد مناطق دارای فشار بالا و فشار پایین حرف بزند، مطمئنا كودك چندان سر در نخواهد آورد. اما اگر پدر از موجود نامرئی در كوهها حرف بزند كه آقای باد نام دارد، آنوقت كودك این توضیح را می فهمد. اما وقتی همین كودك، دوازده یا سیزده ساله می شود، به خوبی توضیحات مربوط به فشار هوا را درك می كند. این تفاوت توانایی كودك در چهار سالگی و دوازده سالگی مربوط به رشد ذهن و خرد است. (فرهنگ توصیفی اصطلاحات روانشناسی فرانك برونو)
در دوره ظهور حضرت مسیح، چون از خدا و رابطه آن با حضرت مسیح سوال شد، آن حضرت مفهوم پدر، پسر، روح القدس را تعلیم دادند. اما بشر خردسال بنا بر همان خصوصیات كودكی خود كه بلافاصله با ذهن محدود خود تحلیل و سوال دیگری مطرح می كند پرسید: اگر خدا پدر است پس حتما پسر از او متولد شده و خود پدر هم از پدری دیگر به دنیا آمده، پس آن پدر كیست؟ تا آنكه حضرت محمد (ص) یكی دیگر از مربیان بزرگ عالم بشری در سال 622 بعد میلا مسیح از جانب خداوند مبعوث گردید. حضرت محمد (ص) در پاسخ به این سوال چنین فرمودند: «قل هوالله احد الله صمد لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفوا احد» بگو او خداوند یگانه است. خداوند بی نیاز. نه فرزندآرد و نه از كسی زاده است. هیچكس همتای او نیست. (قران، سوره اخلاص) و نیز فرمودند: «فمن كان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا» (كهف ایه 110) و در حدیث مشهوری در مورد خداوند فرمودند: «السبیل مسدود و الطلب مردود» یعنی راه به سوی خدا مسدود است و طلب كردن او مردود است. پس در ذهن جستجو گر بشر سوال دیگری شكل گرفت: آیا خدا را می شود دید؟ و چرا فرموده اند راه به سوی خدا مسدود است؟ هزار و اندی سال گذشت تا آنكه حضرت بهاالله در سال 1269 هجری قمری از جانب خداوند مبعوث گردید. حضرت بهاالله در پاسخ به این سوال فرمودند: «حق بذاته و بنفسه غیب منیع لا یدرك است» (لوح خطاب به شیخ محمد تقی اصفهانی معروف به آقا نجفی) یعنی ذات خداوند را نه می توان دید و نه می توان درك كرد و شناخت زیرا ذات خداوند در مقامی دور از دسترس خلق قرار دارد. مردمان هرگز قادر نخواهند بود ذات خداوند را بشنا سند و تصور درستی از آن داشته باشند. اصولا شناخت بر دو نوع است: شناخت ذات و شناخت صفات. مثلا وقتی سوال می شود: آب چیست؟ پاسخ این است كه آب ماده ای است، مایع، در 100 درجه به جوش می آید، بی رنگ و بی بو است و طعمی ندارد و غیره. اینها صفاتی است كه شمرده می شود و از روی این صفات وجود ماده ای را به تصویر میكشیم كه نام آن را آب می گذاریم اما ذات آب، مجهول است. شناخت ذات خداوند نیز میسر نیست. تنها معرفت خداوند، بواسطه صفاتی است كه از خدا شمرده می شود. مثلا اینكه خدا قادر است یا خدا عظیم است.آن هم بسیار محدود و بنا بر مقایسه و تجارب ناقص و ضعیف بشری با آنچه در این جهان موجود است مثلا انسان عظمت آسمانها را می بیند و استدلال می كند پس خالق آسمان باید بسیار عظیم تر باشد كه چنین صنعتی را بوجود آورده. اما ذات خداوند ما فوق تصورات بشری و بسیار برتر و عظیم تر از آن است كه تصورش در ذهن بشر بگنجد. لذا در حدیث فرموده اند راه به سوی شناخت، كه همان شناخت ذات خدا است، مسدود است. این دیدگاه دیانت بهایی در مورد برترین خالق جهان هستی یعنی خدا است. اما عده ای به استناد اینكه حضرت بهاالله در آثار خویش لا اله الا انا فرموده اند بر دیانت بهایی اتهام می زنند كه بهاییان خداوند خالق هستی را قبول ندارند زیرا حضرت بهاالله خود را خدا خوانده است. در حالی كه حضرت بهاالله در مواضیع متعدد، دركلیه كتب و آثار و الواح خویش شهادت بریكتایی خداوند خالق هستی داده اند و به بیان الله لا اله الا هو ناطق بوده اند از جمله لوح خطاب به شیخ محمد تقی اصفهانی ص69 وص72 میفرمایند: «انه لا اله الا هو العزیز الوهاب و نشهد انه كان واحدا فی ذاته و واحدا فی صفاته لم یكن له شبه فی الابداع و لا شریك فی الاختراع قد ارسل الرسل و انزل الكتب لیبشروا الخلق الی سواء الصراط »
یعنی هما نا نیست خدایی مگر او كه عزیز و بخشنده است و شهادت می دهم كه البته او در ذاتش واحد بوده است و واحد در صفاتش است هرگز نمی باشد برای او شبیهی در ابداع و نه شریكی در عالم اختراع. البته می فرستد پیامبران را و نازل می كند كتاب را تا آنكه بشارت دهند خلق را به سوی راه واحد.
حضرت بهاالله می فرمایند: «اشهد بوحدانیتك و فردانیتك و بانك انت اله لا اله الا انت ...»
(شهادت می دهم به واحد بودن تو و یكتایی تو و به اینكه نیست خدایی مگر تو )
حال با وجود شهادتهای مكرر و صریح حضرت بهالله در مورد خداوند یكتا و خالق هستی كه در تمام مناجاتهای حضرت بهاالله موجود است و طالبان حقیقت می توانند به آن مراجعه كنند، چگونه می توان گفت، بهاییان خدا را قبول ندارند.!!!
اعتقاد به خداوند غیب واحد در دیانت بهایی چنان از اهمیت برخوردار است كه حتی در مورد لقاالله كه در قران ذكر شده، حضرت بهاالله می فرمایند: «مقصود از این لقا، لقاء مشرق آیات و مطلع بینات و مظهر اسماء حسنی و مصدر صفات علیای حق، جل جلاله است (منظور پیامبران الهی است). حق بذاته و بنفسه، غیب منیع لایدرك بوده» (لوح شیخ محمد تقی اصفهانی معروف به اقا نجفی ص87 ) (اطلاعات بیشتر در مورد لقاالله را به كتاب ایقان صفحات 72 الی 80 و107الی 114 مراجعه فرمایید)
و اگر در یك جا نیز فرموده اند : لا اله الا انا، بنا بر حالات و روابطی است كه میان خداوند و پیامبران وجود دارد به استناد این بیان حضرت محمد (ص)در حدیث نبوی كه فرمودند: «لنا مع الله حالات. نحن فیها هو و هو نحن. و هو هو و نحن نحن» یعنی برای ما (پیامبران) با خداوند،حالاتی است. ما در او(خدا)هستیم و او(خدا)در ما. در حالی كه او، اوست و ما، ما.
این حالات و روابط در دیانت اسلام و نزد حضرت محمد (ص)و امامان نیز وجود داشته و آنان نیز در آن حالات، خود را با حق یكی می دانستند چنانچه در قران سوره انفال آیه می فرمایند: «و ما رمیت اذ رمیت ولكن الله رمی» یعنی و چون تیر انداختی، تو نبودی كه تیر انداختی بلكه خدا بود كه تیر انداخت. و یا در سوره الفتح ایه 10 می فرمایند: «ان اللذین یبایعونك انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم» یعنی بیگمان كسانی كه با تو بیعت می كنند در واقع با خدا بیعت می كنند. در واقع دست خدا بر فراز دست ایشان است.

حدیثی نیز از حضرت علی (ع) روایت شده كه فرمودند «ظاهری امامه و باطنی غیب لا یدرك» یعنی ظاهر من امام است اما باطن من خداوند غیب لا یدرك است. و نیز در حدیث دیگری آمده: «قال ابو جعفر الطوسی قلت لابی عبدالله: انتم الصراط فی كتاب الله و انتم الزكاه و انتم الحج. قال یا فلان نحن الصراط فی كتاب الله عز و جل و نحن الزكاه و نحن الصیام و نحن الحج و نحن الشهر الحرام و نحن البلد الحرام نحن كعبه الله و نحن قبله الله و نحن وجه الله.» یعنی ابو جعفر طوسی نقل میكند كه به ابی عبدالله گفتم شما صراط در كتاب خدا هستید و شمایید زكات و حج. گفت ای فلانی، ما صراط در كتاب خداوند عزیز و بزرگ هستیم و ما ییم زكات و صیام و حج و شهر حرام و بلد حرام و ماییم كعبه خدا و قبله خدا و روی خدا.
لذا اگرقرار باشد بر حضرت بهاالله ایراد گیرند كه الوهیت و یكتایی خدا را قبول ندارند، این ایراد بر حضرت محمد (ص) و امامان نیز وارد خواهد شد حضرت بهاالله در یكی از آثار شان خطاب به كسانی كه چنین ایرادی می گیرند، می فرمایند، به هر نحو كه این احادیث را معنی نموده اند و درباره آن قضاوت می نمایند، می توانند آثار حضرت بهاالله را هم معنی نمایند. (لوح آقا نجفی ص 83)

نظر خود را بنویسید


سركار خانم شقایق آن گونه هم


ارسال شده در : 1392/9/9

سركار خانم شقایق آن گونه هم نيست كه فرموديد حتی صرف اشارات معدود و ظاهری هم باعث نگرديد كه ظهورات سريع و راحت مقبول عام گردد با اين تفاوت كه امروزه عصر تمدن و علوم است و قبل عصر قبيله و صحرانشينان و ۱۰۰۰ سال بعد عصری ديگر . بنابراين وضع حال همان وضع ظهورات سابق است. بنده اگر قصد نمايم آنچه كه بر پيامبر ( ص ) رفت و آن چه كه وعده و بشارات الهی دركلام بوده به بحث بگذارم چاره ائی نيست جز استناد به آيات كثير قران مجيد. لذا تقاضامندم آيات الهی را دقيق مورد توجه قرار دهيد و تعقل نمائيد, لذا آيه مباركه مرتبط بحث .

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا / 136 النساء

يا حق

در جواب به نظر مهدی

یک دوست
ارسال شده در : 1392/9/8

مهدی جان شما درست میگید ولی مطلبی که هست اینه که منظور از لم یلد ولم یولد را نفهمیده اید برای همین این شبهه برایتان به وجود آمده . برای درک این مطلب و کلا رفع این شبهه ( دیدگاه دیانت بهایی نسبت به خدا یا کلا هر چیزی در این باره ) بهتره به کتاب الوهیت و مظهریت اثر دکتر داوودی مراجعه کنید.. زیرا که از نظر شما پیداست که آثار بهایی را خوانده اید و واقعاً قصد تحری حقیقت دارید ، پس به شما پیشنهاد می کنم این کتاب را نیز بخوانید.. این کتاب را از سایت کتباخانۀ بهایی می توانید دانلود کنید..

تقاضا

سعید
ارسال شده در : 1390/9/4

مهدی جان لطف کن عین نص و بیانی را که اشاره کرده اید بیاورید تا بنده برایتان توضیح دهم. من آن بیانات را می دانم چیست. ولی می خواهم خودتان بیاورید تا توضیح عرض کنم. معنی آن چیزی نیست که تصور کرده اید. البته آنچه شما نوشته اید بارها در ردیه ها و سایت های ضد بهائی آورده شده. با تشکر

ادعای خدایی واقعا:

مهدی
ارسال شده در : 1390/7/29

در خیلی جاها بهالله گفته که خداست مثلا :صفحه 50 کتاب ایام تسعه نوشته اشراق خاوری این گونه گفته به به ار یان سپیده دم که .. در آن کسی به دنیا آمد که لم یلد و لم یولد می باشد. و عندلیب نیز شاعر بهایی گفته هزار مژده عاشقان که صبح روز عید شد کسی که بود لم یلد ولادتش پدید شد .یا در صفحه 115 کتاب الواح نازله خطاب به ملکای ارض این گونه نوشته همانا کسی که این عالم را برای خودش آفریده به سبب اعمال ستمگران در ویرانترین مکانهل زندانی شده است. یا در صفحه 6 اقدس می گه هرگاه خواستید نماز بگذارید پس رو به سمت من باستید(البته کا الان نمازتون رو گم کردین ) و .......... آثار بهالله پر از این حرف ها هستش ان شا الله هدایت بشین .

وبلایگتون خیلی ع

عاشق مهدی
ارسال شده در : 1387/8/7

وبلایگتون خیلی عالیه من که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

درد دل

شقایق
ارسال شده در : 1386/8/29

سلام؛من یک مسلمانم و اینکه بگوییم چه نری دارم خالی از این لطف نیست که بگوییم بیشتر در مورد پیامبراتان نمی انم پس نمی توانم نظری را ابراز کنم که نمی دانم و از دور فقط چیزهایی شنیده پرسیده ام مسلما ذات اقدس کبریای حی یزدان بر همه بشرها پوشیده نسیت که ایشان بسیار باعظمت و بزرگ هستند اما درمورد اصطلال ما نسبت به پیامبر شما همین بس که بگوییم ،در کتابهای که خواندهام چه از دین مسیح و چه نصارا (یهود)هیچ آثاری از پیامبر شما نداشته ام
حتی در کتوب مسح هم این بشارت را برای نوید پیامبری بعد محمد ندیدم چون مسیح به وجود احمد بشارت داده و او را تها پیامبر خوانده من فقط میخواستم بگوییم اگه میخواهید که به اثبات برسانید بیشتر توضیح دهید و اینکه کتوب هایی برای دانستن بیشتر ارائه دهید تا شاید دید ها عوض شود پس کتابهایی را در این رابطه یا اینکه کتابهایی معرفی کنید همین..........موفق باشید